Jane the Virgin

Jane the Virgin

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 2

Informace o verzi

Jane The Virgin - 02x05 - Chapter Twenty-Seven
Jane The Virgin - 02x05 - Chapter Twenty-Seven 720p HDTV x264-KILLERS
Jane The Virgin - 02x05 - Chapter Twenty-Seven HDTV x264-KILLERS
Jane the Virgin S02E05 720p HDTV x264-KILLERS
Jane the Virgin S02E05 HDTV x264-KILLERS
Komentář od Zaaraa
►►iMovie-Dl.Co || زهــــرا ◄◄

Tagy

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
Zveřejněno: 2018-10-06
Stažení: 69
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

خوش برگشتین آماده‏این تا دوباره بریم سراغ داستانمون؟

همونطور که یادتون میاد، جین به صورت تصادفی باردار شد

و دکتری که مسئول این قضیه بود... خب

خواهر رافائل، یعنی لوئیسا بود

دیوونه‏کننده‏تر از این مسئله این که جین بچه‏دار شد

اما حالا توی یه مثلث عشقیه بزرگ گیر کرده

از یک طرف... رافائل، پدر بچه‏اش

و از طرف دیگه... مایکل، نامزد سابقش

و دیشب هم این اتفاق افتاد

اوه، پترا، همسر قبلی‏ـه راف رو یادتونه؟

خب، اونم آخرین اسپرم رافائل رو دزدید

و به خودش تزریق کرد

و حالا توی یه وضعیت دشوار گیر کرده

ببینید، اون به میلوش بدهکاره

دوست پسر سابقم خیلی عوضیه

و حالا برگشته تا طلبشو پس بگیره

باید با من ازدواج کنی

!می‏دونم

درست مثل سریالای لاتین شده، مگه نه؟

پس بیاین شروع کنیم

توی زندگیمون روزایی هست که همیشه توی خاطرمون میمونه

...برای من روز

ربطی نداشت، ببخشید

داستان راجب من نیست

توی زندگی زنان ویلنووا روزایی هست که همیشه توی خاطرشون میمونه

دوازدهم ژوئن یکی از همون روزاس

اما اول از همه، اجازه بدین یه پیش‏زمینه بهتون بدم

اینجا جین رو داریم که فقط 14 ماهشه جین... 14 ماهه

!مامان

و سیومارا تازه 18 سالش شده سیومارا... 18 ساله

مامان، میخوای امشب بریم رستوران لاروزا، باشه؟

یالا، مامان. می‏دونم صدامو می‏شنوی

امشب بیخیالم شو، سیومارا

منم

بالاخره معلوم شد که امشب می‏تونم بیام پاساژ

لعنتی! باید برم

!جین، چیکار داری میکنی؟

ترجمه: دارم روی دیوار نقاشی می‏کشم

نه، نه، جینی! آخ، آخرین چیزی که واسه امروز لازم دارم همینه

...اگه مادربزرگت ببینه

اشکالی نداره، عزیزم. باید تمیزش کنیم

اما افسوس، باز هم اثرش باقی موند

زمان حال چیزای مهم همینطور هستن

توی اون لحظه همه چیز برای جین مشخص شد

بالاخره تونست نوشته‏ی روی دیوار رو بخونه

دلت می‏خواد که با مایکل باشی

اوه، خدای من. انگار امروز یه نفر

خیلی حالش خوبه

واو! مایکل؟

!آره، مایکل

به خودشم گفتی؟

نه، هنوز نه

اول باید به رافائل بگم

حتی نمی‏دونم چطوری بهش بگم

جین می‏خواد مایکل رو انتخاب کنه؟ - از کجا می‏دونی؟ -

دیشب از دستگاه کنترل بچه شنیدم

ظاهراً "یه بوسه‏ی حماسه‏ای" با هم داشتن کلماته خودشه، نه من

واقعاً هم حماسه‏ای بود

جین خبر داره که همه چی رو شنیدی؟ - نه، مانیتور رو خاموش کردم. نمی‏خواستم راجبش صحبت کنم -

حرکت خوبی بود. اگه منم بودم همین کارو می‏کردم

خیله‏خب، حالا گوش کن هنوز می‏تونی درستش کنی

فقط نذار باهات بهم بزنه

واقعاً چی تو وجود اون آدم مسخره دیده؟

واقعاً شوکه میشه

مایکل؟

آره، کلی هیجان‏زده میشه

رافائلو میگم - می‏دونم -

خیلی وحشتناکه

به خاطر همین باید اول از همه و به بهترین نحو ممکن

همه چیزو بهش بگم

باید کارت سرطانت رو رو کنی - !چی؟ -

فقط بگو که سرطانت برگشته. جدی میگم

تا یه کم زمان بخری و برش گردونی پیش خودت

راف، مسئله خانواده‏ی توئه

فکر می‏کنی خودم نمی‏دونم؟

داره بیخیال همه چیز میشه

متئو چی میشه؟

متئو هم درگیر این ماجرا میشه پس باید هر کاری از دستم برمیاد، انجام بدم

تا بتونیم در کنار هم زندگی کنیم

چون قراره تا آخر عمرمون، توی زندگی همدیگه باشیم

خیله‏خب، همین الان از کلمه‏ی "تا آخر عمرمون" استفاده کردیم

آره، می‏بینی؟

...دلم همینو می‏خواد

تا آخر عمر... با مایکل باشم

فقط امیدوارم به رافائل صدمه نزنم

اوه، خدای من. رسماً

نمی‏دونم الان باید بخندم یا گریه کنم

واو، حرف زدن راجب احساسات، حس خوبی به آدم میده

بهتون گفتم که روز مهمیه

قسمت بیست و هفتم

آره

مامان برو یه چیز آستین‏دار روی لباست بپوش

!مامان‏بزرگ، من دارم میرم

بعداً توی دفتر وکیل می‏بینمتون

دوستت دارم، خدافظ

صبر کنین

قبل از اینکه بری

آیا لباسم نشون میده

که یه آدم مسئولیت‏پذیر

و مطیع قانونم؟

...و اینکه می‏دونم مرکز ایالت داکوتای جنوبی

صبر کنین

پیر هست

یادتونه که آلبا تصمیم گرفت

دنبال گرین کارتش بره

آره، اما می‏دونی که این جلسه برای

پر کردن برگه‏ی حق تکفل هست، درسته؟

قرار نیست امروز شهروند آمریکا بشی، مادربزرگ

!آره اما بازم

دلم می‏خواد تاثیر خوبی روی وکیل مهاجرتم بذارم

عالی شدی - موافقم -

کیه که زیاد حالش عالی نیست؟

بالاخره اومد

عروس خوشگل من

میدونین چیه؟ باید چندتا از جاهای خالی رو واستون پر کنم

دیشب، پترا هر کاری که می‏تونست کرد

تا از زیر ازدواج با میلوش در بره - اما من که عاشقت نیستم -

الان نیستی. کسی از آینده خبر نداره

پانزده دقیقه بعد من حامله‏ام

بچه‏ی رافائل‏ـه

اون حرومزاده رو درست مثل بچه‏ی خودم بزرگ می‏کنم

بیست دقیقه بعد

...باشه فقط یک سال

با این تفکر که این کار فقط

به خاطر موضوع مالیاتی هست و نباید فکر کنی

بهت احساسات دارم

الان نداری - هیچوقت ندارم. از سکس هم خبری نیست -

مگر اینکه نظرت عوض بشه - نمیشه -

حالا میشه

!میلوش - باشه. باشه -

از سکس خبری نیست، خوشگل خانومه کوچولو

اما باید یه کاری کنی تا ازدواجمون واقعی به نظر برسه

"مطمئنم فیلم "گرین کارت

از "ژرژ دپاردیو" رو دیدی

نباید اون اتفاق واسه من بیافته

با سالن شهر قرار گذاشتم - لازم نبود -

می‏خوام توی هتل خودم ازدواج کنم

پس سالن رقص ماربلا رو رزرو کردم

میلوش، توافق کرده بودیم که عروسیمون کوچیک باشه

میبینی؟ مقدمات عروسی رو فراهم کردم

از الانشم مثل یه شوهر مدرن و خوب شدم

حالا، بیا کمکم تا گروه موسیقی رو انتخاب کنیم

گروه موسیقی لازم نداریم - پس افتتاحیه‏ی اجرای اصلی رو چیکار کنیم؟ -

کی اجرای اصلی رو انجام میده؟

اوه، اوه، اوه، اوه

اوه، خدای من اوه، خدای من

تو نمی‏شناسیش اما واقعاً آدم معروفیه، متئو

سلام. اسمت چیه؟ - جین -

جین، احساس می‏کنم یه چیزی توی وجودته

می‏تونم بگم تو وجودت ریتم داری دوست داری برقصی؟

آره

!یالا - باشه -

خودتون که حدس زدید همچین اتفاقی واقعاً نیافتاد

اتفاقی که افتاد این بود

آه. اوه. اوه. آوه، اوه

اوه، خدای من

!آه

اوه، خدای من جین، بریتنی اسپیرز رو دیده

!که توی ماربلا اتاق رزرو کرده

ببخشید؟

همین الان پیام داد

فکر کنم آرنج خودش باشه

بریتنی اتاق رزرو کرده؟

آها - خوبه -

پس بالاخره قراره باهام روبرو بشه

بریتنی اسپیرز؟

اتفاقاً ما دو تا یه کوچولو با هم دشمنیم

!در واقع خیلی با هم دشمنیم نمی‏دونم چرا مسئله رو کوچیک کردم

!دیگه از محافظت از بریتنی خسته شدم

صبر کن

انگار شوخی نمی‏کنی

معلومه که نمی‏کنم

خیله‏خب، پس چرا قبلاً راجبش حرفی نزده بودی؟

منظورم اینه که خدا می‏دونه تا حالا چند بار به گلوریا استفان اشاره کردی

بهش اشاره نکردم

من از گلوریا استفان، الخاندرو هرناندز

و اپرا وینفری به این خاطر یاد می‏کنم

چون دوستان عزیز منن

چطوری با بریتنی آشنا شدی؟

خیلی سال پیش بود

به یه مراسم رفته بودم و یه لباس پوشیدم که بریتنی خوشش اومد

و اظهار کرد که لباسمو دوست داره

منم خیلی سخاوتمندانه برگشتم خونه و لباسمو عوض کردم

و بهش اجازه دادم از اون لباس !توی ویدیوی خودش استفاده کنه

تحت تاثیر قرار گرفت

دوستای عزیز همدیگه شدیم

چه نوع دوستی...؟ - دوست یعنی دوست همینطوری -

بهم یاد میدادیم چطور از کانسیلر استفاده کنیم نصیحت شغلی می‏کردیم

یادته توی مراسم ام‏تی‏وی، مدونا رو بوسید؟

!ایده‏ی من بود

اینو به انریکه ایگلسیاس پیشنهاد داده بودم

اما زیاد حالش خوب نبود و نمی‏خواست منو مریض کنه

مسئله اینه که... بهم نزدیک بودیم

تا اینکه بهم خیانت کرد

اما حالا بریتنی اینجاست

و دیگه نمی‏تونه ازم دوری کنه

جدی میگم

اینجاهاس. دقیقه‏ی آخر یه عروسی بزرگ رو

توی سالن رقص اینجا رزرو کردن و قراره اجرا کنن

...نمی‏دونم عروس و و دوماد کیا هستن

More Farsi Persian subtitles for Jane the Virgin

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left