Prvních 200 řádků.
کی میخواد زنگ بزنه؟ - خوشحالم میبینمت، جَن - « آنچه گذشت »
اسمم بابــه
پنیر
تو فراموش نشدنی هستی
یادته با بچههای دیگه چیکار میکردی؟
برچتولد جَن رو بُرده اسبسواری
و تا الان باید برمیگشتن خونه
تو انتخاب شدهای
باید با همنشین مَرد
صاحب یه بچۀ خاص بشین
تو انتخاب شدهای
گفتن اسمشون زِیدا و زترائــه
و چی میخوان؟
تنها صورتی که به این فکر میکنه
که جَن رو برگردونه اینه که باهاش ازدواج کنه
پیتر وِلش هستم، از افبیآی
ردش رو توی یه هتل توی شهر مزاتلان ِ مکزیک زدیم
زِیدا گفت که همۀ مدت حواسشون بهمون هست
مثل مردم عادی هستن، باشه؟
این یه یادبود از مأموریته
!سو
جَن
« ترجمه از مهـرداد » .:: Mehrdadss ::.
« بر اساس اتفاقات واقعی »
مثل مردم عادی هستن
مِری اَن
خیلی خوشحالم که جَن و برادر برچتولد سالم پیدا شدن
لطف داری
همه میدونستن بی بهش آسیب نمیرسونه
روزنامهها این روزها حرفای مسخرهای میزنن
امیدوارم خیلی زود بی رو بیارن خونه
کسی که دچار افسردگی – شیدایی هست نباید بره زندان
ایکاش همهچی انقدر ساده بود
« لَگَن ِ زن »
سلام، جَن
خوشحالم میبینمت
خب… اخیراً برنامۀ جالبی توی تلویزیون ندیدی؟
«سریال «خواب جینی رو میبینم
اوهوم
آره
دخترای منم این سریال رو دوست دارن
بسیارخب، بهنظر خوب میاد
سالم و معمولی
حالا میخوام یه چند تا سؤال دربارۀ مکزیک ازت بپرسم
و هیچ پاسخ اشتباهی وجود نداره
ولی مهمه که صادقانه جواب بدی، باشه؟
هیچوقت شد که آقای برچتولد بهت دست بزنه
…از زیر لباست بدنت رو لمس کنه یا
جَن؟
چیزی هست که یادت بیاد یا بخوای بهم بگی؟
نه
،بسیارخب، خب الان میخوام ناحیۀ لگنی رو معاینه کنم
دراز بکش، لطفاً
خوبه
خب… حالش چطوره؟
عصبی و نگرانه اما بیشتر دخترا این مشکلات رو دارن
،بعد از اینکه کارم تموم شد ازم پرسید با بقیه فرق داره
گفتم: «نگران نباش
«هیچ فرقی با دخترای همسن و سالت نداری
و… معاینه؟
چیزی… پیدا نکردین؟
از نظر پزشکی، پردۀ بکارتش سالمه
…و
معاینۀ من با حرفای جَن مطابقت داشت
هیچ نشونهای از تماس جنسی وجود نداره
مطمئنین؟
خانم بروبرگ، خیالتون راحت باشه
دخترتون مثل برف پاکه
همون چیزیه که دکتر توصیه کرد؟
دلت برای بستنی تِیست تریت تنگ شده؟
جَنی؟
اگر… چیزی هست که فکر میکنی بهتره دربارهش صحبت کنیم
بهتره اینکارو انجام بدیم
مثلاً چی؟
مثل اینکه تو و بی کجاها رفتین
اون مدتی که مکزیک بودین
…چیکارا کردین
دیگه نمیخوام دربارهش صحبت کنم
قول دادی میتونیم این قضیه رو فراموش کنیم
میتونیم
همینکارو میکنیم
…داشتم فکر میکردم این رو
بهت نشون بدم یا نه
سَنَد ازدواجه
یکی از دوستام توی سفارت گفتی واقعیه
اگر میتونست اینکارو انجام بده
چرا میخواست اجازه بگیره؟
متوجه نمیشم
فکر میکنی اینکارو کرد تا بتونن برگردن؟
باید زودتر این رو نشونت میدادم
ولی نمیخواستم تا وقتی که نمیدونم قضیه چیه نگرانت کنم
…دکتر راش
میگه حال جَن خوبه
خدا رو شکر، ظاهراً
از قضیۀ ازدواج اطلاعی نداره
….الان وظیفۀ ماست که بهش کمک کنیم
به شرایط عادی برگرده
« دوست خانواده »
برچتولد داره برمیگرده پوکاتلو
احتمالاً با قرار وثیقه آزاد میشه
و برمیگرده بین مردم
حداقل تا جلسۀ دادرسی
به همین سادگی؟ - باید توی زندان بمونه -
واسۀ همینه که جلسۀ دادرسی مهم و حیاتیه
باید نشون بدیم که یه پروندۀ به اندازۀ کافی قوی برای رفتن به دادگاه داریم
یه پروندۀ به اندازۀ کافی قوی؟
بی با جَن ازدواج کرده
خب، به ۲ نفر پول داده
تا برن یه دادگاه توی مکزیک و بگن که اسمشون
جَن بروبرگ و باب برچتولده
قضیه به این سادگی نیست
ببینین، این حقیقت که ما اطلاعات زیادی
دربارۀ اتفاقاتی که در مکزیک افتاده نداریم
و اینکه جَن همهش میگه باب دست از پا خطا نکرده
ما رو توی موقعیت سختی قرار میده
جَن دروغ نمیگه و… و دکتر راش گفت
که بی بهش دست نزده
نمیتونم تصور کنم باب توی چه وضعیتی بوده
که برگههای ازدواج رو آماده کرده
به وضعیت اون فکر نکنین
به وضعیت خودتون و جَن فکر کنین
وقتی که توی دادگاه باهاش روبرو میشین
آماده خواهیم بود
و امیدوارم نیازی نباشه بهتون یادآوری کنم
که نباید با خانوادۀ برچتولد صحبت کنین
و به دختراتون بگین که با پسراش
رابطۀ دوستانه نداشته باشن، حتی توی مدرسه
خیالتون از این بابت راحت باشه
مِری اَن؟
درک میکنم
…ای پدر آسمانی عزیز
ازت میخوام یه نشونه بهم بدی که بدونم باید چیکار کنم
میدونم که مردم سیارۀ دیگه حواسشون بهم هست
دارم خوب رفتار میکنم و از قوانین پیروی میکنم
و حواسم هست که پدر زمینیم باب دست نزنم
لطفاً از کارن، سوزان و مامان محافظت کن
و لطفاً یه کاری کن بی در امان باشه
و بی و همۀ اعضای خانوادۀ برچتولد رو مورد عنایت قرار بده
دلم نمیخواد تبخیر بشم
به نام عیسی مسیح، آمین
کریسمس مبارک - آخرین اخبار رو شنیدی؟ -
…برچتولد آزاد شد و
کریسمس مبارک
کُتهاتون رو دربیارین، دخترا
هوا واقعاً سرده
نه؟
داخل هم سرده
همینطوره. بخاری خاموشه؟
هوم
نه، روشنه
باب؟ - بله؟ -
پنجره بازه
کار بابا نوئل بوده؟
فکر میکنی کسی وارد خونه شده؟
تکون نخورین
این یه یادبود
از مأموریته
گِیل
اینجا چیکار میکنی؟
میتونم باهات صحبت کنم؟
تنها؟
واقعاً متأسفم
باب من رو فرستاده
میدونم که دوست داری این خبر رو بشنوی
حال جَن چطوره؟
حا… حالش خوبه
قضیه چیه، گِیل؟
چون، اِ… تو… تو نباید بیای اینجا
خب، بهخاطر تو اومدم اینجا
میدونی، من… ما یه وکیل گرفتیم
که قراره این مشکل رو حل کنه
به خانوادۀ من کمک کرده و به خانوادۀ تو هم کمک میکنه
اگر باهاش صحبت کنی
با عقل جور درنمیاد، گِیل
چرا وکیل شما باید به ما کمک کنه؟
جنیفر فرگوسن رو یادته، نه؟
جنیفر رو میشناسم
همیشه مشتری خوبی بوده
خب، کسی که قراره به من و باب کمک کنه، جنیفره
جنیفر فکر میکنی عمومی شدن
این مشکل به ضرر همهست
به بچهها فکر کن
به جَن فکر کن
میدونم که دلت نمیخواد وادارش کنی توی دادگاه شرکت کنه
اتفاقاً دارم به جَن فکر میکنم
شوهرت جَن رو دزدید و باید تقاص پس بده
دیگه بحثی نمیمونه
باب تنها کسی نیست که در قضاوت دچار اشتباه شده
تو و مِری اَن میدونستین باب بیماره
ولی این باعث نشد
…اجازه ندین جَن
باهاش وقت بگذرونه
عملاً جَن رو دو دستی تقدیمش کردین
چیکار کردیم؟ - اینکه میدونستین میره پیش مشاور -
،و نوار گوش میده شما… شما اجازۀ اینکارو دادین
و خوب میدونی دارم چی میگم
باب این حرف رو میزنه
و قضیه فقط جَن نیست
یعنی چی؟
من و باب کاملاً با همدیگه روراستیم
No comments yet. Be the first to leave one.