Nine Months

Nine Months

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Nine Months 1995 1080p BluRay fa
Komentář od feri3at
نسخه بلوری...فقط آپلود کردم

Tagy

BluRay
1080
Zveřejněno: 2021-08-12
Stažení: 57
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

خیلی خوب.

- وقت نان تست. - خیلی خوب.

این ، به اندازه کافی شگفت آور ، برای ما است.

پنج سال باورنکردنی ، باورنکردنی.

به سلامتی.

بیا اینجا.

زن: برندان!

پنج دقیقه دیگه برید عزیزم

- ساموئل؟ - آره؟

آیا بیشتر می خواهی؟

نه ممنون. نه ، من چیزهای زیادی داشته ام.

نه نه. نهار منظورم برای ما بیشتر است.

منظور شما از این حرف است ...

- بزرگ M ، ازدواج ، ها؟ - اره.

من بیش از 30 سال دارم و احساس می کنم

مثل چیزی از دست رفته

باشه.

چه چیزی ممکن است از دست رفته باشد؟ بیایید به آن نگاه کنیم

زیرا ، می دانید ، ما در یک آپارتمان خارق العاده زندگی می کنیم ،

تمرین من واقعا خوب است ، همانطور که می گویند رونق دارد.

فکر می کنم بهتر از اکثر زوج های متاهل زندگی می کنیم.

مطمئن.

می گویم در واقع زندگی به طرز خطرناکی به کمال نزدیک بود.

پس چرا شما می خواهید همه چیز را تغییر دهید؟

چرا باید آنچه را که عالی است تغییر دهید؟ میدونی؟

درست.

باشه.

نان تست جدید:

به ثبات

عسل!

- وای خدا! - گه عزیزم من یک پسر را زدم. بیا دیگه!

- حال شما خوب است؟ - ببخشید خانم. من CPR بلدم.

باشه.

- اوه ، شما هوشیار هستید. - آره.

فکر کردم سعی می کنی فرانسوی مرا ببوسی.

- سعی می کردم جیغ بزنم. - بلند نشو

بلند نشو ممکن است دچار ضربه مغزی شوید.

آقا ، فکر می کنم حالش خوب است.

خانم آن را تحت کنترل درآورده ام. متشکرم

- سرت درد می کنه؟ - آره.

- حالت تهوع داری؟ - خیلی

خوب ، چشمانت را باز کن چشمانت را باز کن

وسیع. وسیع. باشه. باشه.

مردمک چشم شما گشاد نیست. خوب ، شما خوب هستید.

- من تو را برگرداندم. - ربکا: آقا.

- من او را برگرداندم ، همه! - حالش خوبه

- بگذار او بلند شود. - اوه ، ببخشید رفیق.

- با او مراقب باشید. - بدون دادخواست

- خوب بدون دادخواست - باشه.

- آره مارتی دویر - ساموئل فاکنر.

چطوره رفیق؟ ملاقات شما خوب است

گوش کن ، متاسفم ما آنجا بودیم که با یک بادبادک پرواز می کردیم ،

و یک باد بزرگ آمد و بم ...

شما را درست روی نوک شکنید

اما من حدس می زنم شما می دانید که ، از آنجا که شما ...

بچه ها بس کن ادب شما!

اوه ، نه ، مقدار زیادی وجود دارد. خوبه. از خودتان پذیرایی کنید.

این بمکد! طعم آن مانند پو است.

- آه ، جهنم خونین. - مارتی: هی ، هی.

من به شما چه گفتم در مورد تف دادن در غذای دیگران؟

نه لطفا. اینجا ، این را بخور

بخور عزیزم

- می دانی ، من تو را می شناسم. - فکر نمی کنم اینطور باشد.

شما دوست شان هستید ،

بچه ، می دانید ، کوچک شود.

بله ، من روان درمانگر هستم.

آیا می خواهید با فرزندان خود کمک کنید؟

من سال گذشته شما را در اتاق زیر شیروانی ملاقات کردم. من خواهر او هستم ، گیل.

- اوه سلام من ربکا هستم - خوشحالم دوباره می بینمت.

ببین ، متاسفم این بلوگاست. هر اونس 64 دلار است.

- غذای سگ نیست. - اوه ببخشید.

- برایت چک می نویسم. - نه ، خوب است

باشه.

گیل: بچه ها ، بگذارید از مرد تشکر کنیم

برای پنیر خوب و یک آغوش بزرگ او را.

متشکرم!

لذت لذت

مارتی: بچه ها ، بچه ها ، آن را جدا کنید. حالا بیا.

- بیا ، ما کارهایی داریم که باید انجام دهیم. - متشکرم!

- کمی داشته باشید - نه نه! عسل.

- نه نه. بیا دیگه! - خیلی خوب.

بیا اسپرینکلر ، بریم.

امیدوارم که ما پیک نیک شما را خراب نکنیم.

وای نه. چرا چنین فکری میکنی؟

بچه ها خیالتان راحت است ما شما را در اطراف می بینیم

باشه خداحافظ.

می بینی؟ پرورش دهندگان

نمونه کاملی از محصول تغییر.

تورم کاهش یافته است

در واقع هنوز کاملاً دردناک است.

تمام چیزی که من می گویم این است که فقط باید دو منطقه در ساحل وجود داشته باشد ...

یکی برای بزرگسالان و دیگری برای کودکان.

و بعد ، می دانید ، همه خوشحال هستند.

آیا این بهتر است؟

آره خیلی بهتر است

خیلی تنش داری

باید شل شوید.

بیا دیگه.

past گذشته وجود ندارد

future فقط آینده وجود دارد

only فقط اینجا وجود دارد

only فقط الان وجود دارد

presence حضور لطف شما ...

دوستت دارم.

من شما را می پرستم

این روزهاست

grace لطف به موقع او

این عشق است

پدر من احمق است.

باشه.

خوب جالب هست.

آیا این چیزی است که شما می توانید شاید

کمی بیشتر درباره من توضیح دهید ، ترومن؟

باشه.

عالی.

پدر من یک احمق غول پیکر است.

آره

یک دو سه.

خوب ، وقتی بازوهای خود را بالا می آورید ، مثل این ...

خوب ، النور؟ گرد گرد

- اینجوری خانم ربکا؟ - نگاه کن به اون نگاه کن

من در مورد ترومن نمی دانم. منظورم این است که من او را باز می کنم.

اما ، می دانید ، او مشکلات بسیار جدی دارد.

و ما می دانیم که چه کسی می تواند برای این مشکلات تشکر کند ، نه؟

- متعجب؟ - هوم؟

- می دانید ، پدر و مادرش. - 32

این بسیار باورنکردنی است که ایالت شما را ملزم می کند برای رانندگی با یک ماشین یک آزمون کتبی انجام دهید ،

اما هر جنون کامل می تواند پدر و مادر شود

و زندگی کودک را نابود کنید.

این مثل این است که مردم فقط بچه هوس می کنند.

- 34. - منظورم ...

مطمئناً پدر و مادر بودن

- باید کمی جلوتر برنامه ریزی کنید. - 36

با خود بگویید: "آیا واقعاً می خواهم پدر و مادر شوم؟"

- 38. - "آیا من برای آن مسئولیت آماده هستم؟"

من باردارم.

چی؟ باردار؟

اوه جیز مواظب باش!

مواظب باش!

مواظب باش!

ربکا: خوب ، حدس می زنم شما بچه را نمی خواهید.

آقا؟ ماشین شما ظرف یک دقیقه آماده می شود .

- خوش شانس هستید که موتور عقب است. - درست.

سلام.

- آماده در یک دقیقه. - خوب

بنابراین...

ما در این مورد کاملاً مطمئن هستیم ، درست است؟

- خوب ، پریود من 10 روز تأخیر دارد. - درست.

و راهی وجود ندارد که شما آن را داشته باشید و فقط متوجه آن نشوید؟

متاسف. مسخره - مضحک. احمقانه است احمق.

آیا می توانید در این مورد کمی مثبت باشید ؟ بیشتر حمایت می کنید؟

من سعی می کنم مثبت باشم

کشتن ما در یک برخورد جدی چیزی نیست که من آن را مثبت بنامم.

فکر می کنم حتماً شوکه کننده بوده است.

می دانید ، فقط از سر آب ، می گویید باردار هستید.

فکر می کنم فقط کمی غیرمنتظره بود.

- شوخی نکن. - این دلیل سقوط خواهد بود.

فکر کردم از کنترل بارداری استفاده می کنید.

- من بودم. - آره درست.

- الان ماشین شما آماده است ، آقا. - عالی.

اوه

- باور نمی کنی. - نه

فکر می کنی من حیله گر ، پشت سرت باردار شدم .

شماره شماره شماره شماره شماره شماره شماره

فکر می کنید من این را برنامه ریزی کردم؟

چون من به اندازه شما در مورد این موضوع نگاه کردم ، ساموئل.

آره آره. من فکر می کنم من فقط فکر کردم که کنترل بارداری

یک عنصر نوپای کوچک کنترل واقعی در مورد آن داشت.

من فکر می کردم قرار است این کار ضد عرف باشد.

خوب ، بله ، هیچ چیز بی خطر نیست.

فقط 97٪ موثر است. دقیقاً همان جا روی جعبه می گوید.

آره درست.

بنابراین ، 3٪ کاملاً خونین بی اثر است.

آنها باید آن را روی جعبه بگذارند.

- بفرمایید. - با تشکر.

ما خاموش هستیم

- هی سلام - ساموئل: شان.

- بلوند کیست؟ - نظری ندارم.

- اوه خدای من. - سلام.

- عیسی. - سلام.

سلام چطور هستید؟ این بابی است.

- این ربکا و سام است. - سلام.

من نگران شما شدم بچه ها این ماشین چی شده؟

اوه ، داستان طولانی

به اون نگاه کن

- کریستین چی شده؟ - آه ، داستان طولانی.

شان: اینجا جایی است که شما می خواهید بمانید.

- آن را دوست دارم؟ - ساموئل: بله. دوست داشتني.

نظر شما در مورد او چیست؟

- منظورت بور است؟ - آره

او جذاب است. او بسیار جذاب است.

سام ، او 25 ساله است.

پوست او مانند آب نبات روبان است.

سینه هایی مثل کیک اسفنجی.

گوساله های او مانند کالزونی هستند.

منظورم بسیار خوراکی است. بسیار خوراکی

او از رابطه جنسی دیوانه است.

این کسی است که می تواند من را از نقاط سخت عبور دهد.

دارم بهت میگم.

منظورت چیه؟ چه نقاط خشن؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left