Prvních 139 řádků.
Niki Dark Passenger
آیوفیلم تقدیم میکند
.کوریما-ساما، پدر. چای آوردم
!کوریما-ساما
...اوه، ام، من
.ببخشید، یویی-دونو
بیخیال. شما دوتا دیگه !دارید ازدواج میکنید
میدونی، کوریما-دونو به خاطر خانوادهی .ما خیلی سخت تمرین میکنه
درست نمیگم، رایزو؟
...بله. شمشیرم رو وقف یویی-دونو میکنم
.نه، وقف خونهی هیراتا میکنم. قسم میخورم
.دروغگو
.پدر و رایزو-ساما هر دو رفتن
...تنها موندم
!وایسا، یویی
.منم میآم پیش شما
مسافرخانه
مسافران
هامانو-یا
...یویی
چرا مردی؟
.من باید جای تو میرفتم
:مترجمان
Niki Dark Passenger
آیوفیلم تقدیم میکند
قسمت دوم طلا هر دری را باز میکند
:خداوند متعال میفرمایند
آنان که خون آدمی را ریختند» «با انتقام من روبهرو خواهند شد
ولی با گذشت زمان، فرزندان خداوند :آمده و میگویند
پدر مقدس مجازات نمیکند»
«چرا که عدالت را به فرزندانش سپرده است
پس این وظیفه فرزندان انسان شد .که انتقام بگیرند
حتی اگه این کار به معنی انجام گناه ...برای ما باشه
.و هنگام گسترش نبوت دروغین .دنیای فانی خودش رو نشون میده
.خدای بزرگ، از تو طلب بخشش میکنم
.کار تو انجام شد
آخرین انتقام گرفتن شما .باشکوه بود
،جدا کردن گناه و گناهکاران
.شایستهی بندگان خداست
.همیشه گفتن
تعجب کردم وقتی دیدم یکی از شما .همچون مهارتی با شمشیر داره
انتقام گناهیه که ملتزمین خدا .به دوش میکشند
و اگر ملتزمین، در گناهانی دیگر ،شرکت کنند
داوری خداوند .در انتظار آنان هم خواهد بود
.آگاهم
اما چه کسی اینقدر گناهکاره که همچین گناهی انجام بده؟
سوال خوبیه. چه چیزی میتونه یکی رو به سمت انجام چنین کار سنگینی سوق بده؟
...میگن
.خداوند همه رو از بهشت تماشا میکنه
.بهتره این رو بهخاطر بسپاری
هی، بقیه کجان؟
بیخیال بابا رئیس. خودت بهتر میدونی که .باید بیشتر از اینا از اون بالایی ها پول بکنیم
.مقدارش درسته
دو کیسهی 50تایی که هر کدوم .مال یکی از شماست
.ولی این درست نیست
،این یک، دو سهتا نقرهست، درسته؟
...پنجاهتا بهش اضافه کن
...و بین من، تو، رئیساوسوی، دکتر
.داری یکی رو فراموش میکنی
وایسا، منظورت اون سامورایی !عوضی نیست که؟
هدف ما رو میگیره و نه تنها ،بهش اجازهی زندگی میدیم
بلکه پول هم میدیم بهش؟ !این دیگه چه کوفتیه؟
.درسته
باید قبل از این که کلیسا بفهمه اون .رئیس ساتسوما رو کشته بکشیمش
.همین الآنشم میدونن
!هاه؟
!باید چی کار کنیم؟
!قراره به صلیب بکشنمون؟! یا تو روغن داغ میندازنمون؟
باید مطمئن بشیم همهی تیممون .حقوقشون رو دریافت کنن
در خدمت شما
بازرگانان همه فن حریف
...وایسا، نگو که
چرا باید بزاریم اون عضو ما بشه؟ نمیشه همین الآن بکشیمش؟
.منم توی این مورد با نیو موافقم
داریم در مورد یه سامورایی مادر خرابی حرف میزنیم ،که نه تنها همرزمهای خودشو کشت
بلکه پدر نامزدش رو هم به خاطر .خبرهای اشتباهی در مورد تریاک کشت
چرا نکشیمش؟
.چون فریب خورده بود
کوریما-سان معتقد بود که این .دستور قانونی از دایمیو بوده
!این بهونه رو هیچجا قبول نمیکنن
بری مردم بیگناه رو بکشی، بعد بیای بگی من گول خوردم»، همین؟ گرفتی مارو؟»
!مطمئناً سامورایی بودن خیلی خوبه
پس چه پیشنهادی داری؟
،باید پولا رو بهشون پس بدیم و بگیم که
توی ماموریت انتقاممون شکست خوردیم؟
!لعنت بهش
کجا میری، سوجی؟
!باید برم قمار کنم، لعنتی
وقتی دستمزدت کم میشه باید ضررشو .یه جوری جبرانش کنی دیگه
خب دکتر، اوضاع بدنم چطوره؟
میدونم قبلاً گفتم ولی واقعاً .باید قدرتت رو بیشتر کنی
اگه این کارو نکنی، حتی اگه .ممکن باشه هم بهتر نمیشی
چه ماهی باشه چه گوشت، باید .خودتو با هر چیزی سیر کنی
تا بتونم روزای آخر عمرم رو با اسراف تموم کنم؟
این حقو دارم؟
اوه بیخیال. بسه دیگه. این .طرز فکر کمکی نمیکنه
.نیاز نیست سعی کنی بهم امید بدی
،با توجه به کارم
خوب میتونم بفهمم .مردا کِی دروغ میگن
.علاوه بر این، من آخرین وعده غذامم خوردم
توی فاحشهخونهها شایعاتی در مورد افرادیه ،که در ازای دریافت یه مون طلا
،که روش آثار دندون وجود داشته باشه .حسابت رو تسویه میکنن
چیزی ازش میدونی، دکتر؟
.چی بگم والا
ولی از کی اینقدر متنفری؟ البته اگه اشکالی نداره که بپرسم
.یه مردی به نام اینوهاچی
از کسی بپرسی، همه میگن .که اون شوهر منه
انتقام از شوهرت؟
موضوع چیه؟
.منو گول زد
.مانا-سان، لطفاً
اوه، چه فرقی میکنه؟
ما دخترا وقتی جوونیم خیلی احمقیم، میدونی که؟
ادعا کرد که منشی ارشد .تاجر بزرگ، تنموکویائه
یه موجود خوشتیپ با حرفای شیرین .بود و من بازیچهش شدم
اما این بازی فقط تا وقتی .که ازدواج کردیم طول کشید
.بیش از حد توی قمار بدهکار بود
اما مشکلی نداشت، چون .من وثیقهش بودم
و وقتی فهمیدم به کارفرمای خودش تنموکویا بدهکاره؟
.حتی خندهام هم نمیومد
تمام این مدت این یه نقشه بین .اون و رئیسش بود
پدرم تنها منو بزرگ کرد و هر چی که برای ازدواجم ...بهم داده بود رو ازم گرفتن
.بهجز اون چیزی که برای دریافت این استفاده کردم
.وقتی فوت کرد حتی کنارش نبودم ...دختری شدم که
!مانا-سان
...پس، دکتر، لطفاً
،اگه برم جهنم، نمیخوام تنها برم میدونی که؟
.پس دوتا هدفه
.همهچیز خوبه
اتاق چهطوره؟ تونستی بخوابی؟
این چیه؟
.پول برای خدماتت
یادم نمیآد که تو هنر رنگآمیزیت .کمکت کرده باشم
.خواستم دربارهی کار دیگهم حرف بزنیم
اگه اشتباه نکنم اسمش ریبن-گوتو بود؟
بازرگانان همهفنحریف در خدمت شما
.یه جور دیگه هم میشه خوندش
.که چیزی جز «انتقام» نیست
ریبنجی؟
No comments yet. Be the first to leave one.