Prvních 200 řádků.
ت
تی
تیم
تیم ت
تیم تر
تیم ترج
تیم ترجم
تیم ترجمه
تیم ترجمه پ
تیم ترجمه پر
تیم ترجمه پرو
تیم ترجمه پروم
تیم ترجمه پرومو
تیم ترجمه پروموو
تیم ترجمه پرومووی
تیم ترجمه پروموویز
تیم ترجمه پروموویز ت
تیم ترجمه پروموویز تق
تیم ترجمه پروموویز تقد
تیم ترجمه پروموویز تقدی
تیم ترجمه پروموویز تقدیم
تیم ترجمه پروموویز تقدیم م
تیم ترجمه پروموویز تقدیم می
تیم ترجمه پروموویز تقدیم میک
تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکن
تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞P
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞Pr
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞Pro
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProM
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMo
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMov
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMovi.
..::..تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند..::.. ∞ProMovi.i
وینچنزو
کیه؟
نجاتم بدین
کشتن مامانم
فقط یه کار شیطانی نبود، کاملا احمقانه بود
میدونم که کلی آدم کشتی و حتی میخواستی منم بکشی
اما میدونی چرا من نکشتمت؟
چون برام زحمت داره
من کارایی دارم که باید انجام بدم
...پس اگه میکشتمت
خیلی منو به زحمت مینداخت
ولی کشتن این حشره های کوچیک اینجوری نیست
…ب هرحال
الان باید بمیری
نه، لطفا- چرا؟ نه-
نترسین
امروز نمیکشمتون
من یه اصلی دارم که میگه
"مرگ بی درد نعمته"
من بهت دوتا چیز میدم
...حقارتِ بدتر از مرگ
…و
...یه مرگ آهسته، چیزیه که قراره تو هر قدم
از راه تجربه کنی
خودت میتونی مراقب اون آشغال باشی
و اصلا فکرشم نکن که بندازیش گردن من
…اگر اینکارو کنی، مردم میفهمن
که تو کسی بودی که بهش جا دادی
باید بهت یه نشونه بدم
رئیس
رئیس
رئیس- قربان-
زنگ بزن اورژانس
زنگ بزن اورژانس- آمبولانس خبر کن-
الان میبریمشون
صبر کنین
مامان
مامان
مامان
مامان
مرحوم، اوه گیونگ جا
قسمت هفدهم
...پسرش بعد از سی سال برگشت
اما نتیجه اش شد، مرگش
...اگه خودمو نشون نمیدادم
طولانی تر زندگی میکرد
آخرش، من توی جهنم زندگی میکنم
جهنم پشیمونی
نه
...با اینکه کوتاه بود
اما به مامانت خوشحالی ابدی دادی
و مادرتم برات همین کارو کرد
بعد از صدمه دیدن، متوجهش میشی
…چیزی که بیشتر از همه آزارم میده
اینه که همین الانشم دلم براش تنگ شده
دلم برای مامانم تنگ شده
خانم هونگ
...وقتی من مردم
لطفا این شال رو از طرف من به پسرم جوهیونگ بدین
تنها چیزی که این مادر احمق میتونه به پسر ...بیچارش بده
همین شال ساده ست، که باعث خجالته
…و
و لطفا از طرف من بهش بگین
...جوهیونگ
...تو برام یه نعمت
و شادی بودی
تو دلیلی بودی که تونستم بخاطرش این زندگی رو ادامه بدم
از همون لحظه ی اولی که تونستم حرکتتو ...توی شکمم احساس کنم
...هیچ لحظه ای نبوده
که عاشقت نبوده باشم
متاسفم
...که نتونستم کنارت باشم و
نشونت بدم که چقدر دوستت دارم
…بچه ی عزیزم
…جوهیونگم
دوستت دارم
خیلی دوستت دارم
...ممنونم که پسر منی
و برای همه چیز متاسفم
لطفا از جوهیونگ خوب مراقبت کنین
ممنون
همین الان برو دکترمو بیار
فورا
همین الان مرخصم کن
زمان میبره تا خوب بشین باید فعلا اینجا بمونین
خانم چو
همین الان برو وینچنزو رو بکش
اهمیت نمیدم حتی اگه مجبور بشی صد یا دویست نفر استخدام کنی
هر جوری شده فورا بکشش
اصلا مهم نیست چقدر پولش میشه
اوکی؟
لطفا آروم باشین، درمان زخمتون الویت داره
بهت گفتم به درمان نیاز ندارم
لازم نیست بهم بگین، من مطمئن میشم وینچنزو کشته بشه
اما الان، اول باید به بابل فکر کنین
...باشه
ولی همینجوری نکشش
ما عذابش میدیم مثل کاری که خودش میخواست با ما بکنه
البته
جوهیونگ
جوهیونگ
چرا ما فقط جانگ هان سوک و چو میونگ هه رو نمیکشیم و تمومش نمیکنیم؟
این برای انتقام نیست دارم شطرنج بازی میکنم
امروز میخوام مهره ی سربازمو تکون بدم
خب پس، همه چیز تقریبا آماده ست
اغذیه فروشی یونگهو
موقتا به دلایل شخصی بسته شده
آکادمی پیانوی سرنوشت به طور موقت بسته میشه
بنگاه رهنی
اطلاعیه آرنو موقتا بسته میشه
خشکشویی
موقتا بسته ست
آقای کاسانو
فعلا داریم کارو کاسبیمون رو میبندیم
میخوایم کمکتون کنیم تا جدی جدی بابلو بزنین زمین
میخوایم از این به بعد به عنوان یه تیم کار کنیم
راستشو بگم
من وقتی عصبانی میشم خیلی ترسناک میشم
منم کمک میکنم
کل پلازا تصمیم گرفتن بهتون کمک کنن
پس لطفا اجازه بدین
ما گوش به زنگیم هر وقت چیزی میخواستین خبرمون کنین
تازه هنوز تو سه ماهه اول بارداری ام میتونم بدون مشکل حرکت کنم
منم میتونم کمک کنم
میدونین که من قبلا تخصمم تو همین کار بود
هر وقت میخواین ازم استفاده کنین
تمام این مدت
فکر میکردیم، ضعیفیم
ولی نبودیم
فقط تلاش نکردیم قوی باشیم
الان دیگه تمام تلاشمونو میکنیم
بذارین همراهتون بجنگیم
آقای کاسانو
... ما همه جزئی از
خانواده کاسانو هستیم
!وینچنزو کاسانو
!وینچنزو کاسانو
چرا امروز نموندین خونه استراحت کنین؟ ما حواسمون به همه چی هست
باید اونجا باشم امروز آخرین روز مراسم ختمه
زیاد از سانگ چون گو فاصله نداره لازم نیست برین
ما خودمون حواسمون به توافق نامه هست
چرا امروز انقدر پر چونه شدین؟
گفتم دارم میرم
آره، گفته بودم که دارن میرن
مراسم مادرت خوب پیش رفت؟
وینچنزوعه وینچنزوعه وینچنزوعه
آره، به لطف تو
شنواییت مشکلی نداره؟
نه، به لطف هدف گیری عالیت
بهرحال
قراره امروز بمیرم؟
یه مرحله قبل اون
یادم نمیاد
گوشتو زدم ولی مثل اینکه مخت آسیب دیده
ذلت بدتر از مرگه
واسه اینکه به این ذلته برسی از امروز باهات شطرنج بازی میکنم و
دونه به دونه از شر تیکه هات خلاص میشم
تصور کن تنها بمونی جلو صفحه شطرنج
خجالت آور و ترسناکه نه؟
نه
قصد ندارم این بازی شطرنجو ببازم
متاسفانه، همین حالاشم باختی
شکست با ترس
شروع میشه
هیونگنیم، وینچنزو چی گفت؟
زود ماکت رو بردار بیار
No comments yet. Be the first to leave one.