Marvel's Jessica Jones

Marvel's Jessica Jones

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 3

Informace o verzi

Marvels Jessica Jones Season03 All Episodes 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Marvels Jessica Jones Season03 All Episodes 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Marvels Jessica Jones Season03 All Episodes MULTi 1080p WEB x264-CiELOS
Marvels Jessica Jones Season03 All Episodes MULTi 720p WEB x264-CiELOS
Marvels Jessica Jones Season03 All Episodes 1080p WEBRip X264-METCON
Marvels Jessica Jones Season03 All Episodes 720p WEBRip X264-METCON
Marvels Jessica Jones Season03 All Episodes 1080p WEBRip x264-STRiFE
Marvels Jessica Jones Season03 All Episodes NF WEB-DL DD5 1 x264-NTG
Marvels Jessica Jones Season03 All Episodes WEBRip x264-STRiFE
Marvels Jessica Jones Season03 All Episodes WEBRip x264-ION10
Komentář od modern_gesprach
►► ويرايش شده تمامي قسمت‌ها ◄◄

Tagy

webrip
web
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
Zveřejněno: 2019-11-13
Stažení: 74
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫بعضی چیزا رو می‌بینی و .با خودت فکر می‌کنی، "عالی‌ـه

‫هیچ سؤالی توش نیست. واقعاً... درسته."

‫بقیه‌ی چیزا مسلماً اشتباهن.

‫اما درست و غلط اولویت اول یه کارآگاه خصوصی نیستن

‫تا زمانی که اون از بقیه جدا ‫بشه و براش مهم باشه این.

‫- کسی یزدن؟ ‫- بله؟

‫من جسیکا جونز هستم. .برت می‌گردونم پیش مادرت

‫هی. چی می‌خوای؟

‫دارم یه کودک‌ربایی .رو پیگیری می‌کنم

‫اون ربوده نشده. من پدرشم.

.تو حضانت‌ـش رو از دست دادی .زود باش وسایلت رو بردار

‫- بابا؟ ‫- ببین...

‫وکیلم آشغال بود و زن .سابقمم کینه‌ای بود

‫حالا یه مجرمی،

‫یه فرد زیر سن قانونی رو از ‫کشور با مدارک جعلی خارج کردی.

‫من باید کسی رو از مادرش دور می‌کردم. ‫مادرش براش مضره.

وای. تا حالا نشنیده بودم مردی .پشت زن سابقش بد بگه

‫- زود باش بریم. ‫- من با بابام می‌مونم.

‫اون آدم بده‌ست.

‫آره، به گفته‌ی زن سابقم.

‫قانون این رو میگه، عوضی.

‫قانون آمریکا. ما در ایالات متحده نیستیم.

‫قراره بریم.

‫ببین، مجبورم نکن .از زور استفاده کنم

‫رفیق، مسخره‌بازی در نیار.

‫مگه ابرقهرمانا نباید آدما رو نجات بدن؟

‫کاپیتان آمریکا هیچوقت .چنین کاری نمی‌کرد

‫" کسی"! عزیزم!

‫اوه! خیلی نگران بودم. خیلی ممنون.

‫آره. ممنون.

‫چی...

‫بازم منو آدم بده کرد.

‫کوتاه میاد.

‫آره، بعد از اینکه باباش رو انداختم ‫زندان و نذاشتم بیاد ملاقاتش.

‫اگه قضیه رو بی‌خیال شی .برای "کسی" آسون‌تره

‫فکر می‌کنی بهش سخت می‌گیرم؟

‫وضعیتِ دشواری‌ـه.

‫پس هم قهرمانی هم روانشناس بچه؟ ‫فکر می‌کنی می‌تونی منو قضاوت کنی؟

‫کم کم آره.

‫بعد از اینکه یه سفر مفتی به مکزیک از من کشیدی بیرون؟

‫چقدر شریف، از یه مادر .سرپرست سو‌ءاستفاده می‌کنی

‫طبق مقیاس کشویی پولی بهت نمیدم، ‫خودتو کشتی شبیه جون جت شی! ‫

‫از قهرمان بودن متنفرم.

‫30 هزار نفر کلیپت رو دیدن.

‫ای وای!

‫دیدیش؟ اون دختره کیه؟

‫عالی شد.

‫می‌دونم. دختره حالش خوب بود؟ صدمه ندید؟

‫داشت آفتاب سوخته میشد.

‫اما نجاتش دادی؟

‫از پدرش؟ آره ویدو، .دختره رو نجات دادم

‫کاش من اونجا بودم.

‫فیلم بهتری می‌گرفتی.

‫منم همینطور. قبلاًً با .آدمای بدجوری می‌گشتم

‫نه خلافکار نبود، ولی یه نفر ‫بود که خیلی منو کنترل می‌کرد.

‫- نه. ‫- همون رنگ‌ـه، بدونِ کَک.

‫از شرش خلاص شو.

...نه، این نمی‌خواد منو بکشه .تا اونجایی که می‌دونم

‫ولی پرخاشگری منفعلانه داره.

‫باشه، فرق می‌کنه،

‫اما چیزی که می‌خوام بگم اینه ‫که بعضیا از تغییر می‌ترسن.

‫راحته.

‫میره.

‫صبر کن یه لحظه.

‫عضو سابق گروه خلافکاری می‌خواد توبه ‫کنه، اما گروهش فکر دیگه‌ای دارن.

‫مقیاس کشویی؟

‫چرا اینجوری بهش میگن؟ کار داوطلبانه‌ست. ‫پولی توش نیست.

‫می‌تونی کل یه گروه .خلافکاری رو بزنی

‫بذارش توی لیست.

‫ماتئو، اطلاعاتت رو .ایمیل کن. من جیلیان هستم

‫الان یه قهرمان طرف خودت داری.

‫بهت گفتم که دیگه‌اینو نگو.

‫با این حال بازم میگم. عجیبه، نه؟

‫پرونده‌ای نداری. لیست انتظارت ‫زیاد شده یکی رو بردار.

‫هیچکدوم‌شون می‌تونن کامل هزینه رو بدن؟

‫حتماً. چون آدمای بیچاره پولدارن.

‫- تو انتخاب کن. ‫- به اندازه‌ی کافی برام مهم نیست.

‫من انتخاب می‌کنم. بده من.

‫چهار و پنجاه و نه دقیقه. شیفتم تمومه.

‫آخر هفته سرم شلوغه برای .همین به من دسترسی نداری

‫هیچوقت نمی‌خوام بهت .دسترسی داشته باشم

‫روی پرونده کار می‌کنی؟

‫من توی چاشتم روی "میموسا" کار می‌کنم. .بعدش میرم شب نشینی ‫

‫- من آدمِ اجتماعی‌ای هستم. ‫- واقعاً نیستی.

‫کسی نیستی که بتونی قضاوت کنی.

‫پنج. دقیق.

‫کاناپه می‌مونه.

‫عوضی.

‫چرا اخراجش نمی‌کنی؟ .حتی ازش خوشت نمیاد

‫برای همین نگهش می‌دارم.

‫آسون‌تر میشه یه فاصله .سالم رو نگه داشت

‫این خوبه؟

‫جواب می‌ده.

‫با همه جز من.

‫پررو نشو، بچه.

‫باید برم. شام خانوادگیِ جمعه شب.

‫می‌تونی بیای.

‫کار دارم.

‫از شماره 2 و 6 خوشم میاد.

‫اهمیت دادن و بخاطرش کاری کردن.

‫مادرم قهرمان رو .اینجوری تعریف می‌کرد

‫البته اون خیلی در این .زمینه تخصصی نداشت

‫اون فکر می‌کرد من .واجد شرایطش هستم

‫من خیلی مطمئن نیستم.

‫اون... امید داشت.

‫من نمی‌خواستمش، اما مثل یه ‫چیز ارثی به من منتقلش کرد.

‫و حالا تنها چیزی‌ـه که از اون دارم.

‫بیا.

‫- ممنون. ‫- خواهش.

‫خانم "چین" رفته؟

‫رفت خانه‌‌ی سالمندان. من ارتقا دادم.

‫- عزیزم اون دسره؟ ‫- آره زِیا، جسیکا رو یادته.

‫آها آره، همسایه. سلام.

‫شب خوبی داشته باشی.

‫کلوچه‌ها اومدن!

‫- خیلی‌خب. ‫- خیلی‌خب.

‫کانال 782

‫همیشه حق با مشتری‌ـه.

‫اگه انعام خوب بدن.

‫یک اصالتی به اجاق چوب‌سوز می‌ده

‫اما کاملاً با هر دکور .مدرنی سازگاره

‫و کاملاً الکتریکی‌ـه که باورم نمیشه،

چون این آتیش خیلی ...واقعی به نظر میاد

‫و با این‌حال این گرما کاملاًً ‫با این کنترل قابل تنظیمه.

‫درسته. اینا...

‫می‌بینم که زود اومدی اینجا.

‫باید کارم رو می‌پیچوندم.

‫حالا که صحبتش شد، بذار یه .نوشیدنی دیگه برات بگیرم

‫تو دختره رو نجات دادی.

‫این کاری بود که کردم؟

‫مادر زنگ زد و گفت .دخترش رو برگردوندی

‫فکر کنم خیلی چیزای .بیشتری گفته باشه

‫اون ممکنه تو رو یه قسمت از ‫اندام زنانه خطاب کرده باشه.

‫احساس متقابله.

هیچکس تو رو مجبور به این پرونده نکرد. ‫فقط بهش اشاره کردم.

‫دفعه‌ی بعدی یه پرونده رو اشاره کن ‫که طرف ارزش کمک کردن داشته باشه.

‫عوضی‌ها هم کمک می‌خوان...

‫از طرف عوضی‌های گنده‌تر.

‫مقیاس کشویی‌ـه.

‫می‌تونی دیگه‌این‌کارو نکنی.

‫قهرمان‌بازی رو به حرفه‌ای‌های ...آموزش دیده‌ای بسپاری

‫که به قانون و نظارت پایبند هستند.

‫برای این اومدی اینجا کارآگاه؟ ‫که به من بگی دست بردارم؟

‫می‌خواستم شرایط توافق‌مون رو اصلاح کنم.

‫بهت یکی دو تا پرونده میدم، تو ‫هم قانونی رو زیر پا نمی‌گذاری.

‫این معامله بود.

‫معامله‌مون این بود که در حین زیر‫پا گذاشتن قانون مچ منو نگیری.

‫وقتی 80 هزار بازدیدکننده ‫داشتی نادیده گرفتنش سخته.

‫جالبه، اما ضرب و شتم .به حساب میاد

‫از محدوده‌ی قانونی تو خارج‌ـه، کاستا.

‫فقط حواست باشه از .حدود خودت تجاوز نکنی

‫راسل می‌دونه من .با تو ملاقات می‌کنم

‫به من قول داد که میاد .خونه مست نباشه

‫چه مرد خوبی هستی.

‫می‌دونم.

‫خوش به حالت.

‫سلام، جس.

‫می‌خوای از آسانسور بری یا پنجره؟

‫می‌خوام استخدامت کنم.

‫تریش گم شده.

‫به یکی بگو که براش مهم باشه.

‫محض رضای خدا، .بذار فقط توضیح بدم

‫می‌خوای منو بزنی؟

‫اگه باعث میشه گوش کنی بزن.

‫همونقدر که تو نمی‌خوای .اینجا باشم خودمم نمی‌خوام

‫اما 24 ساعت پیش تریش غیبش زد.

‫چه مبل زشتی.

‫عاشقشم.

‫باید انتظارش رو می‌داشتم.

‫اون برای جلسه دیر می‌اومد، حواسش پرت بود...

‫تمام شب رو بیرون بود، نمی‌گفت کجا.

‫اما تا دیروز هیچوقت .برای کار غیبت نمی‌کرد

‫ممکنه دوباره برگشته باشه به ‫مواد، یا در خطر باشه، یا بدتر.

‫اگه این چیزی‌ـه که تریش .بخواد به خودش مربوطه

‫ بهت پول میدم.

‫نه

‫خواهش می‌کنم.

‫یه خبری هست.

‫نه

‫هیچ کس دیگه‌ای ندارم که پیشش برم.

‫پلیس می‌تونه گزینه‌ی خوبی باشه.

‫اما می‌ترسی که خبرش پخش شه. ‫همیشه از برندش محافظت می‌کنی.

‫آره، چون فقط همین‌کار ازم بر میاد.

‫اما تو بیشتر ازت بر میاد. خیلی بیشتر.

‫تو توضیح دادی من .گوش دادم. برو بیرون

‫می‌دونم یه چیزی بین شما دو تا اتفاق افتاده

‫در مورد مرگ مادرت،

‫اما تریش هیچ ربطی .به این قضیه نداره

‫راجع به مادرم حرف نزن.

‫هیچوقت.

‫می‌فهمم. خانواده، خانواده‌ست.

‫اما تریش هم خانواده‌ی توئه. .هیچی این رو عوض نمی‌کنه

‫تو شانس این رو داری که .زندگی‌ـش رو نجات بدی

‫این چیزا دیگه قدیمی شده.

‫برو بیرون.

‫تریش تنها چیز خوب .راجع به تو بود

‫الیاس...

‫الیاس...

‫الو؟ چیه؟

‫منو از حالت بلندگو در بیار.

More Farsi Persian subtitles for Marvel's Jessica Jones

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left