Prvních 200 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
درک نمیکنم
این مقصودیه که انسان ها کالبدم رو براش ساختن
..تا انسانای دیگرو زجر بدن
این بیرحمی ایه که انسانا در وجود من دیدن
فقط داشتم کاری که من رو بخاطرش به وجود ...اوردن رو داشتم انجام میدادم، و لی بهرحال
چرا اینجوری باهام رفتار میکنن؟ نمیدونم
فقط اونی بودم که هستم
کادوموری تایجو
تسوکوموگامی ای مثل خود تو، در حالت عادی
برای زندگی کردن تو دنیای انسانا فاقد صلاحیت ان
مارهبیتو ات رو جدا و به سرزمین مرده ها برمیگشتی
فاقد صلاحیت"؟"
انقدر درگیر کالبدت شدی که بیخیال پیش بردن زندگی ات شدی
ترجیح نمیدادی یه شـئ باشی؟
...نه. منــــ
،بدون هیچ افکار عمیقی تموم مدت روشن
باینجال، ازت استفاده کردم
فکر کردم که شاید بدردبخور باشی
ولی بعد بهم پشت کردی
تو یه حرومزاده بی ارزشی
نمیفهمی چرا اینجوری باهات رفتار میشه؟
پس یاد بگیر
باید از شر حرومزاده هایی مثل تو خلاص شد
به افرادم میگم انتقاممون رو گرفتیم
روح نحس
pouya :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
تشعشع
بابام میگه به حسابش رسیدن
ماموریت با موفقیت انجام شد نه؟
.تموم شد
ممنون
پاهات بدجور آسیب دیدن، هیوما چان
نه بابا، اوکیم
دروغگو دشمن خداس
تسوباکی، توم دنبال چتر کاغذی ای؟
البته که هستم، شنیدی؟
انموقع که به خواهر و برادرم اشاره کردی
تجسس ات مربوط به مرگ اوناست؟
دفعات متعددی برای تمرین گروهی دور هم جمع میشدیم
...اطلاعات درز کرد
واقعا خیلی قوی بودن و باهامم خیلی خوب بودن
...نگا کردن به حرکتاشون مثل شعر بود
تمرین بخصوص ساینومه کیوتو
چرخش ده کالبد
چقد زود توش استاد شدن
حقیتا چشمگیره
خوب نگا کن، تسوباکی
اونا چیزی ان که بهش میگیم اعجوبه، دقیق مثل تو
تاحالا کسیو ملاقات نکرده بودم که اینطوری قلبم رو به تپش بندازه
وقتی کیوتو سان و هایاتو سان بودن خیلی خوش میگذشت
دنبل چتر کاغذی ام چون اونارو ازم گرفت
اولین تسوکوموگامی ایه که خیلی مصمم ام به دستای خودم بکشمش
،اگه توم همچین حسی داری شاید بتونیم باهم کار کنیم
ساینومه کیوتو شبکه اطلاعاتی وسیعی داره
و احتمالا جا برای برخورد با تسوکوموگامی های تازه ظاهر شده ست
پس به جای موندن تو خونهی ناگاتسوکی سان باید بهم ملحق شی
.هیوما چان
مطمینم که پیشنهاد خوبی در نظر میگیرتش
ولی گرفتن اون دست، خطرناکه
کادوماری تسوباکی فقط هشت سالش بود که
تمرین نهایی ساینومه رو استاد شد
چرخش ده کالبد
و دوروبر ده سالگیش، حتی ساینومه های باتجربه رو هم کنار میزد
...کادوموری اعجوبه
کافیه، تسوباکی
نمیخوام فقط برای تمرین همه کارکنام رو داغون کنی
...خیلی
خسته کنندس
...حسش نسبت به خواهر برادرت
...و حتی نسبت با چتر کاغذی
کاملا با حسی که تو داری فرق میکنه
فکر میکنی خوشحال بنظر میام؟
آره؟
...یچیزی پیدا کردم
یه اسباب بازی خفن
همش بازی ای برای سرگرم کردن خودشه
...و فلسفه کادوموری روبه ارث برده
"برای رسیدن به هدفت از "...هرچیزی که میتونی استفاده کن
...بعلاوه، هیوما، تو
بزار فکر کنم
"چتر کاغذی رو نابود کن "
این سوگند من بوده
و منبع نفرتی که نزدیک ده ساله منو بلعیده
ما مثل همیم
منم دنبالش ام
از پیشنهادت استقبال میکنم
،ولی
الان تعهدات دیگه ای دارم که نمیتونم ازش دست بردارم
پس با نهایت احترام ردش میکنم
ها؟
واقعا زیاد روی کردی
...نه بابا! فقط قلبم رو آهنی کردم و
زیاده روی یعنی همین
ولی چرا انقدر غافلگیر شدی؟
تسوباکی انگار حسابی از جوابم پشماش ریخت
آیوگی و اوچیکی هم همینطور
باینحال یعنی یزره ام وسوسه نشدی؟
چتر کاغذی رو " "خودم تنها نابود کنم
این هدف موثق منه
ولی این چیزی نیست که سر قبرشون قسم خوردم
سوگندم این بود که هم از لحاظ فیزیکی و ذهنی هم قوی شم
تا جلوی تراژدی بعدی شامل تسوکوموگامی هارو بگیرم
باور دارم که تمرین در خونه ناگتسوکی با تجسس برای اون هدف برابره
و مسئله بوتان هم هست
...خـ خب
این یجور اعلام" من نمیتونم یارانم رو ترک کنم" ـه؟
!چقدر از خود راضی
!ای پسرک شهوتران
...نه! فقط مسئله ای که اون توش
!هرزه؟
واای مردا عجب خوک هایی ان
...مگ من
اینجوری دیده میشم؟
یه شهوتران آزاردهنده؟
.اسکل
!ای اسکل احمق
!بازم زخمی برگشتی
ببخشید
!هیوما سان
پیداش کردی؟
نه اونجام نبود
نمیفهمم... یعنی کجا گذاشتیمش
راستی کوشیگه داره چیکار میکنه؟
با یکی از اعضای همسایه ها داره شوگی بازی میکنه
همیشه همینکارو میکنن
تسوکوموگامیا میتونن همسایه های وظیفه شناس باشن؟
تیم سفید تیم قرمز
تیم سفید تیم قرمز
ناگی هم حتی تو مسابقه های ورزشی و اینچیزام شرکت کرد
چه چیزایی
انگاری تسوکوموگامیا تنوع زیادی دارن
چیه؟
!اه، هیچی
تو اول برو پایین
چه گندی زدم. ازت متنفرم هائوری
همه گوش کنید
بوتان داره ترم سومش رو تو دانشگا شروع میکنه
و هیوما سان هم داره سومین ماهش رو همراهمون میگذرونه
...برای جشن گرفتن اینا، امشب
!هات پات داریم
!!ارههههههه
هات پات؟
واقعا هدف این جلسه همین بود؟
هات پات رویداد بزرگی تو این خونس
فقط تو جشن های اینطوری داریمش
پس همه فاز شاد میگیرن
حتی بوتان؟
حالا نقش های خرید رو مشخص میکنیم
چشم
من گوشت رو میخرم
یو هم بقیه مواد لازم رو میخره
چشم
تخم مرغ و اینجور چیزارو هم سوزوری و کاگامی
حله
!ای به چشم
ناگی هم مسئول الکل
!خودشهه
کوشیگه توم محض احتیاط تو خونه بمون
پس منو هیوما سان چی؟
شما دوتا ام برین اون قابلمه خود گرمایی بزرگ رو پیدا کنین
!برو تو کارش، هیوما
باید هممون سنگ تموم بزاریم تا هات پات عملی بشه
چی؟
بوتان، فقط تو و هیوما سان میمونین
انگار خیلی سر این هات پات جدی ای
بهترین نتیجه رو ازش بگیر
!بیخیال، مرد! نفهم نباش
چی؟
اون شوهر آیندته خب، یادت نرفته که؟
باید حقیقت پشت هات پات رو درک کنی
میخوام که اوضاع رو خوب پیش ببری
!مـ من هیچوقت نخواستم خب
میدونی دا
چی میگی اصلا بابا
....و هیوما سان هم اصلا بنظر متمایل نیست
واقعا انقدر مهمه؟
اگه یه حرکتی چیزی نزنی !هیچوقت توجهش جلبت نمیشه
حداقل میدونم یکمی هم که شده ازش خوشت میاد، نه؟
خـ خب بنظرم که آدم خوبیه
...ولی این به این معنا نیست که من..خب
به اون چشم بهش نگاه کنم
!ببین کی لپش گل انداخته
!ما که بچه نیستیم
یه برگه تقلب
علایق و سلایق او را بررسی کنید مرحله 2
گام هایی برای عشق
~ ورژن هیوماn ~
توسط هائوری
مرحله 1 تاریخچه عاشقانه گذشته او را بررسی کنید
وقتی دارین دنبال قابلمه میگردین، اینارو از زیر زبونش بکش
حقیقتا... چقدر حساسم کرده
.بوتان
بـ بله؟
این قابلمه برای این همه باید خیلی بزرگ باشه نه؟
امکان داره که تو انبار بیرون گذاشته باشینش؟
اع... شاید اونجا باشه
خیلهخب میرم که ببینم
No comments yet. Be the first to leave one.