Prvních 171 řádků.
« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co
« متـــرجم: مهران موذنی » Mehran_EC
توی لنگرگاه چه کار داریم؟- حالا میبینی-
بگو ببینم لیوانی، تا حالا شده دلت بخواد یه دزد دریایی باشی؟
خودت خوب میدونی که بله
خب، چیزی نمونده که همه رویاهای ماجراجویانت به واقعیت تبدیل بشن
چون قراره یه ماجراجویی !توی آبهای آزاد داشته باشیم
ما قدر یه سر سوزن هم از سفر دریایی نمیدونیم
ممکنه بمیریم
،دوست دماغ آبی من !واسه همینه که بهش میگن ماجراجویی
!وای تافی سیبم
!ماجراجویـــی
وایستا
نمیشه که همینجوری از کشتی یکی بالا بری
اول باید اجازه بگیری
اینی که میگی فقط مال وقتیه که رنگ کشتی قرمز باشه
این کشتیه هم قرمزه
.حرفم که تموم نشده بود !قرمزِ متمایل به بنفشِ متمایل به نارنجی باشه
قرمزِ متمایل به بنفشِ متمایل به نارنجی !که اصلا رنگ نیست
پس مشکلی نیست
من قبول نمیکنم که بدون اجازه سوار بشم
هرطور میلته
!وای، چقدر خفن
!مرد لیوانی، باید این رو ببینی
!بدون اجازه نـــــه
!وای اینجا رو باش !باورم نمیشه
!و یکی از اینها !همیشه یکی از اینها میخواستم
...یا امامزاده بیژن، این
!مرد لیوانی، داره از دستت میرهها
میتونی همین الان !یه ماجراجویی توی آبهای آزاد داشته باشی
به نظرت خودم دلم نمیخواد؟ !باید اجازه بگیرم
خب پس، اجازه میدم که بیای سوار شی
!هورا
!وای
پس دزدهای دریایی کجان؟
به گمونم گذاشتن رفتن
و همه وسایلشون رو هم جا گذاشتن
!ببین چی پیدا کــــردم
!بگیرش
!من میرم دیدهبانی
.نخیر !من میرم
اقیانوس رو باش
حس یه دزد دریایی واقعی رو به آدم میده
ساحل هی کوچیکتر میشه
.اوه آره و اقیانوس هی بزرگتر میشه
.وای !من توی دریاییـــــم
!دریا
.من که یه دزد دریایی واقعی نیستم من یه دزد دریایی قلابیم
حالا این شد یه ماجراجویی توی آبهای آزاد
!لنگر رو بکشید !متمایل به راست
آماده واسه گذاشتن تخته به عرشه !یه کشتی دیگه
کی جرات کرده دزدکی سوار کشتی کاپیتان ریشنمکی بشه؟
!هورا
!یه دزد دریایی واقعیِ واقعی
!تو میتونی ما رو ببری به یه ماجراجویی توی آبهای آزاد- !ماجراجویی؟ میریم خونه
!عمرا بابا! ماجراجویی توی آبهای آزاد- !خونه-
!ماجراجویی- !خونه-
!ماجراجویی- !خونه-
!ماجراجویی- !خونه-
!ماجراجویی- !خونه-
!ماجراجویی- !خونه-
!ماجراجویی- !خونه-
!ماجراجویی- !خونه-
!ماجراجویی- !خونه-
!قراره بکشمون
ببین جناب، ما فقط دنبال یه ماجراجویی توی آبهای آزاد بودیم، همین
فکر این بود
جای جیغ و داد کردن، یکم بو بکشین
!جیغ و داد !بو بکشین
بوش رو گرفتین؟
ترس؟
دل و روده ماهی؟
!نه
...منظورم عطر تندِ
!عشقه
عشق؟
به زودی قراره با دوستدخترم تجدید دیدار کنم
و این بار قراره همیشگی باشه
چی توی اون جعبهست، جناب؟
نخیرم
کارت درستهها
!خفه شو
خب، به نظر شما دوتا حسابی نقشه تجدید دیدار رو ریختین
،پس اگه بیاریمون پایین رفع زحمت میکنیم
تا وقتی دل دوستدخترم رو دوباره به دست نیاوردم، برنمیگردیم
!فهمیدم ما کمکت میکنیم که دل دوستدخترت رو به دست بیاری
و تو ما رو میبری به یه ماجراجویی توی آبهای آزاد
.نه منظورش این بود که میبریمون خونه
!ماجراجویی- !خونه-
!ماجراجویی- !خونه-
!ماجراجویی- !خونه-
،اگه کمکم کنین که دلش رو دوباره به دست بیارم تا ابد مدیونتون میمونم
،اما بذارین باهاتون صادق باشم شانس زنده موندمون تقریبا هیچه
و احتمالا غرق بشیم
خوشم اومد
1پایهایم
کلهفنجونی، خل شدی؟
!جیغ و داد !کلهفنجونی خل شده
!آمادهی ماجراجویی توی آّبهای آزاد بشین
میشه یه دونه ماجراجویی متوسط توی آبهای آزاد داشته باشیم؟
!همچین چیزی وجود نداره
فکر میکردم کمتر از این کشتیهای شکسته ببینیم
ریشنمکی، الان کجاییم؟
جایی که اون زندگی میکنه
دوستدخترت روی کشتیهای شکسته دزدهای دریایی زندگی میکنه؟
.نخیر توی کشتیهای شکسته دزدهای دریایی، عیش و نوش میکنه
خودش توی اون پناهگاه ساحلی عجیب غریب زندگی میکنه
میشه یه لحظه برگردیم به همون کشتیهای شکسته دزدهای دریایی؟
آره، قربانیهایی که جرات کردن پا پیش بذارن
به نظر میتونستی به این نکته مهم، زودتر اشاره کنی
!مرگ قطعی
نمکی؟
قضیه این مجسمههای درحال جیغ و داد چیه؟
.اینها که مجسمه نیستن دزد دریایین
که وقتی به چشمهای هیولای مخوف دریا نگاه کردن، تبدیل به سنگ شدن
هیولای مخوف دریا؟
این اولین باریه که راجع به هیولای مخوف دریا میشنوم
نخیر. از همون اول بهتون گفتم که داریم میریم عشقم رو پیدا کنیم
تا عاشق هیولای مخوف دریایی؟
ایو. خواهشا پای این چیزها رو به ماجراجویی توی آبهای آزاد من باز نکن، باشه؟
!زبونت رو گاز بگیر وگرنه شمشیرم واست گازش میگیره
.هم خودت میتونی گازش بگیری و هم من اما در هر صورت قراره گاز گرفته بشه
!اونجا رو
!این یعنی همین نزدیکیهاست
شیرینم
حالا من رو ببخشید پسرها
ولی این موضوع بین یک مرد و زنیه که عاشقشه
!کالا ماریا !ســـلام
!این پایینم
!منم، ریشنمکی
.باید از اینجا بزنیم بیرون، نمکی !بریم
!دستت رو بکش
من هیچوقت بیخیال عشق نمیشم
!عشقت میخواد بکشت
روابط مجموعههایی هستن متشکل از فرازها و نشیبها
!حالا بکشین کنار
...شیرینم، من بهت
یه یادبود از عشقم میدم
.یه نماد از دلدادگی شدیدم ...از علاقه فناناپذیرم
.خیلی حرف میزنی ...عمیقترین-
.خیلی خب، ماجراجویی توی آبهای آزاد تمومه !بیا از اینجا بریم
!موافقم
!هـــی
نمیشه که همینجوری بذاریم بریم، کلهفنجونی
به نمکی قول دادیم کمکش کنیم
حالا نقشهت چیه؟
یه هیولای مخوف دریایی رو راضی کنی که یه سنگ گنده عاشقشه؟
خل شدی؟
شاید. اما یه قولی دادم و قراره این شیرینیها رو تحویل بدم
اگه بری اونجا، دیگه هیچوقت کتری پیر یا کلبه رو نمیبینی
قراره کلی کتری پیر و کلبه رو ببینیم
خب، خودتی و خودت، رفیق
!یه چیزی بگو که جدید باشه
.باشه بابا کمکت میکنم
.باشه! تو از سرش بگیر من هم از پاهاش میگیرم
!وای اینجا رو یه ستاره دریایی
!پاهاشش رو شکوندی
همیشه چسب هم هست
به خوبی اولش شد
.خب، الان دیگه یه تیکه سنگه اینجوری نیست که بخواد ازشون استفاده کنه
در واقع شاید الان وقت خوبی باشه که بخوایم بکشیم کنار
.اصلا و ابدا نمیشه که بذاریم بریم، کلهفنجونی
ما مسئولیت داریم
عالیه
اگه کارمون به جایی کشید که یا خورده شدیم یا تبدیل شدیم به سنگ، جفتمون خوبمیدونیم که تقصیر کیه
ببین، تو اونی هستی که یه ماجراجویی توی آبهای آزاد میخواستی
الان اصلا هم وقت بازیِ دنبال مقصر گشتن، نیست
!تو خودت شروعش کردی
!واسه بازی کردنش، دو نفر لازمه
!آره، و تو شروعش کردی
...آخه کی اهمیت میده که
No comments yet. Be the first to leave one.