Blood

Blood (블러드)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Blood E07 2015 [koreafan ir]
Komentář od aramesh82
برای دانلود فیلم و سریال های کره ای به انجمن کره فن مراجعه کنید | koreafan.ir مترجم آرامش

Tagy

other
Zveřejněno: 2015-03-10
Stažení: 45
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

خون قسمت هفتم

...دک

.آروم باش

.من دشمنت نیستم، دکتر پارک

.منم....آلوده ام

.می دونم خیلی شوکه شدی

می دونستین؟

می دونستین که منم آلوده ام؟

.بله

.از همون اولین باری که توی مراسم استقبال از من دیدمت

پس چرا حالا؟

.درمورد جزئیاتش بعداً حرف می زنیم

.فعلاً باید از بدن آلودمون مراقبت کنیم و فوراً این محل رو ترک کنیم

.تو اول برو منم پشت سرت میام

.زود باش برو دیگه

.اینجا مخفیگاه افراد آلوده ای بوده که من ازشون مراقبت می کردم

.بهرحال امروز درموردش فهمیدم و اومدم اینجا

.اونا از اینجا رفته بودن

.من تعقیبشون کردم و آخرش به شما رسیدم

.یه بار دیگه می پرسم

اگه منُ می شناختین چرا وانمود کردن که نمی دونین چیم؟

.معلومه بخاطر افراد آلوده دیگه

...چهل سال قبل

.این افراد آلوده خانوادمُ کشتن

.درموردشون تحقیق کردم ولی نتونستم پیداشون کنم

.بلاخره بعد از 40 سال دوباره حضورشونُ حس کردم

.همه اینام بخاطر تو بود

.که من متوجه اونا وبعدشم تو شدم

.پس برای گرفتنشون فقط از دور نظاره گر بودم

.بدون اینکه بهت چیزی بگم، دکتر پارک

یعنی از من به عنوان طعمه استفاده کردین؟

.معذرت می خوام

.بهرحال، می خواستم یه روزی همه چی رو بهت بگم

شما چطور آلوده شدین؟

خوبی؟

!هی! من اومدم

از جزیره جیجو برام هیچی سوغاتی نیاوردی؟

نارنگی،تاج ماهی یا شکلاتای نارنجی؟

هی؟ الو؟

حواست کجاست؟

یعنی چی این وقت شبی گفتی بیام که ساکت جلوم بشینی؟

می دونی؟ چی؟

.هیچی. می خوام برم بخوابم

!چه دیونه کننده

.هی! راستش اصلاً دلم نمی خواست بیام اینجا

...نسبت به دکتر پارک یکم

احساس خاصی داری،نه؟

چی؟ .از وقتی که با دکتر پارک رفتی و اومدی عجیب شدی

.خیلی حساس و آشفته و وسواسی شدی

.حتی رفتی جایی که هیچوقت دوستش نداشتی

ولی فکر نمی کنم خشوت نیومده باشه، پس چی می تونه باشه؟

بیشتر شبیه ...رابطه عشق و نفرت ؟

.مزخرف نگو و شکلاتتُ بخور

.کنار کیفمه

!وای

.چهل سال پیش داوطلب کمک به کوچِنیا شدم

.اونموقع پیرمردی بود که بخاطر یه بیماری درحال مرگ بود

.همونطور که داشتم درمانش می کردم خونش داخل دهانم پاشید

.بایانکه خیلی کم بود ولی تأثیر کشنده ای داشت

.بعد مرگ ظاهری، 2 روز بعد ازخواب بیدار شدم

.کامل آلوده شده بودم

...بعدش

.چیزای عجیبی از روستائیا شنیدم

.می گفتن که اون پیرمرد انسان کاملی نبوده

خونوادتون ...چی شدن؟

...بعد اینکه آلوده شدم

.فهمیدم که بقیه افراد آلوده افتادن دنبالم

.برای همین فرار کردیم

.ولی سرانجام مخفیگاه ما لو رفت

.و اونا اومدن سراغمون

.من با تمام قدرتم جنگیدم

...درطول این مدت

...همسرم و پسرم

غیر ازاون افراد آلوده ای که کشته شدن،تا الان افراد دیگه ای رو هم دیدین؟

.نخیر

.قبل اینکه ببینمت، فکر می کردم تنهام

تو چی؟

...خیلی وقت پیش

.من و خونوادمم درحال فرار بودیم

...احتمالاً خونوادتم

آخه چطور؟

...چطور تونست اینطوری

.خیلی شوکه کننده تر از وقتیه که بروس ویلیس تبدیل به یه شبح شد

.با این حرفا،یه چیزی هست که بیشتر از همه درموردش کنجکاوم

چی؟

اگه اونم آلوده هست، چطور همون درجه حرارت بدن انسانها رو داره؟

.فرکانس بالا نداره یا حتی بدنش بو هم نمیده

.منم می خواستم ازش بپرسم،ولی انگاری نمی خواست جواب بده

.البته معلومه

.اگه اون روش خاصی داره، به راحتی دراختیار کسی نمیذاره

.ولی بازم توباید مدام ازش بپرسی

...این...جی سانگ، این

.خیلی مهمه VBT-01 برای پروژه

این چه وضعشه؟

خوبی؟

.دستتُ بردار ببینم

.نمی خواد، مهم نیست

.فقط یه خراشه

دیشب خوب خوابیدی؟ .بله

.خوشحالم از اینکه دیروز دیدمت

.از حالا به بعد امیدوارم من و تو بتونیم بیشتر باهم حرف بزنیم

.منم مشتاقانه منتظرم

.اگه درمورد چیزی کنجکاوی یا چیزی نیاز داشتی بهم زنگ بزن

.فهمیدم که مامانت مُرده

.درست مثل مامان خودم

...وقتی چیزی اذیتت می کنه، فقط بیخیالش شو

چیه؟ خوب به نظر نمی رسه؟

.یه جور فلجه (لمس شدن بدن)که از اعصاب نخاعیتون به اعصاب حرکتی رسیده

!(برادر(قربان

چطوره که بجای اومدن به این بیمارستان، بری همون بیمارستان ته مین؟

مگه ته مین بهترین متخصصا رو نداره؟

.بهترین امکانات کشوری رو هم دارین

به دکترا اعتماد کن

.و درمان و بررسی پزشکی رو قبول کن

.نمیشه .به درمانت ادامه بده، دکتر پارک

!ولی قربان

.این یه بیماریه که حتی تو هم نتونستی بفهمیش،دکتر پارک

اونوقت چطور دکترای بیمارستان خودم بفهمنش؟

.ازت نمی خواد کاملاً خوبم کنی

.بجاش فقط می خوام کاری کنی که بقیه متوجه نشن

.فقط برای چندماه

.می تونی داروهای قویتر تجویز کین، من می تونم تحملش کنم

.خواهش می کنم، دکتر پارک

؟21A اولین باره که اومده به بخش

.نخیر، دومین باره

همیشه هم تنها میاد؟ .بله

این بیماره کیه؟

.دکتر پارک

.یه چیز دیگه ای رو هم باید گزارش کنم

چی؟

.پلیس داره درمورد مرگ نام دونگ پال تحقیق می کنه

.فهمیدن که قبل مرگش توی بیمارستان ما بستری شده بوده

.برای همین خواستن این قضیه رو تأیید کنن

هیچی که نفهمیدن نه؟

چیز مشکوکی که نفهمیدن؟ .خیر

.طبق دستور العمل، امروز صبح سوزونده شد

خواهر روحانی؟

تاحالا توی زندگیتون مورد باورنکردنی ای رو تجربه کردین؟

مگه کسایی که توی کلیسا هستن اغلب چنین تجربه هایی ندارن؟

...تولد افراد، زندگی کردنشون

.وحتی عاشق شدنشون .اینا همه معجزه است

.به نظر من اینا همه باورنکردنیه

.منظورم این چیزا نیست

چطوری بگم؟

.منظورم چیز غیر قابل باوری که ماوراءالطبیعه است

باز داری درمورد اون پسره فکر می کنی؟

.این سوالم اصلاً ربطی به اون نداره

...اگه منظورت همچین سوالاییه

.نمی دونم....تاحالا همچین تجربه ای نداشتم

.وای، جالب نیست

.ولی تو چشمای پاکی داری

.ممکنه از این چیزای باورنکردنی زیاد ببینی

.ریتایی که من می شناسم همچین کسیه

هنوزم به نظرت یه بچه ام؟

.جسمت نه، قلبت

.دکتر چویی

بله؟

.یه سوال دارم

.آ...بله بپرسین

.می دونین که با سوالات شخصی هم مشکلی ندارم

...درمورد دکتر یو ریتا هست

.آهان...دکتر یو

احتمالاً...مادر دکتر یو فوت کرده؟

بله؟

چرا یهویی همچین سوالی می پرسین؟

...آ...خب چیزه

.راستش، ریتا وقتی بچه بوده یه تصادف داشته

تصادف؟ بعدش چی شد؟

.بهتره از خودش بپرسین

.من نمی تونم بهتون بگم

خودتونم می دونین که

.که من و دکتر یو درمورد این جور مسائل شخصی حرف نمی زنیم

.خواهش می کنم

.پس بهش نگین که من بهتون گفتما

.خیلی وقت پیش والدین ریتا، جفتشون تصادف می کنن

تصادف؟

...چه یون...منظورم

.وقتی ریتا بچه بوده با خونوادش میرن جزیره جیجو

.اونا میرن جنگل ولی ریتا خودش تنهایی گم میشه

.والدینش همه جا رو دنبال ریتا می گردن

...وقتی پیداش می کنن

.درجه حرارت بدنت 36/8 درجه است .طبیعیه

.جدی؟عجیبه

.بدنم مدام می لرزه و سردمم هست

.می تونین دارو بگیرین

.اگه حالتون بدتر شد، به پزشک معالجتون خبر بدین

.باشه چشم .خوبه

پرستار چویی کجاست؟

.رفت به کارای انتقال بیمار جدید رسیدگی کنه

.آره،همون بچه مبتلا به سرطان کبد

.بیچاره خیلی جونه ، هنوز بچه است

.درسته

!ولم کن، اینجا رو دوست ندارم

!می خوام برم خونه

!تاوقتی خوب نشدی نمی تونی با دوستات بازی کنی

به تو چه؟

لی نا جونگ؟ چه طرز صحبت با بزرگترته؟

تو دیگه کی هستی؟

!گفتم بهم دست نزنین

!آروم باش !گفتم می خوام برم خونه

More Farsi Persian subtitles for Blood

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left