Prvních 189 řádků.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
نگاهش کن
نگاهش کن جدی
توسط هیلما آف کلینت در سال 1914 کشیده شده
میخواسته حس تناقض رو برانگیخته کنه
بعضیها میگن خط عمود بوم نقاشی رو تقسیم میکنه
نماد این هست که نیروهای مخالف با هم تلاقی میکنن
اتحاد لازم برای خلقت
دوگانگی روشنایی و تاریکی
مردانگی و زنانگی، زنگی و مرگ
و میدونی، هر چقدر هم انتزاعی به نظر برسه
این در واقع یک تصویر از قو هست
ولی چی میبینی؟ چی حس میکنی؟
وقتی رئیسم این کار رو میبینه حس حسادت میکنه
چون یه حرومزاده خوششانس تو حراجی ساتبی
با قیمتی که نمیتونی تصورش کنی فروختش
ولی من، وقتی میبینمش
حسش قابل توصیف کردن نیست
...وقتی میبینمش، حس میکنم
در مورد چی حرف میزنی؟
چیه؟ - داره در مورد نقاشی صحبت میکنه -
دارم با جفتتون در مورد نقاشی حرف میزنم
عاشقشم، عاشق رنگ قرمزم - هوم -
عالیه - قرمزش قشنگه -
قرمز، ها؟ میدونی من وقتی نگاهش میکنم چه حسی دارم؟
حس میکنم تو اینجا زندگی نمیکنی
پس یکم عجیبه
که روی دیوارمون نقاشی آویزون میکنی
اوهوم - میدونی؟ -
میفهمم چی میگی، ولی چون من اینجا میخوابم
گفتم یکم فرهنگ به این خونه بیارم
فرهنگ؟ اون یه دایرهست - رانی، قشنگه -
قشنگ نیست و نگرانم
که خواهرت داره تلاش میکنه رسما نقل مکان کنه اینجا
ببین، منم دقیقا دارم همین رو میگم
چه حس نابی با این نقاشی داری
ممنون که نظرتون رو گفتین - امروز روز مهمی برای آنا هست، خب؟ -
یکی از اون مزایدههای بزرگ رو دارن انجام میدن
خیلی خب، امیدوارم بتونی این شکلهات رو بفروشی
اون شکلها رانی، میلیونها دلار ارزش دارن
دهها میلیون دلار در واقع
و امروز، یه سری کلکسیوندار خصوصی آثار هنری
از تمام دنیا قراره اونجا باشن
و من قراره اون وسط بین همهشون باشم
خیلی عالیه، چیزی هم گیر خودت میاد؟
چون اینجوری معرکهست
نه، گیرم نمیاد، چون فقط دلالها کمیسیون میگیرن
که بخاطر همین من روی مبل تاشو شما میخوابم
ولی اگه بخوام تو یه گالری هنری خوب کار کنم
باید یه توصیه نامه خوب داشته باشم
و هیچ توصیهنامهای
بهتر از کلیر دوپانت نیست، باور کن
هوم
فکر نکنم متوجه باشید من چقدر شانس آوردم
که تونستم تو برنامه آموزشی اروین باشم
فکر نکنم متوجه باشی چقدر خوش شانس بودی
که داری تو این خونه زندگی میکنی - رانی -
چیه؟ اون میتونه اینجا بمونه ولی من نمیتونم سگ بیارم؟
سگ که نیست، خواهرمه خیلی فرق داره
آره، میتونی جلو سگ سکس کنی
نمیتونی جلو سگ سکس کنی، دهنت رو ببند
سه ماه شده ...تخمهام شدن شبیه
تخمهات چیزیشون نیست
آنا گوش کن، اصلا دوست ندارم باهاش موافقت کنم
ولی یکم درست میگه
باید یه نقشه برنامه ریزی کنیم
چون حس میکنم اصلا اینجوری نمیشه ادامه داد
میدونم چی میگی، فقط اینکه میدونی، نیویورک گرونه
و حساب بانکیمم خالیه
به زودی از اینجا میرم - آره -
داشتیم صحبت میکردیم، شاید ایده خوبی باشه
که به فلوریدا برگردی و عضو نیرو دریایی بشی
رانی، دوباره نه - من برنمیگردم به فلوریدا -
عالیه، میتونی سفر کنی بیمه دندونپزشکی دارن، مستقل
حتی بهت پول میدن که برگردی به دانشگاه
من دانشگاه رفتم، اونم دو بار
کارشناسی ارشد تاریخ هنر دارم
و ارشد فیلمهای کونگفو دارم
ولی پول قبضهارو که نمیده - کدوم قبض؟ -
آپارتمانت از سال 1957
که مادربزرگت اومده اینجا کنترل اجارهبها شده
مامانبزرگم اینجا مرده مامانم هم اینجا مرده
و اگه خدا بخواد، من و خواهرت هم همینجا میمیریم
میدونی کی قرار نیست اینجا بمیره؟ تو
چون خونه تو نیست
خونه ماعه - اوه عزیزم -
اوه عزیزم؟ شنیدی چی گفت؟
خیلی رمانتیک بود مرد رمانتیکیه
یا خدا
محض اطلاعتون
مدرک تاریخ هنر خیلی به درد بخوره
به درد بخور؟ برای چی؟ تو روی مبل میخوابی
اول از همه، مبل نیست مبل تا شو هست
اینم خونه نیست یه اتاقه
و این دایره نیست یه قو عه
ای خدا
تو قو میبینی؟
نه، قو نمیبینم - خداروشکر -
آنا، خیلی خیلی خوشگل شدی
خیلی خیلی خوب شدی - میدونم، میدونم، میدونم -
امروز روزشه ایمی روز مزایدهست
وقتش رسیده متوجه ما بشن
...وقتش رسیده
چیه؟
به چی نگاه میکنی؟ - خوب نیست -
اون پشت چیه، چیه؟
چیزی نیست، خب، خب؟
برای یه کمالگرا جامعهستیز کار نمیکنیم که
خدایا - درست میشه -
درست میشه
صبح بخیر همگی
اوهوم، روز مزایده
مشتریهای اروین یکم دیگه از در وارد میشن
و میلیونها دلار روی کالکشنی که
پیدا کردم، گلچین کردم و زیر این سقف جمعش کردم هزینه میکنن
وقتی وارد شن
اجازه نمیدم چیزی به جز کمال ببینن
که شامل ظاهرتون هم میشه
تو، تو، تو
برید بخش خدمات، همین الان برید قایم شید تا کسی شمارو ندیده
بقیهتون هم داخل اتاق مزایده
بریم سرکار - بله -
صبر کن
تو، اسمت چیه؟
من؟ آنا، آنا سانتوس
اون لکه روغن بزرگ چیه پشت پیرهنت؟
چیزی نیست
یعنی داری میگی من توهم زدم؟
نه، نه، متاسفم
حتما تو مترو اینجوری شده
تو کدوم بخش هستی؟
تازه کارم تو فهرستنویسی تموم شده
و اومدم تو بخش مزایده
پس الان رئیس جدیدم هستید
ببینیم چقدر دووم میاره
تو، دختر کوتاه عجیب کتت رو بهش بده
اون لکه حسابی حالم رو گرفته بپوشونش
حتما
بفرما
چرا باید این رو دائم بزنی روی بدنت؟
عاشق هنرم - کتش رو بهش پس بده -
شما دوتا مسئول یه چیزی میشید
که کمتر تو دید باشید
خیلی خب، بریم شنیدید چی گفت
امروز قرار بود اولین روزم اون داخل باشه
بیهمتا بشم
آیندهام رو شکل بدم و اسم و رسم در کنم
لعنتی
ببخشید، کاتالوگ؟ روز خوبی داشته باشید
اگه چیزی لازم داشتید بهمون بگید
خیلی ناراحت کنندهست کلیر درست میگه
نمیتونست با خوش خیالی
اجازه بده با هر چیزی سر تا پات هست بری داخل
بیخیال سوزت، سر تا پام؟
یه لکه خیلی کوچیکه هیچکس حتی متوجهش هم نمیشه
فقط دهنت رو ببند و چشمهات رو باز کن
البته مطمئنم جفتتون عادت دارید خلافش رو انجام بدید
خدافظ - ...اون الان -
آره، الان گفت که جفتمون به درد نمیخوریم
برگردید پشت میزهاتون
قرار نیست برای مزایده بمونیم؟
آره، میمونید ...فقط برید
خوش اومدید خانمها و آقایون - برگردید پشت میزهاتون -
متوجه نمیشم چطور میشه یه هنرمند محترم شد
و بازم به زندگی ادامه داد، میدونی؟
نمیدونم چطوری قراره یه گالری هنری رو شروع کنم
کوچیکترین جایی که دیدم ده هزارتا در ماه در میاد
و هیچ اسم و رسمی
به جز شخصیت خوبت
و یه بقچه پر از آرزو نداری دوست من
برام سواله کلیر هم فقیر بوده یا نه
اجازه نده لهجهاش گولت بزنه
شنیدک اهل مینهتوکا از مینهسوتاست
صبر کن، چی شد؟ - میدونم، خیلی عجیبه -
نه؟
به هر حال، اگه همه هنرمندهای خوب مردن و داخل موزه هستن
اون موقع من چی میشم؟
صبر کن، من یه روحم؟ - ایمی -
نگاه کن
آماریلو با رنگ آکریلیکه
اینجا نوشته روغن روی چوب ولی باید مینوشت آکریلیک روی چوب
مطمئنی؟ - تابلو کارمن هرراعه -
میدونم در مورد چی دارم صحبت میکنم
به نظرم باید برم داخل کلیر باید از این موضوع خبردار بشه
حس میکنم داری تلاش میکنی وارد جایی بشی
که مستقیم بهت گفتن نری
میخوام همین کارو کنم
به نظرم نباید بری - میرم -
به نظرم ایده خیلی بدیه - من میرم داخل -
No comments yet. Be the first to leave one.