Prvních 200 řádků.
(اين برنامه با بودجه ارائه شده توسط وزارت علوم، فناوري اطلاعات، ارتباطات و برنامه ريزي تهيه شده است)
یه اتفاق خیلی وحشتناک تو مدرسه ما افتاده
یه دانش آموز انتقالی از سئول اومده که خیلی قویه، و می تونه با 17 نفر مبارزه کنه و حریفشون بشه
حالا میخواد با قوی ترین آدمِ مدرسه ـمون، جو ته وونگ مبارزه کنه
شیر توت فرنگی!
زود باش! زود باش! زود باش! زود باش
مین سو
سه دِیقه برات خیلی کمه؟ نه
پس چرا اینقدر دیر کردی؟ دیگه دیر نکن
برو
آه، ته وونگ راجبِ دانش آموزِ انتقالی جدید شنیدی؟
دانش آموزِ انتقالی؟
درسته، منم شنیدم شایعاتی که راجبِش میگن اصلا شوخی نیست
شایعاتی راجبِ یه دانش انتقالی خیلی قوی پخش شده
اسم مستعارش، "مار سَمیِ گاری بونگِ"
بهترین مُشت زنِ سئوله
اون قبلا با 17 نفر مبارزه کرده و حریفِ همشون شده و فرستادتشون بیمارستان
واسه همین مجبور شده که بیاد به این مدرسه
احتمالِ مبارزه یِ اون با جو ته وونگ...
99 درصده
اون عوضی؟ چرا؟
باید نگرانِ اون عوضی هم باشم؟
هی، ته وونگ! امکان نداره
منظورم این نیست... مار سَمیِ گاری بونگِ؟
اگه بیاد طرفِ من اینقدر میزنمش که بمیره
حتما، بزنش
هی! معلم داره میاد
آخ! معلم، آخ بچه پُررو
باید همه ـتون رو بفرستم هاوایی تا با همدیگه کنار بیاید؟
جو ته وونگ
بسه دیگه
به اندازه کافی خوردی، مگه نه؟
خیلی خب، همه تون باید خبر داشته باشین
امروز یه دانش آموز انتقالی جدید به کلاس ـمون اضافه میشه. بیا داخل
اسمِش کانگ چانه، و از سئول اومده
از همه تون میخوام که باهاش رفتار خوبی داشته باشید، فهمیدید؟
هی! بله
کانگ چان بود؟
اون بچه اصلا نرمال نیست، با چشماش قضاوت میکنه به نظر میرسه شایعات حقیقت داره
به زودی میشونمِش سَرِ جاش
حرومزاده
لعنتی
لعنتی؟ تویِ جوجه فکر کردی کی هستی که اینطوری حرف میزنی؟
لعنتی؟
ازم معذرت خواهی کن و برو
معذرت خواهی؟ چی میشه اگه معذرت خواهی نکنم؟
لعنتی! چرا اینقدر سر و صدا می کنی؟
هی آجوشی، تو صاحب اینجایی؟
صبر کن، تو کی هستی؟ هی، عوضی
ته یونگ، حالت خوبه؟
اون چی بود؟ بیاید بریم
نمی تونم نبضِش رو حس کنم
هی! یعنی تو اینکارو باهاش کردی؟
دوباره کنترل خودمو از دست دادم
هی، تو. تویِ کلاسِ مایی، نه؟
بخاطر اون زُل زدنات خوب به یادت میارم
که چی؟
من کانگ چانم
میخوام برم بیلیارد بازی کنم میخوای با من بیای؟
من بیلیارد دوست دارم اسمم ته وونگه
جو ته وونگ
بیاید بریم
دیشب، دانش آموزِ انتقالی،
یه مرد گردن کلفت رو تا جایی که میخورد زدش
خون از دهنش چیکه چیکه می کرد دانش آموز انتقالی؟
تقریبا شلوارمو خیس کرده بودم با جفت چشام دیدم
دیروز تویِ بیلیارد خوب بودی
اصلا نمی تونم با چوب بیلیارد ضربه بزنم واسه همین هیچوقت نمی تونم درست بازی کنم
هی، تو فوتبال دوست داری؟ من فوتبال دوست دارم
من وقتمو با چیزای بی فایده تلف نمی کنم
مین سو
برو یه کم شیرینی بخر بیار
چان، تو صبحونه نخوردی، درسته؟ بهش بگو یه چیزی برات بخره
من غذای آشغال نمیخورم
اگه بدنم بی حال بشه...
مُشت هام هم ضعیف میشه، قبول داری؟
یه مبارز باید مواظب غذا خوردنش باشه
خیلی قاطع ـست...
چی شده؟ حالت خوبه؟ نه، نه، صبر کن
آه، حالم خوبه
بعضی وقتا جای زخمَم که چاقو خورده بهش درد میگیره
قبلا چاقو خوردی؟ کجات؟
میخوای ببینی؟ آره
جای چاقوئه...
وای وای
دیگه بسه این برای من یه خاطره دردناکه
دارید به چی نگاه می کنید؟ برید برام غذا بخرید
اینو می دونستید؟
دخترا از پسرای قوی مثل من خوشِشون میاد
تو... بیخیال هی، بیا اینجا. بهت نشون میدم
بذار فرض کنیم دختری که دوسِش داری رو دیدی باید اینطوری بهش نزدیک بشی، اینطوری
اینطوری! تو چشماش نگاه می کنی چی؟
"دوستت دارم" واااو! بعدش همه چی تموم میشه
من اینطوری با هر دختری تویِ ماپوگو قرار گذاشتم
فقط باید همینکارو کنی
شنیدم یه نفر تو مدرسه پولای بچه ها رو می دزده
ما همچین دزدایی تو کلاسمون نداریم، درسته؟
حتی اگه همچین کسی تو کلاسمون داریم، بهتره گیرِ من نیفته
چه یه نفرِ یا هزار نفر از شما رو بگیرم،
حتما اینو میدونید که فقط یه نفر رو کتک میزنم، درسته؟
فهمیدید؟ بله
خیلی خب...
ما یه دانش آموزِ انتقالی جدید دیگه ای داریم که امروز به کلاسمون اضافه میشه
اون از سئوله، و دانش آموز خیلی خوبیه
پس اذیتش نکنید، و باهاش خوب باشید
بیا داخل
ای بابا از قیافش معلومه بچه مثبته
اسمش سو جه وونه
آه، اون و کانگ چول تویِ سئول به یه مدرسه می رفتن
پس باید خیلی خوب هواشو داشته باشی، فهمیدی؟
بله
دانش آموز انتقالی تو به کانگ چان خیلی نزدیک بودی؟
خیلی نه
شنیدم اون تو سئول خیلی معروف بوده
بهش چی می گفتن؟
مار سَمیِ گاری بونگِ شنیدم اون آدمای زیادی رو با مُشتاش زده
بهت اینجوری گفتن؟
به محض اینکه منتقل شد اینجا جو ته وونگ شد شماره دویِ مدرسه ـمون
یه نگاه خشنی تو چشماش داره، چطوری باید بهت بگم...
جذبه داره میتونی اینو از نگاهش بفهمی
اون احمق داره به چی پوزخند میزنه؟
هی، برو اون احمقُ بیارش اینجا
صبر کن
اون کی بود؟ ها؟
کی جرات کرد به جو ته وونگ، چپ نگاه کنه؟
تو بودی؟
چان. اون احمق بود داشت...
اما چرا اینقدر عصبانی شدی؟
هی، جو ته وونگ میتونم چیزای دیگه رو تحمل کنم
اما نمیتونم تحمل کنم که بقیه با دید حقارت بهت نگاه کنن
شما بهتره جلومو نگیرید
هی، دانش آموز انتقالی
دنبالم بیا
وای اوضاع بهم ریخت
قبل از اینکه بکشمت دنبالم بیا امروز نابودت میکنم...
اوه، کراواتِت باز شده ببخشید
چرا؟ میخواستی چیزی بهم بگی؟
اوه، خب چیزه...
خیلی وقته ندیدمت، جه وو
اونا ازم راجبِت سوال کردن که قبلا تویِ سئول چه جوری بودی
شنیدم اینجا خیلی معروفی
خب؟ تو چی گفتی؟
مطمئن نیستم باید بهشون چی بگم؟
به نظر میاد دلواپس شدی...
ترسیدی که بهشون راجبِ گذشته ـت بگم
پس منو تحریک نکن
سو جه وو! صبر کن، سو جه وو
باز چی شده؟
فقط 10 ثانیه فقط واسه 10 ثانیه اینجا بمون. باشه؟
وای، پسر این اولین باریه که همچین اتفاقی میفته
درسته
دیگه اونکارو تکرار نمی کنی
و باید ایندفعه رو گذشت کنم؟
خوبه که به اشتباهت پِی بردی
اوه، نگاه کنید چه جوری دستاش می لرزه
همه اینایی که اینجان، بچه های خوبی ان
نلرز و ناهارت رو بخور، باشه؟
هی، بیاید بخاطر اینکه اشتباه خودش رو فهمیده، براش دست بزنیم
هی، حالت خوبه؟
زود باش بخور
به طور کلی، انسان ها ارتباط صمیمی و خوبی با سکس دارن
انسان ها دوست دارند رابطه جنسی داشته باشن
و احساساستشون رو با کسی که دوست دارن به اشتراک بذارن
وندینگ ماشین (دستگاهی که با انداختن یه سکه داخل اون، خوراکی یا نوشیدنی به مشتری تحویل میده)
وندینگ ماشین
هی! وندینگ ماشین چرا جوابمو نمیدی؟
نگاه این حرومزاده کن مگه این روزا به اندازه کافی کتکت نزدم؟
مم... متاسفم
چهار تا پیتزا لقمه چهار تا
دو تا کارتون شیر کاکائو دو تا کارتون...
یه دونه شیر توت فرنگی یه دونه...
سه تا سوسیس سه تا سوسیس...
یه دونه نوشابه یه دونه نوشابه...
خب. برو بمیر
دارم میرم
مترجم : مهدي
یه تماس داری لعنتی
پنج، شیش، هفت، هشت گوشی رو بردار، گوشی رو بردار، گوشی رو بردار
بله، مامان
من؟
اومدم بیرون یه کم هوا بخورم بخاطر اینکه احساس خستگی می کردم
مامان، اگه یه موقعی دیگه من پیشت نباشم ناراحت نشو
و حتما غذاتو خوب بخور
آره
ممنون که این همه سال منو بزرگ کردی
دوستت دارم، مامان
منظورت چیه منتقل میشم...
منتقل؟ من منتقل میشم یه مدرسه دیگه؟ صبر کن! هی! هی! صبرکن! هی
هی، مگه عقلتو از دست دادی تقریبا داشتم بخاطر تو می مُردم
به کسی که زندگیت رو نجات داده، باید همچین حرف بزنی؟
احمق روانی...
فکر میکنی اگه از اینجا بپری پایین می میری؟ این هیچ مشکلی رو حل نمی کنه...
من منتقل میشم یه مدرسه دیگه! من منتقل میشم یه مدرسه دیگه
من منتقل میشم
من منتقل میشم من منتقل میشم
دو تا نوشابه
دو تا نوشابه! تو چِت شده؟
پیتزا لقمه ای. پیتزا لقمه ای. پیتزا لقمه ای پیتزا لقمه ای میخوای، نه؟
پیتزا لقمه ای
اون دیوونه شده؟
No comments yet. Be the first to leave one.