Prvních 200 řádků.
تیم ترجمهی ایران فیلم تقدیم میکند
ترجمه از ناصر
مگه نباید الان سر کار باشی؟
چرا
رنگش انگار هلویی ِ
ما بهش میگیم قهوهای مایل به خاکستری
- هی - سلام لورا
- آقای فولر منتظرن تا شما رو ببینن - دو و ده دقیقه
چی؟
دیگه داشتم فکر میکردم شاید امروز رو برا خودت تعطیل کردی
یه قرار ناهار داشتم
هی دنیس
آقای فولر
اینجا چیکار میکنید؟
اومدم وکیلم رو ببینم
گوش کن
نمیتونی مدام بیای اینجا
خب٬ زنم من رو از خونه بیرون کرده
خب٬ برو کتابخونه٬ کتاب بخون
چند تا دوست پیدا کن
نمیتونم بخونم
خطوط همشون خرچنگقورباغهان
کی این در رو نصب کرده؟
چی؟
تراز نیست
شاید تنبل بوده
ولی قطعا شلخته بوده
ببین٬ یه وکیل مشکلات خانوادگی تو «بیلینگز» میشناسم
خوشحال میشه تا اونم تو رو ببینه
پس٬ یه قراری برا جمعه باهاش میذارم
و میتونیم اونجا هم رو ببینیم
ظهر
دیدی٬ خوب شد که اومدم
...وگرنه از کجا میفهمیدم که ما یه قرار داریم تو
- بیلینگز - آره بیلینگز
خب٬ بهت زنگ میزدم
خب٬ الان میدونم
خب٬ الان میدونی
جمعه ظهر
- باشه - باشه
کارت خوب بود٬ الان میتونیم آماده بشیم
نه نه نه٬ نیاز نیست آماده بشیم
فقط میریم اونجا و وضعیتت رو توضیح میدیم
تموم شد و رفت
آقای فولر٬ نمیخوام الکی امیدوارتون کنم
اونم قراره همین حرفایی که من بهتون گفتم بهتون بگه
من فقط... میخوام از یکی دیگه بشنوینش
دوست داری٬ بریم یه قهوه بخوریم؟
تا بتونیم برنامهریزی کنیم
دادگاه دارم
- جمعه ظهر - جمعه ظهر
باشه٬ جمعه میبینمت
پیمانکار کاملا بیدقتی کرده
بله٬ دیدی؟
ولی دریافتی قبلیتون راه هرگونه ادعای خسارت رو میبنده
کارکنان باید بیمه باشن٬
تا آسیبهای کارگرها بتونن پوشش داده بشن
ولی همینکه دریافتی اولتون رو گرفتید رضایت دادید
...و از حقتون بابت
اون پول کفاف اجاره ی یک ماه هم نمیداد
ولی وقتی پیشنهاد اونها رو پذیرفتید٬
اونها رو از هر شکایتی رها کردید
خب؟
خب٬ متاسفانه٬
نمیتونید ادعای خسارت کنید
نمیتونید پیگردشون کنید
باشه
باشه
- ممنونم - لورا
هشت ماهه دارم بهش میگم و الان میگه باشه
هی
انتظار داشتم پیام صوتی برام بذاری
آره٬ فعلا که زنگ زدم
فکر کردم جلسه داری
آره داشتم
تموم شد
وکیل گفت هیچ کاری نمیتونی بکنی٬
و موکلم گفت باشه
- همینجوری؟ - همینجوری
اونم همین چیزایی رو گفت٬
که من تو هشت ماه گذشته میگفتم
خیلی دوست دارم به این فکر کنم که من یه مرد بودم٬
و یه قانون رو توضیح بدم٬
و مردم گوش بدن و بگن باشه
راحت میشدم
خب؟
چی قراره تو پیام صوتیم بگم؟
...خب
خب٬ فقط وضعیت من
اینکه تو چه وضعی هست
...فقط فکر میکنم٬ شاید
بعیده زیاد اینجا بمونم
ممنونم
فقط فکر میکنم که وقت نمیکنم سرم رو بخارونم
من باهات میام
ببین٬ من باید قطع کنم
میخوای یه چیزی بخوری؟
هیچکس درک نمیکنه زندگی من به کجا رسیده
زندگی من به چه وضع کثافتبار٬
و حالبهمزنی اُفتاده
!هیچکی هیچی نمیفهمه
امیدوارم زنم تو بزرگراه پخش آسفالت بشه
خدای من٬ قسم میخورم همینجا ولت میکنم
تنها چارهای که برام مونده٬
اینه که یه مسلسل بردارم و همه رو بُکشم
نه
نه٬ تو باید بری بیرون
...- خیلیخب - بیرون٬ بسه
نمیتونی همچین حرفایی به من بزنی
دیگه حرف نمیزنم
نمیتونی همچین حرفایی بزنی
بیخیال٬ ساکت میشم
باشه
دیگه گوش کن ویل
خب٬ نمیخوام تحت فشارت بزارم میخوام از وقتت استفاده کنی
ولی میشه یه نشونهای بهم بدی٬
که بگه «بیگ من» حالش خوبه؟
هی ویل٬ اخبار خوب وکیلت اینجاست
- ممنون که اومدی - حرفش رو نزن
فولر رو پشت خط دارم
خب٬ پشت خط داشتیمش
به نظر آروم میومد
نگهبان شیفت شب رو گروگان گرفته
وایسا٬ این همونی ِ که بهش میگن «بیگ من»؟
آره٬ بازیکن فوتبال
فولر چطوری از پس اون براومده؟
نمیدونم
ایشون «مَک» هستن
متخصص رزیدنت بیمارستان
خب٬ بیگ من پیش اونه
اینجا تو طبقهی سوم
اینجا جاییه که پروندههای آرشیوی رو نگه میدارن
و اینم یه نقشهی کوچیک٬
که باهاش راهتون رو پیدا کنین
- ناموساً؟ - آره
یکم احتیاط
اگه میشه زودتر کتتون رو در بیارید
باشه
خیلیخب٬ دستاتون رو باز کنید
تو رو یادم میاد
...تو
تو گزارشی دربارهی سرپرستی بچه از یکی از پروندههای من نوشتی
متهم بهم میگفت که مدفوع بخورم
هی٬ این کار احمقانه نیست؟
تا اونو میبندی٬ اینو ببر تامی
اشکالی نداره؟
- آره٬ خوبه٬ میخوام اینو بگیری
با خودت ببر تو٬ بهش زنگ میزنم
تو برش دار٬ تا بفهمیم حالت خوبه
اگه برنداری نگران میشیم
مجبور نیستی بری اون تو
راههای دیگهای هم برای این مشکل هست
نه٬ مشکلی در این رابطه نیست
نیاز به هیچ چیز خاصی نداری٬ مگه نه ولز؟
خب٬ من اینجایم
...پس
باشه٬ ببین٬ مشغولش کن
باهاش حرف بزن
سعی کن دلداریش بدی
بذار حس کنه حرفاش شنیده میشه
مهمه که ببینه تو که وکیلشی پیشش هستی
و اینکه بقیه رو سرزنش کنه هیچ اشکالی نداره
No comments yet. Be the first to leave one.