Prvních 200 řádků.
شما دو تا فاحشه، واقعاً
آنها معنی مرگ را نمیدانند.
در آن مکان، دهها مرد به نوبت به شما دو نفر حمله کردند.
و تو هنوز به فرار فکر میکنی.
چقدر هر دوی شما نفرتانگیز هستید؟
به حرفم گوش کن. وقتی وارد این سلول شدی.
مگر اینکه تبدیل به جسد شوید.
در غیر این صورت، هیچ کس زنده نخواهد ماند.
از وقتی که هر دوی شما به دست من افتادید.
باید یه سری قوانین برای هر دوتون بذارم.
من یه فکری به سرم زده.
شما دو تا خواهرهای مهربونی هستین، مگه نه؟
من یک بازی جدید مخصوص شما دو نفر درست کردهام.
خود را برای عذاب آماده کنید.
شروع به شمارش زمان کنید.
بله.
محکمتر بکشش.
او خواهر توست.
اگر نمیخواهید به یک خوک کبابی تبدیل شوید.
باید محکم بگیریش.
میفهمی؟
خواهرم.
خواهرم، نه.
دیگه حتی به زنده موندن هم فکر نکن.
شنیدی؟
خوکها تا آخر عمرشان نمیتوانند فرار کنند.
میفهمی؟
گزارشی از مرکز نظرسنجی دانشگاه لایکا نشان میدهد
اخیراً بهبود قابل توجهی در وضعیت امنیتی مشاهده شده است
میزان پروندههای کیفری ۴۰ درصد کاهش یافت
میزان رضایت از عملکرد دولت به ۶۸.۹ درصد افزایش یافت
این نتیجه به لطف ... حاصل شد.
عملیات شهر امن، به رهبری ژنرال سونگ-این.
چندین گروه سیاسی و رهبران تجاری نظرات خود را علناً ابراز کردهاند .
در مورد حمایت آنها از نامزدی ژنرال سونگ-این برای ریاست جمهوری لایکا
دکتر (ب)، اجساد جدید رسیدهاند.
لطفا رسیدگی کنید.
مردان شما واقعاً ماهر هستند
در بیمارستانهای سرپایی.
آنها موفق میشوند همه این اجساد تازه را بیاورند.
از همین اول رک و راست میگم.
فقط بذار من مسئولیت بیرون آوردن اعضا رو به عهده بگیرم.
در مورد قیمتی که این اندامها فروخته خواهند شد.
حتی یک ریال هم از سهم من کسر نخواهد شد.
او را بکش.
آیا او را میشناسی؟
من تازه رسیدهام.
من با این منطقه آشنا نیستم.
باید از (جین نا) بپرسی
اون رهبر اینجاست.
تو کی هستی؟
آیا او را میشناسی؟
این خوک توی سیستم نیست.
انگار یه سگ ولگرد از بیرون اومده.
شما دو تا برید و زنده زنده پوستشو بکنید.
حاضر.
به چی نگاه میکنی؟ من بهت پول دادم.
حمله!
حمله کنید، همهتان!
حاضر.
نزدیکتر نیا، میکشمت.
من فقط یک سگ هستم، فقط یک سگ نگهبان.
بهت که گفتم، مسئولین مجتمع منو میکشن.
بابا، تا این موقع شب نخوابیدی؟
من خونه همکارم درس میخوندم.
کمی احساس خواب آلودگی دارم
من اول برم بخوابم.
بابا، داره بارون شدیدی میاد.
او درون جعبه مقوایی میلرزید.
همه وانمود میکنند که او را ندیدهاند.
اما نمیتوانم آن را نادیده بگیرم.
بیایید به او کمک کنیم.
تو به من آموختی.
قدرت واقعی در آزار و اذیت دیگران یافت نمیشود.
بلکه، این در مورد محافظت از جوانان و درماندههاست.
این فوقالعاده است.
میدانستم پدرم بیشترین حس عدالتخواهی را دارد.
من صحبت خواهم کرد، من صحبت خواهم کرد.
همه اون دخترا رو دیک آورده بود.
معمولاً در سالن ماساژ در خیابان اصلی یافت میشود.
مرا نکش، من فقط یک کارگرم.
اینجا ارتباط ما با (آن شین) قطع شد.
جنوب شرقی شهر میان، نزدیک مرز لایکا
به آن مجتمع فناوری KM گفته میشود.
ما هیچ چیز در مورد آنچه در داخل است نمیدانیم.
ما فقط می دانیم که رهبر، دیوانه ای به نام (کون مای) است.
پلیس فردا شب وارد عمل خواهد شد.
نسنجیده عمل نکن.
آقایان.
حسابهای ما را دیدهاید؟
رکورد جدیدی ثبت کردهام
ما آن را خلق کردیم.
این یک مدل کسب و کار بینقص است.
سود آنها.
اینها کیسههای پلاسمای خون هستند که برای پول فروخته میشوند.
اینها اندامهایی هستند که یکی یکی استخراج میشوند.
اینها حسابهای مربوط به تعداد دفعاتی است که مشتریان در تجارت جنسی پذیرفته میشوند.
تحت مدیریت ما.
حتی اگر خوک باشد
ما میتوانیم از او پول زور بگیریم.
اما...
چه تجارت پرسودی!
خیلی خوب پیش میره
متأسفانه.
هر ماشین ایدهآلی.
تحمل یک پیچ شل را هم ندارد.
(آه جیو)، خطی که چند روز پیش مسئولش بودم.
چطور یک روزنامهنگار به آن نفوذ کرده است؟
رهبر، این یک تصادف بود.
قطعاً یک تصادف بود.
روزنامهنگار در میان خوکها پنهان شد.
او معنی مرگ را نمیدانست و جرأت کرد مخفیانه از خودش فیلم بگیرد.
در آن زمان کشف شد.
ما موضوع را به موقع گزارش دادیم.
- و ما هیچ عواقب جدیای به جا نذاشتیم. - هیچ عواقبی؟
آه (آه جئو)
یک کلیپ ویدیویی.
یا یک تصویر واحد.
او میتوانست امپراتوریای را که من با چنان تلاش طاقتفرسایی ساخته بودم، نابود کند.
لعنت بهش.
آیا باید گندی که زدم را پاک کنم؟
لعنت
نمیخواهم در آینده شاهد تصادفات بیشتری باشم.
فهمیدی یا نه؟
به من نگاه کن، آیا چنین چیزی ممکن است؟
من میتوانم.
اگر میتوانید، بیایید به افتخارش بنوشیم.
حقیقت را گفتهای.
ای رهبر.
جین نا به شدت مجروح شده و در کما است.
کسی به زور وارد محوطه شده است.
به نظر میرسد این یکی از پیامدهای اقدامات آن روزنامهنگار باشد.
زنده دستگیرش کردن
میخواهم بدانم چه خبر است.
یک، دو، سه، چهار، پنج.
چرا تعدادشون اینقدر کمه؟
برادر (دیک)، من تمام تلاشم را کردم.
ببین، حتی دستام هم از ماساژ ورم کرده.
تمام تلاشت رو کردی؟ بذار ببینم.
برادر (دیک)
من دخترهای زیادی را اینجا آوردم.
و تو تنها کسی بودی که کمترین مبلغ را به دست آوردی.
به خیابان نگاه کن، کلی آدم میخواهند اینجا کار کنند.
اگر تلاش بیشتری نکنی.
آیا میخواهی فاحشه شوی یا اعضای بدنت را بردارند؟
نه، برادر (دیک)
من تمام تلاشم را خواهم کرد.
هر کاری که از من بخواهی انجام خواهم داد.
این بستگی به میزان تلاشی دارد که شما به کار خواهید گرفت.
بیا اینجا.
اول از همه با ماساژ شروع کنید.
بعدش سکس خواهیم داشت.
بیایید آن را یک مزیت در نظر بگیریم.
عجله کن.
بله، بله، همینجا.
این طوری است که هست.
این شکل درستشه.
راحت، آسوده.
(دیک)
تو (آن شین) را اینجا آوردی؟
تو کی هستی؟
الان کجاست؟
برو گمشو، احمق.
(آن شین) کجاست؟
برادر من، شما با شخص مورد نظر اشتباه کردید.
نمیدانم (آن شین)
داری چیکار میکنی؟ صبر کن، صبر کن!
من صحبت خواهم کرد.
من فقط مسئول فریب دادن دخترها در فضای مجازی هستم.
به محض اینکه وارد شدند.
من به هیچ چیز دیگری اهمیت نمیدهم.
طبق رویهها، فرض بر این است که او به یک مروج کلاهبرداری تبدیل شده است.
چطور وارد شوم؟
به بیرون به راست بپیچید و مستقیم تا انتها ادامه دهید.
چند تا دختر گول خوردن که بیان اینجا؟
من هم مجبور شدم، من هم مجبور شدم
برادر من.
نمیشه این کارو بکنی؟
لینک پلتفرم را اینجا قرار دهید و برایش ارسال کنید.
برادر (وانگ)
چیزی که دیروز به شما گفتم، اخبار داخلی، بیت کوین.
نظر شما در این مورد چیست؟
شناسنامه ات.
او درگیر یک پرونده جنایی بزرگ است.
و حالا ما نیاز داریم...
کار رسیده است.
به همکاران جدیدمان خوشامد میگوییم.
در پارک فناوری KM.
این معدن طلای واقعی است.
باد و باران هم ندارد.
بدون هیچ گونه فشار فیزیکی.
هشت جمله طلایی
جذب مشتری.
و انعقاد قراردادها.
اون خواهری که داره با تلفن حرف میزنه.
ما او را صداپیشه صدا میزنیم.
این چیزی است که روی صفحه کلید تایپ میشود.
ما او را جنگجوی کیبورد مینامیم.
ما به این دو کار، کارهای بزرگ میگوییم ...
No comments yet. Be the first to leave one.