Prvních 200 řádků.
اکنون اخباری به دست ما رسید
ARK مدیر عامل گروه مورد اصابت گلوله قرار گرفت
و به بیمارستان منتقل شد
پلیس بادقت درمورد این موضوع تحقیق میکند
موسی و پلیس درحال تحقیق درباره مظنون هستند
ما بطور مداوم به این اتفاق توجه میکنیم
سه دقیقه پیش
لی یون توی بیمارستان، فوت کرد
اون هم تحت حمایت ما بود
همه دنیا میدونن که
ما مطمئنترین اداره توی دولتیم
من زمان زیادی توی موسی بودم و هیچوقت با چنین شرایطی روبرو نشدم
!خیلی بهم ریختهست
تو
کتتُ دربیار
گفتم کتتُ دربیار
داری چیکار میکنی؟
چرا توی صحنه اسلحه بود؟
چرا توی صحنه اسلحه بود؟
مگه قبلا چک نکردی؟
بیا اینجا
الان ساعت یکِ
سه ساعت پیش کجا رفتی؟
اگه اینجا بودین، این اتفاقا نمیافتاد
رفته بودیم جزیره نان شان
توی جزیره نان شان چیکار میکردین؟
دنبال منگ لیانگ بودیم
قراره از ما چی مینگ مراقبت کنین نه منگ لیانگ
...ولی- دیگه چیزی نگو-
هنوز دارین سعی میکنین روی کارش سرپوش بذارین
از امروز، اون اخراجه
شناسه
توی نان شان
سرنخی پیدا کردین؟
توی نان شان
یه تراشه پیدا کردیم
تحویلش بده
تحویلش بده
جون جی
مایا
بگیرش
شما دوتا
اگه هیچ سرنخ مهمی توی تراشه نبود
فورا از موسی برین
واقعا بدردنخورم
نشستم مرگ همکارامُ دونه دونه نگاه کردم
ولی نتونستم واسه نجاتشون کاری بکنم
چرا جفتتون اینجا نبودین؟
اگه اینجا بودین، این اتفاق نمیافتاد
چرا اینهمه مدت توی نان شان موندین؟
بین کسایی که توی جلسه بودن، شخص مشکوکی بود؟
یه دستیار زن بین همراههای ما چی مینگ عوض شده
اون دستیار توی صحنه بود
قاتل از پشت سرش شلیک کرد
باید پیداش کنیم
میدونی کجاست؟
توی بیمارستانه
باشه، میرم دنبالش
شما دوتا برگردین
آبنبات بخور روحیه بگیری
بخند
حالت خوبه؟ خیلی محکم هُلت داد
بذار ماساژت بدم
چی میشه اگه همین الان اخراجت کنه؟
اون معمولا اخراجم میکنه
نگران نباش همه چی خوبه
بسه دیگه دیگه نشور
هنوز کثیفه
چرا نمیتونم بشورمش؟
چرا نمیتونم بشورمش؟
خاله
خاله، بشین
شما خانم لی هستین؟
تسلیت میگم
تو چِن جیگ وِنی؟
من کاپیتان تیم عملیاتی موسی هستم جو جی شوآن
اومدم تا چندتا سؤال ازت بپرسم
خانم لی
آقای ما، چرا این انفاق افتاد؟
وقتی شنیدم چه اتفاقی واسه آقای لی افتاده ناراحت شدم
ترتیبشُ میدم فورا برگردی چونگ خای
مراقب خودت باش
مراسم خاک سپاریُ بسپار به من نگران نباش
مراقب خودت باش
خانم لیُ برگردونید
باشه
بفرمایید
ممنون
بریم
آقای ما
من کاپیتان تیم عملیاتی موسی هستم جو جی شوآن
چندتا سؤال دارم که از خانم چِن بپرسم
بفرماید
خانم چِن، بدون اطلاع قبلی اومدی باچنگ
اطلاع نداشتم
اولینبار کی فهمیدی قراره بیای باچنگ
یه روز قبل اومدن بهم گفتن
آقای لی ازم خواست جایگزین مدیر وو بشم
هیچکس از قبل بهت اطلاع نداده بود؟
نه
خانم چِن، وقتی تیراندازی شد
نزدیک آقای ما و آقای لی بودی دقیقا چه اتفاقی افتاد؟
میتونی جزئیاتشُ بهم بگی؟
داشتم از دستشویی میومدم بیرون
آقای لی هم از اون طرف اومد
ولی یهویی محافظ
و آقای لی تیر خوردن و افتادن زمین
همه جا خون ریخته بود
اتفاق غیرمعمولی نیوفتاد؟
من شوکه بودم
ولی یادم میاد آقای لی مدام بهم نگاه میکرد
مدام نگام میکرد
مدام نگات میکرد؟
هیچی بهت نگفت؟
آقای لی خونریزی داشت
من با... با دستم زخمشُ فشار میدادم
...میخواست یه چیزی بهم بگه ولی ولی خونریزیش شدید بود
خونریزیش بیشتر شد
!آقای لی
!آقای لی
لباش حرکت میکرد
...انگار داشت میگفت
کافیه. دیگه ازش چیزی نپرس
امروز به اندازه کافی شوکه شده
واست سخت بوده
فورا ترتیبشُ میدم تا شما و خانم لی
با هواپیمای من برگردین چونگ خای
ممنون آقای ما
برو
شما حرفهای هستین
ولی من باید از افرادم محافظت کنم
میدونم
ولی قصد نداشتم واستون سختش کنم
قاتل هنوز توی باچنگِ
نمیتونم هیچ سرنخی که منجر به دستگیریش میشه رو ول کنم
پس امیدوارم متوجه بشین این پرونده تیراندازی چقدر جدیه
معلومه متوجهم
من باید کسی باشم که اونجا دراز کشیده
آقای لی بخار من تیر خورد
من باید خانوادهاشُ آروم کنم
!آقای لی
!آقای لی
حرکت دست
لپ تاپم هک شده
حالا که میخوای وارد بشی بهت اجازه میدم
زود باش بذار ببینم کی هستی
کُد؟
معنیش چیه؟
تو کی هستی؟
این چیه؟
این یه نوع خوشامدگویی بین هکراست
تو واقعا کی هستی؟
این کد معنیش چیه؟
بذار بفرستمش دارک وب
بذار ببینم کدوم متخصص میتونه واسم رمزگشاییش کنه
از این طرف، بفرمایید
بابات حالش خوب نیست
یادت باشه چجوری حرف بزنی
...من
لازم نیست چیزی بگی
لازم نیست توضیح بدی
...تو بهم گفتی
مسئول امنیت این کنفرانس هستی
چیکار میکردی؟
داشتی چیکار میکردی؟
نائب رئیسم، لی یون، جلوی روم مرد
اگه رفته بودم بیرون، کسی که میمرد من بودم
اصلا میدونی مرگ لی یون
چقدر واسه شرکتم دردسر درست کرده؟
و چه تأثیری روی موسی گذاشته؟
اگه آقای لی رئیس بود دارم بهت میگم، کارت تموم بود
دیگه ازپس اینکار برنمیای
واقعا از پسش برنمیای
ببین چی میگم
بخوای کاریُ شروع کنی یا چیزیُ معامله کنی
بودجهاشُ تأمین میکنم
همه این اتفاقها تقصیر من بود
بخاطر کاری که با شرکتت کردم
و همینطور مرگ مدیر ارشد فنیت، لی یون ...من
متأسفم
متأسفی؟
حواست به حرفات هست؟
متأسفی؟
!این زندگی یه نفره
همسرش الان توی بیمارستان کنار جنازهاش وایساده
به حرفام فکر کن
بهشون فکر کن
!بهتره تسلیم بشی
دیر اومدی خونه
واست یکم غذا پختم
غذا نمیخورم میرم دوش بگیرم
الو
الو جون جی، یون خاو چطوره؟
حالش خوبه؟
مود خوبی نداره، ولی حالش خوبه
خوبه پس
همین الان رفتم بیمارستان
با ما چی مینگ و چِن جینگ وِن آشنا شدم
چندتا سؤال ازشون پرسیدم
ولی هیچ سرنخی نتوستم ازش بگیرم
No comments yet. Be the first to leave one.