Thou Gild'st the Even

Thou Gild'st the Even (Sen Aydınlatırsın Geceyi)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Sen Aydinlatirsin Geceyi 2013 1080p WEBRIP AAC H264- ARENA
Komentář od Aligma
تقدیم به دوستداران سینمای اروپا (ترکیه)2 . . . ارائه اختصاصی از کانال تلگرامی RevivedCinema

Tagy

webrip
web
BRip
1080
Zveřejněno: 2021-11-10
Stažení: 39
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

.انسان از اضطراب آفریده شد

جمال

.جمال. من یک سر میرم پیش حسن یک کم کار دارم

مغازه رو تو باز کن

اون شیرِ آب داغ کنار در نشتی داره ...سر راهت برو ابزار فروشی

یک واشر بگیر. بلدی عوضش کنی؟

خدایی نکرده. یک شب می ترکه

فردا صبح میریم، می بینیم همه جا رو آب برداشته

اگر بلد نیستی. داداش حسین رو صدا کن

بگو درستش کنه

حسین 20 لیر بهمون بدهکاره. 3 بار اومده اصلاح کرده 1 لیر هم نداده

دو تا صورت یک سر اصلاح کرده. اگر پول خواست

بهش میگی. برو با بابام حساب کتاب کن

جمال؟ شنیدی چی گفتم؟

جمال؟

...واشر

من رفتم

یادت نره کلیدها رو برداری. باشه؟

:ترجمه و تنظیم Aligma

آرایشگاه چیچک) یعقوب چیچک و پسر)

ترجمه و زیرنویس این اثر تقدیم می شود به اسماعیل زارعی و همه ناشنوایان عزیز کشور

...داداش جمال. داداش جمال

داداش جمال

ِ 50 لیر پولِ خرد داری؟ چی گفتی؟ -

ِ 50 لیر پول خرد داری؟ - شاید. بذار ببینم -

چی؟

داداش. با دو تا 20 لیری و یک 10 لیری کارِت راه می افته؟

چت شده؟

خب. جمال... صدامو می شنوی؟

داروهات رو می خوری. و ذهنت رو رها می کنی. باشه؟

با هم درستش می کنیم. قدم به قدم درستش می کنیم

به من اعتماد کن. با هم درستش می کنیم. باشه؟

پسر. چطور نمیدونی؟

ترمینال سوما. اطراف قهوه خونه چاکیر که میریم

این شوکت اُبنه ای اونجا رو خریده و ساکن شده

.نمیدونم قبلا داور بوده، فوتبالیست بوده چی کاره بوده. توی همین کارها بوده

ساکن صالِحلی بوده. اما یک پاش اینجا توی حصار سفید و یک پاش توی سیندیرگیِ

توی فوتبالِ آماتور و این جور کارهاست

اما بهش گفتن توی این کار پولی نیست

الان هم اومده سراغ بازیکن های ما. رَده جوانان

.براشون یک مسابقه ترتیب داده تو 2 گل میزنی و 2 تا گل هم می خوری

اون اُبنه ای هم این وسط یک پولی برمیداره

از خودشون کوپُن و برگه پیش بینی نتیجه چاپ کردن

اما این شوکت اُبنه ای مثل بَلا می مونه

میگن سراغ هر کی بره، طرف رو فاسد می کنه

هیچ کسی رو نمی شناسه. از اِزمیت و اون طرف ها اومده

میدونی در موردشون چی میگن؟ آدم های اون منطقه رحم ندارن

یک بار یک بازیکنی از دستورش سرپیچی کرده اونا هم دو تا پاشو بریدن دادن دستش

.جمال. من هیچ راهی پیدا نکردم نمی تونم وارد این بازی بشم

هر کسی رو راه نمیدن. میگن باید آشنا داشته باشی

میگم تو آشنایی کسی رو نداری که برای منم کاری کنه؟

پس چرا شلیک نمی کنی؟

ببین. ببین. دارن فرار میکنن

ببین

دیدی. چطوری پرواز کرد؟

.تو که نمی خواستی شکار کنی پس چرا با من اومدی؟

دلم نمیاد

حیوون ها هم گناه دارن. دنبال دونه میگردن

بفهم پسر. بفهم. تفنگ آوردی که شکارشون نکنی؟

ببین. ببین

تو شب را روشن می کنی

جمال. تو که اصلا با این شلیک نکردی

تو که اصلا شلیک نکردی. پس چرا رفته بودی شکار؟

تو که بردی. نباید تمیزش کنی بذاری سر جاش؟

همین جوری ولش کردی؟

...جمال

جمال. دارم به کی میگم. جمال؟ ریختی شون زمین. جمال

جمال. هوش - چیه بابا؟ چی شده؟ -

.گفتی میرم شکار ولی فشنگ ها دست نخوردن اونجا دنبال چی میگردی؟

اونجا دنبال چی میگردی؟

.مامانم یک گردنبند داشت. از اونایی که در دارن یک عکس هم توش بود

دنبال اون میگردم. پیداش نمی کنم

اون جا هم نیست؟

الان هم مُخت قفل کرده روی گردنبند؟ بیخیال بابا

دو روزه افتادیم دنبال گردنبند

داداش ناظم نیست؟ - نه. الان پیداش میشه. چیزی شده؟ -

خیر باشه جمال... این چه حالیِ؟

.یک گردنبد بود. از اونایی که در داشت یک عکس هم توش بود

...آها. مال مادرت بود. آره؟ درش شکسته بود

آوردی پیش من. خیلی سال پیش بود

نمیدونی ازت گرفتم یا نه؟

گرفتی پسر. گرفتی. چند سال پیش گرفتی

مطمئنی گمش نکردی؟ - دادم بابات برات آورد -

دیگه چطوری؟ دست هات چی شدن؟

دست هام؟ خوبه

مسابقات رو شروع کردی؟

حصار سفید

جانم؟ بله. بابا؟

نه. بازی تموم شده. بازی که اینقدر طول نمیکِشه

رفتم سر قبر مامان و بچه ها. حسابی تمیز شون کردم

سنگ قبرها رو گُه گرفته بود

نه. امروز نمیام

امروز با آقای دوندار قرار دارم

اومدم یک سر به خونه قدیمی مون بزنم

یعنی چی حالم خوب نیست؟ چی شده مگه؟

ای وای. امروزه؟

جمال. خیر باشه

اون چیه توی گوشِت؟ ابزار جاسوسیِ؟ - از اینجا می شنوم و از اینجا حرف میزنم -

.دیگه لازم نیست گوشی رو بذاری روی گوشِت اینجوری عذاب هم نمیکشی

تلفن که زنگ بخوره. خودکار وصل میشه

مگه گوشی رو میگرفتی دستت چی میشد؟

ماشین آقای دوندار نیست. خودش کی میاد؟

امروز نمیاد - نمیاد؟ -

امروز یکشنبه ست. یکشنبه ها نمیاد

فردا بیا. ساعت 4 اینجا باش

باشه. دیگه زود نیا

بابا؟ - بیا -

اینجا چی کار می کنی؟ - بیا. بیا -

بیا. ببین

ببین

کارنامه دوره دبستان توئه

پنجم ابتدایی. قبول. قبول. قبول

...ببین معلمت ویلدان اینجا چی نوشته

...دانش آموز جمال

به عنوان شاگرد اول از دوره ابتدای فارغ التحصیل شده

و مطمئنم با همین موفقیت تا دانشگاه ادامه خواهد داد

امیدوارم در این راه موفق باشد. ویلدان

دیدی. بابا؟ زنِ خیلی خوبی بود. جمال به نظرت هنوز زنده ست؟

زنده ست؟ - زنده ست -

میگن چند بار توی بازار دیدنش

اینو از کجا پیدا کردی؟ - ...هی گفتی. گردنبند. گردنبند. گردنبند -

اومدم دنبال گردنبند. خودت گفتی

اینجا رو ببین. ببین

اینو دیدی؟ مثل سَنگه. چه روزایی گذشت

بیا ببینم. بپوش

جمال

سیب میخوری؟ برای سر گیجه خوبه

خوبه برات. خوبه

نمی خوای اون ژاکت رو در بیاری؟ گرمه الان تب می کنی

...جمال

دیدی قبر مادرت چقدر داغون شده؟ - تو چرا هیچ وقت سر قبرش نمیری؟ -

دلت واسه مامان تنگ نمیشه؟ بچه ها؟ هیچ دلت براشون تنگ میشه؟

هیچ دلم نمیاد جمال... نمی تونم

.یک روزی هم تو میری پیش شون اون روز چطور دلت میاد ببینی شون؟

...من

صبح زود میرم مسجد

چراغ ها رو خاموش کن

تو هم اون تلویزیون رو خاموش کن

.شیرها با اینکه قدرت بی نظیری در شکار دارند اما روز خود را بیشتر با تنبلی سپری می کنند

هر شیر در طول روز نزدیک به 20 ساعت استراحت می کند

...اما در فصل جفت گیری. در طول 3 یا 4 روز

.بدون خوردن هیچ غذایی در طول شبانه روز هر 25 دقیقه فقط یک بار حرکت می کنند

این شیر ها جفت گیری را از 2 سالگی آغاز می کنند

اما در سن 5 سالگی به بلوغ کامل می رسند

قبل و در حین جفت گیری شیرِ نر مدام در حالِ غرش است

من لُخت هستم. بابام هم لُخته

یک خونه قدیمی داشتیم. توی آتیش سوخت

جلوی اون خونه ایستادیم

تو خونه مامانم هست. خواهر و برادرهام هستن

فقط نگاه می کنن

...ما هم داریم نگاه شون می کنیم

و خونه یک دفعه آتیش میگیره

:وقتی آتیش همه جای خونه رو گرفت. میگم برم و خانواده رو نجات بدم

.بابام دستم رو گرفت و منو کشید سمت خودش میگه: نرو

بعد شروع می کنه به بوسیدن من

.وقتی بابام شروع می کنه به بوسیدن من منم اونو می بوسم

هر دو تا لُخت هستیم

بعدش؟ - ...بعدش -

بعدش بیدار میشم

سه ماه دیگه می فروشم شون. 5 تا قفس هستن

حدود 300 تا کبک

منو به اینجا تبعید کردن. به اختیار خودم نیومدم

یک منشی حرومزاده پزشکی بود

به خاطر دزدیدن 5 لیر دارو گزارش داد به مقامات

مردم به خاطر شکار دعوا راه انداختن

الان هم که قانون جدید وضع کردن

با همکاری سلیمان برای دور زدن قانون

و پرورش کبک با هم هزینه کردیم. 50 - 50

هر پرنده 12 تا 13 لیر آب می خوره. تا زمانِ فروش

تا 38 لیر سود میده. 26 لیر سود خالص هست

در مورد پرورش پرنده چیزِ زیادی نمیدونم

تو هم اهل شکار هستی؟

بعضی وقت ها توی ذهنم یک چرخ رو تصور می کنم

اما تا میام چرخ رو بچرخونم. هر کاری که می کنم

.یک چرخ رو توی ذهنم تصور می کنم بعدش شروع می کنم به چرخوندنش

.اما بعدش نمی تونم چرخ رو نگه دارم چشمام رو باز میکنم تا چرخ بایسته

.چرخ نمیایسته و میچرخه بعدش دوباره چشم هام رو می بندم

به جای اینکه بایسته، می چرخه

ناظم. عجب اشعار نابی در تو هست

اون چی بود؟ یک بیت ناب داشتی در مورد عشق می خوندی

عشق نباشه مشق هم نیست - آره. عشق نباشه مشق هم نیست -

دخترهایِ امروز اینجوری هستن؟ دخترهایِ امروز عشق رو می فهمن؟

.شماره دختره رو از یک جایی گیر میاری یکی دو تا شعر اینجوری براش می خونی

.اگر اهل حال باشه و راه بیاد چند تا پیام میدی و میگی

.دوست دارم. ندارم. از این حرفا دختره زود رام میشه

پاهاش رو باز میکنه تو هم بکنش. کیرم تو عشق

حیوون رو ببین. حیوون. بازی تو بکن

بعد کلِ سال جق میزنه و میگه چرا اینجوری شده؟

.کی جق میزنه؟ من جقی ام؟ بیا آخر هفته بریم اِزمیر تا نشونت بدم. کی جقیِ؟

زن ها تا منو می بینن، میریزن سَرم - تو میری اِزمیر چی کار؟ -

نکنه میری خونه سالمندان؟

حرف های کیری نزن. نرو روی اعصابم

جمال. اینا چی میگن؟ ها؟

بیا اینجا. به چی نگاه می کنی؟

هوش. با توام. بیا اینجا. بیا دیگه. بیا

کجا رو نگاه می کنی؟

جمال به کمکت احتیاج دارم. یک راهنمایی کن

.دارم لیگ آماتور رو پیگیری می کنم ...باید آماده باشم

.نمی خوام فرصت رو از دست بدم باید بازی کنم. اونا دارن خیانت می کنن

بهت که گفتم این شوکت اُبنه ای داره شرط بندی میکنه. تو باید منو راهنمایی کنی

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left