Prvních 166 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
.مردمو اذیت نکن
دو دو
دوباره خوک شدی؟
.پسر خوب
شما
این خوکو میشناسی؟
خانم
چرا به این وضع افتادی؟
.داستانش طولانیه
.بدنت خیلی آسیب دیده
چرا اصرار داری روحت داخلش بمونه؟
چطوری بدون یه بدن زندگی کنم؟
.باید برم کوهستان چیان یین تا یه نفرو پیدا کنم
پس
.بذار ببرمت اونجا
تو کی هستی؟
از تالار چیان یین
توی کوهستان چیان یین
.ارباب چیان یین هستم
عشق پری و شیطان
Marie :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
قسمت هفدهم
دز زمان های قدیم
.دنیا دچار هرج و مرج بود
میلیون ها موجود عجیب توی تاریکی لونه کرده بودن
.و با هم زندگی می کردن
ایزد پان گو از یه تبر استفاده کرد
.تا زمین و آسمان رو از هم جدا کنه
از اون موقع
شب و روز به وجود اومد
.و همینطور سه قلمرو
هم نور وجود داشت
.هم سایه
موجوداتی توی هرج و مرج زندگی می کردن توی نور نابود میشن
پس مجبور شدن توی سایه ها پنهان شن
.و منتظر فرصتی برای برگشتن باشن
بعد از اون برای حفاظت از سه قلمرو
.جنگ نور و سایه ادامه پیدا کرد
تا اینکه ملکه مادرِ غرب از راه رسید
.و مهروموم رو ساخت
تمام اون موجودات عجیب بیرون از سه قلمرو مهر شدن
.و هیچ وقت اجازه ورود به این دنیا رو نداشتن
بعد از اون
اون موجودات عجیب بیرون از سه قلمرو
.قلمرو جدیدی ساختن
اسمش
.سه قلمرو سایه اس که موضوع صحبت ماست
پس تو فقط میدونی
.که اونا از نور میترسن
.درسته
اون موجودی که گیر انداختید کجاست؟
.میخوام ببینمش
.اون فردای روزی که دستگیر شد مرد
.تا آفتاب بهش تابید پودر شد
ولی این قسمت بدنش
.باقی مونده
.علتش رو نمی دونیم
با نور نابود نشد؟
روی انگشت
.خاک شی نشسته
خاک شی چیه؟
کجای قلمرو فانی
می تونیم این خاک رو پیدا کنیم؟
...چه سوالی
برای همین گفتید بیام اینجا؟
باید دروازه موجودات سایه رو
.از طریق خاک شی پیدا کنم
پس قلمرو بهشتی
.میخواد با قلمرو فانی همکاری کنه
.این به نفع همه اس
درست میگم؟
اگه قلمرو اهریمنی نابود شه
.برای ما مشکلی پیش نمیاد
پس
...جوابت
،یه جزیره باستانی به اسم چیان یین هست
.توی جنوب غرب دریای شرقی قلمرو فانیه
میگن اونجا
.پر از خاک شیه
رسیدیم؟
.آره
.بیا بیرون
هدیه کجاست؟
چی میخوای بهم بدی؟
.اونجاست
..بدن
.بدنم
!بدنم
.ارباب
...من
.امتحانش کن
.گوشتش گرمه
.استخون هاش محکمن
.مفصل ها وقتی بهشون دست میزنم از بین نمیرن
.پوست بعد از اینکه کلی لمسش کردم گرم میمونه
...من
...من
.بالاخره بدن خودمو دارم
.با خاک ساختمش
دوستش داری؟ - ...من بالاخره -
.البته
.ممنونم
.خیلی خیلی ممنونم
.خواهش می کنم
...ولی
استادم گفته بود
هیچ کس توی این دنیا
.به جز سرنوشت حق نداره به بقیه زندگی ببخشه
...پس چرا بدنم
.یه چیز خاص از کوه چیان یین رو به خاکش اضافه کردم
.خاک شی
بدنی که خاک شی داشته باشه
.روح پذیره
.فرقی با آدمای زنده نداره
.ولی استادت درست گفته
.فقط سه روز میتونی از این بدن استفاده کنی
بعد از سه روز
اثر خاک شی از بین میره
.و دیگه نمیتونی بدنت رو حرکت بدی
.باید بدنت رو عوض کنی
به علاوه، به آب دست نزن
وگرنه
.آسیب می بینی
.فهمیدم
سوال دیگه ای هست؟
.ما همدیگه رو نمیشناسیم
در ازای این
از من چی میخواین؟
.بیا
.بذار این دور و برو بهت نشون بدم
این واقعا از خاک درست شده؟
وقتی رفتیم جزیره
.دستور دادم برات درستش کنن
چطوره؟
چقدر شبیه
ظاهر اصلیته؟
.دقیقا همونه
شما
چرا انقدر با من مهربونی؟
...من
یه سرگرمی دارم
.که گنجینه های خاص دنیا رو جمع کنم
تا وقتی یه گنجینه باشه
.میخوام توی ملک خودم داشته باشمش
من یه گنجینه خاصم؟
.آره
.تو خیلی باارزشی
...پس من
.ارباب
.یه اتفاقی بیرون کوهستان افتاده
بگو
.مشکلی نیست
.چند نفر دارن اطراف کوهستان پرسه میزنن
.احتمالا میخوان وارد کوه بشن
وارد کوه بشن؟
کسی به کوه دست زد؟
فقط دارن اطرافش می گردن
.به کوه آسیبی نزدن
.خوبه
.حواست بهشون باشه
.اگه خبری شد بهم بگو
.بله
.بریم
No comments yet. Be the first to leave one.