Sweet Tooth

Sweet Tooth

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Sweet Tooth S01E02 WEBRip x264-ION10
Komentář od MATIN78124

Tagy

webrip
web
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
Zveřejněno: 2022-03-11
Stažení: 58
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

ترجمه و تنظیم @ Matin78124

‫شما داستانِ گاس رو متوجه نمیشی

‫اگه داستانِ "ایمی"رو ندونی

‫پایانِ جهان راهی خنده دار ‫واسه ارتباط برقرار کردن داره

‫ایمی هیچوقت این رو پیش بینی نکرد..

‫چون قبل از فروپاشیِ بزرگ..

‫مثل اینه که دیگه هیچوقت ‫باهم حرف نمیزنیم

‫اون توی ارتباط برقرار کردن ‫ با هرچیزی مشکل داشت

‫کی تصمیم گرفت سه تا بچه داشته باشه؟؟

‫بخاطر بچه هامون من رو سرزنش نکن

‫-اون هیچوقت بهم گوش نمیده ‫-کاملاً ناعادلانه اس

‫-من که همیشه بهت گوش میدم ‫-خب الان چی گفتم؟؟

‫اون یه شغل عالی داره،ولی..

‫میبینی،ایمی توی یه قفس زندگی کرده

‫قفسِ یه زندگی دنیوی و پیش پا افتاده

‫چندش آوره..

‫و قفس در شُرف کوچیک شدن بود

‫این سیستم پخش اضطراری است.

‫این یک تست نیست.

‫اون اصلاً رحمی نمیکنه.. ‫و اون الان اینجاس

‫و اگه دعا نکردید.. ‫الان ممکنه زمانِ خوبی واسه شروع کردن باشه

‫این رسماً اخطار نهاییِ شماست

‫این یک قرنطینه اجباری است.

‫تکرار میکنم،این یک قرنطینه اجباری است

‫مسئولان به همه میگویند که در خانه بمانند

‫درب خانه های تان را قفل کنید

‫با کسی که علائمی ‫دارد تماسی نداشته باشید.

‫اگه سالم هستید، ‫باید قرنطینه بشید

‫ساعت ها روز شد..

‫روزها هفته شد..

‫ایمی به یه زندانی تبدیل شد

‫ولی درست زمانی که فکر میکرد جهان اون رو ‫برای همیشه زندانی کرده

‫طبیعت یه ایده دیگه ای داشت..

‫و برای اولین بار توی زندگی ایمی..

‫احساس بیداری کرد.

‫به همین شکل..

‫ایمی دقیقاً میدونست که کجا باید بره

‫سلام.

‫همه رفتند،ها؟

‫آماده آزادی هستی؟

‫آره؟

‫هوم؟

‫بعضی قصه ها از ابتدا شروع میشن

‫خب،پس برو

‫داستانِ ایمی از اینجا شروع شد

‫و در جایی،بسیار بسیار دور.. ‫در اعماق جنگل

‫سرنوشت تمام ‫ داستان های ما رو گرد هم آورده بود

‫مرد بزرگ!

‫منتظر من باش

‫تا کِی میخوای دنبالم بیای؟

‫گمونم تا وقتی که به اونجا برسیم

‫به کجا برسیم؟

‫کلرادو،اون اونجاس

‫کی اونجاس؟؟

‫-مادرم. ‫-او...

‫فراموش کردم بهت بگم

‫کلرادو از بین رفته

‫آره،اونجا..

‫همه چی از بین رفته..

‫گمونم لیزرها بود و ...

‫تمومِ مردُم اونجا ‫هم کشته شدن،خیلی غم انگیزه

‫متاسفم که از دستش دادی،خب.. ‫زندگی عالی داشته باشی

‫شوخی بود!

‫جوک هات اونقدرا خنده دار نیست ‫مرد بزرگ

‫به همون اندازه خنده داره که یه بچه آهو فکر ‫میکنه میتونه تنهایی این بیرون از پس خودش بر بیاد

‫من تنها نیستم،تو رو دارم

‫-چی بهت گفتم؟ ‫-گفتی که اگه تنهایی برم دنبالش..

‫من گفتم بمون!

‫یعنی این که نرو! ‫یعنی این که توی جنگل بتمرگ

‫و توی بوته ها بتاب یا ‫هرکاری که میکنی رو بُکن

‫چیکار میکنی؟

‫پابای من بهم گفت که هرجایی که میری، ‫مثل روز اولش اونجا رو ترک کن

‫آشغالامون رو قایم کن تا مرُدم ما رو پیدا نکنن

‫الان برمیگردم

‫بذار حدس بزنم

‫تو هم شب خیزی

‫قول میدم ساکت بمونم

‫نخیرم،نمیشه مرد کوچولو

‫تو اون پُشت خیلی وحشتناک شدی

‫از اونجا بیا بیرون تا بتونم ببینمت

‫کجا زندگی میکنی؟

‫-هیچ کجا ‫-کجا هست؟

‫-هرجایی که بخوام ‫-دوستی رفیقی داری؟

‫-نه ‫-چطور!؟

‫-مُردن ‫-مامانم رو میشناسی؟

‫-نه ‫-چطور!؟

‫-احتمالاً مُرده ‫-از کجا میدونی؟

‫-بیشتر مردُم مُردن ‫-تا کلرادو چقدر فاصله است؟

‫-یه میلیون مایل ‫-چقدر طول میکشه؟

‫نمیدونم،چون قرار نیست ببرمت اونجا

‫چطور؟

‫چون یه سری کار دارم که باید انجام بدم

‫-مثل چی؟ ‫-بهم اعتماد کن بچه

‫آدمایی مثل من،واسه بچه هایی مثل تو خوب نیستن

‫همه آتیش ها رو خاموش کردی؟

‫کدوم آتیش؟

‫خب،پابای من میگفت که بیرون حصار پُر از ‫آدمای بد و آتیش سوزی بود

‫ولی من هیچ آتیش دیگه ای ندیدم

‫غذات رو تموم کن

‫حالا چی؟

‫میرم بخوابم

‫باید چیکار کنم؟

‫اگه تا صبح رفته باشی،به تخمم نیست

‫رفیق،رفیق

‫رفیق

‫اوه نه ! غذام..

‫ای وروجک..

‫نقشه ام!

‫اوه

‫اینا کجا هستن؟

‫نمیدونم والا،چندتاش رو امتحان کردم ‫ولی حال بهم زن بودن

‫اونا باعث شدن خندم بگیره

‫اونا آب نبات نیستن!

‫حالا،بقیه اش کجاس؟؟

‫لعنتی

‫اما شربت اضافه آوردم!

‫برو خونه

‫میتونی سهم من رو هم داشته باشی

‫بیا اینجا

‫من هیچ دارویی ندارم،هیچ راهی واسه رفتن ندارم

‫هیچ آبی ندارم و هیچ غذایی ندارم!!

‫وقتی غذا نداشته باشم عصبی میشم

‫میخوای ببینی عصبانیت چجوریه؟

‫من جایی رو میشناسم که غذا هست

‫شاید بتونیم باهمدیگه بریم؟

‫برو داخل

‫برو داخل

‫حرف نزن..

‫غذا رو بردار،فرار کن

‫حرف نزن،غذا رو بردار

‫بابا؟

‫سرم رو ول کن ! نمیتونی داشته باشیش

‫مهمون زیاد میاد واست؟

‫اصلاً

‫پس میتونید ماسک هاتون رو دربیارید

‫من مریضی رو ندارم

‫و اگه شماها اینجا قرنطینه شدید،پس شما هم ‫مریض نیستید

‫ویروس هنوز اون بیرونه؟

‫میاد و میره

‫در مورد..

‫موجودات زنده مریض نمیشن و ‫نمیتونن بیماری رو گسترش بدن

‫نمیدونم چرا مردُم هنوز این اعتقاد رو دارن

‫ما زیاد بیرون نمیریم

‫راستی!

‫سر سفره این کار رو نکن

‫برو توی اتاقت

‫صبر کن.

‫بهتر شد

‫ممنونم

‫شما مادر "راستی"هستید؟

‫-من تاحالا با هیچ مادری ملاقات نکردم ‫-نذار شروع کنه

‫کی بهت حرف زدن رو یاد داده؟

‫پابام یادم داده ‫اون من رو مجبور کرد که یاد بگیرم

‫من فهمیدم که مریض شده..

‫-بردی رو میشناسی؟ ‫-ببخشید؟

‫مامانم رو میگم،داریم سعی میکنیم پیداش کنیم

‫شرمندم،متاسفانه نمیشناسمش

‫اگرچه خیلی خوشگله

‫تلاش کردم بهش بفهمونم که

‫مادرش اون بیرون نیست،ولی ‫اون خیلی کله شق ـه

‫شما بچه ها همدیگه رو از کجا میشناسید؟

‫-نمیشناسیم! ‫-اون داره من رو میبره به کلرادو

‫چندسالته گاس؟

‫فکر کنم 10 سالمه

‫بینِ این موجودا،پیر حساب نمیشه؟

‫"راستی"چند سالشه؟

‫11 سالشه

‫اون یکی از آخرین هاس..

‫یکی از آخرین..

‫نوزادان انسان.. ‫قبل از اینکه..

‫همه بچه ها مثل تو به دنیا بیان

‫میتونم باهاش بازی کنم؟

‫نمی..نمیدونم

‫اون گاز میگیره؟

‫گاز میگیری؟

‫پس بفرما،شیرین دندون

‫خیلی خب

‫میدونستی که اونا قبلاً آدما رو ‫میفرستادن کره ماه؟

‫بابام میگفت که اونا آدما رو میفرستادن ‫به فضا و این چیزا

‫تا حالا به ماه رفتی؟

‫نه،یه بار رفتم به مرکز خرید

‫پشکل میرینی؟

‫نه

‫گوش هات نرم هستند یا مثل ‫گوش های خوک حال بهم زنن؟

‫بعضی وقتا یادم میره که اونا رو دارم

‫بجز وقتایی که به خارش میوفتن

‫من یه سگ شکاریِ طلایی داشتم،اسمش اسنیکرز بود

‫و عادت داشتم گوش هاش رو بخارونم و ‫خیلی لگد میزد

‫تو اینکار رو میکنی؟

‫نمیدونم

‫میشه امتحان کنم؟

‫خیلی باحالِ.

‫-بلدی چجوری قطار بازی کنی؟ ‫-آره،قطار چیه!؟

‫مثل هزارپا ـه ‫و خیلی سریع ـه

‫خب چجوری بازی کنم؟

More Farsi Persian subtitles for Sweet Tooth

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left