Prvních 147 řádků.
قشنگه، نه؟
.بدک نیست
.مورلی، عقب نیفتی
حالا چیکار کنیم؟
.میرم یه جایی رو پیدا کنم
میخوای همینجا منتظر بمونی؟
.عمراً. منم میام
نمیشه من بیارمش؟
.نه
.خیلیخب. قانون شماره یک .نه با من لاس میزنی نه با کس دیگهای
.خُب، خیلی راحته. من که لاس نمیزنم
.بده به من
.خُب، الان باید قانون شماره دو رو بگم
سمینارت کی شروع میشه؟
.بستگی داره
چقدر طول میکشه که بتونی خوندن رو یاد بگیری؟
.جذابیت شمالیت رو نشون دادی
.این یکی رو بخون .عشق و فناپذیری تو جامعه کمونیست پراگ
...خُب، به نظرم میاد کتابش
.غیرقابل تحمل باشه
ضدآفتاب؟
.بدنم می سوزه
.ضد آفتاب لازم دارم .همه ضد آفتاب لازم دارن
یه وقت مریض نشی؟
میخوای کمرت رو کرم بزنم؟
.بیا بزن
انگار کرم کم داری، نه؟
.پس خوب شد من کمرت رو کرم نزدم
.ببخشید
.سلام - شما همون آقایی نیستی که تو تلویزیون نشونش میده؟ -
.آه.. شاید باشم
برنامه لذت ببر؟ همون برنامه دیگه؟
.آره. خودشه
.میدونستم شما هم تو تلویزیون هستین؟
.نه، من تو رستوران کار میکنم
.خُب، پارهوقت کار میکنه .تازه مدیر رستوران هم هست
.هرچند چند وقته دیگه میاد بیرون .داره معلم میشه
شاید بتونیم بعداً همدیگه رو ببینیم، نه؟
.یه آبجو چیزی با هم بخوریم - .آره -
.خدای من
چیه؟
.انگار کمکم داری معروف میشی
از این اتفاقا زیاد میفته؟
.نه. نه، تا حالا نیفتاده بود
.آره
.عجیب بود - منظورت اینه که شگفتانگیز بود؟ -
.چی؟ اوه
.نگاش کن. کاملاً معلومه که حال کردی - .خفه شو -
!واقعنی حال کردیا
!بس کن! بس کن
.نفر آخر که به دریا میرسه، یه سلبریتی کوچولوئه
قرار نیست که عوضی بشی؟ - چی؟ -
.کمکم داری معروف میشی
.خدایا، از اون کلمه متنفرم - کدوم؟ کمکم؟ -
.بیخیال .احتمالاً هیچوقت برنامه رو ندیدی
.معلومه که دیدم
خُب؟
.فقط نظرت رو بگو - .باشه -
...خُب، به نظرم تو برنامه یه آدم مست داره مدام داد میزنه
.و لامپ چشمکزنش هم رو مخه
.باشه. منصفانه بود
من چی؟
به نظرت مجری خوبی هستم؟
.آره
.آره، خوبی. واقعاً هستی
...گرم و بامزهای و
.فکر کنم از نظر بعضیا جذاب هم هستی
.هوم
.اونجا رو - چیه؟ -
!لختن .همه آدمای اون ساحل لختن
نریم؟
چی میگی؟
.بریم پیششون. بریم تو اون ساحله
.حیف که قانون شماره چهار دست و پامون رو بسته
.لخت شدن ممنوع
.قانون که نیست .یه جور دستورالعمله
.نه، قانونه
.همین الانشم با داشتن تخت مشترک، یکی از قوانین رو شکستیم
...پس
.پس واسه اجرای بقیهی قوانین، دلیل بیشتری داریم
چطوره خودت بری؟ .منم مجبور میشم ازت چشم بردارم
.فقط فکر کردم میتونیم با هم راحتتر باشیم
راحتتر؟
.نه، فکر نکنم بتونم راحتتر از این باشم
.به علاوه اینکه، فکر نکنم دوستدخترت خوشش بیاد
.واسه اینگرید اهمیتی نداره
.اون دختر روشنفکریه
.موقع پرواز مجبور بود بالاتنهش رو لخت کنه
.هرچند، من تقریباً همه جات رو دیدم
منظورت چیه؟
.فقط محض اطلاع گفتم
.یادته؟ مهمونی فارغالتحصیلی رو میگم
،اگه چشمام رو ببندم .میتونم هنوزم تصورت کنم
.خدای من
.آره. تنها شب عاشقانهمون
!هی
،اونجا نشستی .با تیشرتی که روش شعار خلع سلاح هستهای نوشته بود
.مست و پاتیل
.اونقدرا هم مست نبودی - .به اندازه کافی مست بودم -
.در واقع، همهشو فراموش کردم .مثل اینکه یه تصادف رو فراموش کرده باشم
.شب باحالی بود .بیخیال
،تو، با آرزوهای بزرگت .با شلوار سی اند ای رنگپریدهت
چیه؟
.از دست تو
.شلوار سی اند ای .بعضی وقتا خیلی بانمک میشی
واقعاً؟
.آره. هر چند وقت یه بار
.هوم
.واقعاً باید تو تلویزیون باشی
کی اول دوش بگیره؟ - .تو اول بگیر -
.میخوام بشینم اینجا
.لعنتی
.تُف تو روحش
.تموم شد - هان؟ -
.شاید بهتر باشه کل هفته رو اینجا بمونیم
.نه اینکه از این جزیره به جزیره بریم .فقط همینجا بمونیم
.شاید
به نظرت حوصلهت سر میره؟
پس یعنی بهت خوش میگذره؟
حالا چیکار کنیم؟
.هرکاری که تو بگی
...هوم
.جدول کلمات
.باید بشینیم در موردش مذاکره کنیم
.قانون پنجم
قانون بود؟ .فکر کردم دستورالعمله
.باشه. پس شام بخوریم .دارم از گرسنگی میمیرم
.حله
.انگار یه چیزی به اسم سالاد یونانی دارن
،به نظرت اگه هشت روز پشت سرهم اینجا بمونیم
از همدیگه خسته میشیم؟
.نه
.شاید خسته بشیم
...اگه اینطور شد
.یه فکری واسهش دارم
بیا یه چیزی رو به هم بگیم .که طرف مقابل چیزی ازش نمیدونه
مثلاً یه راز؟
.مثلاً یه راز
.تا آخر تعطیلات، هر شب یه دونهشو به هم بگیم
.خوبه. باشه
.تو اول بگو
.نه، نه. تو اول بگو - چرا من بگم؟ -
.چون یه عالمه چیز واسه گفتن داری
.باشه
.هوم
.خیلیخب، شروع میکنم
هوم؟
No comments yet. Be the first to leave one.