Informace o verzi

Noumin Kanren no Skill bakka Agetetara Nazeka Tsuyoku Natta - 08 [AioFilm com]
Komentář od AioFilm
🔷 BlackNava آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tagy

TS
Zveřejněno: 2022-11-23
Stažení: 4
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

آیوفیلم تقدیم میکند

! عجله کن

اگه عجله نکنیم ، نمیتونیم شاهزاده نِدیلوس ! و شاهدُخت فال رو ببینیم

! اه ! منُ ول نکنید

حالا که یه ملکه دارم ،‌ بالاخره میتونم . تاج و تخت رو از آن خودم کنم

دیگه میتونم هم اسماً هم حقیقاً . بر این کشور حکمرانی کنم

، به علاوه ، تا زمانی که شمشیر مقدس رو دارم

میتونم اهریمن‌ها رو به بردگی بکشم . . . و از مِیگیس رو ، منزوی کنم

! شاهدُخت فال

. چه زیبا

. . . چه عروسِ برازنده‌ای

. . . ممنونم

. خب دیگه ، بیا بریم و ملحق شیم به بقیه

. . . شرمنده

. لطفاً شما زودتر برید

. خودم رو بهتون میرسونم

. احتمالاً میزانپلیِ خانوما خیلی طول میکشه

. . . لطفاً زیاد منتظرم نزار شاهدُخت فال

. . . تو هم میتونی بری

. . . بله خانوم

، اگه مردی وجود داره که میخوای باهاش ازدواج کنی

، باید فارق از طبقه اجتماعی و این چیزا . باهاش ازدواج کنی

. . . چونکه خوشحالیت اولویت داره ، فال

. . . من شاهدُختِ کشور مِیگیس هستم

. . . این به خاطرِ کشورمه

کارِ درست همینه ، نه ؟

. . . آل - کون

:مترجم

آیوفیلم تقدیم میکند

. آره ! خیلی چشم انتظارشم

. . . میخوام ببینم چه شکلیه ( منظورش فاله ) . . . خیلی ذوق دارم

، با اینکه دروازه پشتیه . ولی پشمام ریخته چطوری تونستیم وارد بشیم

برای عروسی ، کل کشور درگیر . آماده سازی وسایل عروسین

هر طور شده ، باید یواشکی وارد قصر شیم . تا بتونیم گروگان رو آزاد کنیم

. از این طرف

سریعاً

! سرها پایین

. اونجاست

همونطور که انتظار میرفت . چهار چشمی حواسشون بهش هست

! نگران نباش

! با این لباس مبدل ، کسی پیدامون نمیکنه

! هرچی نباشه ، اینو بهترین خیاطه مِیگیس برام دوخته

. . . چون بهترین خیاط بوده که دلیل نمیشه

. . . این لباسا

. خیلی خفنن

! با پوشدنشون ، شبیه کشاورزا شدیم

الان مامور مخفی شدیم ، مگه نه ؟

در مقابل ، بنظرم قراره به فاک بریم ،‌ درسته ؟

! جای نگرانی نیست

نه بابا ، نگرانی چیه !نمیبینی دارم میرقصم ؟

خب ، نقشه چیه ؟

! یه چیز خفن

، اول از همه ، میریم که معشوقِ گازل رو از . زندان قلعه آزاد کنیم

. بعدشم ، میبریمش به کلیسا

، بعدشم ، گازل که توسط شاهزاده نِدیلس نهدید میشده

" ! به " قدرت تقلبیه شمشیر در بین مردم اعتراف میکنه

. اینجوری ، همه چیز به خیر میگذره

. . . این دیگه ساده لوحی

. قرار نیست لو بریم . . . هرچی نباشه ، یه کشاورز نابغه باهاتونه

!هوی ! دارید چه غلطی میکنید ؟

! ای‌داد ! بمون شک کردن

! ما اصلا هم مشکوک نیستیم

! ما یه مُشت کشاورزِ ساده‌ایم

! اومدیم که بهتون سبزیجات تازه ، برسونیم

میــــ میخواید به کی برسونیدشون ؟

! میبریمشون به کاخ

چرا سبزیجات ، چرا کاخ ؟

! چون تازه‌ هستن

اوی‌اوی ، ایسگامون کردی . . . ؟

. . . میدونستم

! عالی شد

اونا نفوذین ! جاسوسای دشمنن که با لباس کشاورز میان

!چرا دارن دنبالمون میان ؟ !کشاورزا که آدمای خوبین ؟

میدونی ، یکم رفتن کشاورزا توی توی کاخ سلطنتی چیز عجیبی نیست ؟

! هرجوری شده‌ ، باید بتونیم به قصر نفوذ کنیم

!نفوذ کنیم" ، اونم تو این شرایط ؟ "

! دیگه وقت نداریم

! اینُ بسپار به ما

! آل - کون ، تو برو سراغ گروگان

آخه داری چیکار میکنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

!یواشکی وارد شدن ؛ انجام شد !‌باقیش رو میسپاریم به تو آل - کون

. . . هــــو‌-وااااااااا

یادم باشه هیچ وقت با هلن - سان . . . چَپ نیفتم

. . . نمیتونم در بیام

روم سیاه ، آسیب دیدید ؟

خو - حودتون چی ؟

. . . شما

شما دوست دخترِ گازل هستید ؟

!گازل رو میشناسی ؟

!این صدا دیگه چی بود ؟

!تو دیگه چه خری هستی ؟

. . . من

ادوارد دست قیچی

. . . من

! یه کشاورزم

!‌کاشتِ چغندر

. . . خب دیگه

. . . دوباره میگم ، دوســ دخترِ گازل

. بله

. لطفاً همراهم بیا

! این کشور داره از گازل سؤاستفاده میکنه

میخوام که اعمال شیطانی این ! کشور رو بر مَلا کنم

. . . گازل

. فهمیدم

! حله ! بزن بریم

! چشم

!دوست دخترِ گازل ؟

. میدونم ، شرمنده

. . . خیلی دوست دارم بیام ، ولی

!‌چی ؟! این دیگه چه کاریه ؟

! فک کنم ، تا اینجاش رو خوب اومدیم

! به طرف کلیسا

! بدو ! بدو ! بدو

!چی ! آل - کون ؟

! هوه

با موفقیت دوست دخترِ گازل ! رو نجات دادم

! همونطور که ازت انتظار میرفت ، آل - کون

. با اینکه از هوش رفته

. . . خب ، چیزی که مهمه

! فرار کنید

. . . این زنگ

. مثِ اینکه کلیسا اونوریه

! باید عجله کنیم وگرنه مراسم شروع میشه

. . . فال

. آل - کون

، به خاطر فال - ساما هم که شده ، مهم نیست که چی بشه ! هرطور شده نجاتش بده

. . . بقیه‌اش رو هم بسپار به ما ، پس

. . . هلن -سان ، روری

! کشاورز بودن خیلی بهتون میادا

! یه ذره هم خوشمون نیومد

! روتون حساب میکنما

. . . اگه آلن -کونه که

!‌ درسته

. حالا وقتشه که من دست به کار شم

فال . . . واقعاً مطمئنی ؟

، اگه الانم بگی ، با عنوان پادشاهیم . . . مراسم رو لغو میکنم

. . . مشکلی نیست

. این تصمیم خودمه

. . . و همچنین

. این برایِ آینده مِیگیسه

. . . شرمنده‌ام

! زیگ - زاگی بدو

! این تاکتیک برای رد گم کنیه

! آل - کون ، لطفاً سرِ وقت برس

. . . وگر نه

! تلاش ما هم بیهوده میشه

. . . در زمان حُزن و شادی

. . . در فقر ، و ثروت

. . . تا زمانی که مرگ شما را جدا کند

. . . تا زمانی که نفس میکشی

عهد میبندی که به همسرت وفادار باشی ؟

. . . بله

. . . حال ، اجازه دارید عروس رو ببوسید

، اینطوری ، دیگه مال من میشی . لطفا ذهنت رو خالی کن

بهت نشون میدم ، میتونم تمام . . .دلشوره هات رو از بین ببرم

. . . نمیخوام

. . . در آخر

! نمیخوامش

! آل - کون

! جر خوردم

!دَرُ بوسید ؟

!چی ؟

! سلوم ،‌فال

آل . . . کون . . . ؟

. . . ای‌داد ! میخواستم در بزنم ، ولی یهو درِ لیز خورد

. فک کنم دیر کردم

! نه

! آل ، اینجایی که ، مردکِ پلشت

! اوه ، خوب خوابیدی

این عوضی اومده که ! شاهدُخت رو بدزده

! سریع دستگیرش کنید

. عوضی باباته . . . نِدیلوس

!چی ؟

. . . تو شمشیرِ ، لــِــِــعواع . . . هر چی که هست رو داری

تقلبیه ، مگه نه ؟

! چی داره میگه ؟! دروغ میگه

امکان نداره . . . تقلبیه . . . ؟

! ممنونم موجباتِ شادیمون رو فراهم کردی

حتماً نقشه دومت اینه که جمع رو متشنج کنی . . . تا بتونی عروسی رو بهم بزنی

. باید دروغ بهتری میگفتی

. . . آل

، متاسفانه

من با چشمهای خودم دیدم که . شمشیر هیولاها رو دور کرد

. . . اون واقعاً یه شمشیر مقدسه

! درسته

. همه آدمای اینجا قدرت شمشیر رو درک کردن

! هیچکس به مزخرفات تو گوش نمیده

یا . . . نکنه میتونی ثابتش کنی ؟

. میتونم

!ها ؟

! شاهزاده نِدیلوس

. . . همــــ همه جای کشور

. . . مثِ لشکرِ مورچه ها

! هیولا جمع شده

!چی چیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ؟

. . . یه همچین تعدادی باید کارش رو بسازه

. . . باقیش رو به خودت میسپارم

چــ چرا هر جا رو نگاه میکنی !هیولا هست ؟

! محاصره‌مون کردن

!نگران نباشید ! ما شمشیر مقدس رو داریم ؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left