Prvních 200 řádků.
هي «چيائو»، داري دور ميزني باز؟
...خانمها و آقايان
.امروز دوم آوريل سال 2001 هستش
،اين تاريخ رو بهخاطر بسپاريد
!چون امروز شما شاهد يه معجزه خواهيد بود
!چيائو اومد
چطوري چيائو جون؟
!ماشالا، چه زور و بازويي داره
!«زنگ بزن آمبولانس بياد، داداش «بين
!کسي جلودار چيائو نيست امروز
.چيائو، هر روز جوونتر از ديروز ميشي
.دارم عاشقت ميشم ديگه
.اين اصلا انصاف نيست، چيائو
.هيچوقت داداش «بين» رو نميزني
نوبت کيه؟
.نکنيد بابا اون کارو
.حالم بههم خورد
!نُه
!برو
!اژدها برنده شد
شما دو تا هنوز درگيريد؟
داداش بين، جيا نميخواد قبول کنه .که به من بدهکاره
جيا، به نظرت براي آلزايمر گرفتن يکمي جوون نيستي؟
.داداش بين، اين بابا حتماً شوخيش گرفته
آخه به من مياد از آدمي مثل اين پول بگيرم؟
پس وجدانت کجا رفته؟
.«ولمون کن بابا، «سون مدرکي داري که ثابت کنه؟
!شاهدي، مدرکي چيزي داري رو کن
جيا، ازش پول قرض گرفتي يا نه؟
شما هم به من اعتماد نداري، داداش بين؟
.اگه من پولِ اين بابا رو بالا بکشم .ديگه کسي برام تره هم خرد نميکنه
.پاي اعتبارم وسطه
.اصلا بيخيالش، باشه براي خودت .باهاش يه تابوت خوشگل براي خودت بخر
اين الان تهديد بود؟
داداش بين، خودت شاهدي که .ديگه داره زر مفت ميزنه
!بيا ببينم چند مرده حلاجي. بزن
...بيارش پايين بابا
!لي شوئان - جونم داداش؟ -
.حضرت «گوان يو» رو بيار - .چشم -
...جيا، حالا جلوي حضرت «گوان يو» بگو
از «سون» پول قرض گرفتي يا نه؟
...داداش سون
.همين فردا بهت پس ميدم
بهرهش چي ميشه؟
.داداش سون، ولش کن ديگه
.بيخيال بهرهش شو .ما همه برادريم اينجا، يکم مراعات کن
.کاري نکن همه خجالتزده بشيم
.به بازيتون برسيد
.حق ميگه، بايد باهم کنار بيايم
.بيا يه دست ماهجونگ بزنيم
.رئيس، نوبت شماست
:امروز مهمون ما هستيد .«با مشروبات «پنج درياچه و چهار دريا
!به سلامتي برادري !مشروبات پنج درياچه و چهار دريا
!به سلامتي وفاداري و درستکاري
!سلامتي همهمون
برگشتي، چيائو؟ - .وسايلو از صندوقعقب بيار -
.اجازه بديد من ميارم، خانم
.مشکلي نيست، همسايه مياره
اين کارها چيه؟ .ما نوکرِ داداش «بين» هم هستيم
!نه، زحمت کشيدي، بگيرش
.ممنون، چيائو خانم - .به سلامت -
ميتوني بياريش؟
.مشکلي نيست
.بذارش تو آشپزخونه
بابام کجاست؟ - .بعد از ناهار رفت بيرون -
تو چرا سرِ کار نيستي؟
.قيمت ذغال اومده پايين .واحد ما رو هم اخراج کردن
.رئيسْ به درد نخورتر از اين ليو جينمينگ نداريم
.شما هم بايد يه کاري بکنيد
.کارگرهاي ترابري دارن اعتراض ميکنن
مگه خبر نداري؟
ميگن قراره دفتر معدن .به شينجيانگ منتقل بشه
شينجيانگ؟ مگه ميخوان خربزه بکارن؟
.نتيجهي تدبير مشترک آقايونه ديگه
.بيشتر از هزارتا کارگر اخراج شدن
،ازمون ميخوان بريم شينجيانگ
.تا بهمون حفاري چاه نفت ياد بدن
!هر شايعهاي رو باور نکن
.همهش توي اينترنت هست
.من که از خودم نميگم .حتما يه خبرهايي هست
!به هر حال، اين چيزها دست من و تو نيست .برو شامت رو بخور
!اينم عوض دستت درد نکنته .خيله خب، رفتم
.در هم ببند
.ما کارگريم، طبقهي انقلابي
.ماها کاراگاه نيستيم
!ولي، خوب گوش کن ببين چي ميگم ليو جينمينگ
.ما از همهي کثافتکاريهات خبر داريم
.خيلي زود همهشون بر ملا ميشن
به چه حقي داري
بيتالمال رو بالا ميکشي؟
به چه حقي برادر زنت رو مدير کردي؟
!ما به شدت به اين موضوع معترضيم
!ليو جينمينگ
...عمو لي
.زياد نخوريد
!رفقاي من در معدن هونگآن
!آيندهي معدن در خطره
!بايد قبل از اينکه خيلي دير بشه کاري بکنيم
.بايد با اين ببرهاي پوشالي مقابله کنيم
!منظورم تويي ها، ليو جينمينگ
...تو و اون دوستات
!خوب گوشهاتو باز کن و بشنو
!عدالت پيروز خواهد شد
.خورشيد براي هميشه پشت ابر نميمونه
بيايد تا آخرين قطرهي خون ...با اين سرمايهداران بجنگيم
.بابا، بلند شو بريم خونه
.بابا، سرت به زندگيِ خودت باشه
.معدن يه فکري به حال خودش ميکنه
.برو ديگه
.همهشو نبازي
چطوريد برادر اِريانگ؟
بين کجاست؟ - .اونجا -
.برادر اريانگ اينجان
!کاسبي خوبه انگار
!کاسبي خوبه
...«اين طرف، خانم «ما
ميدوني چيه «بين»؟
:فقط دو تا چيز تو اين دنيا براي من مهمه
مستند حيوانات .و رقص بالروم
وقتي ببرها و شيرها و مورچهها رو ...توي اون مستندها ميبينم
.به ياد انسانها ميافتم
.اونا هم درست مثل ما ميخورن، مينوشن و ميجنگن
.خيلي ناراحتم ميکنه
.شما قلب رئوفي داريد، برادر اريانگ
.من ديگه دارم پير ميشم
.الان شهر داتونگ روي تو حساب ميکنه
چيزهاي زيادي هست .که بايد از شما ياد بگيرم
حالا، شما کجا اين رقص بالروم کجا؟
.خيلي قشنگه
.برادر اريانگ تريپ بينالملل برداشته
.تجربه کردن چيزهاي جديد خيلي خوبه
...«خانم «ما
.به «بين» نشون بده چي به چيه
بين، بگير يه چيز خوشگل .براي چيائو بخر بپوشه
...دوباره؟ شرمنده ميکني برادر
.چيز قابلي نيست
رفته بوديد هنگ کنگ و ماکائو؟
.رفتم يکم استراحت کنم
.خيلي ممنون، برادر اريونگ
...چيائو
تو هم اهل رقصي، مگه نه؟ ميتوني بالروم برقصي؟
!نه، زيادي غربيه واسه من
بين، ميشه خصوصي صحبت کنيم؟
...چيائو
...برادر اريانگ
.شما اين همه ويلا ساختي توي داتونگ
پس چرا هنوز توي روستا زندگي ميکنيد؟
،به خاطر مادرم .پيرزن نميخواد جاي ديگهاي بره
.براي همين موندم اونجا
اوضاع فروش ويلاها چطوره؟
.ميخواستم دربارهي همين باهات صحبت کنم
از چندتا آشغال شنيدم .ميگن ويلاهاي من جن دارن
.بيپدرها ميخوان اينطوري خرابم کنن
.شايعهي جالبيه
.خودم بهش رسيدگي ميکنم
.عاليه
.وقتي کار به عهدهي تو باشه، من خيالم راحته
.مراقب خودتون باشيد
.راه بيفتين
...برادر بين
.برادر بين اينجان
...برادر - .ممنون که تشريف آورديد -
زنش کجاست؟
.توي اتاق خواب
.من خبرشو تازه شنيدم
چه اتفاقي براي برادر اريانگ افتاد؟
.ديشب توي «فونيکس» مهمون داشت
.حسابي مست کرده بوده
.بعد از اون ميره سونا
،صبح که بيدار ميشه
.زنگ ميزنه به رانندهش که بياد دنبالش
...بعدش يه دفعه
يه بچه توي پارکينگ .چندبار با چاقو ميزنتش
.حدود ساعت 9 صبح فوت کردن
.حتماً همين تازگيها يه چيزي شده بوده
کسي از دست برادر اريانگ عصباني بوده؟
حداکثر سه روز وقت داريم .تا قاتل رو پيدا کنيم
.وگرنه فاتحهمون خوندهس
!راست ميگه
...چيائو
اومدي؟ - ...خواهر -
.اين از طرف من و بين هستش
.نميخوام
همهتون اينجاييد؟ - ...کاراگاه وان -
.همه اينجان
کاراگاه وان، هيچ سرنخي نداريد؟
.نگران نباش، داريم روش کار ميکنيم
...خانم
.سعي کنيد به خودتون مسلط باشيد
.بچههاتون به شما احتياج دارن
.ما به بقيهي کارها رسيدگي ميکنيم
شما ميدونيد کي از دست برادر اريانگ دلخور بوده؟
.اون فقط ويلا ميفروخت
.کارش قانوني بود
شايد به چند نفر مقروض بوده
ولي دليلي براي اينکه کسي .بخواد بکُشتش وجود نداشت
.که اينطور
مگه اريانگ پول نزول نميداد؟
.فکر نکنم ربطي داشته باشه
اينطور که بوش مياد، انگار يه بچه .ميخواسته خودي نشون بده
No comments yet. Be the first to leave one.