Vampire Knight Guilty

Vampire Knight Guilty

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Vampire Knight Guilty 1-13
Vampire Knight S02 E01-13
Komentář od DreadLord
فصل دوم به طور کامل

Tagy

other
Zveřejněno: 2020-02-03
Stažení: 36
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 159 řádků.

!آهاي! جونِ من عقب وايسين

!آي! آيدول سنپاي

فکر نميکني شيکي سنپاي بزرگتر شده؟

...هي،شيکي سنپاي

!آروم! آروم تر

تو اين ساعت رفت و آمد کلاس روزانه ممنوعه

!بکش کنار بزار باد بياد،ارشد

!شيکي سنپاي

عمرا اگه بتونم دست تنهايي از پسشون بر بيام

من...تنهام

!هي،سلام دخملا

ديشب خوابمو ديدين؟

!جان؟

خوشحالم

خب،امشب به خواب کروس يوکي هم ميام

!چي؟

!چرا فقط کروس يوکي؟

!بي انصافيه

!هي،هي،آيدو سنپاي

!...معذرت ميخوام کانامه سنپاي

معلومه داري چيکار ميکني؟

!خاک وچوک! اينکه کيريو زروست

اين چند وقته نبود يه نفس راحت ميکشيديما

...ميخوام بگم

...آم

ميخوام خيلي چيزا بگم

که زخمت خوب شده؟

تو غياب من چه اتفاقي برات افتاد؟

و...عطش زيادت از بين رفته؟

هي،شما بچه ها

همه تون زود باشين برگردين خوابگاهاتون

کلي سوال ازت دارم که سر دلم سنگيني ميکنه

ولي

!نميخوام برم

!زورگو

!زرو

ها؟

خوش اومدي

بلاخره برگشتم

کوران کانامه

يکي يکي،گلبرگاي گل رُز باز ميشن

به ياد اُوردن اون روز،پُره نقش و نگاره

Elisaba Str

A N I M W O R L D

مثل جاده اي که پرواز قطعش ميکنه و توي سکوت جاريه

کسايي که راهشونو گم ميکنن،دوباره متولد ميشن

خنده هات تاريکي قلبمو از بين ميبره

چند تا تيکه مثل اون روياء درست شده؟

با اينکه غروبه خورشيد برات بسه

ما دوتا تو سايه هاي همديگه محو ميشيم

فاصله بي پايان و عمق بي حدّو حصر

مثل سرنوشته توي دستامونه

بدست اُوردن دوباره و دوباره ...از دست دادن دوباره و دوباره

و ما بلاخره همديگرو ديديم

آسمون ميل به خون داره وقتي گلها منتظر بارونن

مثل شبی که منتظر روزه

و قلبايي که يکي شدن

اين همون چيزي بود که آرزشو ميکردي؟

يکي يکي،گلبرگاي گل رُز باز ميشن

.عشقمون تا ابد ادامه داره

Elisaba Str

*Str* E L I S A B A *Str*

A N I M W O R L D

*Str* E L I S A B A *Str*

A N I M W O R L D

منظورت از اينکه " تو خوابت توام ميام " چيه؟

خيلي مسخره ست

اگه روکا توی خواب هرکي بياد،خواب اون فلک زده کابوس نميشه؟

!چي گفتي؟

هانابوسا،من هلاک اون شخصيت توام

منظورت چيه، آکاتسکي؟

مهم نيست تو چه موقعيتي باشي،چون هميشه نقشت رو خوب بازي ميکني

اين کاري نيست که هرکي بتونه از پسش بربياد

هي،بچه ها

به درخواستم گوش ميدين؟

با کمال افتخار،کانامه ساما

کانامه ساما،واقعا...؟

!چيدمش

!چه بوي خوبي

!خسته نباشي

امروز مجبور شدي با بچه هاي کلاس روزانه سرو کله بزني درسته؟

آره

زرو برگشته،مگه نه؟

بعيد ميدونم خودت متوجه نشده باشي

"ميخواي ازم بپرسي،"چطوريه که کيريو تراز اي نشده؟

من که مثل تو يه شکارچي حرفه اي نيستم

چيزاي خيلي زياديه که راجبت نميدونم

!بهرحال هرچي که هست نميتونم ناديده ش بگيرم

!چي؟ واي چه ناز

!...معذرت ميخوام،کانامه سنپاي

خون اون تو بدنم جريان داره

يوکي هنوز درباره ش چيزي نميدونه؟

کوران کانامه

از وقتي خونشو خوردم،اون صحنه جلو چشمام مياد

...اون

!يه هيولاست

زرو

از وقتي که سرو کله ي هيو شيزوکا تو مدرسه پيدا شد

براي تبديل نشدن زرو به تراز اي،اون زن سرنوشت تلخي رو براش رقم زد

و ...زرو مجبور بود خون اونو بخوره

و زرو هم نتونست خونشو بخوره

زرو چقدر ديگه فرصت داره؟

حتی اگه کمي از خونم ميتونه جلوي تراز اي شدن زرو رو بگيره تا هر چقدر که لازم باشه ميزارم از خونم بخوره

دليلي نداره که اينقدر نگران من باشي

زرو

من فقط ميخواستم ازت محافظت کنم.نه چيز ديگه اي

کانامه سنپاي

آخرشم تنها کاري که ميکنم اينه که ميزارم زرو و کانامه سنپاي ازم محافظت کنن

زرو

کاري که ميتونم انجامش بدم

!بگير که اومد

از هفته پيش کار محافظت گردنم افتاده بود !پس امشبي ازت حسابي کار ميکشم

...واقعا که! تو واقعا

بنظرت وقتش نيست خون بخوري؟

اين مدت که تحت درمون بودي چيزي نخوردي،درسته؟

!پس امشب،ميزارم هر چقدر که دلت خواست نوش جون کني

!چِرت نگو

!زرو

!زرو

معذرت ميخوام،ميدونم که قبلا بهت گفتم ! اما هميشه ميخوام طرف تو باشم

ميدونم آدم قابل اعتمادي نيستم

راستش،اصلا قابل اعتماد نيستم و اين باعث ميشه حالم از خودم بهم بخوره

حتي اگه زورکي هم بود کاري ميکردم که خون اون زنو بخوري

چون اون تنها راه نجاتت بود

اما فقط باعث شدم، بيشتر عذاب بکشي

معذرت ميخوام

يوکي،تو درباره من چي فکر ميکني؟

من درباره تو چي فکر ميکنم؟

ازت ميخوام ديگه گردنت رو بهم نشون ندي و نخواي خونتو بخورم

هنوزم فکر ميکني غير قابل اعتمادي؟

!مصيبتا ! يه خبر داغ! يه خبر دسته اول

مدير؟

!کورنايي ماريا بيدارشده

کورنايي ماريا بيدار...؟

!ايچيرو چان

!مدير خيلي دروغگوئه! تو که اينجايي

...نه،راستش

!هي، اين آدمه خيلي زورگوئه

!...اون بهم گفت که هيو شيزوکا کشته شده

امکان نداره

...توکه نبايد زرو باشي

!ماريا سان

که اينطور،پس شيزوکا بايد تو رو ديده باشه

پس اون واقعا مُرده...؟

شيزوکا ساما ازم خواست که بهش اجازه بدم تا از بدنم بعنوان يه حامل استفاده کنه

و گهگاهي به جام باشه

در عوض،شيزوکا ساما همه بيماري و ضعف بدنیم رو خوب کرد

هرچند،من با شيزوکا نسبت خوني داشتم پس دور از انتظارم نبود که ازم بخواد

شيزوکا ساما از همه چي محروم بود و به بهانه محافظت زندانيش ميکردن

اون حتي نميتونست عاشق بشه

تنها يه نفر، نگران شيزوکا ساما بود و براي اولين بار معني واقعی عشق رو بهش نشون داد

اما اون شخص رو از دست داد

و شيزوکا هم ديوونه شد

و فقط غم و اندوه باهاش بود

!زرو کون

با اينکه تو تنها کسي بودي که اونو کشت ولي فکر نميکنم اون افسوسش رو خورده باشه

خب حالا ديگه آروم باش

اگه به اين وضع ادامه بدي،ممکنه سلامتیت به خطر بيفته

...ماريا سان،اون

Vampire Knight Guilty subtitles in other languages

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left