Prvních 41 řádků.
میخوای اینو برداری؟
دانشآموز، معلم میشود
.به لطف من و آزمایشم
اگه اسم تعقیب، آدمربایی و قتل رو "آزمایش" میذاری، من دیگه حرفی ندارم
خب، بعضیا هم اسمشو "آزادکردن الههی درونی" میذارن
منو چطور پیدا کردی؟
:همونجوری که تو منو تعقیب کردی .از طریق اون
تنها چیزیه که هرگز ازش جدا نمیشم
تنها چیزی که عاشقش بودم
تنها چیزی که اینجا داشتم
پس تو دزدکی وارد آپارتمان من شدی
...اون (سگ) رو چیزخور کردی
.و بعد تراشهاش رو دستکاری کردی
،با وجود یک صاحب خوبِ سگ مثل تو .معلومه که میدونستم تراشه داره
.ببین، مشکل همینه
...فکر میکنی تکنولوژی در خدمتته
ولی در واقع مثل یک در پشتی میمونه که .پسرهای بدی مثل من میتونن ازش وارد بشن
.و مثل من
به لطف اپلیکیشنی که ...به تراشهی اون متصله
...ما بازم اینجاییم
من و تو در حال لذت بردن از یک صبح دوستداشتنی .در رودخانهی لسآنجلس
.من تو رو دست کم گرفتم
.و منم تو رو دست بالا گرفتم
آخه، واقعاً فکر کردی که من بیخیال اون میشم؟
.خب، باید بهت مدال طلا بدن
.خوش به حالت
.کمکم کن بلند بشم
میدونی که چندبار تصویر یک شهروند در دوربین ها گرفته میشه؟
برای یک آمریکایی، 75 بار در روز .و برای یک بریتانیایی، 300 بار
.و این فقط شامل دوربین های امنیتی میشه
.خب، به تخمم هم نیست .حالا کمکم کن بلند بشم
.به نظرم اتفاقاً باید به تخمت بگیری
...قطعاً باید به تخمت بگیری چونکه
به نظر نمیاد که بتونی حرکت کنی
تو نه میتونی با قدم زدن یا با خزیدن از اینجا بیرون بری
گمونم اینجا تنها جـا ...توی این شهر تخمی باشه که
...دوربین امنیتی
...یا دوربین نصب شده در دستگاه خودپرداز
و یا یک کسخل که سرش توی آیفونش باشه، نداره
...اینجا تنها جاییه که
میتونی توش هرچقدر میخوای ...داد بزنی و داد بزنی
No comments yet. Be the first to leave one.