The Institute

The Institute

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

The Institute 2025 S01E05 2160p WEB-DL DD+5 1 HEVC
The Institute 2025 S01E05 1080p WEB-DL DD+5 1 H 264
The Institute 2025 S01E05 720p WEB-DL DD+5 1 H 264
The Institute 2025 S01E05 1080p WEB h264-ETHEL
The Institute 2025 S01E05 1080p WEB H264-Lazycunts
Komentář od NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Tagy

webdl
Zveřejněno: 2025-08-03
Stažení: 151
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 198 řádků.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫- این دیگه چیه؟ ‫- هیچ کس نمی دونه.

‫هر هفته یا یه همچین چیزی اتفاق می افته.

‫فاجعه پله های قرمز؟

‫اره. انی بدجوری رو این موضوع قفلی زده بود.

‫نوتر پین. یه جور شوخی داخلی عجیب بود ‫که همشون باهاش حال می کردن.

‫ما هیچ وقت نفهمیدیم جریانش چیه.

‫از جاده ۱۰ دوری کن.

‫چی؟ اون جای تحقیقاتی؟

‫اون مرکز بیماری های واگیر ‫یا هر چی که هست؟

‫- هری! ‫- خفه شو!

‫هری کراس و دخترای ویلکاکس

‫راحت دارن استراحت می کنن

‫و انتظار میره کامل خوب بشن.

‫اینجا هممون بچه ایم.

‫من هیچ کاری نمی تونم بکنم.

‫من فقط یه نظافت چی باکلاس ام.

‫تو از چیزی که فکر می کنی قوی تری، موریین.

‫بعضی از نمره های تستت

‫با پیشرفتی که داری می کنی جور درنمیاد...

‫واضحه که داری پیشرفت می کنی.

‫شاید چون این تستا چرت و پرتن،

‫اینجا هم چرته، تو هم چرت،

‫با همه احترامی که بهت دارم.

‫من دشمن تو نیستم، لوک.

‫تو داری با لوک الیس یواشکی کار می کنی.

‫ایده استک هاوس بود.

‫اون بود که بهم گفت ادامه بده.

‫خب، الیس چی؟

‫چی بشه؟

‫ما هنوز باید یه راهی پیدا کنیم ‫که ثابت کنیم اون TPه.

‫اونو بسپار به من.

‫اره، تقریبا تنها کاری که می کنن اینه که ‫ما رو برای شبای فیلم جمع می کنن.

‫دیشب داشتیم دندونامونو مسواک می زدیم، ‫بعد یهو داشتیم رانندگی می کردیم،

‫بعدشم داشتیم کارای دکتری می کردیم،

‫مثل سر زدن به مریضا،

‫امپول زدن، اینجور چیزا.

‫یه چیزی تو سرش خرابه.

‫شبای فیلم حسابی اذیتش می کنه.

‫اول می ذارنش که یه شب ‫جرقه دار رو رهبری کنه.

‫بعدشم می برنش به بخش بهبودی.

‫اونجاست که اون صدای هوم ازش میاد.

‫خب، من باید برم.

‫لوک، من می دونم پشت اون در چیه،

‫همونی که شا بهمون نشون داد.

‫تو سر موریین دیدمش.

‫تـرجـمه از مـرتـضـی راکـی

‫اون بازمانده اتفاق دیشبه؟

‫هندریکس گفت که، ام، زود قاط زده.

‫یه چیزی درباره ارتباط روانی با خواهرش

‫که به صورت وحشیانه ای قطع شده.

‫این دیگه جدیده.

‫خب، به هر حال،

‫سیگزبی فکر می کنه

‫هنوز یه کم اب توش مونده ‫که می شه فشارش داد.

‫هوم.

‫ام، کاری هست که بتونم براتون بکنم؟

‫حالا که گفتی، میشه زحمت بکشی ‫زباله ها رو ببری بیرون؟

‫اینجا کمبود نیرو داریم. کمکت رو قدردانم.

‫باشه.

‫انتظار نداشتیم که تا حداقل ‫یکی دو روز دیگه غزلشو بخونه.

‫دنی الان اونجاست، داره امادش می کنه.

‫اون کمکت می کنه بارش بزنیش

‫درو باز کن.

‫اوکیه؟

‫- اره. ‫- خوبه، با سه می ریم.

‫باشه. یک، دو، سه.

‫مچ دستتو مواظب باش.

‫اینجا هممون می ریم تو دودکش.

‫نه.

‫چون من نمی ذارم این اتفاق بیفته.

‫بچه الیس رو بفرستید تو.

‫لوک.

‫تا حالا عبارت ‫وریتیس لیبرابیت ووس رو شنیدی؟

‫ حقیقت تو رو ازاد می کنه.

‫هوم.

‫خب، بالاخره داری منو ازاد می کنی؟

‫یه ذهن مثل تو می تونه...

‫یه نعمت یا یه نفرین باشه.

‫تو مورد تو، فقط همه چیزو سخت تر می کنه.

‫من و دکتر هندریکس فکر می کنیم تو TP هستی.

‫کاش بودم. چون هر چی زودتر باشم، ‫زودتر می رم خونه.

‫درسته؟

‫اینجا... اینجا جای دروغ گفتن نیست.

‫لوک، یادت باشه، تو اینجا هستی که خدمت کنی،

‫نه فقط به کشورت، به کل دنیا.

‫این حرفا به نظرت یه کم گنده گویی نمیاد؟

‫یعنی، اصلا این یعنی چی؟

‫خدمت به کل دنیا؟

‫باید به من اعتماد کنی.

‫اعتماد باید به دست بیاد.

‫قطعا همین طوره.

‫بالاخره حقیقت.

‫چی کار کردی؟ تو اونا رو کشتی!

‫- هی، ولش کن حالا! ‫- چرا این کارو کردی؟

‫چی کار کردی؟

‫اوه، ای کاش این کارو نکرده بودی.

‫ولم کن!

‫ول کن!

‫- جولیا. ‫- یه لحظه.

‫ول کن!

‫این یه لحظه ی اموزشیه.

‫جولیا، یه مشکل داریم.

‫ولم کن!

‫سیگزبی! سیگزبی!

‫می تونم بهتون کمک کنم، قربان؟

‫امیدوارم بتونی.

‫من نگهبان شب جدید دنیسون ام.

‫- حال شما چطوره؟ ‫- هوم. نگهبان شب، نه؟

‫خب، این برام تازگی داره.

‫در واقع فقط یه نگهبان شبه.

‫می دونی، ساعت دوئه ‫و همه چیز رو به راهه.

‫هوم. پس تو از دنیسون تا اینجا اومدی

‫تا مطمئن شی همه چیز رو به راهه؟

‫نه، مطمئنم شماها اینجارو روبراه کردین.

‫تا فردا غروب شیفتم شروع نمی شه.

‫همون طور که گفتم، تازه اومدم این شهر.

‫فکر کردم هوا برای پیاده روی خوبه،

‫ولی انگار یه کم گم شدم اینجا.

‫خب، یه مردی دم دره. که چی؟

‫اون نگهبان شب جدید دنیسون ه،

‫همونی که بهت گفتم.

‫همونی که با اون زن دیوونه حرف می زد.

‫اره.

‫اینجا همون انستیتوئه؟

‫مردم تو شهر درباره ش حرف ‫می زنن انگار کارخانه وانکاست.

‫دقیقا اونجا چه خبره، داداش؟

‫تحقیقات بیماری های واگیر.

‫جدی؟

‫همیشه که سیم خاردارو داخل حصار نمی بینی.

‫خب، می دونی، ما حیوانات ازمایشی داریم.

‫مردم این روزا خیلی رو ‫پروتکل های امنیتی حساسن،

‫نشتی ازمایشگاه، اینجور چیزا.

‫ما هم باید اونو می کشتیم.

‫تو موافقت کردی که مشکلی نیست ‫مگه اینکه اون از ما حرفی بزنه.

‫خب، معلومه که یه مشکله.

‫برای یه ازمایشگاه امنیت زیادیه.

‫خب، وضعیت دنیا این روزا همینه.

‫حصارا و دیوارا،

‫ادمای خوب که جلوی ادمای بدو می گیرن.

‫فکر کنم...

‫قسمت سختش اینه که بفهمی کی کیه.

‫اون غیبش می زنه.

‫پلیسا فکر می کنن تو یه ولگرد استخدام کردی،

‫عاقبتشم یه روز راهشو می کشه و می ره.

‫جنازه ها توجه جلب می کنن.

‫تو خیلی سریع ماشه رو می کشی.

‫- احتیاط بهتر از پشیمونیه. ‫- دقیقا.

‫- یعنی چی؟ ‫- اون یه مرد تو سن سربازیه

‫که از نظر جسمی امادست

‫اون با مشخصات جور درمیاد.

‫ممکنه هر چیزی باشه.

‫خبرنگار مخفی.

‫مامور مخفی اف بی ای.

‫کشتنش ممکنه مشکلات بیشتری ‫درست کنه تا حلش کنه.

‫ممکنه از بالایی ها باشه، ‫فرستاده باشنش که ما رو تست کنه.

‫لعنتی.

‫ماشین داری که برگردی شهر، قربان؟

‫می دونی چیه؟

‫فکر کنم ماشینمو همون پایین جاده پارک کردم.

‫اره، خب، روز خوبی داشته باشی، قربان.

‫اره.

‫تو هم همین طور.

‫باید بفهمیم واقعا کیه.

‫اره. بعدش می کشیمش.

‫خب، اوستر بهمون درباره والدینت گفت.

‫خیلی متاسفم، لوک.

‫منم همین طور. خیلی گندست.

‫می خوام یه پک از این بزنی، باشه؟

‫- نه. ‫- اوه، یالا.

‫نمی تونی بذاری این لعنتی ها برنده بشن، لوک.

‫اونا قبلا برنده شدن. تموم شد.

‫نه راه داره. ما هنوز ‫می تونیم از اینجا در بریم.

‫در بریم و بریم کجا؟

‫دیگه جایی ندارم که برم.

‫به کلوب گندا خوش اومدی، رفیق.

‫من هیچ وقت جایی نداشتم که برم،

‫ولی هر جایی بهتر از اینجاست.

‫اگه بدونی نمی تونی ببری، ‫جنگیدن چه فایده ای داره؟

‫بعضی وقتا فقط با این که نشون بدی

‫هنوز می خوای بجنگی، می بری.

‫اره؟ ببین این تورو به کجا رسوند. هوم؟

‫یه شانس هست. هیچ وقت نمی دونی چی ممکنه بشه.

‫ما بهت نیاز داریم. کایشا بهت نیاز داره.

‫نمی تونم بهت کمک کنم. ‫هممون فقط بچه ایم.

‫اخه ما قراره چه گهی بخوریم؟

‫می تونیم یه راهی پیدا کنیم که ‫از اون سیگزبی لعنتی انتقام بگیریم،

‫از کل این جای لعنتی، داداش.

‫خواهش می کنم، لوک. خواهش می کنم.

‫ببین، داشتم به حرفایی که درباره اون

‫دوربینای حرکتی تو راهرو، ‫زدی فکر می کردم

‫که می تونن گرمای بدنت رو تشخیص بدن...

‫برام مهم نیست، نیکی.

‫فکر کردم اگه بتونیم بریم تو کمد تهویه،

More Farsi Persian subtitles for The Institute

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left