Billions

Billions

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 7

Informace o verzi

Billions S07E02 2160p WEB H265-NHTFS
Billions S07E02 720p/1080p WEB h264-EDITH
Billions S07E02 2160p SHO WEB-DL H265 SDR DDP 5 1-HONE
Billions S07E02 AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Billions S07E02 2160p STAN WEB-DL DDP5 1 H 265-NTb
Billions S07E02 2160p PMTP WEB-DL DDP5 1 H 265-NTb
Billions S07E02 WEB XviD-RMX
Billions S07E02 720p WEB x264-TORRENTGALAXY
Billions S07E02 480p WEB-DL x264-RMTeam
Billions S07E02 WEBRip x264-XEN0N
Komentář od Hitman007
█❝ H1tmaN امـیـر ❞█ 📣 T.me/IR_Billions 📣

Tagy

web
720p
720
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
XviD
x264
480p
480
webrip
BRip
Zveřejněno: 2023-08-20
Stažení: 87
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫آنچه گذشت...

‫با همدیگه مایک پرینس رو نابود می‌کنیم.

‫قراره منو تبرئه کنی.

‫کل دنیا خیال می‌کنن متهم شدی...

‫و قراره بری زندان، ‫درست تا لحظه‌ای که...

‫مایک پرینس رو بندازیم پشت میله‌ها.

‫قبولـه.

‫ولی هیچکس نباید بدونـه.

‫جناب قاضی، جی‌پی‌اس مچ‌ پا...

‫اقدام غیرضروری و بیش از حدی‌ـه.

‫- درخواست رد شد. ‫- می‌دونستی مفاد قرارداد چیه.

‫- این مرد یه شوالیه‌ست. ‫- این مقاله رسماً میگه که...

‫تو رابین هودِ شهر نیویورکی.

‫- خب هستم. ‫- قرار بود این راه رو...

‫با هم بریم.

‫کاری کردی از دیده شدن ‫در ملأ عام احساس شرمندگی کنم،

‫خانوادم رو از هم پاشوندی، ‫برنامه‌هات رو ازم مخفی کردی.

‫داری تنها دوستت رو ‫با خودت دشمن می‌کنی.

‫تیلور میسون کربن به کارش خاتمه میده،

‫ولی شما همچنان مدیر این ‫شرکتِ یکپارچه خواهید بود.

‫نباید همدیگه رو شرمنده کنیم.

‫باید جلوی خودمون رو بگیریم.

‫مایکل پرینس عوضی داره ‫واسه ریاست جمهوری نامزد میشه.

‫ولی به این نتیجه رسیدم ‫که اون خطرناکـه.

‫اومدم اینجا که کمکم کنی.

‫اگه واسه این اومدی، تنها نیستی.

‫فقط هان و میلنیوم فالکون کمـه.

‫گمونم کار خودمـه.

‫ترجمه از: ‫امـیـر سـتـارزاده ‫AM1Я H1tmaN

‫Billions - S07E02 ‫1402/05/28 ‫« گناهِ نخستین»

‫«اکس گلوبال» حاضر و آماده‌ست ‫مثل نیم‌رخ ِ«جیمز کابرن»...

‫- توی فیلم «هفت دلاور». ‫- گوش کن،

‫فقط یه احمق توی این بازار، ‫رمزارز رو ذخیره نمی‌کنه.

‫الان وقت ترسیدن و زود فروختن نیست.

‫نه، اگه همچین حسی داری،

‫بهتره بری اون بیرون درخت‌ها ‫و کودکان رو نجات بدی.

‫هر غلطی که می‌کنی. ‫ولی من پول در میارم.

‫به‌علاوه، گوردی برامون ‫رمزارز ترید می‌کنه.

‫این بچه استادِ بلاک‌چین و رمزارزه.

‫«کراشر بلک‌ول» ِحوزه‌ی رمزارز. ‫

‫دهن‌شون رو سرویس کن گوردو!

‫مثل کراشر بترکون‌شون.

‫دارم باهاشون تری‌سام می‌زنم، عمو وگز.

‫دو میلیارد دلاری که باهاش شروع کردی...

‫- دو برابر شده، تقریباً. ‫- آره، البته که همینطوره.

‫از فرش به عرش رسیدی، دو مرتبه.

‫از مسافر قاچاقی توی هواپیما ‫رسیدی به پادشاهی قلعه،

‫- شدی امپراتور قلمرو. ‫- ممنون، وگز.

‫ظاهرت فرق کرده.

‫رنگ و روت باز شده. ‫متمرکزتر شدی. خوشحالی.

‫آره، مثل «بروس وین» بعد از ‫آموزش دیدن توی صومعه.

‫یا مثل «استیو جابز» بعد ‫از مدیتیشن کردن توی هند.

‫- کُشنده‌تر از همیشه. ‫- خیلی‌خب.

‫شماها دارید خفن‌تر از بیس‌لاینِ...

‫«کارول کِی» می‌نوازید.

‫ولی به جاش، این رو بگید:

‫پرینس شما رو فرستاده ‫اینجا منو تحریک کنید...

‫تا بتونه دوباره کله‌پام کنه؟

‫متوجهم که تو... ولی نه.

‫اگه حتی می‌دونست اومدیم اینجا، ‫کارمون ساخته بود.

‫یه‌جورایی ایده‌ی این سفر رو ‫توی ذهنش کاشتیم که...

‫خیال کرد ایده‌ی خودشـه؟

‫سر خودم همین بلا اومد.

‫اصلاً خوب نیست.

‫هدف ظاهری‌مون از اومدن به اینجا...

‫پس دادن پولِ سرمایه‌گذاران خارجی جنجالی...

‫تا برای نامزدی پرینس مشکلی پیش نیاد.

‫پرینس برای ریاست جمهوری.

‫هرچقدر بیشتر بگی، ‫هضمش رو راحت‌تر نمی‌کنه.

‫و رهبر آینده‌ی دنیای آزاد...

‫روحش هم خبر نداره که ‫شما سه تا رو فرستاده اینجا...

‫که علیه‌ش...

‫که علیه‌ش ازت کمک بگیریم؟

‫علیهِ کمپین انتخاباتی خودش.

‫این روزا میلیاردر بودن هم سخته‌ها.

‫خیلی‌خب.

‫بریم سراغش. بیاید.

‫دادستانی ایالت نیویورک...

‫در حال رد کیفرخواست ‫به دلیل پیش‌داوریـه، درسته؟

‫بله، قصد داریم تمام اتهامات رو ‫علیه آقای رودز رد کنیم.

‫و دلیل کنار گذاشتن اتهامات چیه،

‫خانم دادستان کل؟

‫خودم دلیلش رو میگم.

‫- مدرکی وجود نداشته... ‫- آقای رودز،

‫- قاضی از من پرسید. ‫- نه جرمی، نه چیزی.

‫به‌علاوه، هیچ هیئت منصفه‌ای محکومم نمی‌کرد،

‫چون ارزیابی کلی فرهنگی سوابقِ من...

‫اونقدر شُهرتم رو بالا برده که...

‫«دیک فازبری» هم نمی‌تونه ازش بپره. ‫

‫دادستانی ایالت نیویورک دیگه حس نمی‌کنه...

‫بتونه جرم آقای رودز رو...

‫فراتر از یه تردیدِ منطقی اثبات کنه، جناب قاضی.

‫علی‌رغم این مسخره‌بازی‌های متهم،

‫درخواست رد اتهامات به دلیل ‫پیش‌داوری پذیرفته میشه.

‫آقای رودز، اتهاماتِ شما رد شدن.

‫شما آزادید که برید.

‫دادستان کل ماهار...

‫به شما توصیه می‌کنم در پیگردهای قانونی آینده...

‫قضاوت بهتری داشته باشید،

‫به ویژه با توجه به اتلاف منابع قضایی.

‫فهمیدم، جناب قاضی.

‫معرکه بود.

‫برام توصیفش کن.

‫لحظه‌ای که وارد دفتر ریاست جمهوری ‫میشی و پشت میزش می‎‌شینی.

‫همونطوری که توی خیالاتت می‌شینی.

‫حتی یک بار هم تصویرش رو تداعی نکردم.

‫من همچین آدمی نیستم...

‫اولین کمپینی که توش بودم، ‫رئیسم، تیم «ریجین کیجین»،

‫برام توصیفش کرد.

‫باید این افراد رو مجبور کنی رویاشون رو بگن.

‫تنها راه وارد شدن به افکارشونـه.

‫این افراد خودبزرگ‌بین بودن.

‫من واسه کسی که اینطوری نباشه کار نمی‌کنم،

‫چون اون بازنده هیچوقت به هدفش نمی‌رسه.

‫و تک‌تکون این رویا رو ‫توی ذهنش تداعی می‌کنه...

‫مثل اِمینم که اولین اجراش رو با...

‫دکتر دره تصور می‌کرد.

‫حالا این چالش رو خوب بیان کردی.

‫نمی‌تونم بفهمم که ‫به‌عنوان یه سیاستمدار...

‫در نظرت امتیاز بیشتری کسب می‌کنم...

‫ما هرگز از این کلمه استفاده نمی‌کنیم. ‫تو سیاستمدار نیستی.

‫امیدواری که با خدمات عمومی ‫مشارکت داشته باشی.

‫- یه دولت‌مرد. ‫- خوبه. آره.

‫با این‌حال، نمی‌تونم بفهمم اگه ‫با ساختارت سریع راه بیام...

‫امتیاز بیشتری کسب می‌کنم،

‫یا اینکه جلوش مقاومت کنم.

‫همونطور که گفتم، خوب جلو اومدی.

‫سر هم بندی نکن.

‫وقتی دوربین‌ها روشنـه، ‫وقت واسه این کار نداری.

‫تنهایی وارد دفتر میشم.

‫به آرومی.

‫قبل اینکه برم پشت میز و روی ‫صندلی بشینم، کمی درنگ می‌کنم.

‫نامه‌ای که رئیس جمهور قبلی نوشته،

‫می‌ذارمش توی جیبم تا بعداً بخونم.

‫سه تا نفس عمیق...

‫آکنده از رضایت می‌کشم.

‫بعدش اسکوتر رو صدا می‌کنم،

‫و شروع می‌کنیم کارهای ملت رو انجام دادن.

‫اگه یه نامزد عادی بودی،

‫تنها راه برنده شدن این بود ‫که این فرضیه رو رد کنی،

‫و در مورد چیز دیگه‌ای صحبت کنی.

‫ولی از اونجا که همچین نامزدی نیستم، ‫به اصالت و اعتبار تکیه می‌کنم،

‫مردِ هدف‌داری که نمی‌ترسه...

‫به چشم بقیه همه چی رو می‌خواد.

‫آره. این تفکر رو همراهت بیار...

‫تا بقیه فکر کنن این خوشبختی ‫برای اونا هم اتفاق میفته.

‫پول، قدرت، مقام.

‫تا بقیه همزمان نسبت بهت دو تا تفکر...

‫داشته باشن: ‫تو مثل اونایی.

‫معمولی. سخاوتمند و پر تلاش، خوش‌رو.

‫ولی اصلاً شبیه‌شون هم نیستی،

‫که تو بهتر از اونایی که ‫ازشون محافظت می‌کنه...

‫و رهبری‌شون می‌کنی درحالی که ‫اقلاً درکشون می‌کنی.

‫درست گفتی.

‫واسه همینـه که توی تخصصت...

‫بهترین هستی.

‫خب، پایه‌ای؟ مدیر کمپین میشی؟

‫چون یه حمله رو رد کردی؟ نه.

‫از پایه بودن خیلی فاصله دارم.

‫ولی مخالف هم نیستم.

‫مطمئن نیستی که هنوز ‫بهم باور داشته باشی یا...؟

‫مطمئن نیستم مسیر رو ببینم.

‫من وقتی کاری رو انجام میدم، ‫معمولاً جواب میده.

‫و اگه جواب نده، ‫طوری سوق میدمش که...

‫هیچکس یادش نمونه...

‫«معمولاً» کافی نیست.

‫تو داری مستقل نامزد میشی،

‫که اگه ببازی اون‌‌وقت جلوی ‫حزب دموکرات بی‌اعتبار میشم...

‫همچنین حزب جمهوری‌خواه، ‫اگه یه‌موقع بخوام تغییر جناح بدم.

‫همچین چیزی نباید این روزا بد باشه.

‫همونطور که «کیجین» یادم داده،

‫دموکرات‌ها باحال بودن‌شون ‫در حد رقص کلیساست،

‫جذابیت‌شون حتی کمتره.

‫- ولی چک‌هاشون پاس میشه. ‫- آره خب، با من،

‫می‌تونی چک رو فراموش کنی. ‫من نقدی پرداخت می‌کنم.

‫ضمناً وقتی برنده بشیم،

‫ازت مثل یه معجزه‌گر تجلیل میشه.

‫این قسمتش درستـه.

‫و حالا می‌دونم چطوری می‌تونی به اونجا برسی.

‫مسیرِ «آیزن‌هاور». ‫

‫تقریباً همینـه.

‫باید یه جنگ جهانی رو پیروز بشم؟

‫کاش همین بود.

‫نه، باید توی حوزه‌ای که ‫انتخاب کردی عالی باشی.

‫بهترینِ دنیا.

‫همین الانشم هست.

‫حتی بهتر از چیزی که بوده.

‫اونقدر خوب که به وضوح نشون بده...

‫چرا باید این مهارت‌ها رو ‫به دفتر ریاست جمهوری ببره.

‫پس به سوددهی کلان نیاز داره.

‫ولی با معیارهای غیرممکن.

‫هر سرمایه‌گذاری که شرکت شما انجام میده ‫هم از نظر سودآوری و...

‫هم از نظر سلامت اخلاقی ‫مورد بررسی قرار می‌گیره.

‫این که مثل یه روز عادی توی ‫شرکت مایکل پرینس کپیتالـه.

‫شعار نده.

‫انجامش بده.

‫نشونم بده، به همه نشون بده،

‫که می‌تونی سود باورنکردنی بدست بیاری...

‫بدون اینکه قانون‌شکنی کنی،

‫در حالی که همزمان آروم آروم داری ‫به یه چهره‌ی مردمی تبدیل میشی،

More Farsi Persian subtitles for Billions

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left