Prvních 200 řádků.
آزمونت برای آلوین ایلی
بهم نگفته بودی اونا تو نیویورکن
همه میدونن که اونا تو نیویورکن
من نمیدونستم
بابام خیلی خودشو زیر قرض برده
پس برنامه اینه که با داراییهای بابات چندتا اموال ارزشمند جمع و جور میکنیم
دارم مامانتو از دست میدم
نمیدونم باید چیکار کنم
حقیقت رو میدونی؟
ببین، همهی چیزی که میدونم اینه که ظاهراً یه بار با هم خوابیدن
اوه، اما تموم شده، تموم شده
امبر بهم گفت که با استیو بهم بزنم
و بعد خودش باهاش خوابید
حقیقت داره؟
بابا، اینجوری...اینجوری انجامش نمیدن
...اینجوری نیست...سرشیر پنیر باید
آه، ببخشیدا، فکر کنم خودم روش درست کردن سرشیر پنیر و ساندویچ مربایی رو بدونم
نه، باید ببینی مامان چطوری اینکارو میکنه
بیا، من اینکارو میکنم ببین منو، ببین منو، ببین
اوه، آره، اوه، آره نگاه کن - میتونی ازش یاد بگیری -
بهم درس بده، خیلهخب میبینم و یاد میگیرم
درس میدم - ازش یاد بگیر -
صبر کن، اینجوری
ببین مامان داره درست میکنه میتونی ازش یاد بگیری
ببین، تماشا کن
عزیزم - اینو ببین -
ببین چطوری به اطراف پخشش میکنم - هی، هی -
!!اوه، خدای من
اتفاقی افتاده؟
!!هدی - با موهات چیکار کردی؟ -
هیچی چیز خاصی نیست، باشه؟
دائمیه؟ - شبیه یه پلنگ سیاهی چیزی شدی -
کوتاش کردی؟ - میخوام برم مدرسه -
ام، میخوام با اتوبوس برم و دیرم هم شده پس باید زودتر برم
شبیه خون آشام شدی اوه...اوه، میدونی
صبر کن، صبر کن یه لحظه صبر کن
عزیزم، موهات مشکیه
موهات یه جورایی شبیه به...آه...آه
شبیه خون آشامای توایلایت شده
نمیدونستم - در این مورد میدونستی؟ -
نه من بهش نگفتم که اشکالی نداره که اینکارو بکنه
خوشم میاد
...مامان، بدون تکالیف زیست شناسیم
مُردم، جدی میگم
میدونم، پیداش میکنیم هی، مدرسه زنگ زده بود
آه، نرفته بودی سرکلاست؟
چی؟ مسخرست
آره، خب الان داری کجا میری؟
آه، البته که هر روز مثل هر بچهی خوبی میرم مدرسه
واقعاً؟ - آره -
مطمئنی؟ - آره -
امبر، تکالیف منو ندیدی؟
نه، متاسفم
داری میپیچونـ...باشه، خدافظ
مطمئناً تو آشپزخونه نیست - باشه -
میدونی چیه؟ یه مشت کاغذ رو میز کنار پادری دیدم
واقعاً - اونجا رو گشتم مامان -
آه!! پیداش کردم، پیداش کردم
جدی میگی؟ کجا پیداش کردی؟
زیر اون دفترچه یادداشت بود
یه میلیون بار اونجا رو گشتم ممنون، ممنون
اون چی بود؟ بیسبال؟
آره - داری بیسبال رو امتحان میکنی؟ -
نمیدونم منظورم اینه که آره
نمیدونم داشتم دربارش فکر میکردم
واقعاً؟ به نظر فکر معرکهایه
آره؟ - آره -
خب، منظورم اینه که...شاید از دایی آدام بخوام کمکم کنه و باهام تمرین کنه
آهان
چیه؟ فکر بدیه؟
نه، بهش زنگ میزنم
باشه، خیلهخب باید بریم
زود باش
اینجا رو ببین اوهوم
آره آره
آره اوهوم
اینجا رو ببین داره بارون میاد - میام اونجا -
اوه، آره - کافیه؟ -
نه - باشه -
نه، اصلاً درموردش نگران نباش
آره، خودمو میرسونم اونجا
اوهوم نه، نگرانش نباش
باشه؟ خدافظ
!!قبول شدم - بی خیال -
!!قبول شدم!! تو آلوین ایلی قبول شدم
بهت گفته بودم که میتونی
تونستم، تونستم - آره، آره، آره، آره -
تونستم - اینو ببین -
!!بیا بغلم، هی
اوه، خیلی بهت افتخار میکنم
!باورم نمیشه
واو!! پس نیویورک؟
آره، یعنی نیویورک
و، ام، کی باید بری؟
آه، اونا میخوان هر چه سریعتر اونجا باشم
آه، هر چه سریعتر؟ یعنی چقدر سریع؟
مثلاً جمعه
جمعه
!!هی، من اومدم
وقت بدیه؟ - پدربزرگ -
!هی، جبار
دارم میام
هی، فقط داشتم دنبال آدام میگشتم، یه کار فوری دارم
البته
هی، آدام، عزیزم؟ - بله؟ -
البته، خیلی دوست دارم بیام تو - چی؟ -
ممنون - عزیزم، خواهرت اومده -
کدومش؟ - خواهر بزرگترت -
هی، تو...اوه سلام - سلام -
داشتم مییومدم دم در - اوه، متاسفم -
ام، فقط میخواستم اینو بهت نشون بدم
این تکلیف درو بوده
هی، این لیگ من بوده - میدونم -
و اون ازت میخواد که برای تست ورزشی که میخواد بده کمکش کتی
و فکر کنم یه جورایی استرس داره
...اما، من فقط - اوه -
ما بخاطرش هیجان زده شدیم ...میدونی وقتی که میبینیم
به یه چیزی علاقمند شده پس نمیدونستم اگه...آره
آدام، میتونی بازش کنی؟ نمیتونم بازش کنم
میدونم سرتون شلوغه
اوه، تو هم اون تمیز کننده راحتو گرفتی؟
واقعاً دوسشون دارم، همشون واقعاً...همه رو....باشه
...باشه،پس - مشکلی نیست -
ممنون - ممنون، کریستینا -
اوهوم
خیلی خوشحالم شدم دیدمتون خیلی ممنون، متاسفم
بهش بگو خیلی براش هیجان زدم
باشه - باشه؟ -
فقط بهش بگو - میگم -
سلام - سلام -
حالت چطوره؟
خوبم
فقط میخواستم درباره امبر باهات حرف بزنم
...ام، آره، من
میدونم یه چند روزی نیومده میخواستم بهت زنگ بزنم
فقط نگرانشم
و میخواستم ازت بپرسم چون که اون خیلی با تو خوبه، میدونی
...نمیخوام که اون، آه
بهم ریخته باشه
چطوری...چطوری با این چیزا سر و کله میزنی؟
منظورم اینه که، نمیتونه آسون باشه
...نه، فقط
میدونی، فقط همهی این ...قضایا باعث میشه فکر کنم که
اومدن به اینجا شاید اشتباه بوده
ام، جایی که بودیم افتضاح بود
اما تاثیری روی آدمای زیاد دیگهای نداشت
و رابطهی یه خانواده رو بهم نزد
فکر کنم بهتره که راه خودمونو بریم
...و بنابراین
باید از اینجا بریم
بریم یه جای جدید رو به گند بکشیم
باشه
فکر کنم درواقع امروز اومده بودم اینو بهت بگم
...چون که
چون دلم برای صورتت تنگ میشه
...پس
...آه، سارا، ام
...اگه حرفم ارزش داره، من
فکر نمیکنم فرار از مشکلاتت راه درستی باشه
به نظر من تو تربیت امبر کارت عالی بوده
به نظرم تو یه مادر بینظیری
و فکر میکنم اون میتونه همینجا پیشرفت کنه
و ام، فکر میکنم که نباید بری
خواهش میکنم نرو
اوه، واو، این کاپشنت داره "داد میزنه " دخترا بیاید بغلم
عالی نیست که مکس این همه وسایل بهت داده؟
آره، همیشه نیویورک بارونیه؟
خب، همیشه که نه
فکر نکنم ازش خوشم بیاد
اوه، عاشقش میشی بهترین شهر جهانه
شیرینی حلقوی دارن؟ مثل شیرینی حلقویای اینجا؟
شیرینی حلقوی دارن؟
رفیق، نیویورک بهترین شیرینی حلقوی دنیا رو داره
داغ و تازن و هر جای خیابون که باشی میتونی بوشو حس کنی
مطمئنن کل روز در حال بو کردن میشی
خب، چطوری صدات کنم کراسبی؟
منظورت چیه؟
میتونم صدات کنم بابایی، مگه نه؟
آره، البته
منظورم اینه که بستگی به خودت داره، اما من که خوشم میاد
باشه
خب، باشه
چطوره بریم شهرو زیر و رو کنیم؟
فقط یه چنتا رفیق که ...دنبال مرکز علمی و یه کمی پیتزا میگردن
نظر تو چیه؟
اوه، آره - آره -
فقط درک نمیکنم
ما...ما میخوایم بفهمیم چرا اینکارو کردی؟
همین فقط همینو میخوام
و منم مدام دارم بهت میگم چیزی برای فهمیدن نیست
یه چیزی که قبلاً اصلاً ندیده بودم عجیبه
مادرت نگرانه که تو بخوای شبیه به شخصیتی غیر از خودت بشی
دقیقاً
خب، نگران نباشید
امروز مدرسه باهامون تماس گرفت کلاس شیمی رو پیچوندی
تو قبلاً یه کلاستم از دست نمیدادی، هرگز
چرا؟ چرا کلاس شیمی رو نرفتی؟
ما هیچ کاری نکردیم
امبر و استیو تو کلاست هستن؟
از این به بعد هر کاری که انجام بدم به امبر و استیو مربوط میشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.