Prvních 200 řádků.
:آنچه گذشت
شيلا آماندا زاس
با من ازدواج ميکني؟
آره باهات ازدواج ميکنم
وقتي بچه دار بشيم !واي به حال دنيا
لوئيس من بچه نميخوام
شيلا من ميخوام پدر باشم
مايک راس به اين شرکت برنميگرده
تو که شنيدي لوئيس چي گفت استخدامش کرده
ميخوام بدونم براي چي برگشتي؟
نکته مهم اينه که اينجا ميمونم
چون به اينجا تعلق دارم
اين باعث ميشه به نظر برسه که پول فورستمن
از هيچ حساب خارج از کشوري عبور نکرده
و تو هيچ مبلغي دريافت نکردي
اين جعل سنده
که جرمش از اونچه تو انجام دادي کمتره
من چاره اي نداشتم معلومه که چاره داشتي
ميتونستي در هر لحظه اي بهش جواب منفي بدي
يه چيزي حتميه
وقتي همه اين قضايا تموم شه اخراجت ميکنم
اگه لوئيس نبود من به اينجا برنميگشتم
ترتيبشو ميدم
هاروي و جسيکاي عزيز"
من همه شما رو براي منافع شخصي خودم به خطر انداختم
از اين لحظه من لوئيس ليت
از شرکت پيرسون-اسپکتر استعفا ميدم
"خواهش ميکنم از خونه من محافظت کنيد
يک,دو يه ثانيه مهلت بده
لباس مناسب نپوشيدي
شايد بتونيم برات يه دست لباس ورزشي جور کنيم چند راند مبارزه کنيم
فکر کنم تا حالا چند راند جنگيدم
به کمکت احتياج دارم
هر چي که باشه چه کاري از دستم برمياد؟
موکلين چندتا موکل نياز دارم
..لوئيس طبق آيين نامه شرکت
بيخيال هاروي فکر ميکني نميدونم تو آيين نامه چي نوشته؟
من خودم آيين نامه رو نوشتم
آره و آيين نامه رو براي کي نوشتي؟
جسيکا و اون براي تو استثنا قائل نميشه
شايد براي تو استثنا قائل شه
نه قائل نميشه
هاروي فکر ميکني دوست دارم اينجا باشم؟
سعي کردم با 6تا شرکت مختلف مصاحبه بگيرم
و تک تکشون يه چيزو گفتن
وضعيت اقتصادي خرابه
و معنيش اينه که اگر نتونم با خودم مشتري بيارم
بايد به سيبري نقل مکان کنم
چون تو اين شهر هيچ کاري گيرم نمياد
...لوئيس هاروي
من که ازت ماه رو نميخوام
فقط 3تا از شرکت هايي که خودم به پيرسون-اسپکتر آوردم
زماني که بي اهميت بودن
بذار با جسيکا صحبت کنم
ممنون
هاروي به نظر ميرسه سرت خلوت باشه
"دوست داري در "نشست قوانين امنيت بين الملل
شرکت کني؟ بستگي داره
اين نشست تو وگاسه,مياميه يا ريو؟
پگکيپسي پاول پورتر رو بفرست
چيکار ميتونم برات بکنم؟
همين الان لوئيس رو ديدم
نه هيچ موکلي بهش نميرسه
فقط 3تا موکل ميخواد
اگر بذاريم باهاش برن ورشکست نميشيم
نه ورشکست نميشيم اما اين کار براي هر کدوم از شرکا
که ميخواستن برن و موکلينشون هم با خودشون ببرن
فرصت ايجاد ميکنه
اون يه شريک معمولي نيست
و با جون و دل براي جفتمون زحمت کشيده
و فقط يه لقمه نون ميخواد
و اگر من بهش يه لقمه نون رو بدم
يه دفعه تمام انبارمون به غارت ميره
تو که اينو نميدوني
اينو ميدونم که تو بايد به جاي صحبت کردن در مورد
تحويل دادن موکلين لوئيس
به فکر نگه داشتن موکلين خودت باشي
جسيکا يه راهي براي نگه داشتن ورسه لايف پيدا ميکنم
اما اون هيچ ربطي به موضوع لوئيس نداره
به اون مرد يه چيزي مديونيم
و منم بهش يه چيزي ميدم
اگر تلفنم زنگ بخوره به جاي اينکه بهشون بگم به خاطر کلاهبرداري از اينجا رفته
کلي ازش تعريف ميکنم
وقتي نميتونه از درب هيچ شرکتي وارد بشه کسي به تو زنگ نميزنه
اين مشکل اونه نه من
مطمئني بايد اين کارو بکنيم؟
واقعا ميخواي اون لاشخورها
از بخش ورشکستي بيان تو لوازمش سرک بکشن؟
آخه چک کردن وسايلش حس بدي داره
ريچل تو ازش خبر نداري من ازش خبر ندارم
اگر ما وسايلشو جمع نکنيم کي جمع ميکنه؟
ظاهرا فکر من به ذهنتون رسيده
آره
اونم با خودش نبرده؟ نه
همين الان تميزش کردم
لک افتاده بود
نميخواستم وقتي پسش ميدم کثيف باشه
حتما خيلي عجله داشته
عجله داشته چون خجالت ميکشيده
زود باشيد بيايد سريع تمومش کنيم
...جسيکا اينجا چيکار ميکنم؟
اينجام تا بهت بگم ميدونم که تو از حقيقت خبر داري
در مورد استعفاي لوئيس
...من چيزي نميدونم
چرا ميدوني و حدس ميزنم از اين کار خوشت نيومد
درسته
خوشم نيومد
چون فکر نميکنم لايق اخراج شدن بود
جالبه آخه به نظر من جفتتون بايد اخراج ميشديد
....منظورت تو ميدونستي اون چيکار کرده
و هيچي نگفتي
پس براي همين اينجايي
تا اخراجم کني
نه من اينجام تا بهت يه فرصت دوباره بدم
اونا شبيه پرونده هاي من نيستن
نيستن اما دست خالي نيومدم
برات يه چيزي آوردم کار؟
مشاور حقوقي در پروکتر اند گمبل
پروکتر اند گمبل؟ شوخيت گرفته؟
اونا تو سينسينتي هستن که معادل آمريکايي سيبريه
معادل آمريکاييه شرکتيه که
در فرچون 500 رتبه 31ام رو دارن (Fortune 500:ليستي از 500 تا از بزرگترين شرکتهاي آمريکايي از نظر درآمدزايي ميباشد اين ليست هر ساله توسط نشريه فُرچون تهيه و اعلام ميگردد.
و فرصتيه تا شروع تازه اي داشته باشي
اين ايده کي بود؟
اوليا حضرت؟
مطمئنم عاشق اين کاره
منو تبعيد کنه و ديگه ريختمو نبينه
لوئيس اين فکر من بود و تو بايد قبول کني
اگر خودت بودي قبول ميکري؟
امکان نداره
ميدوني چرا؟
چون اينجا مثل رم ميمونه
و تو يه گلادياتوري منم همينطور
پس مثل يه گلادياتور رفتار کن
اين کارو قبول کن و براي برگشتن به اين شهر بجنگ
من لازم نيست براي برگشتن به اينجا
به سينسينتي برم
ميتونم با جسيکا بجنگم
ارائه اي از گروه ترجمه ي .:TvShoW:.
:مترجمين Alireza1996 و night sky
قسمت دهم از فصل چهارم "This is Rome"
اومدي وسايلتو جمع کني؟
اومدم 3تا موکلي که مال منن ببرم
اون موکلين مثل تمام کساني که اين شرکت نمايندشونه
به من تعلق دارن و هيچ کاري نميتوني بکني
چرا ميتونم چون طبق آيين نامه
موظفي تا جدا شدن هر وکيلي از اين شرکت رو
به موکلين اطلاع بدي
و اگر بعد از اطلاع دادن من اين کارو نکني
من ميتونم اونا رو با خودم ببرم
خب تو خودت آيين نامه رو تنظيم کردي
پس منم حرفتو باور ميکنم
فکر ميکني نميتونم اونا رو ازت بگيرم؟
من کسيم که اونا رو به اين شرکت آورد و وقتي تو فقط سوت رو برميداشتي
ساعت 4صبح
جواب تلفن هاشون رو ميداد
من فقط سودمو برميداشتم؟
آره و به همين خاطر من اونا رو ميبرم
چون حقمه
و هميشه همين برات مهمه مگه نه لوئيس؟
چيزي که حقته
معلومه که مهمه
و تو هم خيلي رو داري که بعد از تمام کارهايي که برات کردم
بهم جواب منفي ميدي
کاري که تو کردي قانون شکني بود
و من هنوز حاضرم تا بهت يه معرفي نامه خوب بدم
من به معرفي نامه مسخرت احتياجي ندارم
من به موکل نياز دارم و اگر نحويلشون ندي
بهتره حواستو جمع کني چون اونا رو از چنگت درميارم
لوئيس
جواب تلفن هامو ندادي
در طول زمان منتقل شدن خوشم نمياد با کسي ارتباط داشته باشم
اما تو حتي خداحافظي هم نکردي
چي داريم که بگيم کاترينا؟
...خب
هر وقت حوصله داشتي
خوشحال ميشم براي شام ببرمت بيرون
نميشه تو الان با طرف مقابلي
منظورت چيه؟ به جسيکا اطلاع دادم
که ميخوام برم سراغ 3تا از موکلين
...لوئيس نه نه
ما قراره وارد جنگ بشيم
و نميخوام در شرايطي قرارت بدم که
با دشمن دوستي کني
تو دشمن نيستي لوئيس
جسيکا مجبورم کرد شخصا با تمام موکلين سابقت تماس بگيرم
اون چيکار کرد؟
نميتوني باهاشون روبرو بشي تموم شد
من بايد برم
لوئيس
من واقعا متاسفم
نميخواستم اين کارو بکنم متاسف نباش
اگر قرار بود کسي اين کارو بکنه خوشحالم که اون شخص تو بودي
من درگير ادغام 2تا شرکتم
چي اينقدر مهمه که مجبور بودم
به اين دفتر آشغال بيام؟
اين قبلا دفتر آشغال خودت بود
و بعد از اون متعلق به 6نفر ديگه بود
که 5نفرشون از اين شرکت رفتن
خب که چي؟
No comments yet. Be the first to leave one.