Prvních 200 řádků.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
.حدود 60 سانت سمت چپ خط هستی
چقدر مونده؟
.فقط حدود 91 متر
!لعنتی
!آه
.عجله کار شیطونه
!لعنتی
!آه
!اوه خدایا! وایسا
.اوه... هی
هی! هی، مرد، خوبی؟
این چه کوفتیه؟
« رامنشده »
چرا اسب سواری میکنن؟
.اسبها از ماشین ساکتترن
پس میتونن با حیوونهایی که میکشن دزدکی از اینجا برن؟
.آره
.و تیر و کمون از تفنگ ساکتتره
،خرس رو اینجا بار زدن .به سمت جنوب غربی رفتن
احتمالا ماشینهاشون رو .بیرون پارک گذاشتن
.شاید هم تریلر اسب
چطور میتونیم بگیریمشون؟
.نمیتونیم
.الان خیلی دور شدن
.خیلی بین ما و اونها فاصله افتاده
خب... پس میتونیم بریم دریاچه؟
تا از اون اسکله چوبی قدیمی بپری؟
.دیگه کاری اینجا نداریم
.ترنر صحبت میکنه
.آره، دارم میام همون طرف
.متاسفم
.باید یه روز دیگه بریم دریاچه
شرط میبندی تا این کار تموم بشه سه نفرمونو برق بگیره؟
اینجا هوا خیلی سریع عوض میشه، نه؟
.هیچوقت بدون ژاکت از پاسگاه بیرون نرو
مهم نیست چقدر آسمون .صاف به نظر برسه
.یا خدا، گری کوپر از راه رسید
.سوار اسبه
.آره
به مامور ویژه و.خ.ت ما، ترنر
یه زاویه بهتر میده که از بالا به .ما جنگلبانهای بدبخت نگاه کنه
و.خ.ت؟
،واحد خدمات تحقیقاتی .ما زیر نظر اونیم
،آروم باش، وایزمن، همهمونو قاطی نکن تو و اسپری خرست فقط اینجایی
چون گشتی واسه دخترهای .پیشاهنگ پیدا نکردی ببری
.من رفتم
.با میلچ خوش بگذره
شرط میبندی چقدر طول میکشه تا یه ایرادی ازمون بگیره و اذیتمون کنه؟
...سلام، آه
جنسیت زن، تخمین میزنیم اوایل .دهه بیست سالگیش باشه
،شاید تصادف بوده، یا خودشو پرت کرده .فکر میکنیم تنها بوده
با این زمینی که شخم .خورده، الان سخته فهمیدنش
هفده ثانیه - مجبور شدیم کوهنوردها رو از صخره بیاریم پایین -
یکم اوضاع از کنترل خارج شد - تو کی هستی؟ -
نایا واسکز، چند هفتهست که .با بخش پارک کار میکنم
قربانی رو میشناسن؟ - ...از دیدنتون -
...آه
.نه، میگن فقط یهو از بالا افتاد روشون
صدایی... آه، چیزی از بالا نشنیدید؟ صدایی چیزی؟
.همین سوالو ازشون پرسیدم، گفتن نه
،یهو سرمو آوردم بالا دیدم اونجاست .رو طناب، قبل اینکه بتونم تکون بخورم
بجز اون کسی رو دیدید؟
چرا از من یا وازکز نمیپرسی؟
بجز اون کسی رو دیدن، میلچ؟
.نه
.نه، کسی رو ندیدن
مطمئن بشید کسی سمت .بقایای جسد روی زمین نره
.چیزی اونجا نیست که سمتش بره
.تروخدا این یارو رو ببین
.رعد و برق شروع شد
خیلی بیشتر از چیزی بود که هلیکوپتر .یا تیم جستجو و نجات میخواستن ریسک کنن
.رفتن اون پایین هیچ منطقی نداره، ترنر
...هوا که صاف بشه
.صبح تیم نجات میتونه برسه بهش
.پرندهها میخورنش
.بارون، ممکنه طنابها ول بشن
تا بیوفته دیگه، بهرحال این بخشی از نقشهاش بوده، یادت که هست؟
اون بهت نقشهاش رو گفت، میلچ؟
اینجور چیزها کار رو سختتر .از چیزی که هست میکنه
.رعد و برق داره نزدیک میشه
دلم نمیخواد امروز منم .رو این کوه بمیرم
.آمادهایم
همه اینها از یه سقوط 60 متری؟
.نه، این نه
شاید شیر حمله کرده، یا کایوت؟
.اون چوب صنوبر سیاه تو دستشه
.از اینها اینجا تو قله کوه نیست
.اون مدتی بوده که داشته میدویده
.بدون کفش
بیست دلار شرط میبندم که اونقدر نشئه بوده
.که نمیدونسته کفش، جوراب یا اسکیت یخی پاش نیست
برات آشنا نمیزنه؟ از یه جایی تو پارک؟
.چهرهاش برام آشنا نیست
حدس میزنم لازم نیست همه ما رو زمین ارزشمندت راه بریم، درسته؟
.آره، خیلیخب، دارم میام
.جراحات وضعیت درهمی دارن
با سقوط با این سرعت، سخته .که جراحات قبل و بعد از حادثه رو از هم جدا کرد
همه اینها تقریبا چیزهای .روتینه، کاپیتان ساتر
...ولی خب این یکی
.مشخصه که مال قبل از سقوطه
.اگه بخوام حدس بزنم، دندون سگه
،شعاع جای گاز برای شیر خیلی کوچیکه، پس
.به احتمال زیاد کایوت یا سگه
.و همهاش به خاطر دفاع از خودش بوده
.آره، بعدش هم این هست
.به نظر طلا میاد
.اگه طلا باشه، خالکوبی گرون قیمتیه
.اوهوم
.شاید اینطوری بشه هویتشو تشخیص داد
منتظر میمونم چند تا پدر مادر پولدار بگن
دختر کوچولوی تازه بالغشون .چند روزه از کارت بانکیش استفاده نکرده
نتایج آزمایشگاه رو به محض اینکه .حاضر بشن، بهت میرسونم
.فکر کنم یه جاهایی دیدمش
.شاید کارمند پارک باشه
.ولی چیزی اینجا نیست که ربطی داشته باشه
با کفشهایی که سایز پاش نبودن .خیلی پیادهروی کرده
.حدس میزنم کایوتها کفشاش رو بردن
نه، اون اتفاق خیلی قبل از .رسیدن به قله کوه افتاد
هیچ رد حیوونی .نزدیک بالای مسیر نیست
،از هرچی که داشته فرار میکرده .مدت زیادی بوده که داشته میدویده
.چه حیف
...کایل
،این جریان هرچی که هست .یه لطفی به دوست قدیمیت بکن
.سعی کن با جنگلبانهام مهربونتر رفتار کنی
...اگه میلچ دوباره ازم گله کرده - میلچ از همه چیز گله میکنه -
.اگه از تو نباشه، از یکی دیگهست
.ولی بیشتر از توئه
.و فقط میلچ نیست
...یه جوری شدی که انگار
انگار بقیه دارن سعی میکنن .اکسیژنت رو بدزدن یا همچین چیزی
خب، بهشون بگو .اینقدر نزدیکم نباشن، پاول
خب، شاید اینجوری بوی .بوربون رو از دهنت حس نکنن
.بیخیال، گوش کن
،اگه یکم لغزش داری
باهام حرف بزن، باشه؟
.قبل از اینکه بیوفتی، نه بعدش
.کل ماجرا همینه دیگه
آقایون، نظرتون درباره کسی که پریده چیه؟
.لارنس، آه، هنوز مطمئن نیستیم
.آه، منتظر جواب یه سری آزمایشیم
،آره، احتیاط شرط عقله
.نمیشه که همینجوری یه تصوری به مردم داد
متاسفانه، بقیه دنیا .طبق یه سری قوانین دیگه عمل میکنن
،حس میکنم به عنوان سرپرست پارک
باید بدونم یه نفر بخاطر حمله حیوونها مرده
.قبل از اینکه تو اینترنت بخونمش
ما هنوز دقیقا مطمئن نیستیم .که این اتفاق افتاده
،باید همونی باشه که اتفاق افتاده، پاول .همین الان خوندمش
نمیشه جلو مردم رو گرفت .که هر چیزی رو توی اینترنت ننویسن
.پارک باید پر از بازدیدکننده باشه
.و بیشترشون هم زود نمیترسن
میخونن یه نفر ،از بالای صخره پریده
بازهم به رانندگیشون ادامه میدن
چون میدونن اونقدر احمق نیستن .که همون اشتباه رو تکرار کنن
ولی اگه بشنون زنها رو ،یه دسته از حیوونهای وحشی تعقیب میکنن
.دور میزنن و میرن دیزنیلند
.خیلی از چکهای حقوق دیگه پاس نمیشه
.من برای پارکت کار نمیکنم
چطوری ممکنه اینو فراموش کنم، مامور ترنر؟
ولی هنوز روی کسایی که .براشون کار میکنی یه نفوذی دارم
لارنس، و.خ.ت فقط وقتی وارد عمل میشه ،که جرمی اتفاق افتاده باشه
.و ما هیچ مدرکی نداریم
،قبلا هم حمله حیوونها رو داشتیم .دختره لغزیده یا پریده
.این رو قبلا هم دیده بودیم
،این اولین دوندگیای هست که من یادم میاد
.به همراه ماجرای ساندرسون
وکیله داره کفرم رو در میاره که تو ،با کاراگاهش تماس نمیگیری
.همون خانم آوالوس
ساندرسون، اصلا چه دلیلی داره دوباره پرونده یه مردی رو باز کنیم
که شش سال پیش تو پارک گم شده؟
.مثل همیشه، دلیلش پوله
وکیله ادعا میکنه اطلاعات ،جدیدی برای گفتن داره
.ولی مامور ترنر وقت نمیکنه باهاش حرف بزنه
گوش کن، ما تقریبا یک میلیون .هکتار زمین طبیعتوحش تو این پارک داریم
.هر سال صد نفر توش گم میشن
مطمئن نیستم که این باید .اولین جمله بیانیهمون باشه
بهش بگو نمیشه کلمه "طبیعیتوحش" رو .بدون "وحش" نوشت
ممنون، مامور ویژه !باید بزنیمش پشت ماشین
« نمیشه کلمه "طبیعیتوحش" رو بدون "وحش" نوشت »
!زیرکانه بود
،شمارتو میدم به کاراگاه !میذارم خودت بهش بگی
.لطفا بگو موضوع مهمیه
بچهها خوابن؟ - آره -
.ساعت 2:30 بامداده، کایل
.کل شهر خوابیده
.پنجشنبه یه بارش شهابی داریم
.بزرگترین بارش چند سال اخیره
.میگن دقیقهای هفتاد تا شهاب رد میشه
.آره، یعنی کلی آرزو میشه کرد
داری مشروب میخوری؟
فقط داشتم فکر میکردم که چطور قبلا ،همهمون با یه پتو جمع میشدیم
.با هم، برای دیدن برنامه
یادت هست؟
فقط خواستم بهتون خبر بدم .اگه خواستید ببینیدش
.برو بخواب، کایل
...برای کسی ،که تو یه پارک ملی کار میکنه
فکر میکنی یه کم بیشتر درک .و فهم مرزها رو داشته باشه
.باهاش حرف میزنم
.بهش میگم دیگه از این کارها نکنه
No comments yet. Be the first to leave one.