Tajemství hradu v Karpatech
Prvních 200 řádků.
مـــعـــرفـــی ، انتـــخــاب فـــیـــلـــم و زيــــــرنويـــــــس
MAZDOSHT / مزدُشت
THE MYSTERIOUS CASTLE IN CARPATHIA قصر مرموز در کارپاتیا
بر مبنای داستانی از ژول ورن
فیلمنامه
کارگردان
قلمروی کارپاتیا
دکتر بلوت وُرست حق داشت
این هوا دَواست
نفس عمیق بکشین جناب لرد
عین یه ویالون کوک میشین - حالا کی خواست ویالون باشه -
منو ببخشید - برای فراموش کردن ِ اون گذشته ی وحشتناک -
به خاطرات جدید احتیاج دارم
!عالیه
محلی برای نفرین خون آشام
پرده دوم : آواز تکنفره ی والدمار
نقش ستاره ی من در اپرای درسدِن
یادته؟ - البته که یادمه -
جناب لرد افتادن تو چاله ی جایگاه ارکستر
!خاطرات عجیبیه
این سرزمین وحشی به من الهام میده
این همه تیرکهای پر از توتم
مردمان بدوی فوق العاده
چرا اینهمه چماق به قلعه اشاره میکنن؟
چماق؟ !مجسمه های تاثیرگذار بدوی
مجسمه ای در کار نیست
!نه نیست
!جوونک بیچاره
اون زن کجاست؟
کی؟
اون زن
شاید کمی برندی سرحال بیاردش
!واستا !واستا
!تیراندازی نکن
من کلی بچه دارم این اسبم باید غذا بخوره
از ما نترس ما یه بیمار اینجا داریم
میتونی کمک مون کنی؟ - بله البته -
ولی من پزشک نیستم
من فقط یه معلم محلی هستم تو مسیرم به سمت ورولفزویل
ولی مقصد ما هم همون طرفه
مریض اینجاست
!دختر طفلک
این که یه مَرده - !اونم چه مردی -
ویلیای شکاربان
دلم برای عروس بیچاره ش سوخت دختر شهردارمون
بعدتر در وِروُلفزویل
!ویلیا ! اوه ویلیا
این اتفاق آماده ی افتادن بود
!بازم اطراف ِ قلعه ی شیطانی جاسوسی میکرده !ای آدم فضول
اون آدم فضولی نیست یه پیشخدمت غیرنظامیه
ببرش تو پیاله فروشی
اون نامزدمه
باید تو اتاق خوابم نگهش دارم - ...اگه کسی بو ببره
دست بردار بابا
همه خبر دارن دیگه
!پس بریم دیگه
به خودتون فشار نیارین جناب لرد
کُنت تِلکه فون تولوکو شبو اینجا میگذرونن
من مهمونای رده بالایی داشتم که اینجا خوابیدن
حتی ژنرال باتلای
بعد از جنگ تو بتلدام
ایشون صبح روز بعدش گفت
عین سگ مطمئنم این جنگو می بازم
اما خوابمو از دست ندادم
جمله ی قصار صادر کردن
بازم اون قصر خوش منظره
اون برج مثل انگشتی تهدید آمیز رو به بالا اشاره میکنه
سرامیک ِ اصله
این ظرف حیرت انگیز مانند یه جواهر
محافظت میشد ...اسمش هست گرال
!تاثیر این آب و هوای نیرو بخشه
اضافه کن به صورتحساب
والیا داره هذیان میگه
پزشک پیر نمیتونه بیاد گاو مقدس داره زایمان میکنه
میتونم یه داروی وارداتی پیشنهاد بدم؟
اوه وارداتی؟
صمیمانه تشکر میکنم آقا
این بانوی جوان انتخاب لغات متبحرانه ای دارن
ایشون تحصیلکرده ست
پدر جان اون مدرسه ی مذهبی برای
خانم های مسیحی به زور یه دانشگاه محسوب میشد
اینم داروی اسلواکی
!یه اتفاق واقعا حیرت انگیز
تب همین الان فروکش کرد
خوشحالم اینو میشنوم
این مرد جوان کِی به ما خواهد گفت دلیل حال وخیمش چی بوده؟
شاید صبح - !اگر برای دیدن روشنی روز زنده باشه -
بیماریش جدی نیست
!هیچوقت نمیتونی اینو به اون شیطان ِ تو قلعه بگی
!مزاحم این اقای محترم نشو
تام ، کر و لاله
آزارش به یه مورچه هم نمیرسه
برای دور کردن ارواح شیطانی استخون میفروشه
با نقره رو کف دستش صلیب بکش
اون شکاربان ، تو قلعه بوده؟
نمیتونی فرار کنی بخاطر جن زدگی
کدوم جن زدگی؟
همون چیزای همیشگی
جیغ و فریاد و این چیزا
میگن نورهای عجیبی هست - میگن؟ -
اونا رو با جفت چشمای خودم دیدم
یه تیر آتشین شلیک شد
!بلند مثل برج ناقوس
چرا این محل جن زده ست؟
چرا؟
قلعه ی شیطان
اونجا جن زده ست
ولی چرا؟
خیلی وقت پیشا یه طایفه از شوالیه های غارتگر تو اون قلعه مستقر شدن
تاجرا رو دزدیدن زُوار رو کشتن
شیطان شون اونا رو به دوزخ برد
..شیطان اونا رو
تسخیر کرد
تسخیر اون قلعه دیوانه شون کرد
غیرقابل تحمل بود
شوالیه های غارتگر تصمیم گرفتن از اونجا برن
اونها قلعه رو برای ارواح بجا گذاشتن
و خفاش ها
واقعا یه اقامتگاه محلیه
این قلعه داره دسیسه میچینه
یه بار وقتی سرحال بودم
باید برم سروگوشی آب بدم و اون ارواح شما رو یه اذیتی بکنم
بهتره اول حرفای شکاربان رو بشنوید
درسته ! جناب لرد بهتره اقدامی نکنین
!عجب بیان قوی و صمیمانه ای
!چه لهجه ی فریبایی
حس میکنم از نو متولد شدم
اینها احساسات جدیدی هستن
همون که دکترم اکیدا توصیه کرده
مردمانی باستانی ، خرابه های رمانتیک اشباح و جادو
ممکنه بپرسم جناب لرد در مورد این ترس ها چه فکری میکنن؟
به نظرم فوق العاده هستن
عالی نمیشد اگر اون تیرهای آتشین
واقعا از اون محل شیطانی پرمیگرفتن؟
هرچند متاسفانه
همچین پدیده ی شاعرانه ای به قلمروی افسانه و حکایات تعلق داره
متاسفانه
ارباب بیچاره ی من هیچوقت اون زنو از یاد نمیبره
!ویلیا ! عشق من بهم بگو چه اتفاقی افتاد؟
نمیدونم
چطور نمیدونی؟
..رسیدم به قلعه و بعدش
بعدش چی؟
بعدش .. هیچی یادم نیست
یه مورد معمول از فراموشیه
فقدان خاطره بعد از یه تجربه ی مخرب
باز اون دارودسته ی غارتگرا هستن که به این حقه ها مربوط میشن
اما شجاعت اونا همیشه زبانزد بوده اونا شوالیه های گرتز ( شهری در ایتالیا)
نشان خانوادگی شون ریش بریده ی یک سلطان رو نشون میداد
گرتز؟
بله گرتزهای گرتزنی صاحبان قلعه
رابرت گرتز؟
...پس شاید اون زن
!اینقدر شل و ول نخون
یه کارمند دولت فقط باید سرود ملی بخونه
VILLIA RECO VERED ویلیا رکو وِرد
رابرت گرتز ناپدید شد
اینجا میتونسته محل اختفاش باشه
باورنکردنیه من اومدم اینجا تا فراموش کنم
!و ناگهان شکوفه های تازه ی امید در افق
اگه اون مردک دیوانه اینجا باشه
یعنی اون زن برخلاف میلش اینجاست صد البته
ولی جناب لرد به نظرم این خرابه باید غیرمسکونی باشه
این معروفترین آهنگ اونه
تو باید یه هنرمند باشی
میتونم بگم چون این آهنگ رو میشناسم
ولی تو از کجا بلدی؟
واقعا نمی دونم
چرا میدونی
تو این آهنگو درست همونجوری میزنی که اون میخوند
هنوزم میتونم صدای فرشته مانندش رو بشنوم
خودشم به زیبایی یه فرشته بود
کی؟
دایه ی وزیر جنگلداری دایه ی منم بود
شیر از آب غلیظ تره ما برادر شیری شدیم
این میتونه برای تازه کردن خاطراتت موضوع خوبی باشه
خب چه اتفاقی افتاد؟
داره یادم میاد
من اومدم به قلعه ی شیطان
و نگاه کردم
اما اینکه بعدش چی شد واقعا نمی دونم
توضیحت واضح و روشنه !خود اون زنه ست
باید ببینمش - منم همینطور -
حالا متوجه شدم
نمیتونستی اجازه بدی نامزدت بفهمه چطور از خود بیخود شدی
فقط با یه نظر به اون زیبایی الهی
اون جهنمو نصیبم کرد این بود کاری که کرد
گوش کن مرد جوان
اون موجود خداگونه خواننده ای با شهرت جهانیه
اما پیش از هرچیز اون نامزد منه
تبریک عرض میکنم جناب لرد تبریک پیش پیش -
اون توسط یه هیولای پولدار ولی دیوانه اینجا زندانی شده
!دود مقدس و گلوله تیر
!ما باید سریعا اقدام کنیم
تو پسر اصیل ِ این قله های باشکوهی
با من میای؟- بله -
جناب لرد بیشتر بهش فکر کنید
همین الانم فکرامو کردم
تو برگرد به ورولفزویل همین الان
از رفتن مون به قلعه یه کلمه هم به اون بزدل ها چیزی نمیگی
No comments yet. Be the first to leave one.