Prvních 200 řádků.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «ورونــــیـــکـا»
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click
آقای سافلز، حرفی برای گفتن دارید؟
.تو خیلی خنگی
.اینجایی
.البته که نه، ما بهترین دوستای همیم، تا همیشه
.من همیشه درست میگم
با کی حرف میزنی پرنسس؟
.با عروسکام مامان
.یکم بخواب عزیزم
.فردا روز پرکاری داریم
.پس خوب پیش رفت
تو خوبی؟
.خوبم
خب هادج چی گفت؟ وصیتنامه مشکل قانونی نداره؟
نه، همه چیز انجام شده
پیچیده شده تو یک پاکت خشگل با .یک پاپیون بهمراه امضاء من
.متاسفم عزیزم، من خیلی بیملاحظهم
.کجا دوست داری بری، هرجا باشه، فقط بگو
.خونه، میخوام برم خونه
سلام خانم میسون بعضی از دانشآموزها
.میخوان خداحافظی کنند
!خدانگهدار، ما دوستون داریم
!خدانگهدار خانم میسون
.ما رسیدیم عزیزم
.بیدار شو خوابآلو
.تو که میدونی من تو مسافتهای طولانی چطور میشم
از اینکه خونهای هیجانزدهای؟
.آره، یک چیزی تو همین مایهها
.پس، بیا داخل
.بزار یکم چراغ روشن کنیم
.بسیارخب
.وقتشه چندتا لامپ بخرم
پشت درِ اتاق یک چی هست؟
میشه قبل از اینکه بریم گشتزنی مطمئن بشیم
آشپزخونه و حمام روبه راه باشن؟
.وگرنه مجبوریم بریم هتل، من دوش لازم دارم
.دوش واجبتره، باشه عزیزم
.درسته
.اینم دوش برای دوشیزهی من
.باورم نمیشه این تویی
.چقدر پرمو بودی
چطوریه که تاحالا این عکس رو نشونم ندادی؟
- چون من نیستم - چی؟
.اون خودشه، مامان
ها
.کلی از این چیزها این اطراف داره
.همش مال خودشه
.همیشه بوده
.شما دوتا میتونستید خواهر باشید
.من تک فرزندم
.چای، با عسل زیاد
.ممنون
.میبینم که داری عکسای یک سوپرمدل رو نگاه میکنی
.اون اینطوری فکر میکرد
.تو هیچوقت خیلی ازش چیزی نگفتی
.دلیل داره
میشه بگی؟
مادر همیشه به چیزایی که خودش میخواست اهمیت میداد
نه چیزایی که من میخواستم
.بودن درکنارش غیرممکن بود
.خب همهی مادرا همینطورند
خب خودت مامان منو که میشناسی هرکاری میکنه
فقط برای این که بهم عذاب وجدان بده که چرا بچه نمیاری
.یا برام گوشت برشته و کلم بفرسته
.اون میخواست نزدیکت باشه
.من خیلی تنها بودم، یک دوست خیالی داشتم
- واقعا؟ - آره
.اسمش بتانی بود
یعنی چی، بچه ی همسایهای نداشتید یا دوست مدرسه؟
من معلم سرخونه داشتم
.و بازی کردن با بچه های دیگه کار بانوواری نبود
.واو، انگار مامان من خیلی کمتر رو اعصاب بوده
خیلی وقت پیش نبود، جنش شکرگذاری رو یادت هست؟
آره بابا، یادمه که تلفنش زنگ خورد و زنگش
.تیکهی چاقوزنی ِ فیلم روانی بود
این تصمیم بزرگیه .باید درموردش صحبت کنیم
.نه، نمیکنیم
.چرا، میکنیم کلر
-...ببین عزیزم من دوست دارم - منم تورو دوست دارم آرون
سوال اینجا نیست، هیچوقت نبوده .و نخواهد بود
بنظرم باید با هرچیزی به وقتش کنار بیایم
و این خونه بقدر کافی بزرگ هست که فعلا باید باهاش کنار اومد
...پس میشه لطفا باهاش کنار بیای
.کنار اومدم، تو درست میگی، چیز بزرگیه
مسئلهی خیلی بزرگیه که ما قبل از اینکه
.بیایم اینجا سرش توافق کردیم
.خب، الان فرق کرده
چطور؟
- بهتر شده - شاید برای تو
...برای من، این خونه
.بهترین تفریحیه که تاحالا داشتیم
اینجا بودن بنظرم اشتباهه
خاموشه
انگار دارم تو خاطرات یکی دیگه قدم میزنم
.و نمیخوام اینا خاطرات من باشن
.متاسفم عزیزم
.واقعا
ولی واقعیت اینه که خونه قدیمیه
کلی کار باید روش بشه
قبل از اینکه بتونیم تو بازار خوب بفروشیمش
ولی برای ما
.مجانی دراومده، انگار لاتاری بردیم عشقم
آره، خب وقتی آدم لاتاری میبره
پولت تو یک بلیطه
.نه تو یک ساختمون هفت طبقهی لعنتی
.نکن
.یکجوری جوگیر نشو انگار این حرفه آخرت بود
من کارو دوستام رو ول کردم با تو اومدم اینجا
.پس یکجوری رفتار نکن انگار فقط خودت عذاب میکشی
.شببخیر بتانی
کلر، من فکر میکنم تو
.داری صورت مسئله رو پاک میکنی
.یادت باشه، دفتر من جای امنیه
.تنها چیزی که اینجا مهمه صداقت با خودمونه
هیچکس از چشم دنیا فرد کاملی نیست
.پس بیا بریم سراغ اصل مطلب
تو میخوای با آرون بچه داشته باشی؟
.آره، چرا میخوام، ولی الان نه
این بخاطر آخرین باری نیست
که بچه مرده بدنیا اومد؟
نه، بخاطر این که من نمیخوام
.تو این خونه بچه داشته باشم
چرا؟
.چون نمیخوام مثل مادرم بشم
و بچه آوردن تو این خونه باعث اونکار میشه؟
- خب بنظرم دیوونگیه - به من نگو دیوونه
من منظورم به تو نبود، فرایند فکری که تو سرته
...دیوونهواره - خب، بازم هردو یکیه
- خوبه - کلر، تو عصبی هستی
.حالا بیا درمورد دلیلش صحبت کنیم
من هردو مچم رو بعد اینکه .بچهم مرده بدنیا اومد بریدم
من پر بودم از درد و خشم و هورمون
.و خودم رو مجاب کردم که تمومش کنم
و بعد به این نتیجه رسیدم که این بخشی از وجودمه
.ولی این دلیلش نیست که چرا نمیخوام اینجا بچه بیارم
خوبه، خوبه
.پس، بیا بفهمیم چرا
بنظرت چی میتونه باشه؟
کلر؟
عزیزم؟
.متاسفم
تقصیر تو نیست آرون
.و خشم هم همیشه چیز بدی نیست
.یکجور پیشرفته
- واقعا؟ - !البته
خشمم میگذره
.ولی فعلا زمان مناسبیه برای تفکر
.فقط صبوری کن
باشه
.باشه، ممنون
.بنظرش زیبایی و هیکل از همهچیز مهمتره
اینا مال مادرت بودن؟
.نه، مال من بودن
برای چی هستن؟
- .بانوی نمونه - بانوی نمونه؟
چطوریه که من تاحالا ازش خبر نداشتم؟
.چون وقتی بچه بودم اینکارو میکردم
- این خیلی .خیلی ظالمانهست
اینکه یک دختر رو مجبور کنی
.مورد تایید دیگران قرار بگیره
.مادرم همهی فکرو ذکرش همین بود
.متاسفم عزیزم
.همینه
.این زندگیه منه
میبینی، اون برندهی تمام نمایشها شده
.و تازه هم کارش رو شروع کرده
.این همه مدال خیلی پرابهته
.آره، اون دختر بینقص منه
.یک چرخ بزن
.واقعا خیلی تاثیرگذار بود
...ممنون خانم فریدمن، تازه من ژیمناستیک هم
.اوه، کافیه دیگه، میتونی بری
.از آشنایی با شما خوشبخت شدم خانم فریدمن
.منم همینطور خشگلم
میدونی، اون میتونه آگهی مناسبی باشه
.برای نمایشهای امسالت
.خیلی عزیزه
.ببینم چکار میتونم بکنم سوزان
.میدونی، بنظرم بیشتر از این حرفا از پست برمیاد
.میتونم قبولش کنم
.البته که میتونی
.این زندگی اونه، هرچی که داره
خوبه
چای؟
.بسیارخب
نگران نباش، من کاملا مطمئنم میتونیم
کارت رو دوباره به جریان بندازیم
.و هروقت خواستی دفترت رو باز کنیم .خدانگهدار
- مشتری خوب؟ - .یک مشتری خیلی خوب
.ازم میخوان تمام ساختمون رو به حراج بزارم
.اینکه عالیه
.چی گفتم بهت، چیزای خوب در پیش رو داریم
- واقعا برات هیجانزدهام - .این میتونه برامون خیلی عالی بشه
.زود برمیگردم
.بهش فکر کن
بگیر
میدونی، گری پنج سال اینجا بود
.ولی تاحالا نتونسته بود همچین پیشنهادی جور کنه
No comments yet. Be the first to leave one.