Prvních 199 řádků.
دلتنگ اژدها
،خیلی آروم و راحت نشستی
.انگار اصلا نگران نیستی
.البته! چن یو ماهر و نیرومنده
.هیچ مشکلی به وجود نمیاد
.ولی الان دیگه زمان مقرر شده
.اونها باید تا الان از شبیخون برمیگشتن
.نگران نباش
!گوش کن! صدای پا میاد
!مامور لو- !حتما خودشونن-
!آقای لو- !بالاخره برگشتین-
.گوش کن
.ژنرال فنگ تصادفا از صخره به پایین پرت شد
!چی؟
،وقتی داشتیم عقب نشینی میکردیم
قبل از اینکه از قلمرو ارتش نانجائو خارج بشیم
تحت محاصره و رهگیری قرار گرفتیم و توی تله .افتادیم
من جلوی چند تا حمله رو گرفتم
.ولی بازم نتونستیم شکستشون بدیم
حالا بهم فرمان بده
.تا نیروها رو برای جستجو و کمک بفرستم
.نه، صبر کن
لونگ یان چی شد؟ ازش حفاظت نکرد؟
لونگ یان هم به دنبال اون از صخره پرت شد .پایین
.عالیه
حالا که لونگ یان یان اونجاست، پس چن یو چیزیش .نمیشه
فرمانده جائو، فورا با نیروهامون ضد حمله رو .آغاز کنید
!ما باید چن یو رو نجات بدیم
!بله، قربان
اینجا کجاست؟
.یادمه بازوم زخمی شده بود
چطور به این سرعت خوب شده؟
لونگ یان؟
تو چرا...؟
ما چرا اینجاییم؟
مثل شما ژنرال، منم تحت فشار دشمن
.از صخره به پایین پرت شدم
ولی خوشبختانه، شانسم زد
.و به شاخه های بیرون زده از صخره آویزون شدم
گرسنه نیستین؟
.یکم میوه بخورین
کاخ لوفنگ
ارباب چیانشون، تو میدونی که چرا
شاه اژدها اخیرا به استخر اژدهاش برنگشته؟
.اون تو دنیای انسان هاست
باز رفته لیو یینگ رو ببینه؟
.شاه اژدها عاشق اونه
همین که بتونه یکبار دیگه اون رو ببینه
.خوشحال میشه
قبلا مسائل عاشقانه رو
.مسخره میدونستی
ولی حالا به نظر میرسه که میتونی شاه اژدها رو .درک کنی
با پرنده آبی کوچولوت چه میکنی؟
این به خودم مربوطه. لازم نیست تو خودت رو درگیر .کنی
.شاه اژدها در عشق غرق شده
.تو بهتره راه اون رو دنبال نکنی
متاسفانه فکر میکنم برای پرنده آبی کوچولوی تنبل خیلی سخت باشه
.که بخواد وارد مسیر جاودانگی بشه
.پس نباید خیلی باهاش جدی باشی
چرا نه؟
خب اگر چینگ چینگ نتونه جاودانه بشه چی میشه؟
تو فکر میکنی فقط انسانها و اهریمنها با هم فرق میکنن؟
جاودانه ها و اهریمن ها هم نمیتونن پایان خوشی .داشته باشن
.من و تو جاودانه ایم و زندگی ابدی داریم
ولی پرنده اهریمن فقط میتونه 500 یا 600 سال .عمر کنه
چطوری میخواین برای همیشه با هم باشین؟
،برای جلوگیری از درد جدایی در آینده
بهت پیشنهاد میکنم
.که جدیش نگیری
جدیش نگیرم؟
.تو سرنوشت های زیادی رو نوشتی
داستانهای عاشقانه ای که تا حالا نوشتی، هیچکدومشون جدی نبودن؟
.من فقط دارم بهت لطف میکنم و یادآور میشم
.اصلا فراموش کن که چی گفتم
.میبینمت
مهم ترین کار اینه که اون رو
.در آزمایش سخت جاودانه شدن در آینده کمک کنی
.نشان شهابی چیز مهمی نیست
.من فکر نمیکنم که اون زشته
.هنوز نمیتونم ازش استفاده کنم
.ژنرال
.بشین
.چشم
.فرمانده کل در طول جنگ بین دو ارتش گم شده
.این توی روحیه ی افراد تاثیر منفی میذاره
…نمیدونم عمو جائو و داداش جنگ
.ژنرال، نگران نباشید
،درسته که ما از صخره پرت شدیم
ولی نقشه ی ضد حمله ی قبلیمون
.با موفقیت صورت گرفت
تدارکات دشمن نابود شد
.و گیاهان هم مسموم شدن
مطمئنم که سربازانمون میتونن
.ارتش نانجائو رو از مرز فراری بدن
.عمو جائو فرد با تجربه ایه
.بیخودی نگران شدم
،ژنرال
کسی که با شمشیرش باعث شد شما از صخره پرت بشید
.یکی از سربازان خودمون بود
کسی قصد کشتن شما رو کرده؟
.منم بهش فکر کردم
ولی هدف اصلی
شخص پشت پرده چیه؟
در ابتدا، آقای گو
چند تا آدمکش رو اجیر کرد تا برام دردسر درست ،کنن
بعدش هم یکنفر نشان فرماندهی فنگ رو دزدید تا ،برام پاپوش درست کنه
.و بعدش هم اون سرباز بالای صخره
فکر کنم بین این اتفاقات
.یک ارتباطی وجود داره
،و توی روزی که حرکتمون رو شروع کردیم
جین دقیقا میخواست چه چیزی رو بهم بفهمونه؟
.فکر کنم اون هم به این مسائل مربوطه
ولی حالا
.این بزرگترین نگرانی من نیست
چیزی که خیلی نگرانم میکنه
اینه که ما چطوری باید
.از این صخره ی بلند بالا بریم
!چن یو
من به وضوح یادمه که تو
.از صخره فاصله داشتی
برای نجات من از صخره خودت رو به پایین پرت کردی؟
.حفاظت از ژنرال وظیفه ی منه
.ببخشید
توی افکارم غرق شده بودم
.و شما رو به جای خواهرم اشتباه گرفتم
،پس
تو یک خواهر هم داری؟
.بله
.اون همسن شماست
.داشتن برادری مثل تو خیلی خوبه
منم قبلا برادری داشتم
.که همیشه ازم مراقبت میکرد
.من داداش چینگ چینگ هستم
.پس، برادر تو هم محسوب میشم
،پس
هر وقت که بخوام میتونم ببینمت؟
.منم برادری داشتم که همیشه ازم مراقبت میکرد
.من همیشه در کنارتم
.ما با هم زندگی میکنیم و میمیریم
!باشه
!ما حتما میبریم
!چی؟
چرا این نشان هنوز اینجاست؟
اینهمه دردی که متحمل شدم
بیهوده بود؟
،من میتونم هر روز برات آرایش هلو انجام بدم
باشه؟
!آروم باش
!این اولین باری نیست که خرت میکنه
،آخرین باری که نشان رو دید
.روش رو برگردوند و فورا از اینجا رفت
،راستش
این نشان شهابی
.خیلی خاصه
خاص؟
!این معنی زشت هم میده
.تو صورت زیبایی داری. نمیفهمی من چی میکشم
.ولی، واقعا زیبا هستی
،گوش کن
.سرت فقط به بازیگوشی نباشه
یادت باشه که هر روز تمرین کنی
تا بتونی خیلی زود یک جاودانه بشی، باشه؟
.من هیچوقت نگفتم که میخوام جاودانه بشم
،اگر نشی
چطوری میخوای برای همیشه کنارم بمونی؟
.این رو بگیر
کتاب راهنمای سری بهشتی
.تو هنوز به روشن بینی نرسیدی
.این کتاب راهنمای سری بهشتیه
.باید برطبق اون با جدیت تمرین کنی
.تنبلی نکن
!چقدر زیاده
.دفعه بعد که اومدم وضعیت تمرینت رو چک میکنم
،اگر تنبلی کرده باشی
.مجازاتت میکنم
چرا باز یکدفعه غیبت زد؟
با تو بمونم؟
،اگر یک جاودانه بشم
چرا بازم باید خدمتکار تو باشم؟
فایده ی این کار چیه؟
!نمیخوام
کتاب راهنمای سری بهشتی
!شی یون
!شی یون
مگه خیلی وقت نیست که به شهر باد اومدی؟
چرا تازه الان اومدی من رو ببینی؟
دیگه دوستم نداری؟
چطور ممکنه؟
.تو میتونی بری
.بذار بهت یک خبر خوب بدم
.فنگ چن یو از صخره پرت شده و گم شده
مرده؟
.امیدوارم
میتونی یک لطفی به من بکنی؟
میخوام بری و امپراتور رو راضی کنی
تا افرادی رو برای تحقیق بر روی ناپدید شدن .فنگ چن یو بفرسته
چرا؟
!چرا؟
واقعا خودت نمیدونی چرا؟
No comments yet. Be the first to leave one.