Prvních 200 řádků.
زيرنويس از Anarchist , Hossein_Eb
Nora
هماهنگ سازی با نسخه بلوری: سام سریال
"آنان گوشت و تن خود را مدیون پروردگار خود اند" انجیل آیه 104:21
همه اینا از کجا شروع شد؟
خشونت،تفنگ...
ایزابل! ...چاقو...
...تبر.
-ایزابل،بیا اینجا - اصلا شکل گرفت
چطوری شروع شد؟
ما فقط می خواستیم که یه زندگی عادی داشته باشیم
برای زنده بودن برای این که فقط وجود داشته باشیم
توی هوسگوو زندگی می کنیم
ما آدمای خوش شانسی هستیم که داریم زندگی می کنیم
ما باختیم خیلی چیزارو زخم خوردیم
ایزابل.
ما اون چیزی که لازمه رو انجام میدیم.
ما اون چیزی که مجبوریم رو انجام میدیم.
درست نیست،من دوست دارم سیدنی یه درآمد از سوراخ کوچیکش داشته باشه...
مثل یکم قارچ،ساده ترین پولی ...که من تا حالا بدست آوردم
حتی به سختی میدونم کدوم سوراخ مهم نیست
-اون یه مرد کوچیک حال به همه زنه. -با یه سوراخ کوچیک کامل.
-سعی کن مثل یه فاحشه صحبت نکنی -سعی کن مثل یه جنده صحبت نکنی
-این هفته یه خارش بد گرفتم -مثل آدمای چاق لعنتی راه آهن
کثیف ترین حقیقت تو کل کشور...
هی!!
"قانون شکن ها و فرشتگان"
صبر کن!لطفا،نه!
اون کیسه رو بردار الاغ
شلیک نکن!
بیا وقت تلف نکن
تو! گمشو اونجا بچه!
ساموئل ببین می تونی بزنیشون
-چی فکر میکنی؟ -اونا خیلی دور شدن
و من این چشمای پیر رو دارم
سم،تو از ملاس تو ژانویه کندتری
این کونیا چطور یه مرد قانون رو خریدن؟
ما باید یه سپر میساختیم،همش همین
یه سپر.
-من آماده نبودم -شهردار سابق مرده
لعنت خدا!
خون ریزی واقعا سریعه
لعنت به همش
پول هارو بفرست و یوشیا رو استخدام کن
پول زیاد،اهمیت نمیدم چقدر
فقط انجامش بده
یوشیا؟
اون رو یه جایی کشیدن وقت نداشتن اونو دفن کنن.
منو این بچه ها شروع کنیم به گشتن دنبال جسد؟
آره،افراد رو جمع کن میریم دنبالشون.
اگه اون صلاح میدونه،اون میتونه پول ها رو نگه داره اهمیت نمیدم.
باید به سمت جنوب بریم نمیخوام به اونا زمانی برای استراحت بدم.
هر چی بیشتر این جا وقت تلف کنیم احتمال گم کردن ردشون هم بیشتر میشه
بچه ها،زین هارو آماده کنید
ما یه نصفه روزی ازشون عقبیم ولی
خییلی وقتم هست از تبرم استفاده نکردم
اگه بگم دلم نمیخواد ازش استفاده کنم دروغ گفتم
چارلی،داری چیکار میکنی؟
بنگ،بنگ،بنگ!
-مثل پسر جهنمی -ما اینجاییم،همینطوره؟
-بزودی اتفاق های بدی رخ میده -صدات رو ببر
بچه ها همه چی خوبه همه آماده بشید
خوبه که میبینمت عمه استر همیشه زنده نیستی
دوست ندارم تو اون چیزی که شما درست کردید گرفتار بشم
خفه شو!
به اون توجه نکن چارلی،اون هیچی نمیدونه
بهتره از کتک زدن اون خانم دست برداری
همه چی خوبه پسرا من عادت ندارم...
...اما یه زن برای برای هر زمان رفتار مناسبى میخواد
فقط تدارکات ما باید تو راه باشه
نیازی نیست تهدید کنی،پسر
من و استر این موضوع رو بینمون حل میکنیم
من جایی نمیام و با کسی توافق نمیکنم
من مطمئنم که همتون رو می کشن
همتون به زودی میمیرین و باید به خدا جواب پس بدین
خفه شو!
پیرمرد حالا تو گوش کن
-گنده گوز این محل منم پیری -نه،نه!ولش کن
یه بار دیگه کتکش بزن اون وقت منم با عضق و علاقه سلاخیت می کنم
هنری،نمیتونه نفس بکشه
من خوبم،زن،خوبم!!
خب؟
هی!
میخواید به سمت پایین شرق برید...
...از مسیر راک کانیون...
... و شنهای سفید.
از خارج "ال پاسو" عبور کن
سمت غرب بهتره،از مسیر دمینگ و عبور از کلمبوس
سمت شرق از اینجا تا مرز هیچی وجود نداره،میمیریم!
دقیقا!
و هیچکس نیست شما رو از اون مسیر تعقیب کنه.
کی میگه اونا مارو تعقیب میکنن؟
اونا برای سرتون جایزه گذاشتن
هشت هزار سکه،نقد
-تو یوشیایی. -ای کاش بودم.
...چون برادر زادمه،اما من نیستم
مرد اون خانواده با شلیک گلوله مرد
مقام دولتی.
خوب و مناسب از یه شهر دیگه
بدشانسی!
اون دوست کلانتر "مک کای" بود
-اونا رفیق بودن -لعنت به همش
بهتون گفتم اونجا شلیک نکنید.. دهنتو ببند چارلی!
و اون دختر جون بدبختی که کشتین
ما هیچ زنی رو نکشتیم.
همش دروغه.
میبینید چقدر بیرحمید؟
حتی متوجهم نشدین
-دو هزارتا برای هر نفر؟ -برای هرکدوم هزارتا...
بقیه جایزه توئه
اونا مارو نمیشناسن.
راهی وجود نداره بشناسن.
مرد چنگال عاجی اسمیه که رو تو گذاشتن.
و یه...یه مرد چاق.
مرد چاق کیه؟
ماسک همه بدنتون رو نمیپوشونه
اینکه هنوز شما رو دستگیر نکردن،خیلی خوبه
اونا صورت هاتون رو نمیشناسن...
...ولی بشدت دارن دنبالتون میگردن بخصوص تو...
...مگه اینکه خوب دور شده باشید.
به سمت شرق میریم.
اسب ها نفس ندارن به اندازه کافی نمیتونیم آب ببریم..
اگه مردن،پیاده میریم
اگه آب نخوری نمیتونی راه بری
خب...
...بیاید امیدوار باشیم تا آخرش اتفاق نیفته
یه زمین سبز اونطرف هست
لعنت به همش،هنری
زدی گاییدیش که پسر
لعنت به همش
نه...
متأسفم خانم.
مجبورم
لعنت خدا،هنری...
...نمیتونی به یه زن شلیک کنی.
جو.
جو! جو!
تو اینکارو نمیکنی...
هی مرتیکه گاو
اقوام من اونا اقوام لعنتی منن.
شما زیاده روی کردید.
به خوبی من میدونی...
هشت هزار تا برای وسوسه شدن کافیه
حتی اقوام،هنری،حتی اقوام
خیلی خی،بده به خواهرت
-ولی میخوام یه بار دیگه امتحان کنم،بابا! -همین الان،شارلوت،بزار نوبتت بشه.
-بابا! -باهام بحث نکن،دختر
اینجا.
خب!
تنها کاری که خوب بلدی این کارای پسرونست.نکنه که پسری
ساکت شو.
بازم میام
جنده حال به هم زن.
عزیزم، همه انگشتامو کثیف کردی.
بلند شو.
هردوتون خوبید؟
خیلی خب.
هی بیخیال
هیچوقت اسلحه رو به سمت کسی نشونه نگیر...
مگه اینکه میخوای بکشیش.
اگر جرئت داری شلیک کن جنده
فلورانس اتل تیلدون!
همین الان اسلحه رو پایین بگیر
وگرنه دردی میکشی که تا حالا نداشتی.
داشتم شوخی میکردم،بابایی.
-فلو بهتره بری پیش پدرت -من میرم
بهتره اونجا باشی و پدرت رو ماساژ بدی...
...قبل از شام اگه شلاق نمیخوای.
-دارم میرم مامان. -ساکت باش،شارلوت.
-نوبت فلوئه -اما اون...
بدون اما و اگر هر چی بهت میگم رو انجام میدی و خفه میشی
-ولش کن مامان،من نمیخوا... -برای تو هم اما و اگری وجود نداره،دختر جوون
گمشو
این یه دختر خوبه.
این جسدا بیشتر از چیزی که من خوشم بیاد این جا افتادن
یوشی. اونطرف تر یه چیزی هست.
توی بوته ها.
اهم.
خیلی خب.
هرکی هستی میخوام خودت رو نشون بدی.
نمیخوایم بهت صدمه ای بزنیم...
...اگه به آرومی بیرون بیای.
آخرین فرصته.
اسمت چیه دختر؟
نترس،بيا اینجا.
همه چی خوبه.
اسمت چیه؟
لولو.
خب...
...اسم قشنگیه
لولو.
اونجا چه اتفاقی افتاد؟
و چه کسایی اون کارو کردن؟
به اونا شلیک کردن و کشتنشون.
-آره،کی به اونا شلیک کرد عزیزم؟ -نتونستم خوب ببینمشون
...اما صداشون رو شنیدم مردای بدی بودن.
آره،مردای بد.
خب،میدونی چرا اون مردای بد به اونا شلیک کردن؟
مطمئن نیستم.
اول فکر کردم آدمای خوبی هستن...
No comments yet. Be the first to leave one.