My Happy Marriage

My Happy Marriage (わたしの幸せな結婚)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

My Happy Marriage - 09 [AioFilm pro]
Watashi no Shiawase na Kekkon E09-Drowning in Dreams
Watashi no Shiawase na Kekkon E09-Drowning in Dreams
Watashi-no-Shiawase-na-Kekkon-E09--Drowning in Dreams
Komentář od AioFilm
🔷 Marie آیوفیلم با افتخار تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tagy

other
Zveřejněno: 2023-08-30
Stažení: 22
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 184 řádků.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

...حالتون خوبه

سایموری میو سان؟

.م-متاسفم

.لطفا سرتون رو بیارید بالا

.خیلی متاسفم که اذیتتون کردم

.لطفا عذرخواهی نکنید

.خوشحالم که آسیب ندیدید

.باید بیشتر احتیاط می کردم

.خیلی ممنون که کمکش کردید

.میو چان، بیا بریم یه جا استراحت کنیم

...باشه

.لطفا بیشتر مراقب باشید

.با اجازه

میو ساما، حالتون خوبه؟

.بله من خوبم. ببخشید که نگرانتون کردم

.باید مراقب باشی میو چان

.باشه

.واقعا باید مراقب باشی

...آخه تو

.خیلی خاصی

m -5 111 l -38 132 -98 135 -94 -296 90 -289 86 32 4 39

ازدواج شاد من

ازدواج شاد من

ازدواج شاد من

Marie :مترجم

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

@AioSub | @AioFilmcom

قسمت نهم

غرق در رویاها

غرق در رویاها

غرق در رویاها

غرق در رویاها

غرق در رویاها

!میو

چرا تا این حد به خودش فشار آورده؟

،گفتی وقتی میو چان کابوس می دیده .قدرت فراطبیعی حس کردی

یعنی از جایی با قدرت فراطبیعی اذیتش می کنن؟

.اگه طرف از خانواده اوسوبا باشه ممکنه

.ولی مرز حفاظتی خونه هیچ آسیبی ندیده

.احتمال دخالت خارجی کمه

این فقط یه حدسه ولی فکر می کنم

.یه ربطی به اینکه میو از خانواده اوسوباست داره

میو چان از خانواده اوسوباست؟ مطمئنی؟

.مدرک هست که نام خانوادگی مادر میو، اوسوبا بوده

.اون قدرت فراطبیعی داشته و با خانواده سایموری وصلت کرده

...فکرشم نمی کردم میو چان از خانواده اوسوبا باشه

.به جز اینکه میو قدرت فراطبیعی نداره

شاید خون اوسوبایی که توی رگ هاشه

...یه جوری به بدنش آسیب میزنه

...خون خانواده اوسوبا ولی چرا الان؟

.نمی دونم

.ولی الان این تنها احتماله

میو چان چیزی از خانواده اوسوبا میدونه؟

.مادرش وقتی بچه بوده از دنیا رفته

.احتمالا چیزی از خانواده اوسوبا نمی دونه

...به علاوه

به علاوه؟

.شک دارم حتی اگه ازش می پرسیدیم بهمون می گفت

.مثل اینکه این روزا از همیشه بیشتر احساساتش رو پنهان میکنه

...حتما نمی‌خواد نگرانش بشیم

.ولی کاش میذاشت حداقل نگرانش بشیم

چی شده؟ خرسی چیزی دیدی؟

.یه شهروند مورد حمله عجیب‌الخلقه ها قرار گرفته

میزان صدمات چقدر بوده؟

.یه مرد توی جنگل نزدیک منطقه ممنوعه از هوش رفته

.فعلا بی هوشه و توی کماست

و از وضعیت زمین مشخصه که

.عجیب‌الخلقه ها بهش حمله کردن

...پس به این زودی نزدیک محل زندگی آدما شدن

.خیلی سریع تر از انتظارمونه

.دیگه نمی تونیم به وزارت خانوار سلطنتی تکیه کنیم

...دیر یا زود به شهر همایونی می رسن

...دیگه نمیتونم تحمل کنم

...چرا هر شب

کابوس می بینم؟

حالا که دوباره مثل قبل شدم

چطوری میتونم درس بخونم تا مثل هازوکی چان یه بانو باشم؟

.از وقتی غش کردم درس هام رو کمتر کرده

.شرم آوره که فرصت درس خوندنم داره هدر میره

.متاسفم، امروز باید تا دیروقت کار کنم

.پس براتون غذا می پزم و میارم

.نه مشکلی نیست. تو باید استراحت کنی

.میو

.بله

حالت چطوره؟ چیزی اذیتت می کنه؟

.نه، من خوبم

.لطفا نگران من نباشید

...خیلی خب

.شرمنده گودو صدام می‌کنه .باید برگردم سر کار

.بله. تلاشتون رو بکنید

با توجه به اطلاعاتی که داریم میتونیم بگیم عجیب‌الخلقه ها

.دارن به سمت شهر همایونی میرن

اطلاعاتی از وزارت خانوار سلطنتی گرفتیم؟

.داریم سعی می کنیم ازشون اطلاعات بگیریم

.خیلی دیر عمل میکنن، خسته کننده اس

.افرادمون رو برای محاصره شهر همایونی اعزام می‌کنیم

.می‌خوام فورا مجوزش صادر بشه

.در واقع از یه عملیات بزرگ شکار و نابودی حرف می‌زنیم

.من با وزارت تماس می گیرم

.کودو، تو به آماده کردن مقدمات ادامه بده

.بله

.با موفقیت از شهر همایونی محافظت می کنیم

!وای، خوشمزه به نظر میاد

من میخواستم امروز آشپزی کنم

.ولی تا وارد آشپزخونه شدم، مواد اولیه رو آماده کرده بودن

.تو هنوز کامل خوب نشدی

.لطفا نگران نباشید، دیگه خوبم

.از خودتون پذیرایی کنید

.ایتاداکیماس - .ایتاداکیماس -

!خوشمزه اس

.آشپزی میو ساما باعث افتخار منه

.واقعا همینطوره

.من اصلا نمی تونم همچین چیزی بپزم

.واقعا چیزی نیست

.میدونی، من واقعا کارم توی آشپزی بده

چی؟

.نمرات آشپزیم توی مدرسه دخترونه افتضاح بودن

هر چی می‌پختم یا می سوخت

...یا شور بود یا تند

.تا یه چاقو دستم می‌گرفتم انگشتمو می بریدم

...باورش سخته

وقتی ازدواج کردید خیلی بهتون سخت گذشت، مگه نه؟

.لطفا درموردش حرف نزن

.واقعا ازش پشیمونم

پشیمون؟

.آره

.تنها پشیمونی من تو زندگیم

.ازدواجم رو میگم

.وقتی ۱۷ سالم بود ازدواج کردم

،از اونجایی که دختر خانواده کودو هستم

.آماده بودم که به دلایل سیاسی ازدواج کنم

.شوهرم مرد مهربون و خوبی بود

.من خوشحال بودم

.ولی...با خانواده اش کنار نمیومدم

شاید مهارت کمم توی کار خونه و بچگیم

.در حد انتظارات اونا ازیه همسر خوب نبود

.همسرم معمولا آرومم می کرد

...ولی یه روز وقتی درموردش حرف می زدیم احساساتی شدیم

.و یه دعوای بزرگ کردیم که باعث طلاقمون شد

ولی میدونی، وقتی برگشتم خونه پدر و مادرم و آروم شدم

.خیلی پشیمون شدم

سختی های زیادی کشیدم

.ولی زندگی کردن با خانواده ام از همه مهم تر بود که من از دستش دادم

.می تونستم کار بیشتری بکنم

...پس از این پشیمونی

.میو چان

.بله

.تو دری سخت تلاش می کنی بدون فرار کردن ضعف هات رو جبران کنی

.به خاطرش بهت احترام میذارم

چی؟

...فکر نکنم این

از الان می‌خوام درمورد احساساتت با خودت صادق باشی

.تا مثل من از چیزی پشیمون نشی

میخوای چیکار کنی میو چان؟

میخوای چجوری زندگی کنی؟

...ام، خب

من میخوام

...یه همسر لایق برای ارباب کودو باشم

.می‌خوام یه بانوی شایسته مثل هازوکی سان باشم

...آرزوم اینه که

میو چان؟

خوبی؟

...آره...خب، من

.من تا حالا به اینکه چجوری می‌خوام زندگی کنم فکر نکرده بودم

.ولی...یه تصمیمی گرفتم

چه تصمیمی؟

.می‌خوام اینجا بمونم

.می‌خوام کنار ارباب کودو بمونم

.اون خوش شانسه که کسی مثل تو دوستش داره

واقعا پیدا کردن هرکسی که توی شهر همایونی

.اسمش سومی بوده، خیلی سخت بود

.امیدوارم اوسوبا سومی اینجا باشه

اینکه محدودش کردیم به زنایی که اسمشون سومیه خیلی خوب بود

.ولی همشون انگار هم شبیهش ان هم نیستن

.اوسوبا سومی تنها سرنخیه که از خانواده اوسوبا داریم

.بازم دنبال اطلاعات بگرد مهم نیست چقدر ناچیز باشن

میشه پیشتون بشینم؟

.آره

.میو، گوش کن

.خیلی سرم شلوغ بود نتونستم باهات صحبت کنم

.متاسفم

.طوری نیست، مشکلی نداره

میو

More Farsi Persian subtitles for My Happy Marriage

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left