Biao Ren: Blades of the Guardians

Biao Ren: Blades of the Guardians

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Blades of the Guardians - 03 [AioFilm com]
Komentář od AioFilm
🔷 آیوفیلم تقدیم میکند | Slim Shady :مترجم 🔷

Tagy

other
Zveřejněno: 2023-06-20
Stažení: 5
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 157 řádků.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

افراد زیر هجده سال لطفا با اجازه والدین این اثر رو تماشا کنند !سن پیشنهادی جهت تماشای اثر هجده سال به بالا

وی ژی

دی تینگ

،ارشد دی تینگ

یه دستور از بالا اومده که باید بقیه ماموریتا رو کنار بذاریم

و یه مرد از دشت مرکزی همراه یه بچه .سه یا چهار ساله رو تعقیب کنیم

،و اگه عدالت رو در موردش بتونیم اجرا کنیم

،میتونیم دوباره به عنوان محافظای شیائوچی برگردیم

.بنظر این شخص مهمه

اون بچه

.معلوم شد که زنده ست

ارشد دی تینگ، شما از این جریان خبر داشتید؟

!البته

محافظای شیائوچی به خاطر اون به این وضعیت

.دچار شدن

،برگرفته شده از کمیک جدید ژو ژیانژی عنوان گرفته «شمشیرهای نگهبانان»

،تماما سیاه پوشیده

.و یه بچه هم باهاشه

.اشتباه نکردیم

.خودشه

،بچه ها

!بریم

.دائو ما 50000 سکه می ارزه

.پس سرتو میگیریم

!بزنید

.کل مسیر دنبالمون کردن

.وحشتناکه

.50000

.حتی منم میخوام خودمو بخاطر این پول دستگیر کنم

!برین

=قسمت سوم=

!دنبالش کنید

!راهزنای اسب سوار، گورتونو گم کنید

.این شکار ماست

.هرکی اول بیاد، میگیرتش

!بچه ها، بریم

!میکشمت

!میکشمت

!برین

!برین سراغش

.نذارید در بره

.شیائو چی

.گوش کن

.هی ژینگ خسته شده

.باید سفت بهم بچسبی

،اگه هی ژینگ افتاد

.اسب اونا رو میگیرم

.باید سفت بهم بچسبی

میفهمی؟

!زودباش

.دوست قدیمی

.میتونیم از اینجا بریم بیرون

.تنهات نمیذارم

.دارم نزدیک تر میشم.

!دارم نزدیک تر میشم

،دائو ما

.جلو رو ببین

.یه گروه دیگه اومدن

.این ماه خیلی معروفم

،شیائو چی

!سفت بچسب

!برو

!هی ژینگ

!بزنید

،دائو ما

.باهام بیا

.پدرم منتظرته

گفت

.یکی هست که میخواد ببینتت

!آیویا

!آیویا برگشته

!آیویا

!آیویا

.چقدر چهره جدید

،حتی اگه واسه خوش آمد گوییمم باشه

.انقدر لازم نبود

.شما دخترا واسم کافی هستین

یه مهمان خاص

.تازه اومده

.واسه همین نیروی بیش تری استخدام کردیم

مو کجاست؟

.ندیدمش

پدر دستور داد همه کار ها رو ول کنم

.بخاطر همین بازار تعطیل شده

.دیگه خودش رو نشون نمیده

،فقط یه مدت کوتاهی نبودم

.اما انگار همه چی تغییر کرده

،بعضی چیزا

.هیچوقت تغییر نمیکنن

،اوضاع عوض میشه

.دختر کوچولو

.اوضاع عوض میشه

.دختر کوچولو

.خیلی خب

بیا در مورد این مهمان خاص صحبت کنیم

طرف

.از تو هم عجیب تره

.پدرم بهش میگه ژی شیلانگ

،آیویا

.رئیس مو تو اتاق مخفی منتظر شماست

.باشه

،پدر

.برگشتیم

،دائو ما

.تو مسیر سختی زیادی کشیدی

.چیز مهمی نیست

بازم خوشحالم که دخترا

.هوامو داشتن

.عالیه

دائو ما؟

ژی شیلانگ گفت

ژی شیلانگ

.این اسم مستعارت توی محافظین شیائوچی پادشاهی سوی بوده

.زیاد میدونی

ژی شیلانگ اینو هم میدونه

در گذشته یه جوان ناشناس

.از یه روستایی اومد

.اون مهارت فوق العاده ای داشت

.جاه طلبی داشت

.مهارتشو، تو جنگ نشون داد

،بعد از اینکه پادشاهی سوی دشت مرکزی رو متحد کرد

به محافظ شیائوچی ارتقا پیدا کرد

و عنوان

.دائو ما بهش داده شد

ژی شیلانگ حتی میدونه این شیائوچی

.توی چانگ آن بدنیا اومده

.بهم بگو

تو

تو کی هستی؟

ژی شیلانگ کیه؟

،دائو ما

!بس کن

.اسم من مهم نیست

چیزی که مهمه

.اینه که اومدم کمکت

،میدونم

توی این سه سالی که ،تو مناطق غربی سرگردون بودی

.همیشه میخواستی برگردی

،حالا

.میتونی به آرزوت برسی

،دائو ما

.تو ژی شیلانگ رو تا چانگ آن همراهی میکنی

انگار

.از ژی شیلانگ زیاد خوشت نمیاد

.مجبور نیستم خوشم بیاد

.از اینجا تا چانگ آن راه زیادیه

.بهش عادت میکنی

فکر خوبی نیست بذاری یه آدم تحت تعقیب

همراهیش کنه، نه؟

یا

.شرایط اونم مثل منه

پس باید مخفیانه عمل کنه؟

.همه چی پیچیده ست

.داستانش طولانیه

.پس هیچی نگو

،دائو ما

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left