Prvních 155 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
افراد زیر هجده سال لطفا با اجازه والدین این اثر رو تماشا کنند سن پیشنهادی جهت تماشای اثر هجده سال به بالا!
جهان پر از هیاهوست
همه و همه برای سودبردن
تیغهای نگهبانان
برگرفته شده از کمیکی با همین نام به اهتمامِ شو شیانژه
جهان پر از غوغاست
همه و همه برای منفعتطلبی
تیغهای نگهبانان
اپیزود 4
اکتبرِ سومین سالِ دایه در مناطق غربی
،دائو ما
کی میتونیم استراحت کنیم؟
.خسته شدم
.یه ساعت پیش استراحت کردیم
به اون میگی استراحت؟
فقط آب و
غذا خوردن؟
.معلومه
.باهات موافق نیستم
منظور من
.یه تفرجگاهِ بین راهیه
سرپناه داشته باشم
.که دیواراش جلوی باد رو بگیرن
.و بتونم یه کاسه سوپ داغ بخورم
.بعدش با آب داغ حموم کنم
بعدم برم رو تخت و پتو رو تا ته .بکشم رو خودم
یه خرده هم واسه خوش گذرونی .مشروب بزنم
به این میگن استراحت
این که استراحت نیست
.رویاست
.منم شدم کیف پول متحرک
.آره، میدونم
آدما واسه پول میمیرن
.پرنده ها برای غذا
همه هم که دنبال سرتن
.سرتم پنجاه هزار سکه می ارزه
.تو که میدونستی
پس چرا منو برای اسکورت کردنت انتخاب کردی؟
چون برای اسکورت نیاز به کسی داشتم
که مهارت بالایی داشته باشه
.و همه جا رو خوب بشناسه
به راحتی میتونه یه جای خلوت رو پیدا کنه و ما هم با امنیت به حرکتمون ادامه بدیم
،مهم ترین چیز اینه که
.هیچوقت بهم خیانت نمیکنه
قبولم داری؟
.البته
همیشه تحسینت میکنم
،دائو ما
.یه چیز خاصی توت هست
.خوبه
.حالا خفه شو
.من تعیین میکنم کی استراحت کنیم
.من تعیین میکنم کی راه بیافتیم
فهمیدی؟
.فهمیدم
.ولی همچنان نیاز به استراحت دارم
.تو خیلی بامزه ای
،به نظر میاد خیلی ضعیفی
.و نمیتونی خیلی راه بری
چطوری میخوای قدرتو سرنگون کنی؟
.من فقط یه روشنکنندهام
،به عنوان یه روشنکننده
.نیازی نیست قدرتمند باشم
روشنکنندهای؟
منظورت از این حرف چیه؟
با خودت آتیش داری؟
.احساسات عامه، مهمه
،خشمی بین مردم هست
،که من شعلهورش میکنم
و این آتش، از دشت های مرکزی رو
تا لیائودونگ و موبی
.و سانت به سانت بیابون ها رو میسوزونه
،و در آخر
.دنیایی از شکوفه خلق میشه
،دائو ما
تاثیر گذار گفتم، نه؟
،شیائو کی
یادت باشه که
با دیوونه ها حرف نزنی
ممکنه بهت سرایت کنه
پس تو چرا باهاش حرف میزنی؟
.چون برای بزرگترا مشکلی پیش نمیاد
،دائو ما
یه روزی
یه روزی
.منو درک خواهی کرد
!عالیه
.یه کالسکه ست
.دلم میخواد تو کالسکه بشینم
!برو
.وایسا
.منم میام
.دوبرابر پول کرایهتو میدم
!برو
!برو
.خیلی خب، آیویا
سلاحتو بیار پایین
به راهمون ادامه میدیم
یادت باشه
با غریبه ها حرف نزن
نمی دونی ممکنه چی توی اون کالسکه مخفی شده باشه
فقط دلم میخواد
.توی کالسکه بشینم
.مزخرف نگو دیگه
.اسبتو برون
،عزیز دلم
واسه دستگیر کردن ما چه قدر گرفتی؟؟
هزارتا؟
یا هزار و دویست تا؟
.حرف بزن
گاوی مگه؟
میدونی باهامون چیکار میکنه؟
،پوست صورتمونو میکَنه
و دست و پاهامونو قطع میکنه .اما جلوی خونریزی رو میگیره
.بعد یه روز کامل میذارتمون زیر آفتاب
در نهایت هم تیکه تیکه مون میکنه و .به خورد سگا میده
.چه بدبختیه
.ازش خوشم نمیاد
.فقط دلم میخواد ازش دور باشم
...ولی
.تو فرق داری
تو خوشتیپ ترین
.کسی هستی که تا الان دیدم
اگه بتونی
،آزادم کنی که برم
.هرکاری بگی برات میکنم
.دارن میان
دلت نمیخواد بدونی که
چرا همه برام سر و دست میشکنن؟
میتونی آزادم کنی و بفهمی
بازی کردن با من
.قیمتش خیلی بالاست
.داره میکشتم
!برای محافظ
بر.1
!برو
،دائو ما
توام شنیدی دیگه؟
.همون کالسکه ههست
!برو
،دختر کوچولو
.دنبالم بیا
.فکر کنم قراره تو کالسکه بشینیم
.منتظرم بمونید
.اسکورتتو تنها نذار
.خیلی درد دارم
خدا
.خواهد آمد
ترس
.در تاریکی دوام می آورد
چی کار داری میکنی؟
پس ما نیز میخوانیم و
.طلب می کنیم
بس کن
No comments yet. Be the first to leave one.