Prvních 200 řádků.
::.تقديم به تمامي پارسي زبانان درسراسر دنيا.:: ::.پسرعمه.::
برگرفته از اتفاقات واقعی
ترس دردیست برای ظهور پیش از موعد شیطان آریستوتل
شانتل وان سانتن
جان رابینسون
جولیان موریس
جیمز پاتریک استوارت
رابرت بلانش
بتی مویر
لانس روسن
آنجلیک پرین
بریتـــانی مورفـــی
قدری شرارت
موضوع اورژانسی تون چیه؟
کمک
،،،اینجا تصادف شده،،،
نمیتونم صداتون رو بشنوم
شما کجا هستین؟
اینجا یک حادثه ای اتفاق افتاده
لطفاً همین حالا بیائین
نوع موضوع اورژانسی تون چیه؟
الو،،هنوز رو خط هستین قربان؟
یک ساعت قبل
نه یکم برای شام زیاد خورد
اوه خیلی خوب
خیلی خصوصی
یکم خیلی خوب
دوست دارم اینو به سلامتی
برای فارق التحصیلی کریستین از دبیرستان
و قبولیش توی دانشگاه اورگون بزنیم
به سلامتی
دختر کوچولومون بزرگ شده
دوستتون دارم بچه ها
اوه یک چیز کوچولو از طرف بابا و مامان
این همون چیزیه که فکرش رو میگردم؟
نمیدونم
این دقیقا همون چیزیه که میخواستم
فکر کنم این برای موفقیتت کافی باشه
دختر فارق التحصیل
ممنونم از همگی تون
اوووم از زمانی که ما در یک
همچین حالت عالی هستیم
فکر میکردم که این یک زمان خوبی برای ماست
تا راجع به موضوعاتی در موردمن و کریستین
صحبت کنیم
شما ها میدونید که من خیلی دوستش دارم
و،،،و ما واقعاً حس میکنیم
،،،الان بهترین فرصت برای ماست
که با هم دیگه شروع به تشکیل خانواده بدیم
و ما واقعاً میخواهیم که شما برای این موضوع دعا کنید
فکر میکنم این یک موضوع مهم برای یک زن جوان
مثل کریستینه
که تحصیلاتش رو تمام کنه
قبل ازاینکه به صورت جدی در مورد ازدواج صحبت کنه
مامان خواهش میکنم
من میخوام کریستین استقلال خودش رو داشته باشه
جیمز من نمیتونم به کسی غیر از تو فکر کنم
من تو رو برای خانواده ام بیشتر از همه ترجیح میدم
ولی شاید الن راست میگه
شما دونفر باید صبر کنید
من کاملاً به شما احترام میذارم
و به نظرتون
،،اما حس میکنم
از زمانی که من پونزده سالم بود
روی پای خودم ایستاده ام
و یک شغل عالی در میل داشتم
ومیدونم که میتونم خیلی کارهارو انجام بدم
،،،جیمز
زندگی خیلی سخت تر از اونه که تو فکرش رو بکنی
امروز داگ آرزو میکنه که میتونست
بیشتر تجربه کسب کنه
ببینید من میدونم که هنوز
تجاربم کامل نشده
این تجربیات من بود که بهم اجازه داد
که اینقدر تو کارم موفق باشم
توی کمپانی چاپ
جیمز من دورنمای تورو میشناسم
من درکت میکنم اما الن راست میگه
شما دوتا خیلی جوون هستید صبر کنید
اون صدای خوبی نبود
میخوام تا قبل از اینکه
بدتر بشه برم خونه
جیمز رفیق میتونی
یک ماشین برامون بگیری؟
فکر کنم تو تنها آدم هوشیار بین ما هستی
که دور این میز نشسته
بله حتماً آقای وب طوری نیست
خوب درست یا غلط روزی من نمیبینم
مکبث
جیمز ببین من متأسفم خیلی خوب؟
من نمیدونستم که اونها چنین عکس العملی نشون میدن
خوب فکر کنم تو هم با اونها هماهنگ بودی
به جای اینکه روی حرفمون پافشاری کنی و نگذاری مادرت اینطور منو داغون کنه
منظورم اینه که ما در مورد اونچه قرار بود بگیم باهم صحبت کرده بودیم
خیلی خوب اما تو هم اونجا کارت خیلی خوب نبود
منم،، دیگه نمیدونستم اون وسط با موقعیتی که پیش اومده بود باید چیکار کنم
خوب،،،من باهاش صحبت میکنم
خوب والدینت اصلاً به من احترام نگذاشتند
فقط به این خاطر که من به یک دانشگاه معتبر نرفته ام
تا مثل تو تحصیل کنم
این انصاف نیست جیمز
خوب من میدونم که تو فقط باید بری دنبال
یک جوون پولدار بگردی و منو ترک کنی
این واقعاً چیزیه که تو فکر میکنی؟
جیمز تو اون مردی هستی که من میخوام باهاش ازدواج کنم
من دوستت دارم اصلاً دلم نمیخواد چنین کاری رو بکنم
خیلی خوب متأسفم
منم متأسفم
دوستت دارم
دوستت دارم
کریستین راه بیفت
جلو پاتو نگاه کن
خیلی اروم رانندگی کن
بیا اینجا به زیبای خفته ات نگاه کن
داگ قبل از اینکه یک شانسی برای استفاده پیدا کنه
شخصیتش رو خرد نکن
میتونی آروم باشی؟
وقتی بارون به این تندی میباره
یک چند دقیقه بیشتر طول نمیشکه
من از اظهار نظرات مریض شده ام
که اینقدر از بی سوادی من حرف میزنی
اونهم جلوی دخترم
من لحنت رو دوست ندارم
لحن منو؟
از اون لحن مهربانانه ات
تو شروع کردی تو مثل بچه ها شروع به صحبت کردی
وبعدش صحبت منو مثل بچه ها تلقی کردی
جیمز
جیمز مراقب قطار باش
ما نمیدونیم ممکنه که ضربه مغزی شده باشه
،،اون یک لخته خون کوچیک
توی مغزش پیدا شده،،
ما باید از نزدیک اونو تحت نظر داشته باشیم
دکتر دیوید لطفاً بایستید
دکتر دیوید به راهرو غربی بیمارستان
سلام
سلام کریستین
منم اینم بیله
سوزان هم اینجاست
سلام عزیزم
عزیزم تو تصادف خیلی بدی داشتی
بقیه کجان؟
جیمز سمت پائین سالنه
اون واقعا خوب مقاومت کرد
مامان وبابا کجان؟
بیل بابا ومامان چی شدند؟
بیل چی شده؟
نه
نه
نه نه
یک سال بعد
اوه خدای من
خیلی متأسفم دیو
مراقب باش
خیلی خوب من یک دقیقه دیگه کارم تمکامه
خیلی خوب من یک دقیقه دیگه اونجام
حرکت کن دختر
من اماده رفتنم
منحرف
دیو لباسهای لعنتی من کجان؟
جیمز گوشی تو بردار
یالا،،یالا
اوه خدای من
چی؟
نه
کریستین
نه نه
لعنتی
سلام عزیزم- سلام-
خبری از قرعه کشی ایالتی نیست؟
نه اینقدر شانس نداری
نامردا
اوه کریستین امروز یک نامه داشت
از طرف دفتر خانه دانشجوئی
هان
به نظر میرسه احتمالاً درش باز شده
به نظر میرسه میخوای از دستش خلاص بشی
نه
فقط فکر کردم تو باید بدونی
چیزی میخوای؟
عزیزم چی شده؟
تو اینجا چیکار میکنی؟ اوه خدای من
تو چطوری اومده بودی اونجا تو اونجا بودی You were there!
منظورم اینه که نمیفهمم
داری راجع به چی حرف میزنی؟
توی استخر
استخر؟
من،،،من صدای زنگ تلفنت رو اونجا شنیدم
تلفن من؟ من دیروز بهت گفتم
اونو دیروز توی میل ازم دزدیدند یادت هست؟
گذاشتمش روی میز و یکی برش داشت
نمیدونم چه اتفاقی براش افتاده
خیلی خوب خیلی خوب- آروم باش خیلی خوب؟-
یک نفس عمیق بکش
من نفس میکشم باشه؟
خیلی خوب تو متوجه نیستی؟
لباسای منو دزدیدند من سعی کردم باهات تماس بگیرم
تا بیای کمکم کنی اونوقت شنیدم که صدای زنگ تلفنت از اونجا می اومد
بعدش یکنفر منو هل داد توی استخر و اونا
تا دم ماشین تعقیبم کردند
No comments yet. Be the first to leave one.