Prvních 200 řádků.
پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند اپلیکیشن
مسافران پرواز 542 از سینت لوئیس
به شیکاگو اوهر، گیت خروج 93
گیت خروج شما تغییر کرده است
هواپیما شما الان از گیت سی3 بلند میشود
سریع قبلی که دیدمت
خیلی کوچولوتر نبودی؟
خیلی دیر اومدی
و من دو ساعت هست که با این تابلو مسخره اینجا وایسادم
پس بهتره خفه شی
منم دلم برات تنگ شده بود
خبر نداشتم داداش داری
اسمش چیه؟
کایتو
بیا
از من کوچیکتره همونی که رفت دانشگاه
پس باهوشتره
مادرمون که همچین نظری داره
چجوریه؟
من الگوش بودم، همه جا دنبالم میومد
قبلا از این کارش عصبانی میشدم
بهش میگفتم که گم شه
هنوزم میخواد مثل من باشه چیهاراکای باشه
ولی به مادرمون قول دادم
که اجازهی همچین کاری بهش ندم
ولی هایاما نزدیکش کرد
خب تو ببرش بیرون
سعی کردم
حرف گوش نمیده - دوباره تلاش کن -
جواب نه قبول نکن
اگه هفت بار خوردی زمین، هشت بار بلند شو
شبیه مادربزرگهای ژاپنی شدی
خودت الان چیکار میکنی؟
به نصیحت خودم گوش میکنم
سرمایه برای شروع دوباره پیدا میکنم
تا اون حواسم به دخترا باشه
حواسم به اریکا و دایچی باشه
باهاش صحبت میکنم
باید برم
مراسم چند ساعت دیگه شروع میشه
برمیگردی؟
مطمئنی میخوای برگردم؟
آره
خوبه
قیافهات عوض شده
شوخی میکنی - لباسهاش بهتر شده -
قبلا شبیه اسکلها لباس میپوشیدی
خب، در طول روز چیکار میکنی؟
برام سوال بوده همیشه
میرم تو و کوچه و خیابون
دنبال داستان میگردم
آره تقریبا
آره، میشه گفت
ولی بازم وقت نمیکنی به خونه زنگ بزنی
باشه، باشه، فعلا بدیهای من رو ول کن
خودت خوبی؟
بالا و پایین داره
بیشتر پایینه
بابا باید
از مرحله انکار افسردگی رد میشد
اینجوری نبود که به افسردگی اعتقادی نداشته باشه
تو که نمیدونی
قبل از اینکه شرایط بد بشه رفتی
به هر حال، شروع کردم به انجام یه سری کارها
وقتی فعال باشم مامان و بابا کمتر نگران هستن
راستی ازت یه درخواستی دارم
روزنامه مدرسه
بیا تو باشگاه خبرنگاران
و منم یه سری سوال
مثل اینکه تو ژاپن دوست دختر داری، ازت میپرسم
آره، میدونستم
زن و بچه داری ولی بهمون نگفتی
حتی نزدیکشم هم نشدیم
خوش اومدید
ایشیدا محتاط بود شرایط رو پایدار نگه داشته بود
ولی اون یکی
یه ساز و کار موقت هست
تا وقتی که تاناکا ایابون جدید رو انتخاب کنه
امیدوارم مشکلی برای سلامتیش پیش نیاد
بهخصوص با بازگشت توزاوا
تعداد افراد توزاوا داره زیاد میشه
حس میکنم آخرش باید جلوش سر خم کنیم
وگرنه کارمون مثل ایشیدا تموم میشه
بابت این غم متاسفم
باید هم باشی
یه نصیحت برای وقتی که ناراحتی
اندوه میتونه باعث بشه بدون فکر کاری رو انجام بدیم
باید جلوی این غرایز رو بگیری
دستت رو بردار
وگرنه گلوت رو جر میدم
به زودی میبینمت
حرومزاده
توی مراسم ختمش براش جبران میکنیم
ساتو، به افراد بگو اسلحهشون رو آماده کنن
با احترام
توزاوا انکار میکنه که پشت این حمله بوده
ازش طرفداری میکنی؟
اگه بدون مدرک بهش حمله کنیم
شاید بقیه گومیها باهامون دشمن بشن
...پیشنهاد میدم صبر کنیم
صبر کردن برای بزدلاست
کی فکر میکنه حق با ساتوعه؟
کایتو، تو چطور؟
جوابم رو بده
هر چیزی که شما فکر میکنین درسته، کاشیرا
ایابون جوری ما رو بزرگ کرده که از سایه خودمون هم بترسیم؟
یا وقتی که کسی بهمون حمله میکنه ازش انتقام بگیریم؟
بله، قربان
هی، ساتو
حس میکنی نمیتونی از دستوراتم پیروی کنی؟
نه قربان
لعنتی
چندتا سوال تکمیلی داریم
زیاد وقتت رو نمیگیریم
میتونم بهتون کمک کنم؟
اینا همون کسایی هستن که دیدی؟
بله
همین؟
سری قبل ازتون خواستیم که مشخصات تیراندازها رو بهمون بگید
اصلا به ذهنتون نرسید که بگید تتو یکسانی داشتن؟
تازه یه صحنه تیراندازی رو تجربه کرده بودم
این رو هم گفتید که معمار رو به سختی میشناختید
ولی طبق روزنامهها معشوقه هم بودید
اگه کاری مرتبط با پلیس باهام داشتید بگید تا به ایستگاه پلیس بیام
خانم پوتر، فقط میخواستیم ابهامات رو برطرف کنیم
الان تحت بازجویی هستم؟ - نه -
ولی ازتون میخوایم بدون خبر دادن به ما
از شهر خارج نشید
روز بخیر خانم پورتر
لحظهای که از در رد بشم شروع میشه، نه؟
آروم باش رفیق
عزیزم
سلام مامان
بچهام اومده خونه
خدای من، نگاهش کن
نمیدونستم بعد از اینکه هی برنامهات عوض میشد
قرار بود بیای یا نه - میدونم، متاسفم -
کت شلوارش رو ببین به زور آویزون مونده
اونجا چی میخوری؟
یه تیکه ماهی نپخته؟ اینکه نشد غذا
این طعمه ماهیگیریه
به خدا خوب غذا میخورم
خیلی خب، بابات تو حیاط پشتیه
نوشیدنیها رسیدن؟ - بله، قربان -
ممنون
بذاریدشون زیر سایهبون
لامپ 60 واتی کافیه
مراقب باش پیرمرد
اصلا دلت نمیخواد تو همچین روزی بخوری زمین
سلام
خوشتیپ شدی
واقعا؟ مامان که همچین حرفی نزد
...خب
کمکی از دستم برمیاد؟ - نه همه چیز خوبه -
حتما خستته، پروازت چقدر طول کشید؟
خیلی طولانی بود، ولی میدونی
من خط بینالمللی زمان رو رد کردم
مثل برگشتن به گذشته میمونه
کاش همچین چیزی ممکن بود
برو یه آبی به صورتت بزن
آره، میرم همین کارو کنم
بابات... خوشحاله - منم همینطور -
میرم بالا یه دوش بگیرم و لباسهام رو عوض کنم
جاش - مامان، جیک -
خوبه که خانوادهات رو تو اولویت گذاشتی
میتونست بدتر هم بگه
قربان
همه چیز خوبه رئیس
ببخشید
چیزی که با جیک دیدی اونجوری که فکر میکنی نیست
داشتم باهاش خدافظی میکردم
توقع دارم تشویقت کنم الان؟
توزاوا در هر صورت از من خسته شده
با دختر بعدی آشنا شده جوونتره، آمادهست تا جای من رو بگیره
حرفهات تموم شد؟
اویابون امضات رو میخواد
اگه امضا نکنی به اویابون میگم که قبول نکردی
خیلی چیزاها هست که میتونم بهش بگم
کی درمورد محل زندگیم بهت گفته؟
هیچکس، پیدا کردن خونه یه پلیس کار سختی نیست
حین حمله به گومی
چرا وقتی فرصتش رو داشتی بهم شلیک نکردی؟
میتونستی بعدش فرار کنی
من قاتل نیستم
ایشیدا رو با خونسردی کامل کشتی
فکر میکردی خودم میخواستم اون کارو کنم؟
دلیلش تو هستی
وقتی تو و اون زن کل گومی من رو
دستگیر کردین جایی نداشتم که برم
پول نداشتم
هیچی
فکر کردی یه آدم مثل من میتونه یه کار دیگه پیدا کنه؟
چه ربطی به ایشیدا داره؟
توزاوا با یه پیشنهاد اومد پیشم
ایشیدا رو بکش
اونقدر بهت پول میدم تا این سبک زندگی رو فراموش کنی
انتخاب دیگهای نداشتم
تفنگی که توی کلاب ازش استفاده کردی رو کجا گذاشتی؟
من رو تو طرح محافظت از شاهدین بذار اون موقع هر چی که میخوای بدونی رو بهت میگم
فیلم آمریکایی زیاد میبینی تو ژاپن طرح محافظت از شاهد نداریم
No comments yet. Be the first to leave one.