The Fresh Prince of Bel-Air

The Fresh Prince of Bel-Air

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 2

Informace o verzi

The Fresh Prince of Bel-Air S02E07 DVDRip XviD-TVEP
Komentář od AMIRX79X
♦️ امیدوارم لذت ببرید | امیر دلپسند ♦️

Tagy

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
XviD
Zveřejněno: 2021-12-13
Stažení: 36
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 171 řádků.

‫سرت شلوغه ویل؟

‫نه، نه واقعاً.

‫چه‌خبرا؟

‫توی مدرسه استعداد یابی ‫تشویق کننده گذاشتن...

‫من هم پیش خودم فکر کردم که برم.

‫ولی می‌دونی، گفتم فکر مزخرفیه ‫واسه همین کنسلش کردم.

‫خب، به‌نظرم...

‫تشویق کننده شدن یه‌جورایی ‫فکر خوبیه.

‫- به‌نظرت شانسش رو دارم؟ ‫- معلومه که داری.

‫توی فیلادلفیا دخترا یه شعار داشتن...

‫که کل جمعیت شارژ می‌شدن.

‫اینطوری بودن. ‫اینطوری:

‫«بُردیمشون، فحششون دادیم، سرویسشون کردیم»

‫«ولی فکر مزخرفی بود چون توی محله‌شونیم»

‫«فرار کنید!»

مترجم: امیر دلپسند AMIRX79X

1400/09/22 2021-12-13

.:: قسمت هفتم فصل دوم ::. ► تولد چهل سالگی ◄

‫فیلیپ، دامنم قبلاً بهتر بود ‫نه؟

‫این قبلاً اینجا نبود.

‫- اینطوری بهتره؟ ‫- آره بابا.

‫حالا شدی شبیه جواد رضویان ‫توی فیلم کلاهی برای باران.

‫ویوین.

‫تو خوشگلی ‫همیشه خوشگل می‌مونی.

‫تو خوشگل‌ترین زنِ 40 ساله ‫توی نیم‌کره‌ی غربی زمین هستی.

‫من 40 سالم نیست فیلیپ. ‫تا ساعت 7:08 دقیقه 40 سالم نمیشه.

‫میشه 7:09 اگه پاهامم حساب ‫کنی که آخر اومدن بیرون.

‫یک ساعت دیگه خودت و پاهات قراره توی ‫بزرگترین و بهترین مهمونی تولد دنیا باشن.

‫آخی، خیلی دردسر کشیدی عزیزم. ‫ببخشید که انقدر نق می‌زنم.

‫اشکالی نداره عزیزم. ‫هیچکس از اینکه قراره...

.‫جوون‌تر نشه خوشحال نیست

‫ولی خودتو ببین به چه چیزایی رسیدی.

‫یه استادِ تمام و کمالی ‫سه تا بچه‌ی عالی داری...

‫و یه شوهر که قد بلند و سیاه و پولداره.

‫چند نفر می‌تونن ادعا کنن توی...

‫کد پستیت انقدر چیز دارن؟ ‫(منظورش سنّش بود)

‫داداشم کارلتون، چه کراوات شیکی داری حاجی.

‫- درش بیار ببینم چطوریاس. ‫- حتماً، پارچه‌اش ابریشمیه دوختِ ایتالیاست.

‫این عنکبوته کل روز رو مخم بود.

‫اینجا رو حاجی! .نقطه «ن» آرمانی رو پر رنگ‌تر کردم

‫کل آخر هفته رو راجع بهش فکر کردم ویل...

‫تصمیم گرفتم واسه استعداد ‫یابی تشویق کنندگی ثبت نام کنم.

‫مطمئنی اشلی؟

‫باید یه دامن کوتاه و خجالت آور بپوشی...

‫و جلوی کل جمعیت مدرسه ‫نمایش اجرا کنی...

‫و با چند تا پسر نوجوون عرق ‫کرده توی یه اتوبوس بشینی.

‫از خدامه همچین چیزی.

‫صد درصد اشلی. ‫هی، یه‌کم برقص ببینیم.

‫خیلی‌خب، باشه.

‫25 سنت، 50 سنت، 75 سنت ‫یه دلار!

‫همگی برای مؤسسه آموزشی هال

‫وایسید و خوشحالی کنید!

‫هورا، مدرسه!

‫حرفمو پس می‌گیرم اشلی. ‫رقصت عالی بود!

‫- مرسی کارلتون. ‫- خواهش.

‫تو نظرت چیه ویل؟

‫رقصت یه‌جورایی...

‫آبرومندانه بود ‫اشلی.

‫می‌خوای یه‌کم کمکت کنم؟

‫- وای مرسی! ‫- وای خواهش!

‫کل روز تو پاساژ دنبال کادو ‫واسه مامان بالا پایین دویدم.

‫ولی ارزش خستگی رو داشت ‫چون قراره عاشق کادوش بشه.

‫لاترجی!

‫نه، وایسید. ‫این واسه خودمه.

‫آخ! این هم واسه منه!

‫پیداش کردم.

‫تو چته دختر، ها؟

‫حقوقِ دو هفته رو بهت دادم ‫که بری دستکش فِر بخری؟

‫هیس! ‫فکر کنم داره میاد!

‫تولدت مبارک!

‫باشه بابا ‫باشه.

‫بیا عزیزم ‫اینا مال تو.

‫فکر نکنم دیگه دامن کوتاه برام مناسب باشه.

‫مامان، می‌خواستم راجع به ‫لباس پولکیت باهات حرف بزنم.

‫اونی که اونجا نشسته استیسی کوپرـه ‫دخترِ مدیر مدرسه.

‫از یکی شنیدم مامانش ‫کلی جراحی پلاستیک کرده.

‫اونی که نشسته همون مامانشه ‫کارلتون.

‫پس بقیه‌ی چونه‌اش کو؟

‫چونه‌اش روی پاهاش بهش میاد.

‫خدا رو شکر ‫به‌موقع رسیدم پاساژ چون داشتن می‌بستن.

‫ازشون خواستم پله برقی رو روشن کنن ‫انقدر کولی بازی در آوردن که نگو.

‫به‌هرحال...

‫کادومون قراره عالی باشه. ‫یه دامن بلند پشمی واسش گرفتم.

‫خوبه.

‫سلاملکم!

‫- ویوین. ‫- سلام عزیزم، چطوری؟

‫مگه این لباس هالووین پارسالت نیست مامان؟

‫می‌دونی، همونی که مثل ‫شهره صولتی لباس پوشیده بودی.

‫دقیقاً همونه.

‫نمی‌خوای دوباره «عکساشو پاره کردم» ‫رو بخونی که؟

‫شاید خوندم.

‫امشب شبِ جووناست ‫من هم جوونم عزیزم.

‫زندگیم عالیه ‫این مهمونی هم قراره عالی باشه...

‫تازه من هم خیلی خوشگل شدم.

‫- آره، مامان. ‫- امشب عالی شدی.

‫- شبیه اسکل‌ها شدم، نه؟ ‫- بیخیال ویوین.

‫مرسی.

‫امشب مهمونی فوق‌العاده بود فیلیپ.

‫بود؟ ‫نخیر.

‫مهمونی هنوز تموم نشده.

‫سورپرایز!

‫امشب جمع شدیم

‫تا زنی رو ببینیم که 40 سالش شده

‫هم باهوشه هم شیک پوش پس کف بزنید براش

‫این خلاصه زندگیته ویوین بنکس!

‫سال 1951 رو یادتونه؟

‫آغاسی رو یادتونه؟

‫حلقه کمری چی؟

‫من هم یادم نیست!

‫1951 همون سالی بود ‫که ویوین اسمیت به‌دنیا اومد.

‫بشین زجه بزن گوگوش.

‫چند سال بعدش ویوین کوچولو ‫شروع کرد به اجرای رقص تک نفره.

‫که میشه تقریباً بیشتر از 25 سال پیش.

‫سال‌ها اومدن و رفتن.

‫رسیدیم به دهه 60.

‫سال‌های تاریکِ مُد.

‫اون زمان ویوین موهاشو فِر کرد ‫لباس گشاد و کفش کف بلند می‌پوشید.

‫و با آرزوی رقصنده شدن به دانشگاه رفت.

‫زمان گذشت.

‫روزها و سال‌ها گذشتن...

‫ویوین مدرک تدریسش رو گرفت ‫ازدواج کرد و به کالیفرنیا اومد.

‫سال‌های سال گذشت.

‫امروز ویوین بنکس به یه استاد موفق...

‫مادر و همسر بی‌نظیر و یه ‫پاسدارِ قرون وسطی تبدیل شده.

‫وایسید، وایسید وایسید...

‫خیلی‌ها راجع به 40 ساله شدن جوک میگن ‫ولی اینجا از این خبرا نیست.

‫چون 40 که پیر نیست...

‫البته اگه یه درخت سکویا نباشی.

‫هر چی نباشه زندگی از 40 سالگی شروع میشه.

‫آخ، گفتم زندگی؟ ‫منظورم بیماری پیوره بود.

‫ولی دور از شوخی ‫زندگی تازه از 40 سالگی شروع میشه.

‫البته شروعِ پایان!

‫ما می‌خوایم بگیم که...

‫چه‌خبر شده؟

‫کارِ شمع‌هاست جناب.

‫سیستم واسه همچین نوع گرمایی طراحی نشده.

‫توی دو روز دو بار خریدم رو پس دادم. ‫خجالت آوره.

‫دفعه دوم مجبور شدم بگم خواهر دوقولومم.

‫- حالا چی براش گرفتی؟ ‫- این یکی دیگه ضدِ مامانه.

‫هر استادی از خداشه اینو دستش بگیره...

‫حالا چه لباس تنش باشه چه شورتِ نخ در بهشت.

‫البته با اون دومی که گفتی ‫دانشجوها سریع سیخ می‌کنن.

‫البته با یه‌سری کارای دیگه.

‫مامانتون کجاست؟

‫از وقتی از مدرسه اومدیم نیومده پایین.

‫احتمالاً قراره ناراحت و بد اخلاق بشه.

‫- پس درکش کنید، خب؟ ‫- حتماً

‫- سلام به همگی! ‫- سلام مامان!

‫چه روز قشنگی ‫نه؟

‫خوب حدس زدی عمو فیل.

‫امروز به لطف تو خیلی عالی گذشت فیلیپ.

‫مهمونیِ دیشب باعث شد زاویه ‫دیدم به مسائل رو عوض کنم.

‫دیشب فهمیدم شغلم سدِ راه...

‫مهم‌ترین چیز زندگیم شده.

‫این خیلی عالیه عزیزم.

‫می‌خوام بدونی که چه استاد دانشگاه باشی...

‫چه همسری که خونه‌داره و ‫شوهر سخت کوشش رو حمایت می‌کنه

‫در هر صورت پشتتم.

‫خیلی هم خوب. ‫چون یه تصمیمی گرفتم.

‫می‌خوای با این لباست جارو بزنی؟

‫نه! ‫می‌خوام برقصم.

‫خب، واسه کلاس رقص آماده‌ام.

‫کسی سوئیچم رو ندیده؟

‫کیفم کجاست؟ ‫ماشینم کو؟

‫می‌خوای من برسونمت خاله ویو؟ ‫چون در کل باید برم پیش جز.

‫ممنونت میشم ویل.

‫میشه قبل از اینکه بری اینو امضاء کنی مامان؟ ‫واسه استعداد یابی رقصندگی مدرسه‌ست.

‫اشلی، خیلی بهت افتخار می‌کنم.

‫آخی، عزیزم می‌دونی از ‫بچگی می‌خواستی این کارو بکنی.

‫ولی یادت باشه ‫مهم نیست چقدر استرس بگیری

‫تسلیم نشو. ‫مهم نیست شانست چقدره.

More Farsi Persian subtitles for The Fresh Prince of Bel-Air

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left