Prvních 200 řádků.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
آئورلیانو از آرکادیو خواست تا ... وقتی برمیگرده
اوضاع ماکوندو بهتر باشه
آرکادیو برداشت خاصی از این درخواست داشت
مثل ژنرالها لباس پوشیده
!مردم ماکوندو
!باید ذات اصلی ماکوندو رو برگردونیم
!آره! باید با هم انجامش بدیم
... من تصمیم گرفتم که از همین لحظه به بعد
تمام مردان طبق قانون، موظف هستن برای خدمت سربازی خودشون رو به پایگاه معرفی کنن
همه باید بازوبندهایی که سربازهام !بهتون خواهند داد رو بزنن
... تمام خونهها، تمام ساختمونها
!همرنگ حزبمون خواهد بود
حزبمون؟
گوش کن. اینکه مخالف خشونت حزب محافظهکار باشیم یه چیزه
اما مردممون از زمانی که !متولد شدن، آزاد بودن
!درسته، درسته
نظر پسرت چیه ماتیلده؟
اون بیرون، در کنار سرهنگ جونش رو به خطر ننداخته؟
با همین بازوبندها؟
همه کسایی که اینجان دیدن !این حرومزادهها حاضرن چه کارهایی بکنن
پس از خودتون بپرسید ما حاضریم برای خودمون چی کار کنیم؟
!هر کاری که لازم باشه کاتارینو
!چون اینجا شهر ماست
!اینجا قلمروی ماست - !آره -
!لیبرالها !یوهو
!آره
!زندهباد حزب لیبرال - !لیبرالها -
اگه اورسولا بود، چه فکری میکرد پدر؟ - هیچ فکری نمیکرد -
آرکادیو هنوز بچهست
و اینا همهاش نمایشـه
نمیدونم پدر فکر نمیکنم دیگه بچه باشه
به حرفش گوش نکن
واقواقش قویتر از گاز گرفتنشه
هر طرف یکی
بریم
زود باش پدر - دارید چی کار میکنید؟ -
!هی - !آمین -
!بگیریدش! بس کنید! خواهش میکنم
!قفل کنید، زود باشید - !نه، خواهش میکنم -
!تکون نخور پدر - !خداحافظ -
!هی، همونجا بمون! برو، برو، برو مراقب دستت باش
!در رو باز کنید! هی - !هی! آره -
!در رو باز کنید
دارید چی کار میکنید؟
دارم میرم
... شخصیت قوی و ولع ربکا
انرژی بیحدومرز خوزه آرکادیو رو جذب کرد
از یه مرد شلخته دخترباز تبدیل به یه مردِ کاری شد
میگن شروع به شخم زدن حیاط خودش کرده
و همینطور رفته توی زمین همسایهها
حصارها و مزارع رو خراب کرده
تا اینکه بهترین تکههای زمین رو تصرف کرده
صبح بخیر
اون خونه شماست؟
اوهوم
چطور میتونم کمک کنم؟
چقدر برای این ملک پول میدید؟
پول؟ - به کی؟ -
این زمین مال ماست
کی گفته؟
تو کی هستی که اومدی و این سوالها رو میپرسی؟
خوزه آرکادیو بوئندیا
پسر بزرگ بنیانگذار ماکوندو
... خب پس
پدرت میدونه که ما از ... خیلی قبلتر از بیخوابی
توی این خونه زندگی میکردیم
بهنظر من زمینی که متعلق به خانوادهامه رو تصرف کردید
بعد از اینکه پدرم به جنون رسید
و بهش هیچ پولی هم ندادید
یا اشتباه میکنم؟
اون حرومزادهها فقط ما رو نمیکُشن
دارن تحقیرمون میکنن
نمیدونم چندتا اسلحه دارن
هر کاری بگی میکنیم سرهنگ
... هوم
سرهنگ کارمونا، من سرهنگ آئورلیانو بوئندیا هستم
میخوایم از اینجا ببریمت بیرون
ممنون سرهنگ
!لیبرالها
!زود باش! زود باش
!برو سرغ کارمونا !برو کارمونا رو بیار
!به من بهعنوان گروگان نیاز دارن سرهنگ
!افرادت رو نجات بده
!سرهنگ! امروز روزش نیست سرهنگ
!سرباز! امروز روزش نیست
بهمحض اینکه افراد بیشتری جمع کنم میام دنبالت
بهت قول میدم
!آئورلیانو - قوی بمون -
!عقبنشینی کنید سربازها
!بریم - !حمله کنید -
!بریم! بریم
!ویزبال !ویزبال
توی چنگمون بودن دوستِ من باید به مبارزه ادامه بدیم
آروم باش برادر
این حرفها حالت رو خوب نمیکنه
بیا، بخور
ائورلیانو، میخوایم چی کار کنیم؟
با این وضع، رفتن از اردوگاه غیرممکنـه
باید برم و کمک بیارم
تنهایی؟
حتما از اینجا تا سن خوان توی هر شهر یه اردوگاه محافظهکارها هست
آره، اما اگه تنهایی برم شانس بیشتری دارم
درست میگه برادر
عصر بخیر به کمکتون نیاز دارم جناب
نیازی به این کار نیست
!بابا
!نه - !برگرد داخل -
مشکلت چیه؟
کاتارینو، اون بطری رو بده به من
چی گفت؟
... میگه باید بابت ده سالی که
توی زمینی که کار و زندگی میکردم پول بدم، وگرنه بهم شلیک میکنه
صبر کن ببینم
... همون خوزه آرکادیویی که همینجا
سر اون میز، لباسش رو درآورد و به همه زنها پیشنهاد داد؟
همون خودِ خودشه
باید با آرکادیو صحبت کنیم ببینیم خبر داره یا نه
کار درست همینه
میخواد چی کار کنه؟ با ارتش خیالیش بره دنبالش؟
نگاه کن آنیبال
... داریم در مورد رئیس مدنی و ارتش ماکوندو
صحبت میکنیم
نه، من دارم در مورد یه پسر جوان صحبت میکنم که دیوونه شده
و با لباس ارتشی راه افتاده توی خیابون و هرجور چرتوپرتی میگه
چرا انقدر به اون پسر توجه میکنی؟
بهش توجه میکنم چون ... سرهنگ آئورلیانو بوئندیا
اون رو مسئول کرد
حالا، اگه به حرفهای ... آرکادیو احترام نمیذاری
یعنی برای آئورلیانو هم احترام قائل نیستی؟
موضوع چیه دوستِ من؟
میخوایم سرش دعوا کنیم؟
اول بهم بگو طرفِ کی هستی بعدش بهت میگم دعوا میکنیم یا نه
خب، ما هر دومون توی یه جناح هستیم
خیلیخب پس
یه نوشیدنی بخور دوستِ من
!آماده
!هدف بگیرید
!آتش
زود باشید پسرها !زود باشید! دوباره
!آماده
!هدف بگیرید
!آرکادیو - !کاتارینو -
!لعنت بهش - ... ای حروم -
!نمیتونید همینطوری شلیک کنید !باید به دستورات گوش کنید
چی شده؟ - باید باهات صحبت کنم -
باید اون سگها رو تعلیم بدی
شوخی کردم - حق ندارید به سگهام دست بزنید -
آروم نمیگیرن چی شده افتخار دادی اومدی پیش ما؟
چطوری خواهر؟
تو اولین مهمونمون هستی
چقدر گرمـه میشه یه نوشیدنی بهم بدی؟
میخواستم صحبت کنیم
بشین
داشتم میرفتم بیرون چی شده؟
بهم گفتن که داری چی کار میکنی و باید در موردش صحبت کنیم
من توی کار تو دخالت نمیکنم پس تو هم توی کار من دخالت نکن
... متاسفانه
بهخاطر جایگاهم مجبورم توی همهچیز دخالت کنم
نگران نباش. آروم باش نیومدم ازت توضیح بخوام
اومدم قضیه رو برات قانونی کنم
هیچ ملکی توی این شهر، ثبت نشده
تا الان
برای اینکه صاحب زمین بشی ... تنها کاری که باید بکنی
اینه که این فُرم رو امضا کنی
اینم بگم، باید یه هزینه کوچکی به دفتر ما هم پرداخت کنی
نگران نباش. میتونی با پول برداشتها، طلب ما رو بدی
تصمیمش با خودته
توی این موضوع دخالت نمیکنم
!وای
... طبق منابع رسمی"
... شورشیها با نام حزب لیبرال
"شهرهای زیادی را نابود کردهاند
هوم
کجا نوشته که محافظهکارها چطور اومدن اینجا؟
یادشون رفته این رو بنویسن؟
تو هم هنوز اینجایی
مثل دیوونهها به درخت بسته شدی
اما حداقل خوشحالم که هستی
هوم
... خدا میدونه اگه میدونستی چه خبره
دست به چه کارهایی میزدی
هوم
هوم
چی شده؟ !چیه؟ ویسیتاسیون
من رو ببین !پیترو! پیترو! بیا اینجا
اومدم، چی شده؟ - !من رو نگاه کن ویسیتاسیون -
!ویسیتاسیون - کمکم کن پسرم -
اینجا چی کار میکنی پسرم؟
... فکر کنم اینجا بود که مادرت فهمید
داریم دور خودمون میچرخیم
یه حس عجیبی دارم انگار قبلا اینا رو پشتسر گذاشتم
... میدونی، هیچوقت به مادرت نگفتم
که همیشه احساس گمشدگی دارم
انگار نه انگار از زمان بچگی توی این خونه بودم
... انگار من اصلا بخشی از
این خانواده نبودم
و حالا داره یه خونه عظیم میسازه
با پول کی؟
ما
No comments yet. Be the first to leave one.