Prvních 200 řádků.
بدو
بدو. سریع
هی
ای لعنت
کیف رو ول کن
سگ توش
ای حرومی
ماشینُ روشن کن
هیون جو زودباش سریعتر
!بدو سریعتر
زودباش سریعتر
ماشینُ روشن کن
اون حرومیا- بدو سریعتر-
زودباش
زودباش سوار شو
درُ ببند، وو جین، در
لعنت
:ترجمه و زیرنویس Zamilton ، شادی
::..سگ های شکاری..::
از اونکه در اصل فکر میکردیم تعداد بیشتری از کیم میونگ گیل پول قرض کردن
مردم توی فواصل یه ساعته وارد بار میشدن
بعضیاشون با ماشینهای مسئولین پلیس اومدن
اسمش رو نمیدونم
ولی حتی یه بازیکن بیسبال که توی تلوزیون دیدمش هم بود
آره خب، مطمئنم تو این سال ها به محدوده کاریش رو بزرگتر کرده
میدونستم میونگ گیل قبلا حبس کشیده
موقع کار کردن با من میگفت یه شروع تازه میخواد
مستاصلانه بهم التماس کرد
و منم گولش رو خوردم
بعد اینکه میونگ گیل بهم خیانت کرد
همراه با آقای اوه توی نامهه مخفی شدم
و همون موقع یه شایعه هایی شنیدم
که میونگ گیل با پول و اوراق قرضه من شرکت زده
من باید ترتیبش رو میدادم
هرچی بشه من بهش آموزش دادم
ولی حتی جرئت نکردم
به اینکه بخوام سراغش برم فکر کنم
اون موقع من جلوت رو گرفتم و نذاشتم دنبال میونگ گیل بری
و بابتش معذرت خواهی میکنم
میترسیدم تو رو هم از دست بدم
شما همیشه
جوری بهم اهمیت دادی و ازم مراقبت کردی که انگار خانواده واقعی شمام قربان
من همیشه آماده ام که
زندگیم رو برای شما فدا کنم
ممنون
و ببخشید
آره
واقعا؟
آها، زود بیاین اینجا
قربان، به نظر میرسه وقتی که بچه ها داشتن پولارو از کتابفروشی خارج میکردن
افراد کیم میونگ گیل بهشون حمله کردن
صدمه دیدن؟
نه، چیزی نگفتن ...ولی
تمام پولهای توی گاوصندوق رو از دست دادن؟
صدمه دیدن یا نه؟
فکرمیکنم خوبن
و همینطور، یکی از اونارو توی ساختمون بستن
ولی نتونستن بهش رسیدگی کنن چیکار کنیم؟
وقتی اورژانس یه بیماری که از طریق کارهای غیرقانونی زخمی شده میگیره
دکترها موظفن به پلیس زنگ بزنن
به خاطر همین من با بیمارستان حرف زدم
که تمام مدت آماده جراحی کردن باشن
میونگ گیل هم باید بیمارستان مخصوص خودش رو داشته باشه
به دو یونگ میگم بهش رسیدگی کنه موتور به دردمون میخوره
خسته نباشی
هی
خسته نباشی
درسته، ممنون
شما بچه ها اول یکم بخوابین و موقع ناهار بیاین رستوران
...دقیقا بابت چه کاری میخواین
برای غذا
آها
نمیخوای؟
معمولا ناهار نمیخورم
بیا- باشه-
برو دیگه
هی
خوبی؟
تمام پول توی گاوصندوق رو از دست دادیم، ببخشید
چیزیت نشده خوبی؟
خوبم
پس اشکالی نداره
درسته، اول من جعبه هارو جابجا میکنم شما زودتر بخوابین
مطمئنی صدمه ندیدی؟
آره
اینطور نیست که پسش نداده باشم ...اون مرده
این بوم حالش خوبه
ولی پرده گوش راستش پاره شده
شماره پلاک رو که صبح از دوربین داشبورد گرفتم، چک میکنم
هنوز اینکارو نکردی؟
پلیس ها هنوز سرکار نیومدن
از لحنت خوشم نمیادا
از نگاهت خوشم میاد
لعنتی
اگه از ماشین ثبت نشده یا پلاک جعلی استفاده کرده باشن
میتونی از طریق دوربین های امنیتی بفهمی تا کجا رفتن؟
ممکنه، ولی طول میکشه
شماره پلاک هارو میشه به راحتی توی اینترنت پلیس گشت
ولی برای دوربین های امنیتی باید به مرکز اتاق فرمان رفت و دونه دونه گشت
و هر ناحیه مرکز کنترل خاص خودش رو داره
به خاطر همین وقت میخوام تا آدمهای درست برای انجامش رو پیدا کنم
پول مشکلی نیست پس هرچه سریعتر اینکارو بکن
بله قربان
ببین صاحب ساختمونی که کتابفروشی توشه کیه
اگه رئیس چوی بود میتونی آدرس خونه اش رو پیدا کنی
بله قربان
بذار با جانگ دو خصوصی حرف بزنم
بله؟
نشنیدی چی گفتم؟
بله قربان
فکرمیکنی بوم رو چرا اونجا ول کردن رفتن؟
شاید مشغول جابجایی پول بودن
جانگ دو، بیخیال
آدمهای مثبت اندیش هیچوقت پیشرفت نمیکنن
واسه تنوع هم شد تفکر منفی داشته باش
بذار ترس از اون حرومی ها
...که حاضرن هرکاری برای کشتنت انجام بدن
بشه محرکت
برای تعقیب کردنش؟
افراد بیشتری رو به بیمارستان بفرست بگو به عنوان بیمار لباس بپوشن و همه اسلحه داشته باشن
بله قربان
و بگو جون مین رو هم تعقیب کنن
کار اشتباهی کرده؟
ایش، بهت گفتم منفی فکر کن
ممکنه رئیس چوی اطلاعات شخصیش رو به دست آورده باشه
آها
جون مین بزدله قیافه اش داد میزنه
ممکنه حتی از یه فرسخی هم بتونن تشخیص بدن
بهتره که بی خبر بمونه، باشه؟
بله قربان
فکرنکنم هوانگ یانگ جونگ رو سراغ یه آدم به بی اهمیتی اون بفرستن
لی دو یونگ رو میفرستن
اون موتور داره، اونو میفرستن تا تعقیبش کنه
بله
نقاط ورود و خروجش رو ببند و گیرش بنداز
بله قربان
باید باحال بشه
صبح بخیر، آقای چوی
تونستی بخوابی؟
بله
خیلی دیر وقت برگشتی باید استراحت کنی
خوابم عمیق بود کافیه
درسته، گون وو
باید درباره چیزی باهات حرف بزنم
آها
هیون جو بچه تنهایی هستش
همیشه یه سایه تو قلبش کمین کرده
آها
به خاطر همین بعضی وقتا سرد رفتار میکنه
آها
ولی هیون جو، بعد از دیدن تو و وو جین خیلی شادتر شده
به خاطر همین از شما دو تا خیلی ممنونم
ما هم از بودن کنار هیون جو خوشحالیم
درضمن، درباره پول حقوق که بهت جلو جلو دادم
دیگه نیستش
آها
کجا رفته؟
منظورم اینه که باهم بی حسابیم الان
آها، اونوقت چرا؟
میدونی دیروز چقدر پول از توی کتابفروشی آوردی؟
خب
به خاطر انتقال امن و امان پولام دارم بهت پاداش میدم
آها
ولی دوست دارم با کار کردن بدهیم رو پس بم
براش کار کردی، و به دستش آوردی
شماها پول خیلی زیادی رو آوردین
درضمن، دیگه هیچ بدهی به من نداری
مادرت رو ببر یه جای خوب مثل جزیره ججو و کافه باز کن
منم سرمایه گذاری های لازم رو انجام میدم
خیلی ممنونم آقای چوی
ولی دلم میخواد توی گرفتن کیم میونگ گیل
تا آخرش کمکتون کنم
به اندازه کافی کمک کردی
نه اصلا، دلم میخواد تا آخرش باشم
اونوقت چرا؟
باید لطفتون رو جبران کنم
به اندازه کافی کردی
برای من کافی نیست
تا وقتی که همه چیز تموم نشده، برای منم تموم نشده
آها
تا وقتی که همه چیز تموم نشده، برای منم تموم نشده
بیا به زودی باهم یه نوشیدنی بزنیم
خب، من نمینوشم
خدایا
ولی میتونم براتون نوشیدنی بریزم
برو بالا- بله قربان-
یکم واسابی روش بریز و بزن توی سس سویا
ماهی وحشیه
میدونین، ماهی هالبوت پرورش یافته
چربی زیادی توی باله هاش داره و میتونی یکمم سنگین باشه
ولی ماهی های وحشی بافت تازه و جویدنی دارن
و چربیش هم به اندازه پخش شده
...طعم خاص و واضح هالبوت، کاملا
هردفعه که میجوئم میتونم حسش کنم
و همینطورم خیلی عالی تخمیر شده
تو ساشیمی دوست داری؟
خب یه مدت واسه یوتیوب رستوران ساشیمی داشتم
و چون نتونستم هزارتا دنبال کننده بگیرم بیخیالش شدم
خدایا، اولین دفعه ست همچین برش بزرگی میخورم
شبیه شلاق دور دهنم میپیچه
No comments yet. Be the first to leave one.