Prvních 200 řádků.
آنچه در "Incorporated" گذشت...
بهت گفته بودم پیدات می کنم.
آرون؟
خیلی چیزا به این بورس تحصیلی بستگی داره.
تو 17 ساعت از روز رو تو اون بانک اطلاعاتی می گذرونی.
و بهشون اجازه میدی یه عالمه اطلاعات و دانش مختلف بهت بدن.
النا! بیدار شو، زودباش.
ما اجازه رو گرفتیم. قراره بچه دار بشیم.
دختر دوستت رو امشب بیار.
من معاینه ش می کنم.
تو به اون باختی.
فکر کنم الان تو بلیط شانسمی،هوم؟
اینا چندتا دخترن که به آرکادیا (از شهر های یونان) اسکورت میشن
خواهرم یه برده ی جنسیه.
آقای هندریک درسته؟ منابع انسانی؟
امیدوارم بدونی داری چیکار می کنی.
من باید ترفیع بگیرم تا به اون (النا) برسم.
نماینده ی اینازاگی تو راهه، آقا.
از ملاقاتتون خوشوقتم اس.وی.پی(معاون رییس) والترز
من بسته اصل و نسب پایه رو میخوام.
اسم و صورت و اثر انگشت جدید.
ما یه (ردیاب) فراری هست.
به زودی ارزیابی کاندیداها رو شروع می کنیم.
یه سوراخ کلید
چطوری قفلش رو بشکونم؟
ترجمه توسط حانیه کاری از گروه Five0one
ترجمه توسط حانیه کاری از گروه Five0one
با جانی آشنا بشید
اون یتیمه.
اون بی خانمانه.
اون یه پسر خیلی معمولی آمریکاییه.
اوضاع همیشه اینطوری نبوده...
یه زمانی آمریکا موتور اقتصادی ای بود که بر دنیا اعمال قدرت می کرد.
اما همه ی اونها تغییر کرد.
سطح آب دریاها بالا اومد.
و شهرهای ساحلی آمریکا زیر آب رفت.
میلیون ها نفر از خونه هاشون(کشورشون) فرار کردند.
و پناهنده ی اقلیمی شدند.
گرسنگی شدید و بیچارگی باعث شد
آمریکا که زمانی سرزمین حاصلخیزی بود به سرزمین گرد و غبار تبدیل بشه.
امروزه کودکانی مثل جانی
روزهایی بدون غذا و آب تمیز سپری می کنند.
با تنها 100یوآن در ماه
شما می تونید جانی رو از زندگی بی رحمانه و کوتاه نجات بدید.
شما به کشوری که برای موفقیت ما بهمون کمک های زیادی کرده
کمک های کوچیکی نمی کنید؟
به آمریکا غذا بدهید.
ترجمه توسط Hani کاری از گروه زیرنویس Five0one
بابام همین الان رفت بانک.
زود بر می گرده.
در واقع اومدم تو رو ببینم النا.
ربکا هنسون.
من از طرف(شرکت) بیوتکنولوژی اسپیگا هستم...
بخش توسعه آموزشی
ببخشید
در مورد بورس تحصیلی
بورس تحصیلی؟
نشنیدی؟
بعضی وقتها ما خبرها رو زودتر از شما دریافت می کنیم.
متاسفانه تو بورس نگرفتی النا.
همونطور که گفتم معذرت می خوام.
نفر دوم شدی البته اگه برات مهمه.
شما این همه راه اومدید تا اینو بهم بگید؟
نه
اومدم اینجا تا بهت بگم با وجود اینکه
ممکنه به آرزوی رفتن به دانشگاه نرسی
ممکنه تو گروه اسپیگا برات یه جای خالی باشه.
تو یه زن جوون و استثنایی هستی.
تو جوون و باهوشی
و زیبا.
دوست داری یه زن زیبا و اغواگر بشی؟
دور دنیا سفر کنی و بین افراد ثروتمند و قدرتمند باشی؟
میتونم برات این کار رو بکنم
و می تونم بهت پول کافی بدم برای مراقبت از
از خانواده ت و برای کل عمرشون.
نظرت چیه؟
از پیش دخترم گمشو برو.
داشتم بهش یه فرصت می دادم.
تا یه فاحشه بشه تو یکی از کلاب هاتون؟
شرط می بندم یه پاداش تپل برای عضو کردن کسی مثل اون می گیری.
بابا! بسه.
به حرفش گوش کن.
اسلحه رو بذار کنار وگرنه اون بهت شلیک می کنه.
باشه.
همه یه نفس بکشن.
کسی که اوضاع این طرفا رو اداره می کنه اسمش تینو هست.
و من برای اون کار می کنم.
اگه این یارو شلیک کنه،
زنده به دیوار نمی رسید.
شنیدی بابام چی گفت.
برید بیرون.
این بهترین پیشنهادیه که
آدمی مثل تو ممکنه بگیره.
واسه همین نرخ قراردادم باهات بیشتر از 90%عه.
بهش فکر کن.
بهم دسترسی داری.
تو دیوونه ای؟
- ممکن بود تو رو بکشن. - اون اینجا چیکار می کنه؟
منظورت کاری به جز نجات زندگیته؟
بهت گفته بودم ازش فاصله بگیر.
تو یه آینده ای داری.
نه ندارم.
من بورس تحصیلی رو نگرفتم.
واسه همین اون زنه اینجا بود.
- النا، معذرت میخوام... - لازم نیست.
تو یه گفته بودی یورس تحصیلی یه فریبه
و حق با تو بود.
این مزخرفه خب؟
اما این یعنی دیگه خبری از تشنج و بانک اطلاعاتی نیست.
بلاخره میتونی واسه خودت زندگی کنی.
برای خودم زندگی کنم؟چطوری؟
با بدهی و بهره ای که واسه اینجاست؟
کافیه یه ماه اوضاع اینجا بد باشه بعدش باید بریم تو خیابون.
- خب، تعاونی چی؟ - تعاونی؟
اون یه امید واهیه آرون.
دانشگاه تنها راه نجاتمون بود.
لازم نیست تنها راه باشه.
پس یه راه دیگه بهم نشون بد خب؟
برای اینکه من راه دیگه ای نمی بینم.
صبح بخیر.
بغل می کنی، بوس می کنی
بعد قهوه ام رو کش میری؟ هر روز گول می خورم.
من بیشتر از تو بهش احتیاج دارم.
قراره بچه دار بشیم، یادته؟
بخش طراحی رو باز کن.
_
- بچه این پسره ست؟ - یا شایدم دختر
بستگی داره به ما. همه چیز.
قرار امروزمون همه ش درباره ی اینه.
به نظرم چال لپ میخوام
برای چونه ت هم همینطور.
چشم ها؟ شاید یه
ترکیب.
بیا امتحان کن.
قرار نیست یه شبیه سازی از من داشته باشیم.
اصلا نمی خوای بچه مون شبیه تو باشه؟
شاید تنها چهره ای که میتونم براش متصور بشم
چهره ایه که عاشقش شدم.
پس بچه دختر شد؟
یا شایدم پسر. شایدم چندتا بچه.
کلی تصمیم باید بگیریم مگه نه؟
نقشه ت اینه که جلوی تولد بچه رو بگیری
بدون اطلاع زنت؟
نمی خوام بهش آسیبی بزنم.
خب داری قشنگ گند می زنی.
ببین من فقط ازت میخوام برای بگیریش.
نمی تونیم ریسک نمایشش تو سیستمی که به نام منه بپذیرم.
چه فرقی می کنه وقتی اون قراره یه حامل بچه استخدام کنه؟
اگه نقشه م بگیره، این کارو نمی کنه.
حالا میتونی کمکم کنی یا نه؟
طوری وانمود نکن که انگار حق انتخاب دارم.
حداقل وقتی یه بچه کوچیک بودی به حرفم گوش میدادی.
تو همیشه برام مثل پدر بودی.
می دونی وقتی اوضاع سخت شد، تو شونه خالی کردی.(تیکه میندازه)
رییس هر روز تو طبقه 35 نمی چرخه.
تو کی قراره بری زیر تیغ جراحی؟(منظورش ارزیابی شدن به عنوان کاندیدا)
ارائه م فرداست.
موفق باشی.
با اینکه بهش احتیاج نداری.
چندتا کاندیدا برای این ترفیع هست.
همه مون تو یه موقعیتیم.
مادر زنت اونجاس
و تو همینطوری به یه فراری اینازاگی
کمک کردی. بازی تموم شد.
و شرکت پدر تو رکن اصلی
زنجیره ی تامین اسپیگاست.
فقط بهم یه لطفی بکن، وقتی بلاخره به اونجا رسیدی
بهم بگو چه شکلیه.
منظورت طبقه چهلمه؟
آرکادیا. این حداقل کاریه که می تونی بکنی.
بلاخره ما خودمون رو می کشیم تا
به اونجا برسیم.
من دارم خودم رو برای یه خونه بزرگتر
با استخر می کشم.
می دونم به آرومی پیش بری، اما بی خیال
تو هم اون بلیط طلایی رو به اندازه ی من میخوای.
راجر، راستش اینه که من به آرکادیا اهمیت نمیدم.
من قراره زنم رو امروز تو بخش زنان و زایمان ملاقات کنم.
- قراره بچه دار بشیم. - پیرسون هم همینطور.
حامل بچه ش(بچه تو شیکم یه نفر دیگه رشد پیدا می کنه) هشت ماهه بارداره
اما اون هنوز هر شب اونجاست
رو صورت یه بدبخت حرومزاده می شینه.(منظور رابطه ی جنسیه)
می دونی چرا اسپیگا کلاب های اجرایی رو ساخت؟
تا از ربوده شدن مدیران ارشد
تو منطقه ی قرمز رو جلوگیری کنه؟
نه، تا از له شدن مدیران زیر فشار کار جلوگیری کنه..
شنیدم (کلاب ها) آمار خودکشی رو نصف کرده.
فکر میکنی تو متفاوتی از بقیه؟
ببخشید.
خانم کراس میخوان با شما صحبت بکنن آقای لارسون.
آره.
ما هر دومون به یه اندازه شانس داریم.(تیکه میندازه)
فقط بهم بگو چقدر برام خرج بر میداره؟
بابا گفتم به کمکت احتیاج دارم نه به پولت.
کمک کردن همیشه یعنی پول دادن
حتی براش یه اسمی هم دارم
مالیات راجر، یادته؟
هیچ وقت قرار نیست بیخیالش بشی مگه نه؟
تو باید چرخ اون ماشین رو در میاوردی.
اون دختر بیچاره رو انداختن اون طرف دیوار.
No comments yet. Be the first to leave one.