Prvních 168 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
!نیست! نیست !همه جا رو دنبالش گشتم
چی شده، نیکایدو؟
!وقتی بیدار شدم دیدم دست مصنوعیم نیست
!شاید یکی قایمش کرده
شاید چون همیشه ی خدا داری باهاش آلودگی صوتی ایجاد می کنی
میتونم از یوئنکار استفاده کنم؟
خواهش میکنم این .کارو بکنین، اینکارمات-سان
یه موج قدرتمندی از سمت کویتو نیسپا حس میکنم
!خودشه
فوق العاده ست! چطور تونستی بفهمی؟
!معمای عجیبیه
.حتی منم میتونستم بفهمم
!اینکارمارت بی نظیره، تسوکیشیما
هرسوالی که ازش بپرسی !جواب میده. ترسناکه
داری چیو گاز میزنی؟
.ریشه ی ایکما، برای دور کردن شیاطین
.یه ین و بیست سِن خرجشه
هی، از ستوان کویتو پول .ندزدید
اصلاً حرفامو باور نمی کنی، نه؟
خیلی خب، چرا نمیذاری تو رو جادو کنه؟
نه
اجازه میدی چیزی که میتونم رو ببینم، تسوکیشیما نیسپا؟
چیزی هست که دنبالش باشی ولی نتونی پیداش کنی؟
فکر نکن میتونی ذهنمو تسخیر کنی
درست فکر می کنم ،که تانیگاکی نیسپا نمیتونی اینجا بیاد
،چون که باید به هوکایدو برگرده
چون در واقع من یه گروگانم؟
ها؟ چاپستیکه بیرون نمیاد؟
چیزی توشه؟
.عه یوکانه
Dead Son :مترجم
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
گولدن کامویی
اپیزود چهل و هشت مادر بی نظیر
من از اون مردای سنگدلی نیستم .که بتونم سوگیموتو سایچی رو بکشم
اصلاً میشه کسیو که قبلاً تو سرش تیر زدن و زنده مونده رو کشت؟
،حتی اگه بکشمش هم .آسیرپا به حرفم گوش نمی کنه
نه، ستوان تسورومی هرکاری .واسه مقرآوردنش میکنه
کاری که من می کنم آسیرپا رو بدبخت می کنه
هوچی خوشحال میشه اگه نوه اش رو بهش برگردونم، ولی نوه اش یه نسخه
شکسته و خالی باشه؟
،میتونم تا وقتی که تب طلا بخوابه فقط وانمود کنم که دنبالشم
...ولی ممکنه سالها طول بکشه
تمام این مدت، نمیتونم اینکارمات ...یا بچه تازه به دنیا اومده ام رو ببینم
یعنی تنها انتخابم پیدا کردنشه؟
نُه ماه شده، درسته؟
.دیگه هرلحظه ممکنه به دنیا بیاد
...با انحناهای عجیبی که بدنت داره
حتی اگه بخورمت هم نمیتونم شبیهت بشم
وقتی بهت نگاه می کنم، یاد مادرم می افتم، زمانی که باردار بود
.همون چیزی بود که دنبالش بودم
توی ذهنم، حتی با شکم بادکرده هم بی نظیر بود
،و فکر می کردم اونم مثل مریم مقدس وقتی بچه اش رو در آغوش بگیره بی نظیر میشه
ولی از روی پله ها سُر خورد و افتاد و بچه اش سقط شد
میخوام کمکت کنم بچه ات رو به دنیا بیاری
.باعث خوشحالیمه
من زندگیمو به تو مدیونم
!پس جفت جنینتو بده من
!شنیدم خیلی مغذیه
.میدونستم میای
اگه از اونایی که توی بیمارستانن بپرسم
،که اینکارمات رو کجا بردن تسسورومی می فهمه که اومدم اینجا
میدونم اگه دنبالش گشتن ممکنه تو خطر بندازتش، نباید این کارو بکنم
فروشگاه ناکاگاوا
یعنی دارم خودخواه بازی درمیارم؟
منحرفه اینجاست
ریشه ایکِما؟
،یه منحرف با ممه و کون بزرگ
که شبیه یه خرس پشمالوئه و هی اطراف بیمارستان ول می گرده
تو تانیگاکی-سانی، درسته؟
پدرم توی اون بیمارستانه در نتیجه رفت و آمدم زیاده
اینکارمات-سان ازم خواست که این پست کارت رو به یه خرس منحرف بدم
(منظره بندر اوتارو (هوکایدو
...این
(منظره بندر اوتارو (هوکایدو
نتونستم آسیرپا رو به هوچی برگردونم
بی مصرفم، که یعنی باید فرار کنم
ولی میخواستم حداقل پیش تو و بچه امون باشم
حتی اگه این کار، همه مونو توی خطر بندازه
اون پست کارتو به امید اینکه بیای برات گذاشتم
برای تو خطر افتادن آماده ام
گروهبان تسوکیشیما، نگهبانتون رفته حموم
،حموم رفتنش اصولاً طول می کشه ولی عجله کن و زود آماده شو
!ساکت باش
....صدای پوتین های یه سرباز
...از طبقه دوم
اگه اینجایی، پس یعنی تصمیم گرفتی از دستورات ستوان تسورومی سرپیچی کنی
انتخابش با تو بود، سرباز تانیگاکی
اینکارمات، از روم برو کنار
،اگه عدالت به نظر تو، تسوکیشیما نیسپا این شکلیه، پس باید اول منو بکشی
فرار کن
برای دوساعت نمیتونه از جاش تکون بخوره
تا جای ممکن از اینجا دور شو
داری از خودت می پرسی که یه قاتل خودخواه مثل من چرا چنین کاری می کنه؟
.اینکارمات-سان قراره بی نظیر شه
لطفاً فرصتت برای دیدن این صحنه رو از دست نده، تانیگاکی-سان
...ایناگا-سان
.بریم
.برو
چرا استوار کویتو چنین کاری کرد؟
شاید واسه این گذاشت بریم که وقتی توی بستر بیماری بود سرنوشتشو گفتم
...البته این کافی نیست
...لااقل نه برای کویتویی که من میشناسم
اینکارمات، حالت خوبه؟
سردته؟
چی شده؟ شکمت درد میکنه؟
...سوارِ اسب بودن
.ببخشید، زیادی عجله کردیم
به بیرون شهر رسیدیم
بیا یه کم توی اون خونه متروکه استراحت کنیم
.صبر کن. آتیشو راه می اندازم
.کانیگاکی نیسپا، سرت داره خون میاد
.اینم از این
.یه کم دیگه استراحت کنیم بعد می ریم
دیگه باید بریم
پات خیلی بد داره خونریزی میکنه
دوتا گلوله آخری بدجوری پامو داغون کردن
اینقدر توی هول و ولایِ فرار بودم که حواسم بهش نبود
!این بده
.اینکارمات، از پشت خونه برو بیرون
!عجله کن! عجله کن
!تانیگاکی نیسپا
حالت خوبه، اینکارمات؟
.صبح شده
،ولی به خاطر اسلحه ام .ریسک نمی کنه و جلوتر نمیاد
،اگه بتونیم به کوهستان برسیم .دیگه میتونیم از دستش خلاص شیم
.من کوهستانو بهتر از اون می شناسم
چی شده؟ دنبالمونه؟
.فکر کنم کیسه آبم پاره شده
ببخشید که بعد از تموم کارایی که برامون کردی اینطوری جوابشونو میدم
.منو ببخش
خب پس یه کاری کرد که رد خون اسبشو .دنبال کنم
طاقت بیار، اینکارمات
طاقت بیار
!چیزی نیست! من پیشتم !تو میتونی
!من حالم خوبه
.هوچی... معذرت میخوام... من برگشتم
گلدن کاموی
یه نفر از منطقه هفتم این روستا رو زیر نظر داره، درسته؟
مادرِ اوسوما
نگران نباش
هرشب شوهرم مستش میکنه
حتی اگه اوسوما با پا بره روی صورتش هم بیدار نمی شه
هوچی داره چیکار میکنه؟
داره با لمس کردن سعی میکنه .بفهمه بچه پسره یا دختر
میگن اگه پسر باشه، باید بچه رو به صورتی که سرش پایین باشه به دنیا بیاری
و دختر هم برعکس، وگرنه .عمرشون کوتاه خواهد بود
یعنی با لمس کردن شکمش می تونی بفهمی؟
راستش سایز استخون های لگن تعیین کننده هستن
با این حال، تعداد کمی .هستن که میتونن این کارو کنن
اون میگه خدای شخصیش که پشت گردنش زندگی می کنه این چیزا رو بهش میگه
هوچی از وقتی نوزده سالش بوده قابلگی می کرده
.دیگه یه قابله، یا ایکونکارماتِ بازنشسته ست
.آسیرپا رو هم خودش به دنیا آورد
.خیلی خب، به تو می سپارمش
گروهبان تسوکیشیما از این .داستان خبر داره
می فهمه که اینجاییم .و میاد دنبالمون
.تو کوهستان باهاش می جنگم
نه، تانیگاکی نیسپا
باهاش نجنگ
.برمی گردم. من رویین تنم
!تو رویین تن نیستی. فرار کن
!چی؟
!صبر کن
فقط منو بکش! به اینکارمات .و بقیه آسیبی نزن
سرباز تانیگاکی، از خیلی وقت پیش تصمیم گرفتی انتخابای اشتباه انجام بدی
No comments yet. Be the first to leave one.