Informace o verzi

Genji Monogatari Sennen No Nazo 2011 720p BluRay x264 AAC YTS
Komentář od Boottimmar7
translated and improved the subtitle in full details

Tagy

BluRay
x264
720p
720
TS
YTS
Zveřejněno: 2022-06-26
Stažení: 43
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

کهن ترین حکایت عشق در جهان به نام « افسانه ی گنجی » که در حدود

هزار سال قبل نوشته شده ، حتّی امروزه هم در سطحی گسترده خوانندگان خودش را دارد

شخصیت مثبت این حکایت کُهن به نام هیکارو گنجی ، به خاطر

احساس عشق ، نسبت به یکی از از زنان امپراطور در رنج و عذاب است

به دنبال یافتن راه نجات از این وضعیت ، گنجی ، به برقراری

رابطه ی نامشروع با تعداد زیادی از زنان پناه می برد

راز نهایی افسانه ی گنجی در نزد نویسنده این حکایت ؛ یعنی ، شیکیبو موراساکی ، مدفون است

راز اینکه ، چرا آن زن ، این حکایت را به نوشتار درآورد ؟

یا اینکه ، به چه دلیل ، خود را مجبور به نوشتن آن دیده ؟

در این حکایت ، دنیای واقعی که شیکیبو موراساکی در آن زندگی می کند

با دنیای خیالی ِ ( ذهنی ) گنجی با یکدیگر ترکیب می شوند

تا دنیای ِ ( محیط و اجتماع ) باشکوه ِ درباریان رده بالای دوره ی « هیان » به تصویر کشیده شوند

داستانی جدیدی در شُرُف ِ وقوع است که ما را درست به قلب ِ

راز نهایی « افسانه ی گنجی » خواهد برد

ترجمه و تنظیم زیرنویس

من از آوازه ی شما باخبرم

شنیدم که

تو داستانهایی که می نویسین اصالتی واقعی هست

دست از مقاومت بردار

هر کاری از من سر بزنه

بخشوده می شم

یه روز

بذار منم داستانی که می نویسی رو بخونم

داستانی درباره یه مرد و یه زن

می خوای اسم منو بدونی ؟

من هیکارو هستم

نوری که بر فراز جهان می درخشه

این اوراق رو عدهّ ای از راهب ها

از چین آوُرد ه ن

قراره که

دل امپراطور رو با این قلم مو

با قلم موی خودت ، بِبَری

تو تنها کسی هستی که از پسش بر میاد

به جز تو هیچ کس دیگه قادر به این کار نیست

به خاطر ِ حکایت قدرتمندی که قراره بنویسی

امپراطور تا هر زمانی که امکانش وجود داشته باشه

در پیوند با دختر من شوشی باقی می مونه

اینجوری می تونم به کل کشور حکومت کنم

و خون خودمو وارد نسل امپراطور کنم

" خون من ؟ "

حکایت گنجی - معمّایی هزار ساله

امپراطوری بود که در زمان سلطنتش

در میان افرادی که در حریم خصوصی

قصر امپراطور خدمت می کردند

زنی بود که گرچه از خون اصیل زادگان رده بالا نبود

با این وجود ، بیش از هر شخص دیگری مورد علاقه و عشق امپراطور بود

و آنچنان با او رفتار می شد که

انگار ، « گویی فِی یانگ » بود [ همسر امپراطور شوآن ژونگ از سلسله تانگ و مشهور به یکی از 4 زن زیباروی چین باستان ]

نام این زن ، « بانو کریتسوبو » بود

باری ، زنان زیادی ، به عشق شدیدی که امپراطور نسبت

به آن زن داشت ، حسادت می کردند

به همین دلیل ، بانو کریتسوبو مورد حمله قرار گرفت

از میان آنها ، خشم همسر اول امپراطور

بانون کوکی دِن ، بیش از همه بود

تو زن کثیف

فردی رده پائین مثل تو ...

حق نداره فرزند امپراطور رو به دنیا بیاره

من هرگز اجازه ی این کارو نمی دم

با این

سرانجام ، خون من

با امپراطور ، یکی می شه

تو ....

زندگی منی

ظاهراً ، بانو کیریتسوبو

در حال به دنیا آوردن بچه ش

جونش رو به خاطر تولّد بچه از دست داد

سه سال بعد از فقدان ِ زن مورد علاقه اش ؛ یعنی ، بانو کیریتسوبو

امپراطور ، همچنان در شرایطی

تیره و تار ، سرگردان بود

بیا اینجا

بیا پیش پدرت

از امروز به بعد ، قراره همینجا با هم زندگی کنیم

شاهزاده هیکارو

تو پسر زنی هستی که عاشقش بودم

آه پسرم

رنگ ها در حال تغییر اند

امپراطور ، شهزاده ی مونث چهارم از بین دختران امپراطور قبلی

را به همسری گرفت

نام این زن ، پرنسس فوجیتسوبو بود

شکل و شمایل اون مانند

بانو کیریتسوبوی درگذشته بود

فصل های بی شماری سپری شدند

و پسر دوم امپراطور که اکنون حسابی قد کشیده بود

تبدیل به نجیب زاده ی جوانی شد

که در حرم ِ درونی کاخ سلطان ، هیچ کس مانند او قادر به تسخیر قلب ها نبود

آه ! اون خیلی خوش تیپه

باعث می شه آدم گذشت زمان رو حس نکنه

این واقعاً رضایت بخشه

مراسمِ جشن بلوغ شاهزاده هیکارو

در سی ریو دِن برگزار شد

و نخست زاده ی پسری هم که بانو کوکی دِن به دنیا آورده بود

خیلی زود به عنوان ولیعهد تعیین شد

با توجه به حمایت قدرت مندانه ی وزیر دست راست امپراطور

تمایل واقعی امپراطور این بود ...

شاهزاده هیکارو را هم به عنوان ولیعهد انتخاب کند

ولی تمایل او با با حمایتی از جانب درباریان پشتیبانی نشد

به همین دلیل به جای قرار دادن او در یک وضعیت مُبهم

به عنوان شاهزاده ای فاقدِ رُتبه و مقام

به او ، لقب ِ « گنجی » اعطاء شد

و به رُتبه ای مثل درجه داران خدمتگزار اندرونی حرم امپراطور، تنزّل مقام پیدا کرد

این اتفاق خوبیه استحقاقش هم همینه. اینطور نیست ؟

اون هم شاُن و رتبه ی شاهزاده ی من نیست

گذشته از عنوان شاهزادگی

مگه پسر اون زن کثیف رده پائین نیست ؟

با این وجود ، شمایلش طوریه که

حتّی فقط با یک بار دیدنش

عین آتشی سوزان تو حافظه ی من حک شده

دیگه صبح ها و شب ها و حتّی توی رؤیاهام

نمی تونم به چیز دیگه ای فکر کنم

منم همینطور

ها ؟

خفه شید

خفه شید ! خفه شید نمی تونید دهنتون رو ببندین ؟

کِی بشه که گنجی بیزاری خودشو به من نشون بده

همه چیزهایی رو که برام گرانبهاء هستند

از دست می دم

من همیشه ...

کنارتون می مونم

تو خیلی مهربونی

تبریکات صمیمانه ی منو به خاطر برگزاری مراسم جشن بلوغ پذیرا باشید

نمی خواین اجازه بدین

صورت تون رو ببینم ؟

تو الان دیگه

بزرگسال به حساب میای

از این لحظه به بعد

من برای همیشه

در اندرونی قصر به عنوان ِ

یکی از خدمت گزاران بانو فوجیتسوبو ، باقی می مونم

" شاهزاده گنجی با موهبتی چون زیبایی وصف ناپذیر "

" به این دنیا اومد"

" در اندرونی ( حرم ِ ) قصری که به خاطر شهوت زنان بدشگون ، از هم دریده شده"

" به هر حال ...,"

"میل شدید درون قلبش که بدون محبت مادر رشد کرده ...."

" او رو به سوی سرنوشتی غم انگیز خواهد کشاند "

ما واقعاً مایلیم که باقی داستان رو بشنویم. اینطور نیست ؟

بله

من مستحق ِ ...

چنین تعاریفی نیستم

بذار برم

نه نمی ذارم که بری

ماه امشب ...

منو به یاد اون شب می ندازه

که تمام عمرم فراموش نمی کنم

امشب هم همینطور

دلم می خواد که عشق و محبتت رو

در آغوشت ، نصیبم کنی

ظاهراً ، بیش از اونی که در ظرفیت تون بوده ساکی خوردین ؟

لُرد میچی ناگا

امیدوارم شب خوبی داشته باشین

اگرنه ، برای جلسه ی فردا دیرتون می شه

من میچی ناگا نیستم

من هیکارو ام

مگه هیکارو ، همون اسمی نیست که ...

تو داستانت به من دادی ؟

لطفاً برین استراحت کنین

اگه زیاد اینجا بمونید سرما می خورید

آفرین ! شیکیبو

بله ؟

شوشی حامله ست باید از تو تشکر کنم

باز هم ازت تشکر می کنم

من فقط ، خیلی ساده

از دستورات شما اطاعت می کنم همین

قلم تو ، ورای زندگی های ماست

با اینکه برده ی تواُم

داستانی که داری می نویسی

قلب منو تسخیر کرده

شب به خیر

حالا صبر کن ! می بینیم کدومش قوی تره

ذهن تو یا شهوت من ؟

هی برید کنار ! برید کنار ! برین کنار ! برین کنار

راهو باز کنید

برید اونور . زود باشین

آه ... این وزیر جناح راست واقعاً آدم ابلهیه

دستورات غیر ضرروری ای رو اضافه کرده که جزو واضحاتن

آه ... به خاطر همینم الان دیر شده

آدمای نادون ...

اغلب به شیوه ی میدانی حرف می زنن

مگه نه کوزِی ؟ تو اینطور فکر نمی کنی ؟

باید اونو سرمشق خودتون بدونید

چی ؟

رُک و راست حرف زدن ، باعث جرّ و بحث و سوء تفاهم هایی می شه که ضرورتی ندارند

این که خوبه . نیست ؟

معنیش اینه که همین شورای کسالت بار اینجوری جالب تر می شه

من ...

به کتاب ها نیازی ندارم

خون خاندان فوجیوارا که تو بدنم جاریه ...

خیلی چیزها رو در عمل به من یاد می ده

اینکه چی کار کنم تا با مهارت قلب مردمو به دست بیارم

اینکه چطوری موانع انسانی رو از سر راه بردارم

بچه ای که تو شکم شوشیه

باید پسر بشه

فقط اونطوریه که سرانجام می تونیم

به این جنگ قبیله ای خاتمه بدیم

تو چی هستی ؟

هان ؟

کی هستی ؟

فوراً خودتو معرفی کن

چی هستی ؟

صبر کنید

گمانم می خواهی منو ببینی ؟

The Tale of Genji: A Thousand Year Enigma subtitles in other languages

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left