Prvních 200 řádků.
K.zahra
آیوفیلم تقدیم میکند
خب، به اتفاق ارا در مورد رئیس جدید ..کلاب تصمیم گرفتیم
شیهونو کوبایاشی
همهی تلاشم رو میکنم
ما سال سومیها باید بعد از جشنواره مدرسه از گروه بریم
رئیس
میشه رئیس قبلی
،دردسر تخصیص بودجه برای جشنواره
،پیدا کردن بهترین محل ،نوشتن متن سخنرانی و نمایشنامه
بهانه آوردن برای شورای دانش آموزی وقتی ازمون چیزی میخوان
...و بقیهی چیزا
حالا کار تو
چشم
همهی کارها رو ردیف کرد
اگر مشکلی پیش اومد اندو مسئولیتش رو قبول میکنه
دقیقا
چرا من؟
شیهونو بانمک، به خاطر همین نمیتونیم سرش داد بزنیم
پس تو به عنوان شریکش باید غر و شکایت بقیه رو قبول کنی
..اما..خب
خب اگر دیگه کاری ندارین ما باید برای امتحان ورودی درس بخونیم
خیلی ببخشید
اشکالی نداره، اگر قرار باشه سر تو داد بزنن !همون ترجیح میدم که سر من داد بزنن
!ممنون
..حرفشم نزن
پس بیایین بریم سراغ نوشتن متن نمایشنامه
اول باید در مورد موضوع تصمیم بگیریم
کاش من واقعا شریکش بودم
کسی فکری نداره؟
:مترجم
K.zahra
آیوفیلم تقدیم میکند
لطفا متوجه احساساتم، که نمیتونم به زبون بیارم بشو
سعی میکنم با این حرفا و دست و پا چلفتی گیری ها بهت نشون بدم
فقط برای تو
همیشه منظور اصلیم رو مخفی میکنم
مقصر تویی که انقدر عالی هستی
امکان نداره من بامزه باشم
حتی میشه آسمون رو توی چشمهات دید
نمیتونم مستقیم به اونها نگاه کنم
چه قدر میتونم توی این دنیایی پر از دروغ زندگی کنم؟
اگر اینجوری باشه هیچ وقت نمیتونم چیزی رو تغییر بدم
نمیخوام این اتفاق بیفته
حتی اگر یه روز خدایان به جای من باهات حرف بزنن
میخوام یه روزی با زبون خودم بهت بگم که دوستت دارم
،حتی اگر خوب نتونم از کلمات استفاده کنم قول میدم قبل از اینکه، این حس مقدس از بین بره
شجاعت این کار رو پیدا کنم
لطفا متوجه احساساتم، که نمیتونم به زبون بیارم بشو
سعی میکنم با این حرفا و دست و پا چلفتی گیری ها بهت نشون بدم
فقط برای تو
همیشه منظور اصلیم رو مخفی میکنم
مقصر تویی که انقدر عالی هستی
امکان نداره من بامزه باشم
حتی میشه آسمون رو توی چشمهات دید
نمیتونم مستقیم به اونها نگاه کنم
چه قدر میتونم توی این دنیایی پر از دروغ زندگی کنم؟
اگر اینجوری باشه هیچ وقت نمیتونم چیزی رو تغییر بدم
نمیخوام این اتفاق بیفته
حتی اگر یه روز خدایان به جای من باهات حرف بزنن
میخوام یه روزی با زبون خودم بهت بگم که دوستت دارم
،حتی اگر خوب نتونم از کلمات استفاده کنم قول میدم قبل از اینکه، این حس مقدس از بین بره
شجاعت این کار رو پیدا کنم
هیچ کدوم خیلی خوب نیستن
من معمولا از این چیزا سر در نمیارم اما اینا خیلی معمولی نیستن؟
میدونی انگار بعد از دیدن صحنهی رمانتیک سیگ و لیز تان دیگه هیچی به نظرم رمانتیک نمیاد
خب به نظرم مقایسهی خوبی نیست
فهمیدم باید برای نوشتن از اون صحنه الهام بگیریم
ها؟
اندو کون میشه نقش سیگ رو بازی کنی؟
چی؟
میخوای که من دیالوگهای...شیرین سیگ رو بگم؟
خیلی صدات رو دوست دارم اندو کون
صدایی آرام و ملایم اما عمیق و پرطنین
هاناهاشی ایکویی، بزن بریم
بریم
!بریم
!اره
میخوام با اون صدا دیالوگهای شیرین بگی و منم ظبطش کنم
تا ابد اونها رو نگه میدارم و همش بهشون گوش میدم
همیشه به این فکر میکردم
اگر تو با اون صدا دیالوگهای سیگ رو بگی ارزش این رو داره که برای آیندگان ظبطش کنیم..قسم میخورم
من خیلی دوست دارم تو نقش سیگ رو بازی کنی
..اگر تو
قبول کنی که لیزلوت باشی..حتما
ها؟
باشه! من انجامش میدم
..خیلی عالیه اما
میخوام این رو بدونی و باور کنی
عاشقتم
واقعا باید این دیالوگها رو بگم؟
نه تنها میتونم سیگ و لیز تان رو به همه معرفی کنم بلکه تو قرار نقش سیگ رو بازی کنی
..پس
باید زود شروع کنیم
بزار من نمایش نامه رو بنویسم
اما باید مجیکو رو هم بازی کنیم
..بزار ببینم
فکر کنم فقط صدام رو دوست داره
با اینکه همه از زوج بودن ما حرف میزنن اون اصلا به این چشم من رو نمیبینه
در مورد لباسم برای جشنوارهی مدرسه
لطفا یه همچین چیزی برام آماده کنین
این لباس ورزشی نیست؟
میشه یکم توضیح بدی لیز؟
خدایان پیشبینی کردن که جادوگر یور بعد از جشنوارهی مدرسه میاد، درسته؟
یکی از مهمترین قانونهای مبارزه اینکه لباسی بپوشی که بشه راحت باهاش حرکت کرد
صبر کن دستم بهت برسه...جادوگر یور
!لیزلوت آماده است که وارد جنگ بشه
به نظر میاد تنهایی از پس جادوگر بر بیاد
اما در مورد پوشیدن لباس ورزشی توی جشنواره خیلی مطمئن نیستم
لیز میدونی که قرار نیست تنهایی بجنگی نه؟
ارت و فرمانده و بقیه هم هستن
فکر میکنم بهتر باشه با لباس رسمی بری مراسم
درسته تازه من خیلی براش هیجان دارم
قرار خواهرم رو توی لباس خوشگل ببینم
جادوگر یور شخصا دنبال من الان وقت سرگرمی و بازی نیست
درسته که کفش پاشنه بلند موقع مبارزه دردسر درست میکنه
و دامن لباس بلند دست و پا گیره
استدلالتون منصفانه است، خدایان الهی
اما من میخوام لیزلوت رو تو یه لباس قشنگ ببینم
لیز، یادت چه قولی دادی؟
گفتی لباس طلایی رنگ میپوشی که با من ست باشه
اما مبارزه با جادوگر یور چی؟
با این لباسها از هر گلی زیباتری
..چ
ماه و ستارهها میدرخشن تا تو رو نورانی کنن
ماهی به افتخار تو از آب میپره و میرقصه
پرندهها به زمین میان و شادی میکنن
تا زیبایی تو رو ستایش کنن
...واو
...چ..چی
خواهش میکنم، بهم نشون میدی که توی همچین لباسی چه قدر زیبا میشی؟
لیزلوت فرار کرد
فکر کنم یکم زیاده روی کردی
جدیدا احساسم به لیز از کنترل خارج شده
میخوای در مورد لباس خواهرم چه کار کنی؟
حیف که براش یه لباس آماده کنیم و اون تنش نکنه
شاید لباسی که بشه راحت توش تکون خورد خوب باشه
مثل یه شنل سلطنتی که تا پایین مچ میاد؟
پس شاید یه لباس گشاد پیدا کنم که بین پاهاش گیر نکنه
ببخشید
هم؟
فینه
بال سنپای
عالیجناب از لیزلوت براتون پیام دارم
برای من؟
اره، داشتم میومدم اینجا
لیزلوت؟
بال
انگار خیلی خجالت کشیده بود و نمیتونست برگرده به این اتاق
..لیز
عزیزم
خب؟ چه پیامی برام داری؟
درسته
گفت اجازه میدی لباس فرم خانمهای گارد سلطنتی رو قرض بگیرم؟
ها؟
گارد سلطنتی؟ اون دیگه چه مدل لباسیه؟
!لباس نظامی! لباس نظامی سفید با تزئینات طلایی
سفید و طلایی...رنگهای من همین
لباسی که طلایی باشه با مال من ست باشه
!لیزلوت دوست داشتنی من خیلی بانمک
من میخوام لیز تان رو توی لباس نظامی ببینم خیلی دلم میخواد اون توی همچین لباسی ببینم
اون لباس هم مناسب مبارزه است هم برای مجلس مناسب
سیگ نمیتونه جلوی خندهاش رو بگیره
میتونست دنبال لباس شوالیه باشه اما مخصوصا فرم گارد سلطنتی رو انتخاب کرده که تزئین طلایی داره
حتما قصد لیز تان رو متوجه شده
اره
تو چه کار میکنی فینه؟
اگر بتونم توش راحت تکون بخورم برام مهم نیست
توی بازی یه لباس بلند تا زیر زانو تنش میکنه به همراه چکمه، مگه نه؟
اره خیلی بانمک، یه لباس راحت و ساده که به استایل فینه هم میخوره
بیا همین کار بکنیم، لباس مبارزهی مجیکو مدل معمولی.. البته یه جورایی
هر چیزی که باشه اگر فینه باهاش مشکلی نداشته باشه منم باهاش مشکلی ندارم
...پس من باید برم لیزلوت رو پیدا کنم
برو خیلی زود پیداش کن
اینکه وقتت رو صرف ابراز علاقه و خجالت دادن لیز تان بکنی خیلی بهتر از اینکه
فینه و بال رو موقع رمانتیک بازی تماشا کنی
ما از این کارها نمیکنیم
امکان نداره
چی؟
بیش از حد رمانتیک
اگرم شما دوتا نقش اصلی باشین که دیگه از خجالت نمیتونیم سر بلند کنیم
میخوایم بعدا تنها باهات حرف بزنیم
باشه؟
از جشنوارهی مدرسه برای ابراز علاقه استفاده نکنین
هر بار میاییم کلاب جو انقدر شیرین که مرگ رو با چشمهای خودمون میبینیم
تو خلوت از این کارها کنین، احمقا
ها؟
من با خوشحالی به غر زدنهاتون گوش دادم اما ما واقعا با هم دوست نیستیم
یعنی به نظر شما کوبایاشی به من علاقه داره؟
یعنی انقدر واضح که نمیدونم چی باید بگم
خب، حداقل من فکر نمیکنم که اون ازت متنفر باشه
آره ازم متنفر نیست
اما من میخوام بیشتر بدونم من مثل بقیهی پسرهای اطرافشم یا نه؟
شما چه فکری میکنی رئیس سابق؟
من از کجا بدونم
برو اعتراف کن تا بهت جواب رد بده
ها؟
این دارم معمایی که سال اول انجامش دادیم
هیچ کس یادش نمیاد پس با یکم تغییر ازش استفاده کنین
صبر کن ببینم گفتین بیام اینجا که این بهم بدین؟
No comments yet. Be the first to leave one.