Prvních 200 řádků.
برنامهای که در ادامه خواهید دید حاوی الفاظ نامناسب و صحنههای خشونت آمیز است
واسه خودت هنرمندی هستیها، رفیق
3815 متر
واسه تیراندازی از نصف اون فاصله
حتما باید تعلیم نظامی دیده باشی
یه یارویی هست - السکاندر داگن -
تکتیرانداز خارق العادهای بوده
ولی مُرده
.به افغانستان اعزام شد کل واحدش رو قلع و قمع کردن
ولی جسدی پیدا نشد
یه جای کار میلنگه
خب، ایزابل بهم گفته که میخوای یه پرونده محرمانه سطح استرپ 2 رو بررسی کنی
چون از نظرت به پیدا کردن شغال، کمک میکنه - بله -
پرونده رو من میبرم، اوسی
از اینطرف، آقای هالکرو
باید صحبت کنیم - دارن دنبال جاسوس میگردن -
نمیخوام اینجا باشه، پاول - کسی با تو کاری نداره -
میخوام با شوهرم و بچهم صحبت کنم - لطفا برو داخل -
میخوای بیای خونه
یا میخوای پیش زن سابقِ آشغالت بمونی؟
کون لقت، مستبد
تالین تنها فرصتمون بود و تیرش خطا رفت
...اودیسی میخواد کل دنیا بفهمه
که ریور، جاری میشه
چارلزه، نه؟
خودشه؟
همچنان فردا برمیگردی؟ - آره -
...چون الان
حقیقتِ کیری رو میخوام
تیم امنیتی براوو
اکنون قایق سوژه رو تحت اختیار گرفته
و تفتیش رو انجام میده - دریافت شد -
تیم امنیتی دلتا، تیم جستجوی براوو رو
زیرنظر داره
قایق تحویل رسیده. همهچیز امنه - ادامه بدید -
چی شد؟
صبح بهخیر
،میدونی، تا جایی که به اونا مربوطه فرصت کشتنش رو داشتی و تیرت خطا رفت
فقط همین براشون مهمه
ریور تا 48 ساعت دیگه عرضه میشه
این اصلا برات نگرانکننده نیست؟
چون باید باشه
واسه تفریح که نیومدم اینجا
«روز شغال»
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
وقتی بچه بودم
مادربزرگم، یعنی مادرِ مادرم
که اهل شهر الخلیل بود
بهم گفت یه مرز باریکی
بین محترم بودن
و بیحرمت شدنه
و الان اینجاییم
...روز خیلی زیباییه
و کسی بهم بیحرمتی نمیکنه
صرفا قصد دارن بکشنم
،بذار تلاششون رو بکنن هیچوقت موفق نمیشن
...ولی
...اگر کشتنم
قول بده که ریور رو عرضه کنی
اوله، میتونم قول بدم، ولی جفتمون میدونیم که از پسش برنمیام
هیئت مدیره از ریور متنفره
خواستهشون باهات یکیه چون ازت میترسن
یعنی میگی ازم حساب میبرن
آره، منظورم همین بود
از من که حساب نمیبرن
پس بهگمونم باید زنده بمونی، نه؟
سروان بالدوین، حالت چطوره؟
افتضاح
هوم
سرطان ریه داری
علتش گودالهای آتیشِ هیرمنده، درسته؟
هشتتا از افرادت اونجا مُردن، نه؟
بابت اتفاقی که افتاد واقعا متاسفم
لابد تجربهی دردناکی بوده
از الکساندر داگن، چیها میتونی بهم بگی؟
تو دکتر نیستی
کی هستی پس؟
مامور امآی6 هستم
...ازت چندتا سوال
درباره اتفاقات هیرمند دارم
.همهش توی گزارش قید شده بهنظرم دیگه بهتره بری
نمیتونم. باید قبلش جوابِ سوالاتم رو بدی
.من با مامور امآی6 حرف نمیزنم گم شو بیرون
پرستار رو میخوام
پرستار رو میخوام
البته. وقتی گپمون رو زدیم پرستار میاد
مورفینِ بیشتری نیاز دارم
پس سریع صحبت کن
بله؟
بیا تو، بیانکا
جدیداً دارم سعی میکنم گیاه پرورش بدم، ولی همهش پژمردهشون میکنم
عادتیه که ترکش سخته
خیلی هم کسلکنندهست
خواستم جزئیات جدید مربوط به تحقیقات شغال رو بهت بدم
یه سری اطلاعات درباره داگن کسب کردم
ظاهراً تنها بوده
بشین
،تنها شخصِ نزدیک بهش هدفیابش بوده
اسم طرف گری کاب بوده
پس اگر داگن زنده باشه
امکانش هست که کاب هم زنده باشه
.امکانش هست، ولی بعیده مدرکی وجود نداره
ولی سرنخه
بیا صادق باشیم، بیشتر نظریهست تا سرنخ
خب، من میخوام این نظریه رو محک بزنم و ببینم چیزی دستگیرم میشه یا نه
بعید میدونم ممکن باشه
چرا؟
چون این تحقیقات رو تعطیل میکنم
نمیتونی
نمیتونم بر اساس حدس و گمان تصمیمگیری کنم
آدمها جونشون رو از دست دادن - زیاد هم بودن -
ولی من هم منابعم محدوده
و یک نفر، ارزش این همه ریخت و پاش رو نداره
پس یعنی شکست رو بپذیریم؟
بهتره این طرز تفکر دوگانهت رو بذاری کنار
دارم به طرف، نزدیک میشم
بیانکا، مسئله تو و نتیجه گراییت نیست
بحثِ تصویر کلی مطرحه
مسئله مصلحت کلیه
فقط یهکم دیگه زمان میخوام
من هم ازت میخوام بیخیال بشی
اگر نشم چی؟
بعید میدونم از جواب این سوال خوشت بیاد
،سلام، اوسیتا هالکرو هستم لطفا پیغامتون رو بذارید
اوسی، منم بیانکا
کجایی؟ لطفا بهم زنگ بزن
خبردار شدی؟
از چی؟
امروز اوسی رو ندیدی، نه؟
نه. از چی باید خبردار میشدم؟
...چیز
من اینجا چی کار میکنم، کارور؟ - جواب بده -
خب، هنوز سوالهای بیجوابی
در رابطه با جاسوسیای که شده داریم
...در رابطه با نورمن، بلاروس
مجارستان... - دربارهش صحبت کردیم -
ولی بهمون نگفتی
که چرا توی تاریخچه سیمکارتت
پیامهایی از یک شماره در آمریکا ثبت شده
وقتی هم دنبال پیامها گشتیم
دیدیم پاکشون کردی
هوم
«مترجم: علیرضا نورزاده» ::. MrLightborn11 .::
نوریا؟
چرا توی تختت نیستی؟
سلام، پسر کوچولو
سلام، کوچولوی من
خیلی دلتنگت بودم
نمیتونی فکرش هم بکنی که
چقدر دلتنگت بودم، عزیزم
هواپیمات کجا میره؟
کجا میره، کوچولو؟
گوش کن، نظرت چیه که ...من، تو و مامانی
...سوار هواپیمات بشیم
و بریم یه جای دور
فقط خودمون سهتا
...خودت باید خلبانش باشی
چون من یهکم خستهم...
و بعید میدونم که مامانت خلبانی بلد باشه
...هرچند، مادرت
زنِ غیرقابل پیشبینیایه
تو بشین پشت هواپیما
کاپیتان کارلیتوس
فکر کنم وقت خوابته، کوچولو
بیا تا ببرمت توی تخت گرم و نرمت
آفرین پسر خوب
آفرین پسر خوب
...بخواب
بگیر بخواب
تو کی هستی؟
خودت میدونی کیام
این واقعیه؟
منظورت چیه؟
این
این
این
هیچکدوم از اینا واقعیه؟
هوم؟
بذار بهت بگم کی هستی
یه دروغگویی
...پس حالا
حقیقت رو بهم بگو چون آخرین فرصتته
نگاهم کن
نگاهت رو ندزد
این تویی؟
آره
واسه پول، آدم میکشی؟
آره
به زبون بیار - چی رو؟ -
همین رو به زبون بیار
همین رو به زبون بیار
واسه پول، آدم میکشم
ببخشید، چی گفتی؟
نشنیدم چی گفتی
چی گفتی؟
واسه پول، آدم میکشم
تکرار کن
واسه پول، آدم میکشم - به حرف خودت گوش بده و تکرار کن -
واسه پول، آدم میکشم
No comments yet. Be the first to leave one.