Prvních 200 řádků.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
جون یه نفر رو به خطر انداختی
قراره اخراج بشم؟
نمیدونم دوباره بهم اجازه طبابت بدن یا نه
تصمیمش دست من نیست
تو قرار بود سرپرستش باشی
نباید همچین اتفاقی میفتاد
از خونه برو بیرون - دنیل -
چرا اینجوری با برادرم صحبت میکنی؟
چون برادرت داره از ریپلی
و بیمارستان بخاطر تخلف پزشکی شکایت میکنه
فکر نمیکردم اینقدر سریع عملی بشه
آلزایمر یه تشخیص بسیار فریبندهای هست
بابت امروز عصر متاسفم
ظرفیت برخورد این دوتا دنیا رو نداشتم
معلومه که نه
زمان و مکان درستی نبود
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو JackDaw :مترجم
ممنون - همینطور -
قهوه سیاه مدیوم برای من و حساب ایشون رو من میدم
داری چیکار میکنی؟
چون تولدشه
تولدت مبارک
ممنون
باید بگم، برای امشب خیلی هیجان دارم
خیلی خوبه
با نوهات یه تاریخ تولد داری؟
بیخیال
خب، به سلامتی اینکه همتولدیم
قبل از کیک بیهوش نشه
پس امشب واقعا اولین شبی هست
که برت و بچهها دنیس رو میبینن؟
خب، فقط دوتاشون
دیوید قرار بود با پرواز بیاد ولی سرش شلوغ شد
خب خودت چطوری؟
داری دوست پسر رو به خانواده معرفی میکنی
خب، بهتره بگم دیشب فقط سه ساعت خوابیدم
بیخیال
دنیس کاری میکنه عاشقش بشن
آره، خب، بهتره من راه بیفتم
پنج دقیقه دیگه در مورد پرونده پاول یه جلسه دارم
شرون، خیلی متاسفم که با همچین چیزی روبرو شدی
نگران نباش
اوضاع تو خونه چطوره؟
راستش یکم متشنجه
آره، درک میکنم
خب بهم میگی جلسه چطور پیش میره؟
باشه - خیلی خب -
تولدت مبارک - ممنون -
درسته - خیلی خب -
خیلی خب، اینا دخترام هستن
این ملیسا هست اینم الیس
ملیسا 24 سالشه و الیس 26، درسته؟
آره، حافظه خوبی داری
و کجا هستن؟
پلایا دل کارمنه
ملیسا قرار بود با دوست دخترش بره
ولی شب قبل از سفر
ازش جدا شد
اوه، طفلی
تقریبا کل هفتهام رو کنسل کردم
و سوار هواپیما شدم و رفتم مکزیک
مامان خیلی خوبی هستی
خب، دخترهام دنیام هستن
خیلی بده که بچههات رو
حین تجربه اولین شکست عشقیشون ببینی
اولین شکست شان رو یادته؟
اولین جدا شدن جدی شان؟
آره - آره -
خب، راستش شان کسی بود
که قلب طرف رو شکوند
آره، جور در میاد
شکی نیست که این شکایت بیمعنیه
...ولی با توجه به طبیعت این جراحت
حرف تو در برابر حرف پاول هست
حرف آخر اینکه هیئت منصفه میتونه غیرقابلپیشبینی باشه
ناگفته نمونه که برای بیمارستان
هزینه بیشتری داره که از ادعایی دفاع کنه
تا اینکه اختلاف رو حل کنه
پس مشخصه که تحلیل هزینه - منفعت کاملا مشخصه
باید کنار بیایم
ببخشید، باید برگردم به اورژانس
دوتا هلیکوپتر اومدن - البته -
گوش کن، من پیشنویس توافق رو آماده میکنم
میفرستمش به وکیل پاول
و بعدش یه سری اسناد هستن
که ازت میخوام امضا کنی دکتر ریپلی
صبر کن یه لحظه
گوش کن، دکتر ریپلی در نهایت تصمیم خودتون هست
اگه میخوای علیه این شکایت مبارزه کنی بیمارستان ازت دفاع میکنه
با اکراه - به شدت -
میشه بهش فکر کنم؟ - حتما -
به چی میخوای فکر کنی؟ - مشکلی نیست -
امروز رو بهش فکر کن
ممنون خانم گودوین
شرون، باید تو این پرونده توافق کنیم
هی، شنیدم دکتر احمد مرتد اخراج شده
درسته؟
سعی کن خیلی ناراحت به نظر نیای، خب پیتر؟
و نه، اخراج نشده
تا زمان تحقیقات در مورد حادثه معلق شده
شینا الیس زن 28 ساله
اون و همراهش داشتن داخل بزرگراه یو تی وی میروندن
و از پشت تصادف داشتن
با همچین ماشینی رفتن داخل آزادراه؟
خیلی عجیبه که آخرش خوب نشد، نه؟
سر صحنه خیلی خروس جنگی بود
نمیذاشت درمانش کنیم
دو میل ورسد دادم چهار میل مورفین
گیجه ولی بیداره
شینا صدام رو میشنوی؟ تو بیمارستان شیکاگو مد هستی
حواسمون بهت هست، خب؟
خوبه که کمربند پوشیده بود
راننده نپوشیده بود
از ماشین رفته بیرون
آخ
هر دو طرف صدای تنفس خوبه
تاکیکاردی شده
سونوگرافی ازش میگیرم
کاف فشار خون رو بهش بزن
دکتر ریپلی، قربانی دوم رو هم
الان میارم
زک - باشه -
فشار خون 150/100
مایع آزادی نمیبینم
نه
کلیه راستش به نظر تو هم غیر طبیعیه؟
آره، همینطوره
نانسی، ازش ایکسری قفسه سینه و لگن
با سیتی شکمی بگیر
باشه
سر صحنه هر کاری از دستمون بر میومد براش انجام دادیم
ولی نمیدونم زنده بمونه یا نه
مثل دوستش که اینجاست، کلاه نپوشیده بود
برید عقب - چی شده؟ -
هی - دیدمشون -
اینجا هستن، ببینید
همین الان برید عقب
برای درمان رضایت ندادن
از اینجا میبریمشون - امکان نداره -
دستت رو ازش بکش
تو خوبی؟
آره
مگی، اینا دیگه کی بودن؟
ظاهرا اعضا یه فرقه هستن
همهشون دور شدن
آره، و نگهبان اضافه
گذاشتیم بیرون که دیگه
کسی ازشون نتونه وارد بشه
ممنون کو
چی ازشون فهمیدی؟
خب، به خودشون میگن اچتیاس، خودت رو درمان کن
زنی که ماشین رو میرونده، داکوتا اندروز
با لقب سیا، کوتاه شده پانسیا، رهبرشون هست
ولی مگه پانسیا یه جور خدا نبوده؟
الهه یونانی شفابخش
یه معجون با خودش داشت
که میتونست هر مریضی یا جراحتی رو درمان کنه
یکم اسطورهشناسی کلاسیک خوندم
اوهوم
حسابی ضد دولت هستن
آنها معتقدند مجتمع صنعتی پزشکی
یه وسیله برای کنترل جامعه هست
اینکه داروخونه بزرگ توسط دولت فدرال تشویق شده
تا مردم رو مریض نگه دارن
بیشتر به نظر میاد یه جامعه آنلاین هست
ولی اعضای بلند پایهاشون داخل یه مزرعه مشترکی داخل ایندیانا زندگی میکنن
درست کنار مرز سوارشون کردیم
چطوری اینقدر سریع رسیدن اینجا؟
خب، شینا سر صحنه قبل از اینکه بیهوشش کنیم
به یه نفر زنگ زد
مجبور شدیم چند بار با هلیکوپتر بچرخیم
چون باد شدیدی میومد
آزمایش شینا تازه فرستاده شده
الان از سیتی داره میاد و بعدش داکوتا رو میفرستم
عالی ممنون زک
ببخشید - آره -
خب، من میرم تو جاده
مگه اینکه کاری برام داشته باشی
تازه از شیفت شب اومدم وقتم خالیه
خیلی ممنونم که اینقدر بهمون کمک کردی
ولی این اواخر خیلی با وقتت سخاوتمند بودی
چرا نمیری خونه یکم بخوابی؟
میدونی، شاید یه انگیزه پنهان داشته باشم
که اینقدر زیاد میام اطراف اورژانس
جدی؟ چی هست؟
خیلی ببخشید
تریشا، حالت خوبه؟
آره، خوبم
میبینمت مگز
آره
...شما دوتا
نه، فقط دوستیم
خب پس میشه یکم ازم تعریف کنی؟
فکر کنم یکم روش کراش زدم
آره، خیلی خوشحال میشم
ممنون مگی
بهترینی
دنیل، خوبه
ممنون که به دیدنم اومدی
No comments yet. Be the first to leave one.