Prvních 200 řádků.
شعر عشق باستانی
،قدرت روحی اینجا خیلی کمه
.پس حصار باید آسیب دیده باشه
ولی قفل نگهدارنده خدا نباید هیچ جوره ضعیف .شده باشه
.این هوای بی نظمیه
ممکنه به خاطر گل خداکش باشه؟
،وقتی گل خداکش شکوفه میده
،هوای بی نظمی رو پخش میکنه
که فقط توسط رئیس خدایان سه قلمرو جذب .میشه
این کاربردی ترین تمرین برای بدست آوردن .بالاترین قدرت بی نظمیه
،بای جوئه
رئیس خدایان کوچولویی که انقدر برات مهمه
.نمیتونه از تو چیزی یاد بگیره
چرا اون رو به من نمیسپاری؟
،تا هزار سال دیگه
.بهش آموزش میدم تا خدای بی نظمی بشه
اون پیرمرد چینگ تیان من رو توی تله انداخت
پس حالا دیگه توی این سکوی نگهدارنده خدا ،اسیرم
چطور میتونم به اون آسیبی بزنم، نه؟
چرا باید نگران باشی؟
پیشنهادم
به نفع تو
یا من
.یا سه قلمرو عه
شاید فقط زمانی که خدای بی نظمی واقعی بشی
.بتونی تقدیرت رو عوض کنی
نینگ دختری که توسط یک مار متولد شده بود، مضطرب روی تخت دراز کشیده بود که خانواده اش او را دیدند
هرچند که تو یک مار اهریمنی هستی
هرچند که تو رئیس خدایانی
.قلبم تغییری نمیکنه
.من، بای جوئه، ناامیدت نمیکنم
.داستان خوبیه
.در مورد هوش مار نُه سره
.چند تاییش رو گلچین میکنم
شنیدم که
استاد بای جوئه میخواد
.با شما تنهایی شام بخوره
طناب قرمز از الان کارش رو شروع کرده؟
.اولیاحضرت بریم آماده بشیم
برای چی؟
.حمام کنید و لباسهای تمیز بپوشید
،حالا که بای جوئه صادقانه دعوتم کرده
نمیتونم بی احترامی کنم، نه؟
ولی من و تو
.باید تمرین رو در صدر کارهامون قرار بدیم
.نباید حواسمون پرت خوشگذرونی بشه
امیدوارم برای همیشه کنار هم باشیم
اگر یک روز استاد بای جوئه
،در مورد احساساتش با شما حرف بزنه
شما باید به عنوان رئیس باوقار خدایان
.بتونی به خوبی موقعیت رو کنترل کنی
.خیلی پررو شدی
،کلا چند روزه داری بهم خدمت میکنی
.و از الان داری من رو مسخره میکنی
.معذرت میخوام
،اولیاحضرت
استادم میخواد در مورد چیز مهمی با شما صحبت .کنه
.لطفا به سالن چانگ یوان بیاین
برگرد و به اربابت بگو
.همین الان میام
.چشم
،این فقط یک شام عادیه
.مجبور نبودی انقدر رسمی لباس بپوشی
،وقتی هونگری اومد به دیدنم
وو هوان و من داشتیم برای روز منتخب لباس .انتخاب میکردیم
نمیخواستم زیاد منتظر بمونی
.پس با همون لباس توی تنم اومدم
.بفرما، همشون غذاهای مورد علاقهات هستن
.معمولا زیاد میخوری
چیه؟ امروز اشتها نداری؟
احمق، اشتها ندارم؟
.من فقط سعی دارم برازنده باشم
این بامبوی ترش رو امتحان کن. اون اشتها رو باز .میکنه
میبینی؟
.بعد از اینکه دستبند رو صیقل دادم براق تر شده
خیلی خوب مراقب هدیه ای هستم که بهم .دادی
.پیراشکی هنوز گرمه
.بهترین مزه رو الان داره
.آرایش لبم
دوستش نداری؟
چطوره؟
.آرومتر. خودت رو خفه نکنی
،شانگ گو
.باید یه چیزی رو بهت بگم
!خودشه! خودشه
.قالب یخ داره برام شراب میریزه
...یعنی اون
میخواد در مورد احساسش بهم بگه؟
من یک فکر خوب دارم
که ممکنه بتونه به تو کمک کنه تا زودتر بتونی .فرمانروایی رو بدست بیاری
!عالیه
.جادوهای زیادی هستن که باید یاد بگیریم
.بیا با هم بریم
.متاسفانه، خودت تنهایی باید بری
خودم تنهایی برم؟
کجا؟
جنگیدن سریعترین راه برای بهبود قدرت الهی .تو عه
تو مجبوری
.خودت تنهایی به جهان زیرین بری
جهان زیرین؟
برای چند وقت؟
.هزار سال
...هزار سال
،شانگ گو
از وقتی که رگهای الهیات باز شدن به سختی .تلاش کردی
.فقط مشکل اینا که زمان زیادی باقی نمونده .من هیچ راه انتخاب دیگه ای ندارم
.اینطور نیست که نخوام باهات بیام
،تو قدرت بی نظمی رو تمرین میکنی
نه من، نه تیانچی و نه جی یانگ
.هیچکدوممون نمیتونیم بهت کمک کنیم
.تو خودت تنها هستی
من دارم کلاسیک کوه ها و رودخانه ها رو حفظ .میکنم
.به سختی تلاش میکنم
.من رو با اون جهان زیرین نترسون
.تصمیم گرفته شده، دیگه بحثی نباشه
.من نمیفهمم
چرا یکدفعه داری پرتم میکنی بیرون؟
اشتباهی ازم سر زده؟
.جهان زیرین خطرناکه
کسی اونجا نیست که مراقبت باشه یا لوست کنه
.یا برات برنامه بچینه
.پس تو باید خوب باشی
قبل از هر کاری خوب بهش فکر کن، فهمیدی؟
!من نمیرم
.مگر اینکه تو هم باهام بیای
.این اکسیر رو خودم برات درست کردم
.هر زمان لازم شد ازش استفاده کن
!نمیرم
میدونم که یکدنده ام
تنبلم، تمرین نمیکنم
.یا به اندازه کافی مطالعه نمیکنم
.ولی دارم خودم رو تغییر میدم
تمام سعی ام رو میکنم که انتظارات تو رو برآورده .کنم
فقط من رو به جهان زیرین نفرست، خواهش .میکنم
به عنوان یک خدای حقیقی، تو باید سه قلمرو رو .رهبری کنی
.ما نمیتونیم تقدیر خودمون رو انتخاب کنیم
در قلمرو بهشتی، به این میگیم آخرین غذا قبل از .اعدام
.باشه
.میرم
.اون همیشه یک مرد بی عاطفه س
.تقصیر خودته که انقدر مطمئن بودی
.خودت دنبال دردسر میگشتی
بای جوئه دوباره چیکار کرده؟
اون گفتش که
.من رو به جهان زیرین میفرسته
.خودم تنهایی
.برای هزار سال
اون عقلش رو از دست داده؟
.جهان زیرین پر از شیطانه
.باورم نمیشه دلش میاد که همچین کاری انجام بده
.نه. باید باهاش حرف بزنم
،بهم بگو
تا من رئیس خدایان نشم
اون ازم راضی نمیشه؟
.دختر احمق
.واقعا دلم نمیخواد این همه چیز رو تجربه کنی
.من نمیخوام برم. نمیخوام به جهان زیرین برم
باید چیکار کنم
تا راضی بشه که از تصمیمش برگرده؟
،مهم نیست چی پیش میاد
.من طرف تو هستم
.اگر نمیخوای بری، بیا به یک راه فکر کنیم
.چیز مهمی نیست
.اگر مجبور باشیم باهاش میجنگیم
.فردا روز منتخبه
.لطفا زودتر بخوابید
.فردا به قلمرو پایین تر برو
به ووشی کمی قدرت روحی بده
.تا بتونه به فرم انسانیاش برگرده
چی؟
.چیزی نیست
وقتی به ووشی و فنگ یان فکر میکنم
.دلم به رحم میاد
دلتون به رحم میاد؟
.اونها برای هزار سال از هم جدا شدن
.این درد زیادیه
.موگوانگ
.ممنونم
.خواهش میکنم
ما به هم قول دادیم که در قلمرو خدایان مراقب .همدیگه باشیم
روز منتخب
روزیه که شاگردانی در قلمرو خدایان پذیرفته .میشن
این چهار جاودانه در سالهای اخیر از بهترین ها .بودن
لطفا محتاطانه انتخاب خودتون رو بکنین
.تا بنیاد قلمرو خدایان تقویت بشه
.بله، اولیاحضرت
.بلند شین
شما بهترین کاندیدهای ما هستین
.آزمون منتخبین رو تموم کردین و رتبه آوردین
.بهمون بگید اهل کجا هستین
.من جونگ لی از کوهستان کونلون اومدم
.من شیاهویی از فرقه ی داوهه از شانجو اومدم
موگوانگ
من موگوانگ هستم و اهل فرقه اژدهای طلایی از .کوهستان تیانسی هستم
.اون از فرقه اژدهای طلاییه
.موگوانگ قدرت روحی بالایی داره و با استعداده
.اون رتبه اول رو در آزمون گرفته
درضمن، اون روش تسکین دهنده ی فرقه اژدهای .طلایی رو تمرین میکنه
فکر میکنم
.موگوانگ بهترین کمک برای شانگ گو عه
No comments yet. Be the first to leave one.