Prvních 200 řádků.
ترجمه از محيا مبين مقدم Mahya14
سلام
سلام
لطفا بگو که کلیدهای من اینجاست
توی تنگ ماهیان
پیدا نکردم
.همونجان خودم گذاشتم
ایناهاشن
ولی همشون نیستن
.نمیدونم دیگه همینا همراهت بود
باشه ممنون
فردی - بازی رو نگه نمیدارم -
در رو باز کن
فقط آخرهفته اجازه داری از این آشغالها بخوری
غذای دیگهای نداریم - چرا داریم -
بجنب. راه بیفت
برم مدرسه؟ - مگه امروز باید بری مدرسه؟ -
.آره، باید بری مدرسه من میرم سرکار، تو میری مدرسه
قرارمون همینه
ولی تو که سرکار نبودی
من... من توی اداره بودم
از همونجا بهت زنگ زدم - نهخیر -
خیلیخب
.خیلیخب، فردی، شایدم از اونجا زنگ نزدم نمیدونم
.ولی بههرحال باید بری مدرسه خواهش میکنم
بیا بریم مدرسه
من میرسونمت
هی
تو این رو توی ماشین جا گذاشتی؟
مال من نیست
باشه بابا. شنیدم چی گفتی
واستا. باید ناهار درست کنیم
.من یه چیزی برات درست میکنم چی میخوای؟
احیانا مصاحبههای مجلس ایالتی رو درنیاوردی؟
بخشداری گفت ...تا از اسپرینگفیلد برنگشتن
فعلا به اون مصاحبهها دست نزنیم
آها. من نمیتونم انقدر صبر کنم
البته
بفرمایید
قضیه مدریگال چطور پیش میره؟
دارم دنبال سایر قربانیهای احتمالی میگردم
،پرونده قتلهای حلنشده رو درمیارم زنهایی که گفتن یکی تعقیبشون میکرده
،اگه من بودم دامنه جستوجوم رو افزایش میدادم ...خشونت گروههای خلافکاری رو میذاشتم کنار
.نزاعهای محلی آره، تا الان 136تاش رو کشیدم بیرون
چند ساله با ما کارمیکنی؟
اکتبر میشه سه سال
داری خیلی خوب کار میکنی
ولی دن نباید پای تو رو به این داستان باز میکرد
اول من بودم که ...شروع کردم به پوشش دادنِ
،ماجرای ناپدید شدن مدریگال و توجه دن رو جلب کردم
برای کی؟ - برای خودم -
،وقتی دن از راه رسید خودم بیشتر بدوبدوهاش رو انجام داده بودم
الان دیگه مست نمیکنه؟
.تو که تازهکار نیستی میدونی که مرخصی گرفته بود
.تو یه فرصت دیدی و ازش استفاده کردی کار اشتباهی نکردی
همکاری من و دن با نشریهی "آبزرور" شروع شد
من بودم که آوردمش اینجا
ولی یهبار مجبور شدم تاسیسات رو خبر کنم که در دفتر قدیمیش رو با مته باز کنن
،وقتهایی که خیلی زیادهروی میکرد اونجا بهترین جا برای نگهداریش بود
...هرچیزی...هرچیزی
هرچیزی که کمک کنه شناسایی بشه
همشون زن بودن، همشون هم به قتل رسیدن
.این خیلی زیاده پروندههای مختومه و خودکشی رو جدا کن
.نمیدونم حجمش رو کمتر کن
.همین کار هم کردم اینا همش مال 25 سال اخیره
سلام. پشت خطی؟
الو؟ آره، یه نفر رو میفرستم اون رو برسونه دستت
باشه. ممنون
نگاه کن. جوآن سلرز، 1982
پارک همیلتون. چاقو خورده - کربی -
...آنجلا استیونز، 1976 - اینا زیادی خلاصهان -
.فقط اسم و سابقهشونه اطلاعات دیگهای نداره
برای همین نمیتونم اسم هیچکس رو حذف کنم
،بدون مدارک پلیس هیچ کار نمیتونم بکنم
خیلیخب. اینا رو بذار همینجا
.نوارصوتی رو که داریم میتونم ازش استفاده کنم
.نمیتونیم از نوار استفاده کنیم اون رو دزدیدی
پلیس از این کار خوشش نمیاد
خیلیخب
گیریم که قبول کنن از نوار استفاده کنی
میری اونجا و بهشون میگی که اون صدا رو شناختی
اونا چی کار میتونن بکنن؟
...همچین چیزی برای تایید هویت کافی نیست
و اونا همین الانش هم تو رو منبع قابلاعتمادی نمیدونن
پس باید داستان خبری رو با همینا بنویسی
چندتاشون حل نشدهان؟
چرا مرخصی گرفتی؟
میخواستم با بچهم وقت بگذرونم
نمیخوای سوالپیچم کنی؟
حرفم رو باور میکنی؟ - چرا نکنم؟ -
نمیدونم
.معلومه یه چیز دیگه شنیده بودی وگرنه این سوال رو ازم نمیپرسیدی
اگه نخوای بهم بگی، نمیگی
چی شنیدی؟
مهم نیست
این کار رو نکن. خودت ازم پرسیدی - تو هم جواب ندادی -
ابی داره زاغ سیاه من رو چوب میزنه؟ قضیه اینه؟
آره، ولی برای این نبود که میخواستم بدونم
پس برای چی بود؟
.من به تمام سوالاتت جواب دادم فکر کردم تو هم همینکار رو میکنی
،هرچی ابی بهت گفته من اونطوری نیستم
ستوان هیورث درخواستت رو با فکس برامون فرستاد
گفتی چطوری قراره لطفش رو جبران کنی؟
دارم یه پروفایل درموردش مینویسم
یهچیزی که بچسبونه روی یخچالش
خب، این فقط درحدی جواب میده که بذارم نسخههای پشتیبانی رو نگاه کنی
همینقدر کافیه. لطف میکنی - خیلی خب -
خانم، از اونجا به بعد اجازه نداری بری
چی اونجاست؟
این ساختمون کلا مال پروندههاییه که بیشتر از 5 ساله حل نشدن
مدارک فیزیکی رو میذاریم توی اون بشکهها
ولی گزارشِ پیگیریهای کاراگاهها رو جلوتر نگه میدارم
.یالا اونجا رو براتون آماده میکنم
میرم بقیهش رو دربیارم
ممنون، شل
.بیا، با اینا شروع کن اسم، شماره گزارش دپارتمان
،هرچی به نظرت میشه حذف کرد بهم بگو
خیلی مسخرهست
بیا، بگیرش
لیزا؟ لیزا کیه دیگه؟
.درست نگاه کن معلومه که منم، عوضی
اینا رو بذار سرجاش
میدونی که هیچکس به تخمش هم نیست، نه؟
اینجا که آیداهو نیست
خب میرم یه مغازهی دیگه از اینا میخرم
بفرما برو
ببخشید، آقا؟
میشه یه لطفی بکنین؟
،اگه بهتون ده دلار بدم این رو برام میخرید؟
یارو داره عوضیبازی درمیاره و منم کارت شناساییم رو جا گذاشتم
مگه کارتت رو بهت پس نداد، لیزا؟
پول میخوای یا نه؟
بهش نیازی ندارم
باشه. پس مجانی این کار رو بکن
اون همه رو میخوای خودت تنهایی بخوری؟
برات اهمیتی داره؟
خب همینطوری برشون دار
کیفم رو میگرده - نه، نذار رفتنت رو ببینه -
،اگه از اون درِ بغلی بری از اشلند سر درمیاری. بجنب
میبینه که رفتم اونجا
اگه سکههاش از دستش بیفته، نمیبینه
کدوم سکهها؟
الان میتونی بری
سلام
اینا رو همینطوری ول کردن اینجا
آره خب انبار کردن یعنی همین
.نه من مشروب نمیخورم
از کجا میدونستی سکههاش میفته؟ - من همهچی رو درمورد این مغازه میدونم -
،همه چی رو درمورد فروشنده و مشتریهاش میدونم
ولی اولین باریه که تو توجهم رو جلب میکنی
من باید برم
دوستام منتظرمن
مطمئنم همینطوره
از اونجا برم بیرون؟ - مستقیم برگرد -
چی کار میکنی؟
.منم باید از همینجا برم بیرون وگرنه میفهمه من اینجا بودم
درسته - آره -
در کجاست؟ نمیبینمش - اوپس -
.فکر کردم اینجا در داره ولی انگار اشتباه کردم
برو کنار، وگرنه جیغ میزنم فروشنده بیاد - بذار بیاد -
تویی که آبجوهاش رو توی کیفت گذاشتی
.فقط... بیا بیا بگیرش
نه، گفتم که به پولت نیازی ندارم
پس چی میخوای؟
چرا اجازه دادی تعقیبت کنم؟ - ...من هیچ اجازهای بهت -
.چرا اجازه دادی وگرنه الان اینجا نبودیم
نمیفهمم چی میگی
تو به راه رفتن ادامه دادی
،دلت نمیخواست ولی ادامه دادی
مگه میتونستم برم جای دیگه؟ - میتونستی نری دقیقا همون سمتی که من گفتم -
چی از جون من میخوای؟
هیچی
...میدونی باید چندین سال طول میکشید
تا به اینجا برسیم؟
چرا باید بیشتر از این دنبالت بیام؟
تو حتی نمیتونی در رو پیدا کنی
.ربکا پایپر اوردوز مواد
تو چی؟
آندریا جانسون
،احتمالا دوستپسر سابقش بوده ولی نتونستن بکشوننش دادگاه
چندتای دیگه مونده؟
چی شده؟
ویلی روز
جسدش رو کنار رودخونه واباش پشت یکی از شعبههای کالفیلد پیدا کردن
زخمش مثل منه
چیزی توی بدنش گذاشته بودن؟
آت آشغال
پزشکی قانونی حتما همه محتویاتش رو لیست کرده
:فقط یک چیز پیدا کردن
پونز طلایی
.بیشتر از 8 سال ازش گذشته مارس 1984
بیشتر از اینم هست
کربی
کاترین مور
مارگوت زل
دن
کارن پولاچک
.یکی دیگه پیدا کردم سامر فرانسیس
،خیلیخب، باید به پسرم زنگ بزنم مطمئن بشم خونهست
اسمت فردیه، آره؟
No comments yet. Be the first to leave one.