Ef: A Tale of Melodies.

Ef: A Tale of Melodies.

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Ef A Tale of Melodies 1-12
Komentář od DreadLord
قسمت های 1 تا 12

Tagy

other
Zveřejněno: 2020-03-16
Stažení: 22
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

دو شهر با نام اوتوا وجود داره ‏:‏

یکی شهر حقیقی که بر توده ای از خاک و خشت بنا شده ‏،‏

و دیگری ‏،‏ شهری ساختگی که انعکاسی از سرزمینی آرام و زیبا رو به دوش میکشه ‏.‏

گذشته ای تلخ دارد و

سنگ بنایش بدبیاری و شوربختی ـست ‏.‏

، همانطور که کارهای روزانه سمت و سوقی جدید پیدا میکنند

، شهـر را جوش و خروش هایی که انسان نامیده میشوند فرا میگیرد

شهر حقیقی مانند سایه ای درپس شهر ساختگی پنهان میشود ‏،‏

درحالی که شهر ساختگی به واقعیت میپیوندد ‏.‏

چیزی که اونجا دیده میشه در پس زمان ، فضا ، و خاطرات تکراری اون رو غیرقابل تشخیص کرده ؟

... اون

همیشه

m -559 228 l -559 -190 l 347 -190 l 347 228

m -559 228 l -559 -190 l 347 -190 l 347 228

ح

حا

حال

حالا

حالا

حالا ک

حالا که

حالا که

حالا که د

حالا که در

حالا که درب

حالا که دربا

حالا که دربار

حالا که دربارش

حالا که دربارش

حالا که دربارش ف

حالا که دربارش فک

حالا که دربارش فکر

حالا که دربارش فکر

حالا که دربارش فکر م

حالا که دربارش فکر می

حالا که دربارش فکر میک

حالا که دربارش فکر میکن

حالا که دربارش فکر میکنم

حالا که دربارش فکر میکنم

حالا که دربارش فکر میکنم ‏

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ ش

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شا

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شای

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید ه

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید هم

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چ

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چی

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز ا

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از ه

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از هم

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همو

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همون

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همون

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همون ج

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همون جا

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همون جا

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همون جا ش

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همون جا شر

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همون جا شرو

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همون جا شروع

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همون جا شروع

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همون جا شروع ش

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همون جا شروع شد

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همون جا شروع شد

حالا که دربارش فکر میکنم ‏،‏ شاید همه چیز از همون جا شروع شد

اونجا وای نستا ‏،‏ خطرناکه ‏!‏

اوه ؟ عجب آدم مهربونی هستی ‏،‏ مگه نه ‏،‏ هیمورا یو‏-‏سان ؟

تو کی هستی ؟

من یوکو ـم ‏.‏

m -559 228 l -559 -190 l 347 -190 l 347 228

یــ

یــو

یــوکـ

یــوکـ

یــوکــ

یــوکــو

یــوکــو

یــوکــو ؟

یــوکــو ؟

یوکو ؟

اگه ‏.‏‏.‏‏.‏ اگه فراموش کردی ‏،‏ نمیخواد هیچی بگی ‏.‏

این به معنی خداحافظیمونـه ‏،‏ انگار نه انگار که اتفاقی افتاده ‏.‏

هیمورا یو‏-‏سان ‏،‏ حتی الان هم ‏،‏ ازت متنفرم ‏.‏

یو ‏،‏ هیمورا ‏.‏

مشکلی پیش نمیاد ‏،‏ کوزه ؟

هوا این موقع روز خنکه ‏،‏ پس مشکلی نیست ‏.‏

پرنسس کجاست ؟

خیلی وقت پیش خوابش برد ‏.‏ و تو ؟

منم مثل خودت ‏.‏ داری دوباره گذشته ها رو مرور میکنی ؟

هوم ‏،‏ خدا داند ‏.‏ من که گذشته ها رو شستم و گذاشتم کنار ‏.‏

بار بعدی خودم میرم یه سلامی به دختره میکنم ‏.‏

هـه ‏،‏ جک نگو ‏.‏

هیمورا ‏،‏ برای تک نوازی فردا میای ؟

تک نوازی ؟

آره ‏.‏ یه تک نوازی برای تو و اون ‏.‏

فقط همین ‏.‏ چیز دیگه ای نیست ‏.‏

. آه ‏،‏ یه فرماتا

فرماتا ‏:‏ اصطلاح موسیقی برای نتی که کشیده میشه ‏.‏ فین ‏:‏ اصطلاح موسیقی برای نتی که پایان یک قطعه را نشان میدهد ‏.‏

نه ‏،‏ یه فین ـه ‏.‏

ولی اگه یه ارائه باشه ‏،‏ مگه نباید فرماتا باشه ؟

به نظر یه چیزایی بارته ‏.‏

. خودت بهم یاد دادی

اوم ‏،‏ شاید ‏.‏

اوم ، یه فرماتا باشه ؟

برای موقعیت الانم ‏،‏ روشنه که یه ‏.‏‏.‏‏.‏

اوه راستی ‏،‏ یه دختر اومده دیدن رنجی ‏.‏

یه دختر ؟

نمیدونستی ؟

یه مدتی ـه ندیدمش ‏.‏

همسایه ی دیوار به دیوارتونه ‏.‏

نزدیک بودن جسمانی زیاد مهم نیست ‏.‏

اگه یه دختر صندلیش کنار تو باشه ‏،‏ لزوما به این معنی نیست که از دختری که تو یه کلاس دیگست به تو نزدیک تره ‏،‏ مگه نه ؟

اگه طوری باشه که با دوتاییشون قرار میذاری ، مشکلی پیش نمیاد ؟

. اگه فقـط دو نفـر نباشن ، مشکلی نیست

ها ؟

وقتی با دو تا دختر قرار بذاری ‏،‏ دعوا میشه ‏.‏

ولی اگه با بیست تا دختر قرار بذاری ‏،‏ یه جور مسابقه ایجاد میشه ‏.‏

وقتی اینجور باشه ‏،‏ دخترا دیگه عصبانیتشون رو همدیگه خالی میکنن ‏،‏ نه من ‏.‏

آدم رذلی هستی ‏.‏

. در بعضی مواردم رقیب ها باهم دوست میشن

همیشه هم انقدر بد نیست ‏.‏

حالا شد عذر بدتر از گناه ‏.‏

ولی همشون عاشقم ـن ‏.‏

هوم ‏.‏ اصلا عوض نشدی ‏.‏

معلومه که نشدم ‏.‏ آدما به این آسونیا عوض نمیشن ‏.‏

هیمورا ‏،‏ تو هم عوض نشدی ‏،‏ شدی ؟

تو همیشه ‏.‏‏.‏‏.‏

درست میگی ‏.‏

شاید از اون رو دیگه عوض نشدم ‏.‏

اتاق هنر

هیرونو

اتاق هنر

هیرونو

اون احمق ‏.‏

یو ‏،‏ هیمورا ‏.‏

امروز کار میکنی ؟

آره ‏.‏

میتونی بهم یه کمکی بدی ‏،‏ البته قبل از اینکه بری سرکار ؟

میخوام یه دست دوم فروشی باز کنم ‏.‏

دست دوم فروشی ؟

تو فکر این بودم که قبل از ترک ژاپن از شر آت و آشغالام راحت بشم ‏.‏

متاسفم ‏،‏ یه کاری پیش اومده ‏.‏

یه کاری ‏،‏ ها ؟

اگه قضیه یه دختر باشه ‏،‏ میذارم بری ‏.‏

درباره ی یه دختره ‏،‏ ولی اونه ‏،‏ فقط همین ‏.‏

بفرمایید ‏،‏ تشریف فرما بشین ‏.‏

آه ‏،‏ هیمورا‏-‏کون ‏.‏

تو اتاق هنر کار خاصی داشتی ؟

آمامیا‏-‏سنسه ‏.‏‏.‏‏.‏

اینجا سیگار دود کردن ممنوعه ‏.‏

وقتی آتشی نباشه ‏،‏ دودی هم نیست ‏.‏

خوب پس ‏،‏ چرا اونو گذاشتی لبت ؟

وقتی مردم چیزی رو میخوان ‏،‏ به هر طریقی سعی میکنن تا خودشون رو ارضا کنن ‏،‏ حتی اگه به معنی جایگزین کردن اون چیز با دیگری باشه ‏.‏

حالا هر چی ‏،‏ بالاخره تصمیم گرفتی تو کلوپ هنر ثبت نام کنی ؟

خوشحال شدم ‏.‏ اون همه سعی و تلاشم برباد نرفت ‏.‏

نچ ‏،‏ قصد ندارم در هیچ کلوپی عضو شم ‏.‏

زبونت رو گاز بگیر ‏.‏

تو استعداد خوبی داری ‏.‏ شرم آوره که بذاری هدر بره ‏.‏

بازم بهت میگم ‏،‏ من به طراحی هیچ علاقه ای ندارم ‏.‏

به هرحال ‏.‏ الان عجله دارم ‏.‏

هیرونو‏-‏سان ‏،‏ ها ؟

آره ‏.‏

دردسر داره ‏،‏ مگه نه ؟ هنر همش دردسره ‏.‏

کسایی که بی گدار به آب میزنن و وارد دنیای هنر میشن ‏،‏ و کسایی که با اونا رفت و آمد دارن ‏،‏

همه بدون اینکه خودشون بفهمن درگیر میشن ‏.‏

، بخاطر همین ، هیمورا-کون ، اگه خودت درگیر هنر بشی . راحتتره تا اینکه با یکی که درگیره در رابطه باشی

نه ‏،‏ ممنون ‏.‏

هی ‏.‏

داری چه غلطی میکنی ؟

دیر کردی ‏،‏ یو ‏.‏

از منتظر موندن خسته شدم ‏،‏ واسه همین گفتم طراحی کنم ‏.‏

میبخشی ‏،‏ ولی میشه یکم صبر کنی ؟

. میخوام به یه جایی برسه که بشه نقاشی رو تموم کرد

برای طراحی کردن نیاز نیست لخت باشی ‏!‏

یه چیزی تنت کن ‏!‏

چرت و پرت نگو ‏.‏

دارم طرح اولیه یه زن برهنه رو میکشم ‏!‏

درسته داری طرح اولیه میکشی ‏،‏ ولی قرار نیست خودتم مثل انسانای اولیه باشی ‏!‏

این یه طرح اولیه ـس ‏،‏ همش همین ‏!‏

معجزه شده ‏.‏

اولین باریه میبینم که داری شوخی میکنی ‏.‏

شوخی نمیکردم ‏.‏

زود باش یونیفرمت رو تنت کن ‏!‏

ایــش ‏،‏ عجب خری هستی ‏.‏

خف بگیر ‏!‏

شاید ندونی ‏،‏ ولی طرح اولیه یکی از ابتدایی ترین اصول طراحی ـه ‏.‏

کجای دنیا یه نفر پیدا میکنی انقدر اسگل باشه که خودش مدل خودش بشه ؟

سلف پورتره هم یکی از ابتدایی ترین اصول ـه ‏.‏

. من که تا حالا سلف پرتره ی زن لختی از " ون گـو " یا " پیکاسو " ندیدم

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left