Urusei Yatsura (Lum / the Invader Girl)

Urusei Yatsura (Lum / the Invader Girl)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Urusei Yatsura (2022) - 20 [AioFilm com]
Urusei Yatsura 2022 S01E20 AioFilm com
Lum the Invader Girl S01E20 AioFilm com
Urusei Yatsura S01E20 AioFilm com
Komentář od AioFilm
🔷 Samoulo Sama آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tagy

TS
Zveřejněno: 2023-03-03
Stažení: 4
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

Samoulo Sama

آیوفیلم تقدیم میکند

یعنی اون کیه افتاده روی زمین ؟

هی ! مشکلی پیش اومده ؟

! ا-اون مُرده

! این دیگه چه کوفتیه

گرفتار دام عشقت شدم و حالا دیگه دیوونتم

اوروسی یاتسورا

عشقم نذار دیگه چشمات بهم زل بزنه ، چون جوابم منفیه

درد ، درد ، این تنها چیزیه که از عشقت برام باقی می مونه

ولی با اینحال قلبم از عشقت در حال تکان خوردنه

از تنهایی متنفرم ، دلم فقط یه نوازش ساده میخواد

بودن با تو برام کافیه ، باعث میشه احساس خوبی داشته باشم

نظرات منفی دیگران اصلاً برام مهم نیست

به قول معروف عشق کوره

من هیچوقت همچین حسی نداشتم

نمیدونم این حسادته ؟ یا بدبختی ؟ اما توی این داستان

من پر از احساساتم

پس ، می خوام اونارو بصورت کلمات باهات در میون بذارم

گرفتار دام عشقت شدم و حالا دیگه دیوونتم

عشقم نذار دیگه چشمات بهم زل بزنه ، چون جوابم منفیه

درد ، درد ، این تنها چیزیه که از عشقت برام باقی می مونه

تو همیشه برام استرس زایی

تو یه متقلبی ، ولی من توی رویای تو غرق شدم

قبل از تو عشق برام واقعیت نداشت ولی حالا

گرفتار دام عشقت شدم و دیگه دیوونتم

و قلبم از عشقت در حال تکون خوردنه

لا لا لا لا لا

چون بدون تو ، دیگه نمیتونم زندگی کنم

لا لا لا لا لا

تنهایی یه بیماریه

لا لا لا لا لا

من دیگه مثل یه آدم کورم ، پس بهت نیاز دارم

پس از حالا و برای همیشه ، من میخوام دیوونت باشم

قسمت 20

چی ؟ بنتن گم شده !؟

آره ظاهراً چند روزه که به خونه اش نرفته

فکر کردم شاید به دیدن تو اومده باشه

نه ، اخیراً اصلاً ندیدمش

اگه بنتن رو دیدی ، بهش بگو باهام تماس بگیره ، باشه ؟

یه چیزی براش دارم

! باشه- حتماً

تا اونجایی که یادم میاد ، آخرین باری که بهش زنگ زدم جوابمو نداد

نگرانم ، نکنه اتفاقی براش افتاده باشه

سلام

ب-بنتن ؟

حمومتون خیلی عالی بود

اوه پسر ، این اواخر خیلی سرم شلوغ بوده

اصلاً وقت تمیز کاری و حموم کردن نداشتم

واقعاً سرم شلوغ بوده ، ها

چرا چند وقته نمیری خونه تون ؟

...راستش... در حال گشتن دنبال چیزیم

دنبال چی ؟

نکنه چیزی گم کردی ؟

این

زنجیرت ؟

اونی که همیشه میپوشی ؟

آره

ای وای ، زنجیرت ؟

چه اتفاقی براش افتاده ؟

...خب ، من خودمم واقعاً نمیدونم

حدود یه هفته پیش اتفاق افتاد

توی جنگل قارچ صورتی بودم که دیدم یه نفر روی زمین افتاده

...پس رفتم تا بررسیش کنم

! ا-اون مُرده

مدتی بعد از خواب بیدار شدم

هان ؟ یعنی اون کجا رفته

وای نه ! نیستش

! زنجیرم گم شده

بعدش ، هرچی گشتم اون دختر و زنجیرمو هیچ جا پیدا نکردم

پس ، به عبارتی یعنی دزدیده شده ؟

اما توسط کی ، و برای چی ؟

لعنتی ! من باید پس بگیرم

خب ، مگه زنجیرت چیز خاصیه ؟

راستی ، گفتی برام چیزی داری ، اویوکی ؟

اوه ، درسته

اینه

...این چیه ؟ چرا فرستنده نداره

یه نوار ویدئویی ؟

بیاین تماشاش کنیم

اون گوه کوچولو سمت راست ! همون دختره بود که مُرده بود

هان ؟

زنجبیل بودا

شکر رنگین کمان

فلفل مار

حالتون چطوره

ما سه اعجوبه مدرسه راهنمایی سیاره ای هستیم

همینطور که میدونین ، ما از قوی ترین و ماهرترین اعجوبه هایی هستیم که این مدرسه تا به حال به خودش دیده

اما بنا به دلایلی ، ما هیچوقت به اون چیزی که لیاقتشو داریم ، نمیرسیم

...آره ، و دلیلش

سه اعجوبه نسل قبلی مدرسه هستن

اونا خیلی بی ادبن ، مطمئنم اونا اعجوبه نیستن

که اینطور ، ولی چرا اینطوری فکر میکنی ؟

به چی اینقدر زل زدی ؟

حدس می‌زنم همچین لقبی رو به خاطر اینکه

با شما ها دوست بودم بودم دریافت کردم

چقدر ناعادلانه

اوه ، بسه دیگه این مزخرف و قطعش کن

قرار به این نفله ها یه درس درست و حسابی بدم

بنتن ! میخوای بری دعوا ؟

منم میخوام باهات بیام

باشه ، ولی اگه صدمه دیدی تقصیر من نیست

صبر کنین ! الان وقت شروع کلاستونه ، دخترا

اوه ، معلم اومده

زود باش فرار کن

خیلی مهمه که سر تموم کلاس های درستون شرکت کنین

ا-اوه ! اون ناهار منو گرفته

خدایا ، ببین برای یه غذای بدمزه چه الم شنگه ای بپا کرده

میخوام پسش بگیرم ! این ناهار منه

عجب آدم بدیه

...اگه مزه اش بَده

پس باید از خوردنش دست بکشی

...ناهارم

ببینین منظورم چیه ؟

شما لعنتیا همیشه منو به دردسر میندازین

بهتون اجازه نمیدم خودتون بزنین به اون راه و نقش قربانی رو بازی کنین

...در نتیجه

...قضیه از این قراره که

هی ! اینکه زنجیر منه

ما زنجیر بنتن سنپای رو گروگان گرفتیم

اوه چه مزخرفی ! اون کجاس ؟! اون کجاس ؟

معلومه اون خیلی برات مهمه

لعنت

شماها باید با ما دوئل کنین تا پسش بگیرین

بعد از اینکه شما سنپای هارو با خاک یکسان کردیم

ثابت میکنیم که ما بهترین اعجوبه های این مدرسه هستیم

ما میخوایم بزنیم در پشتتون

...ا-این فسقلی های لعنتی

ترتیب یک یکشونو میدیم ؟ آره

کجا میخوای بری بنتن ؟

میخوام برم نشونشون بدم یه مَن ماست چقدر کره داره

قراره تقاصشو پس بدین

غلط کردین که زنجیرمو بخاطر همچین چرندیات احمقانه ای بذردین

بنتن

ما باید بریم دنبالش

البته

منم نمیتونم اجازه بدم همه چیز اینطور تموم بشه

تقریباً وقتشه

یعنی ما در مقابلشون شانسی داریم ؟

اونا مطمئناً قدرت هیولا ها رو دارن

شهرت بنتن سنپای افسانه ایه

من شنیدم که اون یه بار به تنهایی یه گروه اراذل و اوباش جهنمی رو کتک زده

بعدی لوم سنپای

گفته شده بعد از عبورش از یه جا ، دیگه زمین اونجا هیچ جوونه ای نمیزنه

و یادم میاد ، داستان کریپویی رو شنیدم که یه بار سعی داشت

اویوکی سنپای رو تعقیب کنه ، اما اون کاملاً از بین بردش

اونا میگن که اون هنوز در همون نقطه روی سیاره نپتون یخ زده هستش ، و مدام میگه

...سردمه

ما محکوم به فنائیم

کدوم خری بود که گفت دعوا کردن با اونا ایده خوبیه ؟

قراره ما رو سلاخی کنن

خودتونو کنترل کنین

هنوز شانس موفقیت داریم

ما باید به کامپیوتر ایمان داشته باشیم

...نمکدون شماره یک

هنوز برام سخته که باور کنم این چیز یه کامپیوتره

خب ، اصلاً نمیخواد نگران باشین

این وسیله کمکمون میکنه تا با انتخاب بهترین زمان و مکان ممکن برای مبارزه ، مزیت بزرگی داشته باشیم

این نقشه بی نظیره

آره ما قطعاً میتونیم از قدرت بینهایتش بهترین استفاده ممکن رو ببریم

درسته ! پیروزی از آن ماس

بنتن

صبر کن تا ماهم بیایم

تو گوشم وزوز نکنین

به تنهایی از پسشون برمیام

! شوخی میکنی

این قضیه برای منم مهمه

واقعاً فکر کردی میشینم و هیچکاری نمیکنم ؟

اویوکی... حدس میزنم اشتباه قضاوتت کردم

فکر میکردم تو همیشه مثل یخ سردی

اما تو واقعاً قلب گرمی داری ، نه ؟

هر چی گفتم و پس میگیرم

مهمه که در مورد این چیزا از اول حساب کتاب کنیم

هی بنتن ! چیزیو فراموش نکردی

آدرس محل مبارزه

اوه ، چی ؟

تو راه افتادی ، بدون اینکه بدونی کجا باید بری ؟

محل مبارزه : سیاره ویکتور

زمان : 4 بعد از ظهر

ما برای دوئل با شماها اینجائیم

پشیمون میشین که با ما سر و کله زدین

هه ، پس هر سه با هم اومدین ، ها ؟

ما مشتاقانه منتظر این روز بودیم ، سنپای

آره

فکر کنم اینجا خوب باشه

جای دیگه ای مد نظرت نیست ؟

در مورد این یکی چطور ؟

لعنتیا ، یعنی قراره وسط این همه آدم ، مثل احمقا شروع به دعوا کردن بکنیم ؟

مطمئنی جای درستیو انتخاب کردیم

آره اینجا خیلی خوبه

چرا برای اینکار یه کافه زمینی رو انتخاب کردن ؟

هی ! زنجیرم کجاس ، اعجوبه ها ؟

یه چیزی بگین ، لعنتیا

شلوغش نکن ، ما اونو توی یه مکان امن نگهداری می کنیم

...کم کم دارم شک می کنم که واقعاً برای دوئل اینجا باشین

نیازی به عجله نیست

بزودی ترتیبتونو میدیم

فعلاً داریم مقدمات کارو میچینیم

چرا اول ، اون صورتای لعنتی تونو پاک نمیکنین ؟

اینکه زنجیر منه

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left