Prvních 200 řádků.
...آنچه گذشت
.باید با "اندرو لزلی" حرف بزنم
...عمراً ما با اون آدم عقدهای
.از خود راضی و نچسب حرف بزنیم
...اگه این کارو برام بکنی
.میبرمت یکی از این سالنهای هدیهی گلدن گلوب
.بیشتر بگو
.این فوق العادهست
...خندهدار و پرمحتواست
.و تمام روز این چیزا رو میشنوین
خب درست میگفتم؟
عالیه، نه؟
.- خیلی خوبه .- خدایا
.بگو اون برنامهی کوفتی داره گیرمون میاد دیگه
...احتمالاً اشتباه فجیعیـه
...و مطمئنم روزی میاد که
...وقتی ازش پشیمون بشم
!پس جواب مثبت ـه
کاری که لازمه بکنیم .اینه که به کم کردن هزینههات رسیدگی کنیم
...حمایت از کودک، نفقه
.راستیتش، اون یکی داره شرش کنده میشه
.همسر سابقم داره دوباره ازدواج میکنه
.خب، این پسانداز خیلی زیادی میشه
.تبریک میگم
با "آلی" به کجا رسیدیم؟
.- تمومه - خب همین؟
همین... تمومه؟
.آره، تمومه
!خدایا
الان داری گریه میکنی؟
.خیلی آدمو ناراحت میکنه
.خب ببینین
.اول چشمای آقای قورباغه رو میکشی، اینطوری
.حالا یه چونه میکشی
...چندتا پا میخواد
.و یه دهن
...و خیلی تعجب کرده که
!اصلاً قورباغه نیست
اون یه... چــی؟
چیه؟
.یه پیامی از "تیم ویتیک" اومد
.توی شهره
.میخواد باهامون ناهار بخوره
با "ما" یا با "تو"؟
.ممکنه "ما" باشه
.- عزیزم اون از من متنفره .- نیست
.توروخدا
...از نظر اون، اگه سروکلهی من پیدا نشده بود
.شما هنوزم با هم نویسندگی میکردین
."بهم میگه "یوکو
."بهت نمیگه "یوکو
...خب، معلومه جلوی روم نمیگه ولی
...خیلیخب، تا حالا اینو بهت نگفتم
.چون میدونم میگی دیوونهم
،ولی هر دفعه که منو میبینه ...یه جوری پیش میره
.که کلمهی "اُنو" رو بیاره وسط حرف زدنمون [[فامیلی همون هنرمند ژاپنی
"."اُ، نـه
.آره دیوونهای
هنوز اونجایین؟
.معلومه که اینجاییم
.از راه دیگهای که نمیشه رفت بیرون
.از دفتر "شان" و "بورلی" زنگ زدن
."آیلین جفی" روی خط یک ـه
.سلام
خب دارین میمیرین؟
.تقریباً هر روز
."جدی دارم میگم، صحفه اول "تریدز
- چی؟ - هنوز ندیدینش؟
.نه
یه متن کامل دربارهی شماست که .دارین سریال رو میفروشین
"وندی"، "تریدز" هنوز نرسیده؟
کدوم قطار؟
.""تریدز
."وایسا "آیلین
.اینو ببین
.باورم نمیشه ندیدینش
.باورم نمیشه این عکس مسخره رو گذاشتن
.انگار توی یه گروه پسر شکستخوردهـم
.عکس رو بیخیال، برو حال کن
...مستقیماً درخواست یه فصل سریال دادن
الان 300 تا نویسندهی تلویزیون هستن .که امروز ازتون متنفرن
.بهتر از این نمیشه
.تو عکس مثل گروه "انوی" شدی [[یه گروه راک
.خیلیخب، من دارم میرم
.تبریک میگم، که احتمالاً شما نمیگین
.- خدافظ .- ممنون
،رئیس تازه انتخابشدهی شبکه ..."هلن بش" میگوید
از اینکه با همچین فیلمنامهی باکیفیتی .کار میکنیم، هیجانزدهایم
."ممنون "هلن
.راه برگشتی نداریم
جداً نمیتونی ازش لذت ببری؟
.نمیتونم هم لذت ببرم، هم خودم باشم
.خیلیخب
،از بین یک تا ده این چقدر میتونه بد باشه؟
..."- "مارک لوپیدس .- پنج
...میخواد بیاد و یه برنامه راه بندازه
.- هفت .- احتمالاً منم میخرمش
میشه ده، نه؟
- چی میخواد راه بندازه؟ .- خبر ندارم
ولی میدونی میخوای بخریش؟
.یجورایی مجبورم
چون که...؟
.اولین کارم رو اون بهم داد
.امکان نداره
.آره، پس یجورایی بهش مدیونم
.حداقل خودش اینو گفت
باهاش حرف زدی؟
.من گوش دادم، اون التماس کرد
.خیلی توپ التماس میکنه
.باور کن خبر دارم
.نه، نه
...منظورم
.اون نبود
...چیه؟ ببین، من
...نمیدونم چی شنیدی
شنیدم 5 سال طول کشیده .و وقتی رفته تموم شده
.پس اطلاعاتت خیلی رفته بالا
.بنظرم باید یه کاری بکنم .یعنی، کل زندگیش به گند کشیده شده
،اول اخراج شدن، بعدم طلاق ."حالا هم جریان "لری پنزل
وای خدا، اونم تو این جریان بوده؟
.گمونم نقش مهمی هم داشته
پس با اینجا بودنش مشکلی نداری؟
.به هیچ وجه
.چیزی نمیشه، راست میگم
...- از بین یک تا ده چقدر راست .- بذار بگیم دو
.کفایت میکنه
.دوربین آماده
...صدا و
.حرکت
چی بگم؟
.""صبح بخیر
.صبح بخیر
،اگه میتونستین بخونین .میدیدین که کتابخونه بستهـس
چی بگم؟
"."خب شنیدم تو و برادرم با هم خوش گذروندین
.خب شنیدم تو و برادرم با هم خوش گذروندین
.حدود سه دقیقه
.متاسفانه، قرار سه ساعت طول کشید
چی بگم؟
،هی، اون آدمی که نه فقط داخل یکی ...نه فقط داخل دوتا
...بلکه توی پنج تا ایمیل
...بهت هشدار داد
که یکی از اونا از این شکلکهایی که انگشت تکون میدن توش بود؟
.هی، بهت که هشدار دادم
شوخیت گرفته؟
چی بگم؟
.نه پفیوز، الان نوبت منه
.توی کُل قسمت 6 تا خط داشتی
- کی اهمیت میده بابا؟ - خدایا
.هیچکسی این چرتوپرت رو نمیبینه
.وقت کوفتیمو صرف اینکار نمیکنم
میشه ادامه بدیم؟
- میخوای فیلمنامه رو ببینی؟ .- نه نمیخوام
.و حرکت
- چی بگم؟ !- حرومزاده
!کات
.خیلیخب، گمونم فیلمو گرفتیم
.حتی به آخر صحنه هم نرسیدیم
.مهم نیست، همین کافیه
جریان دربارهی رفتن به اون سالن هدیهی مسخره با "مت"ــه؟
.باید قبل از اینکه جنسهای بدردبخور رو ببرن، برم اونجا
.بنظر من برای نهار کارو قطع کنیم
واقعاً؟
.ظاهراً، همین الانم کارمون قطع شده
.خیلیخب، همگی برین نهار
منتظر چی هستی؟ .برو عوض کن، برو برو
.خیلیخب، باید سعی کنی آروم باشی
.دارم تلاش میکنم الان
!برو دیگه
.اون "تیم"ــه
.- گندش بزنن !"- "تیم
چطور "گندش بزنن" بهت اینو میفهمونه که میخوام بیاد اینجا آخه؟
.- "تیم"ــه .- سلام بر شما
.و شما
.خیلی خوشحالم میبینمت
.شما دو تارو نیگاه برای خودتون کسی شدین
.به بدبختی البته
...این ایمیل ـه رو خیلی دوست داشتم بیا سر صحنه منو ببین..."
".توی رستوران استودیو یه چیزی میخوریم
.مثل فیلم "بلوار سانست"ــه
بازم بیشتر وقتا، مثل "ویلیام هلدن"ـیم .که روی آب استخر، مُرده افتاده
.بگذریم، از دیدنت خیلی خوشحال شدم
چیه؟ همراه ما نمیای؟
.کاش میتونستم بیام
.متاسفانه، با "مت لیبلانک" یه کاری دارم
.اُ، نـه
.وایسا
همه چی توی این سالن مجانیـه؟
.سالنها
.این تازه اولیه
.وای خدا جون
.مثل وقتیه که فیلم "جادوگر شهر اُز" رو رنگی میسازن
."سلام، "مت لیبلانک" و "بث ونیک .ما رو بذارید توی لیست
.حتماً، خوش اومدید
حالا چی میشه؟
...خب، حالا میریم میگردیم
.و اونا هم بهمون چیز میز میدن
No comments yet. Be the first to leave one.